در گفت‌وگو با آناتک بررسی شد

زخم‌هایی که بلاگری بر هویت کودکان به جا می‌گذارد

کودک بلاگر
تا به حال هنگام گشت‌وگذار در فضای مجازی با کودکانی مواجه شده‌اید که از زندگی روزمره خود بلاگری می‌کنند؟ شاید حضور گاه‌به‌گاه و بسیار محدود کودک در این فضا آسیب قابل‌توجهی ایجاد نکند، اما وقتی کودکی به‌طور حرفه‌ای بلاگری می‌کند و به‌طور مداوم در معرض نگاه و قضاوت هزاران مخاطب قرار می‌گیرد، آسیب‌هایی را نیز متحمل می‌شود. به گفته یک روان‌شناس، این قضاوت‌های مداوم می‌تواند به شکل‌گیری هویتی مخاطب‌پسند، پراکنده و نامنسجم شود.

بعد از گسترش شبکه‌های اجتماعی، این فضا مخاطبان کوچک و بزرگ بسیاری پیدا کرد و در حالی که عده‌ای از بزرگسالان با بلاگری از این فضا درآمدزایی می‌کردند، برخی کودکان نیز به تولیدکننده محتوا تبدیل شدند و بخش‌هایی از زندگی روزمره‌شان را با مخاطبان به اشتراک گذاشتند. این حضور مداوم در فضای مجازی، به‌ویژه زمانی که کودک همواره در معرض نگاه و قضاوت دیگران قرار دارد، می‌تواند بر زندگی او تأثیرات زیادی بگذارد. در ادامه منصور علی‌مهدی، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی، در گفت‌وگو با آناتک به شرح تاثیرات متعدد پدیده کودک‌بلاگری بر روان کم‌سالان پرداخت.

قرار گرفتن مداوم روبه‌روی دوربین از سنین پایین چه تاثیری روی شکل گرفتن هویت کودک می‌گذارد؟

هویت یک مفهوم روان‌شناختی است که شکل‌گیری آن از سنین ابتدایی آغاز می‌شود و اوج آن در افراد عادی و بهنجار، در بازه سنی ۱۲ تا ۱۸ سالگی است. زمانی که فرد در معرض توجهاتی قرار می‌گیرد که لزوماً با خود واقعی او همخوانی ندارد، رفتار‌ او به‌طور مستقیم با تشویق و تأیید بیرونی پیوند می‌خورد. در چنین شرایطی، خودارزشمندی کودک تحت تأثیر کامنت‌ها، لایک‌ها و تقویت‌هایی قرار می‌گیرد که از مخاطبان خود دریافت می‌کند.

این مسئله به مرور زمان می‌تواند خود واقعی فرد را تضعیف کند و نوعی توجه مثبت مشروط را به دنبال داشته باشد؛ به این معنا که اگر فرد رفتاری انجام دهد یا واکنشی نشان دهد که مورد تأیید مخاطبانش باشد و آنها به آن علاقه‌مند شوند، به انجام آن رفتار ادامه می‌دهد و آن رفتار به بخشی از هویت او تبدیل می‌شود. در مقابل، اگر واکنش‌های مخاطبان متناسب نباشد یا فرد تقویت مناسبی دریافت نکند، حتی ممکن است رفتاری که در اصل رفتار درستی بوده است، کنار گذاشته شود.

بنابراین، نخستین اتفاقی که رخ می‌دهد، ایجاد فاصله میان خود واقعی فرد، یعنی آنچه واقعاً هست و خودی است که عامه‌پسند یا مخاطب‌پسند است. این وضعیت در عمل می‌تواند فردی با هویتی پراکنده ایجاد کند که یکپارچه و منسجم نیست و خود فرد نیز در شکل‌گیری آن نفع و نقش مستقیمی ندارد. در چنین شرایطی، فرد بر اساس تأیید و تقویت‌هایی که از دیگران دریافت می‌کند، در موقعیت‌های مختلف تصمیم می‌گیرد و به همان شکل واکنش نشان می‌دهد.

