سفید شدن موها فقط به ژنها بستگی ندارد
به گزارش خبرگزاری آنا؛ پژوهشهای ژنتیکی نشان دادهاند که سفیدشدن مو یک ویژگی ساده با یک «ژن سفیدشدن مو» نیست، بلکه حاصل فعالیت شبکهای از ژنهاست که تولید رنگدانه، حفظ سلولهای بنیادی رنگساز، ترمیم آسیبهای سلولی و پاسخ فولیکول مو به فشارهای درونی را تنظیم میکنند. به همین دلیل، ژنتیک میتواند تعیین کند یک فرد آمادگی بیشتری برای سفیدشدن زودهنگام داشته باشد یا دیرتر وارد این مرحله شود، هرچند ژنها تنها عامل تعیینکننده نیستند.
رنگ مو در ظاهر ویژگی سادهای است، اما در سطح سلولی نتیجه فعالیت مجموعهای از سلولها و مولکولهاست. در پایه فولیکول مو، سلولهایی به نام «ملانوسیت» (Melanocyte) رنگدانهای به نام «ملانین» (Melanin) تولید میکنند و آن را در ساختار در حال رشد مو قرار میدهند. تا زمانی که این سامانه بتواند در هر چرخه رشد مو سلولهای رنگساز کافی و مقدار مناسبی از رنگدانه تولید کند، مو رنگ طبیعی خود را حفظ میکند. با افزایش سن، این سامانه ممکن است بهتدریج ضعیف شود؛ اما سرعت این کاهش عملکرد در همه افراد یکسان نیست و بخشی از تفاوت میان افراد از تفاوتهای ژنتیکی سرچشمه میگیرد.
ژنتیک یک زمان دقیق برای سفیدشدن مو تعیین نمیکند
یکی از مهمترین نکات درباره ژنتیک سفیدشدن مو این است که نباید تصور کرد یک ژن مشخص، مثلاً در یک سن معین، فرمان سفیدشدن مو را صادر میکند. شواهد علمی نشان میدهند که این ویژگی عمدتاً «چندژنی» (Polygenic) است؛ یعنی مجموعهای از تفاوتهای ژنتیکی، که هر کدام ممکن است اثر کوچک یا متوسطی داشته باشند، در کنار یکدیگر احتمال و زمان سفیدشدن مو را تغییر میدهند.
مطالعات خانوادگی و دوقلوها نیز نشان دادهاند که زمینه ژنتیکی سفیدشدن مو قابل توجه است. در برخی پژوهشهای دوقلویی، بخش بزرگی از تفاوت میان افراد از نظر میزان یا زمان سفیدشدن مو به عوامل ژنتیکی نسبت داده شده است؛ با این حال، پژوهشهای ژنومی جدیدتر نشان دادهاند که ژنهای شناختهشده تاکنون تنها بخشی از این تفاوت را توضیح میدهند. بنابراین، نمیتوان گفت که ژنتیک بهتنهایی سرنوشت رنگ مو را تعیین میکند. ژنتیک بیشتر شبیه مجموعهای از تنظیمکنندههاست که حساسیت دستگاه رنگسازی مو را به فرایندهای وابسته به سن و آسیب سلولی تغییر میدهد.
سلولهایی که باید رنگ مو را حفظ کنند
بر اساس مطالب مجله «نیچر» (Nature) برای فهم نقش ژنتیک، باید به «سلولهای بنیادی ملانوسیتی» (Melanocyte Stem Cells) توجه کرد. این سلولها ذخیرهای از سلولهای اولیه هستند که در فولیکول مو قرار دارند و در طول چرخههای رشد مو میتوانند به ملانوسیتهای فعال تبدیل شوند. ملانوسیتهای فعال همان سلولهایی هستند که رنگدانه تولید میکنند.
در حالت طبیعی، این سامانه باید میان دو کار تعادل برقرار کند: بخشی از سلولهای بنیادی را حفظ کند تا برای چرخههای بعدی باقی بمانند و بخشی دیگر را برای تولید ملانوسیتهای بالغ به کار بگیرد. اگر این ذخیره بهتدریج کاهش پیدا کند یا سلولهای بنیادی نتوانند بهدرستی به سلولهای رنگساز تبدیل شوند، تولید ملانین کاهش مییابد و مو به سمت خاکستری و سپس سفیدشدن میرود. پژوهشهای بنیادی در این زمینه نشان دادهاند که اختلال در نگهداری سلولهای بنیادی ملانوسیتی یکی از سازوکارهای مهم سفیدشدن مو است.
