پیش از ظهور اینترنت مردم دنیا با ۶ واسطه به هم متصل بودند
در سال ۱۹۹۷، زمانی که اینترنت هنوز با صدای قیژقیژ مودمهای دیالآپ شناخته میشد و وبگردی در چترومهای بینظم خلاصه میشد، ایده راهاندازی پلتفرمی مطرح شد که امروز به عنوان جد بزرگ اینستاگرام و توییتر از آن یاد میشود و نکته جالبتر اینکه این پلتفرم اولین تلاش جدی برای پیادهسازی یک تئوری جامعهشناسی در قالب یک ابزار دیجیتال بود.
اندرو واینرایش (Andrew Weinreich) با الهام گرفتن از این نظریه جامعهشناسی که «همه انسانهای روی زمین با حداکثر ۶ واسطه به هم متصلاند» پلتفرم SixDegrees را راهاندازی کرد.
در آن سالها کاربران پس از اد کردن دوستان خوددر شبکه اجتماعی «سیکس دیگریز» کار زیادی برای انجام دادن نداشتند. خبری از فید خبری یا اشتراکگذاری عکس نبود. ترس از حریم خصوصی وجود داشت. ایده دیدن نام و مشخصات غریبهها برای بسیاری از مردم ترسناک و ناامن به نظر میرسید
اولین شبکه اجتماعی دنیا چگونه خاموش شد
«سیکسدیگریز» فقط یک وبسایت نبود، بلکه اولین تلاش جدی برای دیجیتالی کردن روابط انسانی بود. ویژگیهایی که امروزه برای ما بدیهی است، برای اولین بار در این سایت تست شدند.
ایجاد پروفایل شخصی، لیست دوستان و جستوجو در شبکه و توانایی پیدا کردن افرادی که با دوستانِ دوستان شما در ارتباط بودند. در اوج فعالیت، این سایت حدود ۳.۵ میلیون کاربر فعال داشت. عددی که با توجه به ضریب نفوذ اینترنت در اواخر دهه ۹۰، یک موفقیت خیرهکننده محسوب میشد.
در آن سالها کاربران پس از اد کردن دوستان خود، کار زیادی برای انجام دادن نداشتند. خبری از فید خبری یا اشتراکگذاری عکس نبود. آپلود کردن یک عکس ساده دقایق طولانی زمان میبرد؛ و ترس از حریم خصوصی وجود داشت. ایده دیدن نام و مشخصات غریبهها برای بسیاری از مردم ترسناک و ناامن به نظر میرسید. در نهایت این پلتفرم در سال ۲۰۰۰ به قیمت ۱۲۵ میلیون دلار فروخته شد و یک سال بعد برای همیشه خاموش گشت. اما اگر این پلتفرم ساخته نمیشد، شاید مارک زاکربرگ هرگز نمیفهمید که میل انسان به دیده شدن و اتصال به دیگران، میتواند بزرگترین ماشین پولسازی قرن بیست و یکم باشد.
ایدهای که ۴۰ سال قبل از اینترنت متولد شد
ایده شبکههای اجتماعی اولین بار و دقیقا ۴۰ سال قبل از تولد اینترنت در قالب داستان کوتاهی به نام «زنجیرها» (Chains) اثر فریتس کارینتی (Frigyes Karinthy) در سال ۱۹۲۹ بیان شد که در آن داستان، انسانها با حداکثر ۵ واسطه به یکدیگر متصل میشدند.
سالها بعد استنلی میلگرام، روانشناس اجتماعی با انجام آزمایشی به نام «مسئله دنیای کوچک» (Small World Problem)، سعی کرد این ایده را به صورت تجربی ثابت کند. او پاکتهایی را برای افرادی در ایالت نبراسکا فرستاد و از آنها خواست تا بسته را به دست شخص هدف در ماساچوست برسانند، اما فقط از طریق افرادی که میشناسند. او متوجه شد که پیامها به طور متوسط با ۵.۵ تا ۶ واسطه به مقصد میرسند.
این نظریه بعدها با عنوان «شش درجه جدایی» Six Degrees of Separation معروف شد و مبنای توصیف شبکههای اجتماعی پیچیده شد. ناگفته نماند عبارت «شش درجه جدایی» اولین بار توسط جان گوئر که نمایشنامهای با همین نام نوشته شده بود، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت. در متن این نمایشنامه، یکی از شخصیتها دیالوگ معروفی دارد که میگوید: «من خواندهام که هر فرد روی این سیاره تنها با ۶ نفر دیگر از تمام افراد دیگر جدا شده است. ۶ درجه جدایی میان ما و هر کسی دیگر روی این سیاره وجود دارد.»
چرا غریبهها بیشتر از دوستان صمیمی به ما کمک میکنند
بعدها یک جامعه شناس آمریکایی به نام مارک گرانوتوتر مکانیسم پشت پرده نظریه ۶ درجه را توضیح داد و استدلالش این بود؛ آشنایان دور برای اتصال ما به دنیای جدید بسیار مهمتر از دوستان نزدیک هستند. دوستان نزدیک معمولا در یک دایره اطلاعاتی تکراری با شما هستند، اما یک آشنای دور میتواند پُلی باشد به شبکهای که شما هیچ دسترسی به آن ندارید.