اگر بخواهیم از منظر هویت به این مسئله نگاه کنیم، می‌توان گفت در بزرگسالی با نوعی هویت ضبطی مواجه خواهیم بود؛ یعنی هویتی که خودساخته و منسجم نیست. این نخستین پیامد یا عارضه‌ای است که فضای مجازی می‌تواند برای کودکان ایجاد کند، به‌ویژه کودکانی که در نقش بلاگر قرار گرفته‌اند و تحت تأثیر خانواده‌ها وارد مسیری شده‌اند که با نقش و هویت واقعی آنها همخوان نیست. این کودکان گاه به‌عنوان یک وظیفه و تکلیف وارد این مسیر شده‌اند. در نتیجه، نخستین پیامد روان‌شناختی این وضعیت می‌تواند ایجاد فاصله میان خود واقعی کودک و تصویری باشد که برای جلب رضایت و تأیید مخاطبان از خود ارائه می‌دهد. در چنین شرایطی، کودک به‌تدریج به‌جای تکیه بر خواسته‌ها و ویژگی‌های واقعی خود، رفتارهایش را بر اساس واکنش و تأیید دیگران تنظیم می‌کند و این مسئله می‌تواند به شکل‌گیری هویتی پراکنده و غیرمنسجم منجر شود.

زمانی که کودک به‌طور مداوم در معرض توجه و قضاوت مخاطبان قرار می‌گیرد، از او انتظار می‌رود عملکردی بسیار عالی و ایده‌آل داشته باشد و عملاً خطا یا اشتباهی نکند. این مسئله به مرور زمان می‌تواند این باور را در فرد ایجاد کند که از شکست خوردن یا اشتباهات خود به‌شدت دچار اضطراب شود

آیا کودکی که مداوم روبه‌روی دوربین قرار می‌گیرد دچار اضطراب اجتماعی یا استرس مزمن می‌شود؟

بله، طبیعتاً این اتفاق می‌تواند رخ دهد. زمانی که کودک به‌طور مداوم در معرض توجه و قضاوت مخاطبان قرار می‌گیرد، از او انتظار می‌رود عملکردی بسیار عالی و ایده‌آل داشته باشد و عملاً خطا یا اشتباهی نکند. این مسئله به مرور زمان می‌تواند این باور را در فرد ایجاد کند که از شکست خوردن یا اشتباهات خود به‌شدت دچار اضطراب شود.  در چنین شرایطی، فرد ممکن است در دو سر یک طیف قرار بگیرد. در یک سوی این طیف، فرد به یک کمال‌گرای منفی تبدیل می‌شود که تصور می‌کند همه چیز را باید بسیار عالی و کامل انجام دهد، زیرا از او انتظار می‌رود عملکرد بسیار خوبی داشته باشد. در سوی دیگر، با فردی مواجه هستیم که سرشار از اضطراب و تنش است و ترس از شکست خوردن و اشتباه کردن دارد.

این مسئله نیز تنها به فضای مجازی و زندگی فرد در این فضا محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند به سایر جنبه‌های زندگی او تعمیم پیدا کند. فرد در تمام مؤلفه‌های زندگی تلاش می‌کند نمونه و کامل باشد. با این حال، تفاوت این وضعیت با نوع دیگری از کمال‌گرایی در این است که در کمال‌گرایی مثبت، زمانی که فرد به دستاوردی می‌رسد، حتی اگر این دستاورد در فضای مجازی و از طریق تولید محتوا باشد، دریافت چند تأیید می‌تواند احساس ارزشمندی و اعتمادبه‌نفس او را تقویت کند، اما در کمال‌گرایی منفی که ریشه در اضطراب عمیق فرد دارد، حتی در صورت دستیابی به یک نتیجه مثبت نیز فرد احساس رضایت نمی‌کند. ترس از قضاوت شدن، طرد شدن، شکست خوردن و تلاش برای اینکه فرد در مسیر خود عملکردی عالی و کامل داشته باشد، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری برخی اضطراب‌های اجتماعی شود.