این موضوع توضیح مهمی برای تفاوت افراد ارائه میکند: تفاوت ژنتیکی ممکن است روی میزان پایداری این ذخیره سلولی، نحوه تقسیم و تمایز آن یا توانایی سلولها برای مقابله با آسیب اثر بگذارد. بنابراین، آنچه در نهایت به شکل یک تار موی سفید دیده میشود، نتیجه یک تغییر تدریجی در یک سامانه سلولی پیچیده است.
«IRF ۴»؛ یکی از مهمترین ژنهایی که با سفیدشدن مو ارتباط دارد
در میان ژنهایی که تاکنون با سفیدشدن مو ارتباط پیدا کردهاند، «عامل تنظیمکننده اینترفرون ۴» (Interferon Regulatory Factor ۴ یا IRF ۴) جایگاه ویژهای دارد.پژوهشهای منتشر شده در «ساینس دایرکت» (Science Direct)، نشان میدهند که این ژن در شبکهای قرار دارد که با تنظیم تولید رنگدانه ارتباط دارد. شواهد آزمایشگاهی نشان دادهاند که IRF ۴ با «عامل رونویسی مرتبط با میکروفتالمیا» (Microphthalmia-associated Transcription Factor یا MITF) همکاری میکند؛ MITF یکی از تنظیمکنندههای مهم فعالیت ژنهای مربوط به تولید رنگدانه است. یکی از این ژنها «تیروزیناز» (Tyrosinase یا TYR) نام دارد؛ آنزیمی که در یکی از مراحل کلیدی ساخت ملانین نقش دارد.
وقتی آسیب سلولی از توان ترمیم بیشتر میشود
یکی از محورهای مهم در سفیدشدن مو، «استرس اکسیداتیو» (Oxidative Stress) است. در فرایندهای طبیعی سلولی، مولکولهای واکنشپذیری تولید میشوند که اگر بیش از ظرفیت دفاعی سلول تجمع پیدا کنند، میتوانند به پروتئینها، غشاهای سلولی و DNA آسیب بزنند.
سلولهای رنگساز فولیکول مو نیز از این آسیبها در امان نیستند. پژوهشها نشان دادهاند که افزایش آسیب اکسیداتیو میتواند عملکرد ملانوسیتها و سلولهای بنیادی ملانوسیتی را مختل کند و در نهایت ظرفیت فولیکول برای تولید رنگدانه را کاهش دهد. از این منظر، ژنتیک میتواند از طریق ژنهای مرتبط با دفاع سلولی، ترمیم DNA و حفظ سلولهای بنیادی، میزان آسیبپذیری این سامانه را تغییر دهد.
این مسئله به توضیح یک تفاوت مهم کمک میکند: دو نفر ممکن است در یک سن قرار داشته باشند، اما سلولهای رنگساز آنها الزاماً در یک وضعیت زیستی نیستند. تفاوتهای ژنتیکی میتوانند تعیین کنند که این سلولها تا چه اندازه قادر به حفظ عملکرد خود، مقابله با آسیب و بازسازی ذخیره سلولی هستند.
چرا یک تار سفید ابتدا ظاهر میشود و بعد تعدادشان بیشتر میشود؟
سفیدشدن مو معمولاً یک اتفاق ناگهانی در کل سر نیست. کاهش تولید رنگدانه میتواند در فولیکولهای مختلف با سرعتهای متفاوت اتفاق بیفتد. هر فولیکول مو واحد نسبتاً مستقلی دارد و وضعیت سلولهای رنگساز آن الزاماً با فولیکول کناری یکسان نیست.
در مراحل اولیه، کاهش تولید ملانین ممکن است باعث ایجاد موهای خاکستری شود؛ زیرا هنوز مقداری رنگدانه وجود دارد. با کاهش بیشتر فعالیت سلولهای رنگساز، مو میتواند سفیدتر شود. پژوهشهای مربوط به زیستشناسی سفیدشدن مو نشان دادهاند که کاهش «ملانوژنز» (Melanogenesis)، یعنی فرایند ساخت ملانین، همراه با کاهش فعالیت آنزیمهایی مانند تیروزیناز و اختلال در انتقال رنگدانه به سلولهای سازنده ساقه مو رخ میدهد.
در نتیجه، سفیدشدن مو را باید یک فرایند تدریجی دانست که از تغییر در عملکرد دستگاه رنگسازی آغاز میشود و در صورت تداوم، میتواند به کاهش شدید یا از بین رفتن جمعیت سلولهای رنگساز منجر شود.
پژوهشهای جدید یک تصویر پیچیدهتر ارائه کردهاند
یکی از یافتههای مهم سالهای اخیر درباره سلولهای بنیادی ملانوسیتی این است که رفتار آنها بسیار پویاتر از تصورهای قدیمی است. پژوهشی در سال ۲۰۲۳ نشان داد که این سلولها میتوانند میان حالتهای مختلف سلولی جابهجا شوند و برای حفظ جمعیت خود و تولید سلولهای رنگساز جدید، به موقعیت و سیگنالهای محیط اطراف فولیکول وابستهاند.
