دیتاسنتر ۳.۲ میلیارد دلاری هوش مصنوعی، مسؤولیت شرکتها را پیچیده کرده است
به گزارش خبرگزاری آنا آتشسوزی خردادماه در یکی از ساختمانهای در حال ساخت Lake Mariner مسئله تقسیم مسئولیت در پروژههای بزرگ زیرساخت هوش مصنوعی را برجسته کرد. آتشنشانان محلی پس از ورود به ساختمان با نبود سامانه فعال اعلام و اطفای حریق و چند شیر آتشنشانی بدون آب روبهرو شدند و اسناد ایمنی مربوط به مواد موجود در ساختمان نیز ظاهراً در همان حادثه از بین رفته بود. کسی در آتشسوزی آسیب ندید و عملیات ساخت مجموعه نیز متوقف نشد، اما حادثه نشان داد وقتی چند شرکت با قراردادها و نقشهای متفاوت پشت یک دیتاسنتر قرار دارند، پاسخ به پرسش سادهای مانند «چه کسی مسئول است؟» میتواند پیچیده شود.
چهار شرکت با چهار نقش متفاوت
Lake Mariner روی محوطه یک معدن زغالسنگ سابق در نزدیکی دریاچه انتاریو و شهر سامرست در نیویورک توسعه پیدا میکند و یکی از بزرگترین پروژههای دیتاسنتری هوش مصنوعی این ایالت به شمار میرود. TeraWulf مالک و بهرهبردار مجموعه است، اما زمین را از شرکتی اجاره کرده که متعلق به مدیرعامل خود TeraWulf است. Fluidstack برای استفاده از زیرساخت محاسباتی قرارداد دارد و گوگل نیز بخشی از تعهدات اجاره Fluidstack را تضمین کرده و در مقابل اختیار خرید سهامی از TeraWulf دریافت کرده است. آنتروپیک نیز یکی از شرکتهایی است که تقاضای پردازشی آن از این زیرساخت تأمین میشود. اسناد TeraWulf تأیید میکنند گوگل برای پشتیبانی از تعهدات Fluidstack ضمانت مالی ارائه کرده و اختیارهایی برای خرید سهام این شرکت دریافت کرده است.
همین تقسیم نقش باعث میشود انواع مختلف مسئولیت روی شرکتهای متفاوت قرار بگیرد. TeraWulf مسئولیت ایمنی عملیاتی و آمادگی اضطراری مجموعه، از جمله سامانههای ایمنی و هماهنگی با نیروهای امدادی محلی را بر عهده گرفته است. Fluidstack در طرف دیگر رابطه قراردادی قرار دارد، گوگل بیشتر نقش پشتیبان مالی را ایفا میکند و آنتروپیک مصرفکننده ظرفیت محاسباتی است؛ بنابراین شرکتی که نام آن در نهایت روی مدل هوش مصنوعی یا سرویس ابری دیده میشود، لزوماً مالک ساختمان، مسئول شیرهای آتشنشانی یا طرف مستقیم قرارداد برق نیست.
پس از حادثه، TeraWulf اعلام کرد اقداماتی مانند نصب جعبههای دسترسی اضطراری، افزایش تعداد شیرهای آتشنشانی و آماده کردن بستههای قابل حمل اسناد ایمنی را در دستور کار قرار داده است. با این حال، رئیس آتشنشانی محلی در میانه مرداد گفته بود تا آن زمان برخی شیرهای آتشنشانی همچنان بدون آب بودهاند و اصلاح کامل وضعیت را مشاهده نکرده است. چنین اختلافی میان اقداماتی که شرکت اعلام میکند و آنچه نیروهای محلی در محل مشاهده میکنند، نمونهای از دشواری نظارت بر پروژهای است که با سرعت زیادی توسعه پیدا میکند.