این وضعیت حتی می‌تواند تا جایی تعمیم پیدا کند که فرد از حضور در موقعیت‌هایی که در آن امکان مورد توجه، مشاهده یا قضاوت قرار گرفتن وجود دارد، اجتناب کند. در بلندمدت، این روند می‌تواند زمینه‌ساز نوعی اضطراب اجتماعی و حتی فوبیای اجتماعی شود. در مراحل ابتدایی ممکن است اضطراب اجتماعی یا اضطراب عملکردی ایجاد شود، اما در طول زمان می‌تواند به فوبیای اجتماعی تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که هر نوع بازخورد و قضاوتی موجب برانگیختگی اضطراب و تجربه سطح بالایی از تنش در فرد شود. 

کودکی که در فضای مجازی دیده شده و ممکن است چهره‌اش برای برخی افراد شناخته‌شده باشد، آیا ممکن است در محیط‌های اجتماعی مانند مدرسه، کلاس، باشگاه در دوست‌یابی دچار مشکل شود؟

زمانی که کودک در ابتدای این مسیر قرار دارد، توجه و حمایت اولیه‌ای که از طریق فضای مجازی دریافت می‌کند، به علت هیجان بالایی که ایجاد می‌کند، برای او جذاب است و از آن استقبال می‌کند، اما در بلندمدت، به علت اینکه کودک از عواقب و پیامد‌های این مسئله اطلاع ندارد، ممکن است مشکلات جدی برای او ایجاد شود. برای مثال، در ارتباط با مدرسه، زمانی که کودک در محیط مدرسه قرار می‌گیرد و با افزایش سن بیشتر در قضاوت می‌شود، برخی برچسب‌ها یا القابی که به او زده می‌شود، می‌تواند از نظر اجتماعی و روانی آسیب‌های زیادی برای او ایجاد کند. با این حال، در لحظه، به علت غلبه هیجان و دریافت توجه و تقویت، معمولاً به این پیامد‌ها توجهی نمی‌شود، اما در بلندمدت، این مسئله می‌تواند آثار اجتماعی و روانی بسیار مخربی ایجاد کند و یکی از پیامد‌های جدی حضور کودکان در فضای مجازی محسوب شود. 

فضای مجازی می‌تواند وابستگی ایجاد کند. مفهومی به نام اعتیاد به فضای مجازی یا اعتیاد به صفحات مجازی وجود دارد که زمانی اتفاق می‌افتد که فرد به‌طور پیوسته زمان قابل‌توجهی را صرف صفحات مجازی کند و این میزان استفاده عملاً جریان زندگی او را مختل کند. در چنین شرایطی، عملکرد‌های بین‌فردی فرد دچار مشکل می‌شود، روابط اجتماعی او آسیب می‌بیند و برخی مؤلفه‌های روان‌شناختی مانند اضطراب، افسردگی و ضعف اعتمادبه‌نفس نیز ممکن است به دنبال آن ایجاد شود.

بنابراین، زمانی که استفاده از فضای مجازی از حالت روتین و عادی خود خارج می‌شود، به‌ویژه زمانی که برای آن مرزبندی مشخصی وجود نداشته باشد، می‌تواند از یک استفاده عادی به نوعی اعتیاد تبدیل شود. این اعتیاد در مراحل اولیه می‌تواند عملکرد‌های مختلف زندگی فرد، از جمله عملکرد تحصیلی، بین‌فردی، خانوادگی و شغلی را مختل کند. از سوی دیگر، زمانی که فرد از این فضا کنار گذاشته یا از آن محروم می‌شود، ممکن است علائم روان‌شناختی مشابه آنچه در فرد وابسته به یک ماده مخدر دیده می‌شود، بروز پیدا کند؛ از جمله احساس سردرگمی، بی‌قراری، اضطراب، نگرانی و میل به چک کردن مداوم صفحات مجازی. این مسئله نیز موضوع جدی‌ای است که روان‌پزشکان و روان‌شناسان باید به آن بپردازند.

انتهای پیام/

ارسال نظر