18:00 21 / 04 /1405
بارداری دوم مغز را به شیوه‌های شگفت‌انگیزی تغییر می‌دهد

هر بارداری یک اثر تازه روی مغز مادر می‌گذارد

بارداری
بارداری دوم، تکرار تجربه بارداری اول نیست. مغز زنان در هر بارداری بار دیگر خود را دوباره می‌سازد؛ اما این تغییرات در بارداری دوم، الگوی متفاوتی نسبت به نخستین تجربه بارداری دارد. پژوهشگران دریافته‌اند که هر بارداری اثر منحصربه‌فردی بر ساختار و عملکرد مغز بر جای می‌گذارد؛ تغییری که می‌تواند به سازگاری بهتر مادر با نیازهای فرزندان کمک کند.

به گزارش خبرگزاری آنا؛ پیش از این پژوهش اعتقاد متخصصان بر آن بود که تغییرات مغزی ناشی از بارداری، عمدتاً به نخستین تجربه مادری محدود می‌شود و بارداری‌های بعدی تنها همان روند را تکرار می‌کنند. اما پژوهش جدید منتشر شده در سایت «ساینس دیلی» (Science Daily) نشان می‌دهد مغز در هر بارداری بار دیگر وارد مرحله‌ای از بازسازمان‌دهی می‌شود و این فرآیند، بسته به تعداد بارداری‌ها، الگوی متفاوتی دارد.

پژوهشگران برای بررسی این موضوع، ۱۱۰ زن را در یک مطالعه طولی دنبال کردند. بخشی از شرکت‌کنندگان نخستین بارداری خود را تجربه می‌کردند، گروهی دیگر در دومین بارداری بودند و گروه سوم نیز در طول مطالعه باردار نشدند. دانشمندان با انجام تصویربرداری‌های مکرر مغزی، تغییرات ساختاری و عملکردی مغز این افراد را در طول زمان بررسی کردند تا بتوانند روند سازگاری مغز با بارداری را با دقت بیشتری مشاهده کنند.

نتایج نشان داد که اگرچه برخی تغییرات میان بارداری اول و دوم مشترک هستند، اما هر بارداری مسیر ویژه‌ای از بازآرایی مغز را ایجاد می‌کند و نمی‌توان آن را صرفاً تکرار تجربه قبلی دانست.

مغز چگونه خود را برای مادری بازآرایی می‌کند؟

مغز انسان از مجموعه‌ای از شبکه‌های عصبی تشکیل شده است که هر یک وظایف مشخصی را بر عهده دارند. یکی از مهم‌ترین این شبکه‌ها، «شبکه حالت پیش‌فرض» (Default Mode Network) است؛ مجموعه‌ای از نواحی مغزی که در خوداندیشی، پردازش احساسات، شناخت دیگران، درک روابط اجتماعی و بسیاری از عملکردهای ذهنی پیچیده نقش دارد.

مطالعه جدید نشان داد که در نخستین بارداری، بیشترین تغییرات ساختاری و عملکردی دقیقاً در همین شبکه رخ می‌دهد. به نظر می‌رسد مغز در این مرحله خود را برای پذیرش نقش جدید مادری آماده می‌کند و مسیرهای عصبی مرتبط با ارتباط عاطفی، شناخت اجتماعی و پردازش تجربه‌های جدید را بازتنظیم می‌کند.

اما در دومین بارداری، اگرچه این شبکه همچنان تغییر می‌کند، شدت تغییرات آن کمتر از بارداری اول است. در مقابل، بیشترین تغییرات در شبکه‌هایی مشاهده شد که مسئول هدایت توجه، پردازش محرک‌های محیطی و پاسخ به اطلاعات حسی هستند.

چرا بارداری دوم مسیر متفاوتی را طی می‌کند؟

پژوهشگران معتقدند این تفاوت احتمالاً بازتاب نیازهای متفاوت مادر در بارداری دوم است. در این مرحله، مادر علاوه بر آماده شدن برای تولد نوزاد جدید، مسئولیت مراقبت از فرزند دیگر را نیز بر عهده دارد. به همین دلیل، مغز بیش از گذشته شبکه‌هایی را تقویت می‌کند که در تمرکز، مدیریت توجه و واکنش سریع به محرک‌های محیطی نقش دارند.

به گفته پژوهشگران، این بازآرایی می‌تواند توانایی مغز را برای هماهنگی هم‌زمان با نیازهای چند کودک افزایش دهد. اگرچه هنوز سازوکار دقیق این تغییرات مشخص نیست، اما یافته‌ها نشان می‌دهد مغز مادر انعطاف‌پذیری چشمگیری دارد و خود را متناسب با شرایط هر مرحله از زندگی تنظیم می‌کند.

پیوند میان تغییرات مغزی و رابطه عاطفی مادر با نوزاد

یکی دیگر از یافته‌های مهم این مطالعه، ارتباط میان تغییرات مغزی دوران بارداری و شکل‌گیری پیوند عاطفی میان مادر و کودک بود.