مصرف ۵۰۰ مگاوات برق برای چند ده شغل
مردم سامرست تنها درباره ایمنی پرسش ندارند و یکی از موضوعات مهم، تعداد مشاغلی است که در مقابل منابع مصرفشده توسط پروژه ایجاد میشود. براساس اطلاعات ارائهشده در جلسه برنامهریزی سال ۲۰۲۴، توسعه کامل Lake Mariner میتواند تنها حدود ۳۵ تا ۴۰ شغل دائمی ایجاد کند، درحالیکه تقاضای برق مجموعه در نهایت میتواند به ۵۰۰ مگاوات برسد. این رقم با تعهدات اولیه سال ۲۰۱۹ تفاوت دارد؛ زمانی که در اسناد مرتبط با دریافت امتیاز برق برای همان پروژه از ایجاد ۱۶۵ شغل دائمی و ۸۵ میلیون دلار سرمایهگذاری سخن گفته شده بود.
اداره برق نیویورک تعهدات مربوط به برنامههای حمایتی را بهصورت سالانه بررسی میکند و در صورت محقق نشدن شرایط میتواند مزایا را تغییر دهد. بحث تعداد مشاغل دیتاسنترها در سطح ایالت نیز مطرح شده است؛ مقامهای نیویورک همزمان با بررسی مقررات تازه برای این صنعت به فاصله میان حجم سرمایهگذاری و مصرف زیرساختی این پروژهها از یک سو و تعداد محدود کارکنان دائمی آنها از سوی دیگر اشاره کردهاند. بخش بزرگی از اشتغال دیتاسنترها در مرحله ساخت ایجاد میشود و پس از پایان پروژه، تعداد نیروی موردنیاز برای بهرهبرداری روزانه بهشدت کاهش پیدا میکند.
هزینه برق ممکن است به مشترکان دیگر منتقل شود
مصرف صدها مگاوات برق بهصورت شبانهروزی تنها مسئله خود دیتاسنتر نیست. اتصال چنین مصرفکننده بزرگی میتواند نیاز به توسعه خطوط انتقال، پستهای برق و ظرفیت تولید جدید ایجاد کند و در ساعات اوج مصرف نیز شبکه را مجبور به استفاده از منابع گرانتر کند. بخشی از این هزینهها در ساختارهای متداول بازار برق ممکن است از طریق تعرفهها میان مشترکان توزیع شود و در نتیجه کسانی که مستقیماً از دیتاسنتر استفاده نمیکنند نیز تحت تأثیر قرار بگیرند.
آنتروپیک سال گذشته اعلام کرد هزینه افزایش قیمت برق مصرفکنندگان ناشی از دیتاسنترهای خود را پوشش میدهد. تعهد شرکت شامل پرداخت هزینه زیرساختهای جدید شبکه مرتبط با مراکز داده و تأمین تولید برق جدید متناسب با نیازهای خود است و به گفته شرکت، Lake Mariner نیز در محدوده این تعهد قرار میگیرد. این وعده البته عمدتاً به قیمت برق مربوط است و موضوعاتی مانند آلودگی صوتی، ایمنی محل یا نحوه اثبات استفاده از انرژی پاک را بهطور خودکار پوشش نمیدهد.
ساختار قرارداد Lake Mariner در اینجا نیز اهمیت پیدا میکند. آنتروپیک در پروژه دیگری در ایالت کنتاکی مستقیماً یک قرارداد ۲۰ ساله با TeraWulf برای حدود ۴۰۱ مگاوات ظرفیت پردازشی منعقد کرده که ارزش درآمدی دوره اولیه آن حدود ۱۹ میلیارد دلار اعلام شده است. در Lake Mariner، اما Fluidstack میان آنتروپیک و مالک زیرساخت قرار میگیرد و گوگل نیز نقش تضمینکننده مالی را دارد؛ ساختاری که کنترل مستقیم هر شرکت بر تصمیمهای عملیاتی طرف دیگر را محدودتر میکند.