این پژوهش همچنین نشان داد که با افزایش سن، بخشی از سلولهای بنیادی ملانوسیتی ممکن است در موقعیتی قرار بگیرند که دیگر نتوانند بهدرستی در تولید سلولهای رنگساز مشارکت کنند. به این ترتیب، مشکل تنها «کمشدن تعداد سلولها» نیست؛ گاهی سلولها وجود دارند، اما دیگر عملکرد مورد انتظار را انجام نمیدهند.
ژنها فقط مقدار یک پروتئین را تعیین نمیکنند؛ آنها در تنظیم رفتار سلول، ارتباط آن با محیط اطراف، تقسیم سلولی، تمایز و پاسخ به آسیب نیز نقش دارند.
پس چرا بعضیها خیلی زود سفید میشوند؟
پاسخ علمی، ترکیبی است. در فردی که سابقه خانوادگی سفیدشدن زودهنگام مو دارد، احتمال وجود زمینه ژنتیکی بیشتر است. اما این زمینه ژنتیکی بهتنهایی سن دقیق شروع سفیدشدن را تعیین نمیکند.
عوامل سلولی، وضعیت فولیکول، میزان آسیب اکسیداتیو، عملکرد سلولهای بنیادی، سلامت مسیرهای تولید ملانین و برخی عوامل محیطی میتوانند در کنار زمینه ژنتیکی بر زمان آغاز این فرایند اثر بگذارند. پژوهشهای مربوط به سفیدشدن زودرس مو نیز بر همین چندعاملی بودن تأکید دارند.
در برخی موارد نادر نیز تغییرات ژنتیکی یا بیماریهای ارثی که بر ترمیم DNA یا عملکرد سلولهای رنگساز اثر میگذارند، میتوانند با سفیدشدن بسیار زودهنگام مو همراه باشند. با این حال، سفیدشدن زودهنگام در بیشتر افراد به معنای وجود یک بیماری ژنتیکی مشخص نیست.
هنوز یک «ژن تعیینکننده سن سفیدشدن» پیدا نشده است
با وجود پیشرفت قابل توجه ژنتیک، دانشمندان هنوز نمیتوانند تنها با بررسی یک یا چند ژن، با دقت بالا بگویند فرد دقیقاً در چه سنی موهایش سفید خواهد شد. حتی ژنهایی که ارتباط آماری قدرتمندی با سفیدشدن دارند، تنها بخشی از تفاوت میان افراد را توضیح میدهند.
دلیل این محدودیت، پیچیدگی سامانه رنگسازی مو است. ژنها در کنار یکدیگر فعالیت میکنند و اثر آنها نیز به وضعیت سلول و محیط فولیکول وابسته است. به همین دلیل، پژوهشهای آینده احتمالاً بهجای جستوجوی یک «ژن سفیدشدن مو»، به دنبال درک شبکهای از ژنها و مسیرهای سلولی خواهند بود که در طول زمان باعث کاهش توان رنگسازی فولیکول میشوند.
سفیدشدن مو در نهایت داستان یک ژن نیست
آنچه در آینه به شکل چند تار سفید دیده میشود، حاصل تغییرات تدریجی در یک سامانه سلولی پیچیده است. ژنتیک در این میان نقش مهمی دارد؛ برخی گونههای ژنتیکی میتوانند فعالیت مسیرهای تولید ملانین، پایداری سلولهای بنیادی ملانوسیتی، پاسخ به آسیب و سلامت DNA را تغییر دهند. اما هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد یک ژن بهتنهایی ساعت سفیدشدن مو را تنظیم میکند؛ بنابراین تفاوت میان افرادی که زودتر یا دیرتر موهایشان سفید میشود، نتیجه تفاوت در یک «ساعت ژنتیکی» واحد نیست؛ بلکه حاصل تفاوت در شبکهای از عوامل ژنتیکی و سلولی است.
هرچه این شبکه بهتر شناخته شود، دانشمندان نیز تصویر دقیقتری از این پرسش به دست خواهند آورد که چرا رنگ مو در برخی افراد برای مدت طولانی حفظ میشود و در برخی دیگر زودتر از دست میرود. در حال حاضر، مهمترین پیام علم این است که سفیدشدن مو نه یک تغییر ساده در ظاهر، بلکه نشانهای قابل مشاهده از تغییرات عمیقتر در زیستشناسی سلولهای رنگساز فولیکول است؛ سلولهایی که سرنوشت رنگ مو را، بهتدریج و در طول زمان، رقم میزنند.
انتهای پیام/