مارک گرانوتوتر به دلیل پژوهشهای جریانساز خود در زمینه جامعهشناسی اقتصادی و تحلیل شبکههای اجتماعی شهرت جهانی دارد. «قدرت پیوندهای ضعیف» The Strength of Weak Ties مشهورترین نظریه او در سال ۱۹۷۳ است که یکی از پرارزشترین مقالات در علوم اجتماعی مدرن محسوب میشود. گرانوتوتر استدلال کرد که در شبکههای اجتماعی، «پیوندهای ضعیف» (مثل آشنایان دور یا همکاران سابق) برای انتقال اطلاعات جدید و یافتن فرصتهای شغلی، بسیار مفیدتر از «پیوندهای قوی» (خانواده و دوستان صمیمی) هستند. دلیل آن هم این است که دوستان صمیمی معمولا در همان دایره اطلاعاتی ما قرار دارند، اما آشنایان دور مانند پلهایی هستند که ما را به شبکههای متفاوت و اطلاعات بکر متصل میکنند.
درواقع میلگرام ثابت کرد که ما به هم وصلیم (فاصله کوتاه است) و گرانوتوتر توضیح داد که چه چیزی این فاصله را کوتاه میکند: همان «آشنایان دور» یا «پیوندهای ضعیف» که مثل پل عمل میکنند و خوشههای منزوی اجتماعی را به هم متصل میکنند.
اینترنت فاصله غریبهها را از ۶ به ۳.۵ درجه رساند
با ظهور پلتفرمهای عظیم عدد واسطه میان انسانهای غریبه کمتر از ۶ نفر شده است. تحقیقات فیسبوک در سال ۲۰۱۶ نشان داد که به دلیل دنیای دیجیتال، این شبکه اجتماعی فاصله را به حدود ۳.۵۷ درجه کاهش داده است.
سیر رونق شبکههای اجتماعی، روایتی از تکامل ارتباطات انسانی در عصر دیجیتال است. نخستین موج در اوایل دهه ۲۰۰۰ شکل گرفت؛ پلتفرمهایی مانند لینکدین در سال۲۰۰۳ با هدف شبکهسازی حرفهای و مایاسپیس با تمرکز بر موسیقی و شخصیسازی پروفایلها، میلیونها کاربر را جذب کردند. آنها نخستین بار مفهوم «ارتباطات انسانی پایدار» را در فضای مجازی جدی گرفتند و کاربران را به ساخت هویت دیجیتال عادت دادند.
با ظهور پلتفرمهای عظیم عدد واسطه میان انسانهای غریبه کمتر از ۶ نفر شده است. تحقیقات فیسبوک در سال ۲۰۱۶ نشان داد که به دلیل دنیای دیجیتال، این شبکه اجتماعی فاصله را به حدود ۳.۵۷ درجه کاهش داده است
نقطه عطف واقعی در سال ۲۰۰۴ با ظهور فیسبوک رقم خورد. این پلتفرم تعریف شبکههای اجتماعی را دگرگون کرد و آنها را از ابزاری صرفا سرگرمکننده به زیرساختی اجتنابناپذیر برای زندگی روزمره، تعاملات خانوادگی و حتی کنشگری اجتماعی تبدیل کرد. همزمان، یوتیوب (۲۰۰۵) با دموکراتیک کردن تولید و اشتراکگذاری ویدیو، مرزهای مخاطب و سازنده محتوا را از بین برد. توییتر (۲۰۰۶) نیز با ابداع میکروبلاگینگ، سرعت جریان اطلاعات را به اوج رساند و فضای مجازی را به تالار گفتگوی لحظهای برای اخبار و ایدهها بدل کرد.
ورود به دهه ۲۰۱۰ با فراگیر شدن گوشیهای هوشمند همراه بود و اینستاگرام (۲۰۱۰) دقیقاً بر این موج سوار شد. تمرکز این پلتفرم بر محتوای بصری و تجربه موبایلمحور، ذائقه کاربران را به سمت تصویر و ویدیوهای کوتاه سوق داد. امروز، این سیر تکاملی از شبکههای متنی اولیه تا اکوسیستمهای چندرسانهای هوشمند، نهتنها الگوی ارتباطات انسانی، بلکه ساختار فرهنگ، اقتصاد و حتی دموکراسی دیجیتال را نیز بازتعریف کرده است.
نکته حایز اهمیت این است که با ظهور پلتفرمهای عظیم عدد واسطه میان انسانهای غریبه کمتر شده است.
جهان توییتری از جهان واقعی کوچکتر است
یک پژوهش که بر پایه دادههای حدود ۵۰ میلیون کاربر توییتر در سال ۲۰۰۹ انجام شده، نشان میدهد که بیشترین مسیرهای ارتباطی بین کاربران طولی برابر با ۳ یا کمتر دارند و کران بالای تخمینی برای میانگین طول مسیر کل شبکه حدود ۵.۲۸ است؛ همچنین بیش از ۹۸درصد کاربران توانایی اتصال به هسته مرکزی شبکه (شامل ۱۰۰۰ کاربر پرنفوذ) را دارند. این نتایج تأیید میکند که توییتر نیز همانند سایر شبکههای اجتماعی بزرگ، با وجود اندازه عظیم، فاصله متوسط بسیار کوتاهی بین کاربران ایجاد میکند.
انتهای پیام/