انرژی پاک Lake Mariner دقیقاً از کجا میآید؟
ابهام دیگری به ادعاهای مربوط به انرژی پاک برمیگردد. TeraWulf در گزارش مسئولیت اجتماعی سال ۲۰۲۴ اعلام کرده بود Lake Mariner با ۹۵ درصد انرژی بدون کربن کار میکند، اما در اسناد بعدی ادبیات شرکت تغییر کرده و بیشتر از ترکیب منابع «کمکربن و بدون کربن» سخن گفته شده است. یک سند تأمین مالی پایدار در سال ۲۰۲۵ نیز سهم انرژی کمکربن را ۹۱ درصد عنوان کرده بود. مشکل اینجاست که برق مصرفی دیتاسنتر مستقیماً از نیروگاه مشخصی وارد ساختمان نمیشود و از شبکه منطقهای تأمین میشود.
Lake Mariner به منطقه A شبکه NYISO متصل است که بخشی از شبکه بالادست نیویورک محسوب میشود. براساس گزارش Power Trends ۲۰۲۶، ترکیب برق مناطق بالادست نیویورک در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۷ درصد بدون انتشار مستقیم کربن بوده که بخش بزرگی از آن از انرژی هستهای و برقآبی تأمین شده است. با این حال، بالا بودن سهم انرژی بدون انتشار در کل شبکه به این معنا نیست که میتوان هر مگاواتساعت مصرفشده توسط یک دیتاسنتر مشخص را مستقیماً به یک نیروگاه پاک نسبت داد.
حدود ۹۰ مگاوات از ظرفیت مورد انتظار مجموعه نیز از برنامه High Load Factor اداره برق نیویورک تأمین میشود. به گفته TeraWulf، این برنامه یک «محصول انرژی تجدیدپذیر» نیست، بلکه تعرفهای اقتصادی برای مصرفکنندگان صنعتی بزرگ است و برق آن از بازار عمدهفروشی شامل ترکیبی از برقآبی، هستهای، گاز طبیعی، باد و خورشید خریداری میشود. شرکت همچنین اعلام کرده برای بازتعریف برق شبکه بهعنوان انرژی پاک، گواهی انرژی تجدیدپذیر خریداری نمیکند. در نتیجه مشخص کردن سهم دقیق انرژی پاک مصرفشده در خود Lake Mariner ساده نیست.
حتی نقش مالی گوگل هم مرز مشخصی دارد
گوگل در این پروژه مالک مستقیم دیتاسنتر نیست، اما توافق مالی آن با TeraWulf از نظر اندازه قابل توجه است. براساس اسناد ثبتشده نزد کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا، این شرکت در مقابل تضمین بخشی از تعهدات Fluidstack اختیار خرید میلیونها سهم TeraWulf را دریافت کرده است. اختیار خرید با مالکیت فعلی تفاوت حقوقی دارد و تا پیش از اعمال آن، الزاماً همان حقوق یا کنترل یک سهامدار بالفعل را ایجاد نمیکند.
همین تفاوت پیشتر در پروندهای جداگانه درباره خرید یک نیروگاه در مریلند مطرح شده بود. منتقدان خواستار آن بودند که امکان دستیابی گوگل به حدود ۱۴ درصد سهام TeraWulf در بررسی مالکیت و کنترل شرکت لحاظ شود، اما TeraWulf استدلال کرد اختیارهای اعمالنشده در آن مرحله مالکیت یا کنترل واقعی ایجاد نمیکنند و نهادهای تنظیمگر نیز این استدلال را پذیرفتند. ماجرا نشان میدهد یک شرکت میتواند نقش مالی مهمی در پروژه داشته باشد، بدون اینکه از نظر مقرراتی لزوماً بهعنوان مالک یا کنترلکننده فعلی آن شناخته شود.
این تمایز برای پاسخگویی عمومی اهمیت دارد. حضور نام گوگل یا آنتروپیک در یک پروژه میتواند توجه زیادی ایجاد کند، اما مسئولیت حقوقی آنها الزاماً با میزان شناختهشدن برندشان متناسب نیست. از سوی دیگر، شرکت مالک زیرساخت ممکن است کنترل بیشتری بر عملیات روزانه داشته باشد، درحالیکه تأمین مالی یا تقاضای نهایی پروژه از سوی شرکت دیگری ایجاد شده است. نتیجه، زنجیرهای است که در آن مسئولیت مالی، عملیاتی، محیطزیستی و اعتباری میان چند بازیگر تقسیم میشود.