پژوهشگران مشاهده کردند زنانی که نخستین بارداری خود را تجربه می‌کردند، ارتباط قوی‌تری میان تغییرات مغزی و کیفیت دلبستگی به نوزاد نشان می‌دادند. این ارتباط در بارداری دوم نیز وجود داشت، اما شدت آن کمتر بود.

این یافته نشان می‌دهد تجربه نخستین مادری ممکن است نقش ویژه‌ای در شکل‌گیری سازوکارهای عصبی مرتبط با ارتباط عاطفی با کودک داشته باشد؛ هرچند این موضوع به معنای کاهش کیفیت رابطه مادر با فرزند دوم نیست، بلکه تنها بیانگر تفاوت در نحوه سازگاری مغز است.

سرنخ تازه‌ای برای شناخت افسردگی دوران بارداری

محققان در بخش دیگری از پژوهش، ارتباط میان تغییرات مغزی و «افسردگی پیرامون زایمان» (Peripartum Depression) را نیز بررسی کردند. این اختلال به مجموعه‌ای از مشکلات خلقی گفته می‌شود که می‌تواند در دوران بارداری یا پس از تولد نوزاد بروز کند و سلامت روان مادر و حتی رشد کودک را تحت تأثیر قرار دهد.

نتایج نشان داد تغییرات ساختاری در «قشر مخ» (Cerebral Cortex) با بروز علائم افسردگی پیرامون زایمان ارتباط دارد. این نخستین بار است که پژوهشگران چنین ارتباط مستقیمی را میان تغییرات قشر مغز در دوران بارداری و این اختلال روانی گزارش می‌کنند.

زمان بروز تغییرات در بارداری اول و دوم یکسان نیست

در زنانی که نخستین بارداری خود را تجربه می‌کردند، رابطه میان تغییرات مغزی و افسردگی بیشتر پس از زایمان مشاهده شد. اما در زنانی که در دومین بارداری بودند، این ارتباط از همان دوران بارداری آشکارتر بود. این تفاوت می‌تواند در آینده به پزشکان کمک کند زنان در معرض خطر را زودتر شناسایی کرده و مداخلات درمانی مناسب را پیش از تشدید علائم آغاز کنند.

گامی تازه در شناخت مغز مادر

اگرچه میلیون‌ها زن در سراسر جهان بارداری را تجربه می‌کنند، دانشمندان هنوز شناخت کاملی از تأثیر این دوره بر مغز انسان ندارند. تنها در سال‌های اخیر، با پیشرفت فناوری‌های تصویربرداری مغزی، امکان مشاهده دقیق تغییرات ساختاری و عملکردی مغز در دوران بارداری فراهم شده است.

پژوهش پیشین همین گروه تحقیقاتی نخستین شواهد قطعی درباره تغییر ساختار مغز در دوران بارداری را ارائه کرده بود. اکنون مطالعه جدید نشان می‌دهد این فرآیند به نخستین بارداری محدود نیست و هر بارداری، مرحله‌ای تازه از سازگاری عصبی را رقم می‌زند.

این یافته‌ها تصویر تازه‌ای از مغز مادر ارائه می‌دهد؛ مغزی که برخلاف تصور گذشته، ساختاری ثابت ندارد و می‌تواند بارها خود را با شرایط جدید زندگی تطبیق دهد.

این یافته‌ها چه اهمیتی برای آینده دارند؟

شناخت دقیق تغییرات مغزی دوران بارداری تنها به درک بهتر زیست‌شناسی زنان محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند مسیر تازه‌ای برای پیشگیری، تشخیص زودهنگام و درمان اختلالات روانی مرتبط با بارداری ایجاد کند. افسردگی پیرامون زایمان یکی از شایع‌ترین مشکلات سلامت روان در زنان است و تشخیص دیرهنگام آن می‌تواند پیامدهای قابل توجهی برای مادر، کودک و خانواده داشته باشد.

پژوهشگران امیدوارند با ادامه این مطالعات، بتوان نشانگرهای زیستی دقیق‌تری برای شناسایی زنان در معرض خطر پیدا کرد و راهکارهای درمانی هدفمندتری توسعه داد. همچنین این یافته‌ها نشان می‌دهد مغز انسان حتی در بزرگسالی نیز توانایی چشمگیری برای سازگاری و بازسازمان‌دهی دارد؛ قابلیتی که بارداری آن را به شکلی منحصربه‌فرد آشکار می‌کند.

در نهایت، این پژوهش بار دیگر نشان می‌دهد مادری تنها مجموعه‌ای از تغییرات جسمانی نیست، بلکه فرایندی عمیق از بازآفرینی مغز است؛ فرایندی که در هر بارداری، فصل تازه‌ای از سازگاری عصبی را رقم می‌زند و می‌تواند در آینده، دریچه‌های جدیدی برای درک سلامت روان زنان و ارتقای مراقبت‌های پزشکی بگشاید.

انتهای پیام/

ارسال نظر