آخرین اخبار:

«همینم که هستم» همیشه درست نیست

مدل پنج عاملی شخصیت (به انگلیسی: Five-Factor Model or FFM) یک آزمون تجربی برای اندازه‌گیری متغیرهای شخصیت است. بر اساس این مدل، شخصیت از پنج بعد اصلی تشکیل شده‌است که عبارتند از: روان‌رنجوری، برون‌گرایی، سازگاری، استقبال از تجربه و وظیفه‌شناسی.
بسیاری از ما تصور می‌کنیم ویژگی‌های اصلی شخصیت پس از بزرگسالی تقریبا ثابت می‌مانند. اما داده‌های این پژوهش نشان می‌دهد شخصیت انسان در طول عمر بارها تغییر می‌کند و میزان این تغییر بسیار بیشتر از چیزی است که اغلب مردم باور دارند.

به گزارش خبرگزاری آنا به نقل از «مدیکال اکسپرس» (Medical Xpress)؛ صفات شخصیتی مدت‌ها به‌عنوان ویژگی‌هایی تغییرناپذیر تلقی می‌شدند و بسیاری بر این باور بودند که این صفات پس از رسیدن به بزرگسالی دیگر دستخوش تغییر نمی‌شوند. با این حال، یک مطالعه تازه این باور دیرینه را به چالش کشیده و نشان می‌دهد که شخصیت افراد بسیار بیش از آنچه اکثر مردم تصور می‌کنند تغییر می‌کند. در بخش نخست این مطالعه، پژوهشگران از ۸۸۷ نفر از ساکنان ایالات متحده نظرسنجی کردند. این افراد پنج جنبه بزرگ شخصیت (Big Five personality traits) شامل برون‌گرایی، سازگاری، وظیفه‌شناسی، روان‌رنجوری و استقبال از تجربه را از باثبات‌ترین ویژگی‌های زندگی یک فرد ارزیابی کردند.

اما تجزیه و تحلیل بعدی داده‌های هشت مجموعه داده طولیِ بزرگ‌مقیاس که ۱۶۶ هزار و ۹۷۱ نفر را در ایالات متحده، آلمان، استرالیا و هلند دربر می‌گرفت، تصویر متفاوتی ارائه کرد. این تجزیه و تحلیل نشان داد که پنج جنبه بزرگ شخصیت، هم در بازه‌های سال‌به‌سال و هم در طول یک عمر، به همان اندازه سایر عوامل زندگی تغییر می‌کنند. برای نمونه، وظیفه‌شناسی که به گرایش فرد به دقت، پشتکار و مسئولیت‌پذیری اشاره دارد، در دوران نوجوانی با زمانی که فرد ۹۰ ساله است، یکسان باقی نمی‌ماند.

در بسیاری از موارد، میزان این تغییرات با تغییراتی که معمولا در ویژگی‌های انعطاف‌پذیرتر، مانند رضایت از زندگی، درآمد یا سلامت مشاهده می‌شود، برابر یا حتی بیشتر بود. افراد میزان تغییر واقعی پنج جنبه بزرگ شخصیت در گذر زمان را کمتر از واقعیت برآورد کردند؛ به‌گونه‌ای که در برآورد تغییرات سال‌به‌سال در ۹۰ درصد موارد و در برآورد تغییرات در طول عمر در ۱۰۰ درصد موارد دچار خطا شدند. متن کامل این مطالعه در نشریه Communications Psychology منتشر شده است.

آزمودن یک باور رایج

برای مدت طولانی، هم عموم مردم و هم بسیاری از روان‌شناسان بر این باور بودند که صفات شخصیتی دائمی، بسیار باثبات، عمدتا موروثی و پس از دوران کودکی بعید است تغییر قابل‌توجهی کنند. این باور چنان ریشه‌دار است که حتی در زبان انگلیسی روزمره نیز عبارت‌هایی مانند «به خود واقعی‌ات وفادار بمان» رایج است؛ عبارتی که بر این فرض استوار است که هر فرد دارای جوهره‌ای درونی، ثابت و تغییرناپذیر است.

حتی افرادی که به‌طور فعال برای خودسازی تلاش می‌کنند نیز معمولا تلاش‌های خود را در همین چارچوب توصیف می‌کنند. آنان به‌جای آنکه تغییر را دگرگونی واقعی در هویت خود بدانند، از آن به‌عنوان کشف «خودِ واقعی» یا صرفاًپشت سر گذاشتن عادت‌های بد یاد می‌کنند، نه اینکه واقعا به فردی متفاوت تبدیل شده باشند.