نیویورک در حال بازنگری مقررات دیتاسنترهاست
مجلس قانونگذاری ایالت نیویورک در خرداد قانون توسعه مسئولانه دیتاسنترها را تصویب کرد. متن مصوب برای دیتاسنترهای بزرگ با حداکثر تقاضای ۲۰ مگاوات یا بیشتر یک دوره توقف یکساله برای صدور برخی مجوزهای جدید در نظر میگیرد و مجموعهای از مقررات را درباره ارزیابی اثرات محیطزیستی، بهرهوری انرژی، دستمزد کارکنان ساختمانی و منافع جوامع میزبان پیشنهاد میکند. این مصوبه پس از تصویب سنا و مجلس ایالتی برای تصمیم نهایی به فرماندار ارسال شده است.
کتی هوکول، فرماندار نیویورک، در تیرماه با فرمان اجرایی جداگانهای توقف یکساله صدور مجوز برای برخی دیتاسنترهای بسیار بزرگ را اعلام کرد. چارچوب اجرایی فرماندار محدودتر از لایحه مصوب مجلس است و پروژههایی را هدف قرار میدهد که هنوز مجوز نگرفتهاند؛ بنابراین Lake Mariner با ظرفیت برنامهریزیشده حدود ۵۰۰ مگاوات، به دلیل دریافت مجوزهای لازم پیش از اجرایی شدن محدودیت جدید، مشمول توقف ساخت نشده است.
حامیان قانون گستردهتر استدلال میکنند توقف موقت تنها بخشی از مسئله را حل میکند و موضوعاتی مانند هزینه شبکه، مصرف آب، آثار محیطی، استانداردهای کار و منافع مستقیم شهرهای میزبان نیز نیاز به چارچوب مشخص دارند. مخالفان یا شرکتهای فعال در صنعت در مقابل معمولاً درباره تأخیر در سرمایهگذاری زیرساختی و رقابت برای توسعه ظرفیت هوش مصنوعی نگرانی دارند. آنچه درباره Lake Mariner روشن است اینکه مقررات تازه حتی در صورت نهایی شدن، نمیتوانند تمام مسائل پروژههایی را که پیش از آنها مجوز گرفتهاند به شکل گذشتهنگر حل کنند.
مشکل اصلی فقط آتشسوزی نیست
حادثه Lake Mariner بدون تلفات پایان یافت، اما اتفاقی که پس از آن رخ داد مسئله بزرگتری را آشکار کرد. آتشنشانی محلی برای اطلاعات ایمنی به مالک و بهرهبردار نیاز دارد، شهر درباره تعداد مشاغل و منافع اقتصادی سؤال میکند، شبکه برق باید صدها مگاوات تقاضای جدید را مدیریت کند، آنتروپیک درباره هزینه برق مصرفکنندگان تعهد داده، گوگل پشت بخشی از قرارداد مالی ایستاده و Fluidstack در میان این زنجیره نقش قراردادی جداگانهای دارد. هرکدام در پروژه حضور دارند، اما هیچکدام مسئول تمام پیامدهای آن نیستند.
همین الگو با افزایش سرمایهگذاری در دیتاسنترهای هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. پروژههای چند میلیارد دلاری امروز فقط یک ساختمان متعلق به یک شرکت نیستند و ممکن است زمین، برق، ساختمان، تجهیزات پردازشی، قرارداد اجاره، تأمین مالی و مشتری نهایی هرکدام به بازیگری متفاوت تعلق داشته باشد. چنین ساختاری میتواند تأمین سرمایه و توسعه سریع زیرساخت را آسانتر کند، اما هنگام بروز حادثه، افزایش قبض برق، اعتراض ساکنان یا مطرح شدن ادعای زیستمحیطی، تعیین اینکه کدام شرکت باید پاسخ بدهد به همان اندازه پیچیدهتر خواهد شد. Lake Mariner نمونهای است از اینکه رونق زیرساخت هوش مصنوعی علاوه بر مسئله برق و سرمایه، یک مسئله تازه درباره پاسخگویی نیز ایجاد کرده است.
انتهای پیام/