آخرین اخبار:
19:12 15 / 06 /1405
آناتک بررسی می‌کند

تفاوت پلتفرم‌داری در فضای مجازی ژاپن و کانادا چیست؟

مدیریت فضای مجازی
کانادا و ژاپن با استراتژی‌های متفاوت، تلاش می‌کنند سلطه پلتفرم‌های آمریکایی را در خاک خود بشکنند. در حالی که کانادا بر جایگزینی لایه‌به‌لایه و حمایت مالی از استارتاپ‌ها متمرکز است، ژاپن با تکیه بر فرهنگ بومی و قوانین سخت‌گیرانه، اکوسیستمی جامع از سوپراپلیکیشن‌ها و نظارت‌های قضایی ایجاد کرده است.

به گزارش خبرگزاری آنا؛ دولت کانادا برای خروج از سایه غول‌های فناوری، هدفی جسورانه تعیین کرده است: رساندن سهم پلتفرم‌های بومی به ۳۰ درصد تا سال ۲۰۳۰ . این کشور به جای تمرکز بر یک حوزه خاص، در تمام لایه‌های دیجیتال به دنبال جایگزینی است تا وابستگی به شرکت‌هایی مثل گوگل، متا و آمازون را به حداقل برساند. در حوزه ارتباطات، «کانادا چت» (CanadaChat) به عنوان جایگزینی برای واتساپ و تلگرام معرفی شده است. در دنیای ویدئویی، «رامبل» (Rumble) با تمرکز بر شفافیت و عدم سانسور، رقیبی برای یوتیوب شده است و حتی در میان کاربران آمریکایی نیز محبوبیت یافته است.

تلاش کانادا برای استقلال سکویی تنها به شبکه‌های اجتماعی محدود نمی‌شود. در حوزه ادبیات و نشر دیجیتال، «وات‌پد» (Wattpad) پلتفرمی بومی است که نویسندگان تازه‌کار را بدون نیاز به ناشر رسمی به مخاطبان جهانی متصل می‌کند. در لایه‌های زیربنایی، «CanCloud» سعی دارد جایگزینی برای سرویس‌های ابری مایکروسافت و آمازون باشد تا داده‌های حساس ملی در سرور‌های داخلی نگهداری شوند. همچنین در حوزه تجارت الکترونیک، «ShopCanadian» برای حمایت از کسب‌وکار‌های محلی ایجاد شده است. برای مدیریت شهری نیز «OpenNorth» ابزاری برای تحلیل داده‌های باز در شهرداری‌هاست تا تصمیم‌گیری‌های دولتی بهینه‌تر شود.

سلطه فرهنگ و سوپر-اپلیکیشن‌های ژاپنی

ژاپن مسیر متفاوتی را طی کرده و بر پایه «تطبیق فرهنگی» و «حریم خصوصی» پیش رفته است. پلتفرم «لاین» (LINE) نمونه بارز این موفقیت است. لاین ابتدا به عنوان یک پیام‌رسان ساده آغاز به کار کرد، اما با بهره‌گیری از علاقه شدید مردم شرق آسیا به هنر انیمه و خلق کاراکتر‌های جذاب (Line Friends)، توانست در دل کاربران جای بگیرد. این پلتفرم اکنون به یک «سوپر-اپلیکیشن» تبدیل شده است که تمام نیاز‌های روزمره از پرداخت آنلاین، سفارش غذا و تاکسی اینترنتی تا خدمات درمانی و خرید اینترنتی را پوشش می‌دهد و ۸۹.۱ درصد از کاربران اینترنت ژاپن را به خود جذب کرده است.

ژاپن همچنین از صنعت قدرتمند بازی‌های رایانه‌ای خود برای پیشبرد پلتفرم‌داری استفاده کرده است. شبکه‌های اجتماعی بازی‌محور مانند «GREE» و «Mobage» با تمرکز بر موبایل و فروش کالا‌های مجازی (مانند لباس برای آواتارها)، محیط‌های ارتباطی جدیدی خلق کردند که کاربر را در دنیایی از بازی و اجتماع غرق می‌کند. حتی پلتفرم قدیمی «میکسی» (Mixi) در سال‌های اولیه توانسته بود محبوبیت فیس‌بوک و توییتر را در ژاپن به چالش بکشد و نشان دهد که کاربران ژاپنی، پلتفرم‌هایی را ترجیح می‌دهند که ویژگی‌های مرتبط با فرهنگ خاص آنها را داشته باشد.