دهه‌ها پژوهش این دیدگاه را رد کرده است؛ اما همچنان دو پرسش بی‌پاسخ باقی مانده است: صفات شخصیتی در مقایسه با سایر جنبه‌های زندگی واقعا تا چه اندازه تغییر می‌کنند؟ و آیا باور مردم درباره این تغییرات با واقعیت مطابقت دارد؟

پژوهشگران برای مقایسه باور عمومی درباره تغییر شخصیت با آنچه واقعا در طول زندگی رخ می‌دهد، از رویکردی دو مرحله‌ای استفاده کردند. ابتدا ۸۸۷ بزرگسال از سراسر ایالات متحده را به مطالعه وارد کردند. فهرستی شامل ۲۵ ویژگی مختلف، از جمله پنج جنبه بزرگ شخصیت و ۲۰ متغیر دیگر مانند درآمد، سلامت جسمی، عزت‌نفس و میزان معاشرت افراد، در اختیار آنان قرار گرفت. از شرکت‌کنندگان خواسته شد ارزیابی کنند که به‌طور متوسط هر یک از این ویژگی‌ها بین سنین ۱۵ تا ۹۰ سالگی تا چه اندازه تغییر می‌کند. مقیاس ارزیابی از «اصلا» (۰) تا «بسیار زیاد» (۱۱) بود.

سپس پژوهشگران به حجم گسترده‌ای از داده‌های موجود درباره شخصیت مراجعه کردند و از هشت مطالعه طولیِ بزرگ‌مقیاس در چهار کشور استفاده کردند؛ مطالعاتی که طی سال‌های متمادی، افراد یکسانی را دنبال کرده بودند تا مشخص شود شخصیت آنان در طول دهه‌ها چگونه تحول می‌یابد.

برای تفکیک تغییر واقعی شخصیت از نویز آماری، پژوهشگران از یک مدل ریاضی با عنوان «مدل سلسله‌مراتبی اثرات تصادفی متقاطعِ سن، دوره زمانی و نسل (HAPC-CCREM)» استفاده کردند. این مدل به آنان امکان داد تغییرات را به دو شیوه مجزا اندازه‌گیری کنند: «تغییر خالص» که تغییر کلی صفات شخصیتی از ۱۵ تا ۹۰ سالگی را ثبت می‌کرد و «تغییر تجمعی» که تمامی افزایش‌ها و کاهش‌ها را در طول این مسیر در نظر می‌گرفت، حتی در مورد افرادی که در نهایت دوباره به همان نقطه‌ای بازمی‌گشتند که از آن آغاز کرده بودند.

هرچند شرکت‌کنندگان تصور می‌کردند پنج جنبه بزرگ شخصیت در طول زندگی تغییر چندانی نمی‌کنند، داده‌های واقعی نشان داد این صفات در بزرگسالی نیز پیوسته دستخوش تغییر می‌شوند. در میان ۳۲ ویژگی زندگی که بررسی شد، برون‌گرایی و استقبال از تجربه از جمله متغیر‌هایی بودند که در طول عمر بیشترین افت را تجربه کردند و در میان ۱۰ مورد نخست قرار گرفتند. در مقابل، وظیفه‌شناسی از نظر میزان تغییر کلی در رتبه پنجم قرار گرفت؛ یعنی این ویژگی در طول زندگی از پویاترین و متغیرترین جنبه‌های شخصیت افراد بوده است.

شکاف میان برداشت عمومی و واقعیت بسیار چشمگیر بود. افراد در پیش‌بینی تغییرات سایر جنبه‌های زندگی خود نسبتا دقیق بودند و تنها در حدود ۲۹ تا ۴۳ درصد موارد، میزان تغییرات سلامت خود را کمتر از واقعیت برآورد کردند. اما زمانی که موضوع به صفات شخصیتی مربوط می‌شد، آنان در ۱۰۰ درصد موارد میزان تغییر کلی را کمتر از مقدار واقعی تخمین زدند.

این یافته‌ها با این تصور رایج که «من همین هستم که هستم» مقابله می‌کنند و در عوض این پیام واقع‌بینانه‌تر را ارائه می‌دهند که انسان‌ها می‌توانند در طول زمان تغییر کنند، هرچند این تغییر معمولا به‌تدریج رخ می‌دهد.

با این حال، پژوهشگران تاکید کردند که این مطالعه بر میانگین تغییرات در گروه‌های بزرگ متمرکز بوده و نشان نمی‌دهد که تغییرات در سطح افراد چگونه رخ می‌دهد. به گفته آنان، ترکیب رویکرد‌های کلان‌نگر با تحلیل‌های مبتنی بر افراد می‌تواند تصویر روشن‌تری از تفاوت میان تغییرات ادراک شده و تغییرات واقعی در طول زندگی ارائه دهد.

انتهای پیام/

ارسال نظر