سد قانونی در برابر غول‌های سیلیکون ولی

هر دو کشور از قانون برای کنترل پلتفرم‌های خارجی استفاده می‌کنند، اما رویکرد ژاپن تهاجمی‌تر و سخت‌گیرانه‌تر است. ژاپن شرکت‌هایی مثل گوگل، متا و توییتر را مجبور کرده تا دفتر مرکزی خود را در خاک این کشور ثبت کنند، در غیر این صورت با جریمه‌های سنگین قضایی روبه‌رو شوند. این اقدام برای این است که دولت ژاپن بتواند در برابر تخلفات شرکت‌های خارجی، قدرت اجرایی و جریمه‌های مالی داشته باشد . همچنین ژاپن با تصویب قوانینی در سال ۲۰۲۴، غول‌های رسانه‌ای را ملزم کرده است تا محتوای «افتراآمیز» را سریعاً حذف کنند و معیار‌های حذف پست‌ها را شفاف سازند.

در مقابل، کانادا بیشتر بر حریم خصوصی و امنیت داده‌ها متمرکز شده است. قانون «PIPEDA» در کانادا، پلتفرم‌ها را ملزم می‌کند که برای جمع‌آوری داده‌ها رضایت کاربر را بگیرند و در صورت رخ دادن هرگونه نقض داده‌ای، ظرف ۷۲ ساعت به دفتر حریم خصوصی گزارش دهند . سخت‌گیری در کانادا بیشتر در سطح ایالتی است؛ برای مثال ایالت کبک جریمه‌های تا ۲۵ میلیون دلاری برای نقض حریم خصوصی پیش‌بینی کرده و ایالت‌های آلبرتا و بریتیش کلمبیا بر ذخیره‌سازی داده‌ها حتماً در خاک کانادا تاکید دارند.

مدیریت محتوا و درس‌هایی برای زیست‌بوم دیجیتال ایران

مبارزه با اخبار جعلی در هر دو کشور به اولویتی حیاتی تبدیل شده است. ژاپن با ایجاد تیم‌های رصد اجتماعی در NHK، اخبار جعلی مربوط به بلایای طبیعی (مانند زلزله نوتو) را به‌صورت ۲۴ ساعته رصد و رد می‌کند . کانادا نیز از طریق «قانون پخش آنلاین» و «قانون اخبار آنلاین»، تلاش می‌کند تا محتوای بومی را ترویج دهد و شرکت‌های فناوری را مجبور کند تا بخشی از سود خود را به رسانه‌های خبری داخلی پرداخت کنند.

تجربه این دو کشور نشان می‌دهد که استقلال سکویی تنها با «ساختن یک اپلیکیشن» به دست نمی‌آید. مدل ژاپن ثابت کرد که ترکیب فرهنگ بومی با خدمات متنوع (مدل سوپر-اپلیکیشن)، سریع‌ترین راه برای جذب کاربر است. مدل کانادا نیز یادآور این است که بدون حمایت‌های مالی هدفمند (مانند ابتکار کانادای دیجیتال) و قوانین حمایتی از استارتاپ‌ها، رقابت با غول‌های جهانی غیرممکن است . برای ایران، تلفیقی از این دو مسیر یعنی «تولید محتوای فرهنگ-محور» در کنار «تنظیم‌گری هوشمند داده‌ها» و «توسعه خدمات جامع در یک پلتفرم»، می‌تواند کلید موفقیت در پلتفرم‌داری باشد تا کاربران نه‌تنها به دلیل ضرورت، بلکه به دلیل جذابیت فرهنگی و خدماتی، به سوی سکو‌های بومی جذب شوند.

انتهای پیام/

ارسال نظر