آخرین اخبار:
09:09 12 / 02 /1405

قیمت موبایل در بازار ایران چگونه کم یا تثبیت خواهد شد؟

قیمت موبایل در بازار ایران چگونه کم یا تثبیت خواهد شد؟ آیا تغییر مسیر واردات به یوان و کریدور زمینی به تنهایی کافی است یا باید انتظارات تورمی و چسبندگی قیمت فروشندگان نیز مهار شود؟ پاسخ در اقدام همزمان دولت برای قطع وابستگی به دلار، نظارت بر حاشیه سود کسبه و اصلاح فرهنگ استفاده کاربران نهفته است.

بازار موبایل ایران همیشه مانند یک فشارسنج دقیق، کوچک‌ترین نوسان در حیات اقتصادی کشور را نشان داده است. این بازار نه تنها محل تبادل کالا، بلکه میدان نبرد سیاست‌های ارزی، تحریم‌های خارجی و الگو‌های مصرفی طبقه متوسط شهری محسوب می‌شود. در روز‌های پایانی فروردین و اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ بار دیگر این بازار شاهد زلزله‌ای ارزی بود.

جهش ناگهانی دلار از کانال ۱۵۷ هزار تومان به مرز ۱۷۹ هزار تومان در کمتر از چند ساعت، کافی بود تا قیمت کالایی به ظاهر بی‌آزار مثل «گوشی موبایل» به مرز نمادین نیم‌میلیارد تومان برسد، به طوری که براساس برخی گزارش‌ها آیفون ۱۷ پرو مکس به قیمت ۴۸۵ میلیون تومان و در برخی منابع تا ۵۰۰ میلیون تومان نیز قیمت گذاری می‌شود این گزارش تلاش می‌کند تا با نگاهی جامع، لایه‌های این وضعیت قیمت‌ها را شکافته، نقش دلار در این معادله را تحلیل کرده و راهکار‌هایی فراتر از تحلیل‌های کلیشه‌ای ارائه دهد.

هدف این است که مشخص شود چرا این بار «شوک ارزی» با سرعت نور به جیب مصرف‌کننده رسید و چرا وقتی قیمت ارز کاهش می‌یابد، خبری از ارزان شدن گوشی نیست.

رابطه قیمت دلار و موبایل در ایران 

برای درک وضعیت فعلی، ابتدا باید یک حقیقت ساختاری را پذیرفت: صنعت موبایل ایران عملاً «بدون تولید داخلی» است. بر اساس گزارش‌های زنجیره تامین، حدود ۹۹ درصد گوشی‌های هوشمند موجود در بازار از مسیر واردات تامین می‌شوند که این کالا‌ها با ارز‌های خارجی شامل دلار، درهم و یوان خریداری شده و با یک منطق سوداگرانه وارد ویترین فروشگاه‌ها می‌شوند.

تاثیرگذاری عمیق نرخ دلار بر قیمت گوشی ریشه در مکانیزم «هزینه فرصت» دارد، به این معنا که فروشنده‌ای که گوشی در انبار دارد، در لحظه رشد نرخ ارز، کالای خود را به اندازه افزایش دلار گران می‌کند؛ چرا که معتقد است اگر این کار را نکند، نمی‌تواند گوشی را بفروشد، پولش را به دلار تبدیل کند و پس از افزایش نرخ، دوباره گوشی بخرد. این رفتار در علم اقتصاد به «بازیابی هزینه جایگزینی» (Replacement Cost) شهرت دارد و بر اساس تحلیل‌های اقتصادی، هر یک درصد افزایش در نرخ ارز، به طور میانگین ۰.۸ تا ۱ درصد به قیمت گوشی‌های میان‌رده و لوکس در ایران اضافه می‌کند؛ بنابراین ترمز قیمت گوشی، عملاً به پدال گاز دلار وصل شده است.

تحلیل سرعت انتقال شوک قیمت دلار به بازار موبایل

پیشتر ملموس شدن نوسانات ارزی در بازار موبایل چند روز تا ۲ هفته‌ای زمان می‌برد؛ اما این بار، شوک در کمتر از ۴۸ ساعت به تابلوی قیمت‌ها اصابت کرد و پایه‌های این سرعت فوق‌العاده به ۲ دلیل اصلی بازمی‌گردد. دلیل اول، رکود عمیق و جیره‌بندی روانی فروشندگان است.

فروشندگان موبایل با کاهش بیش از ۸۰ درصدی فروش مواجه شدند که این راکد بودن بازار به معنای «گرسنگی نقدینگی» نیست، بلکه به معنای «ترس از نابودی سرمایه» است؛ زیرا وقتی فروش در ماه‌های گذشته کساد بوده، فروشنده انبوهی از سرمایه خود را به صورت کالا در انبار بلوکه کرده است. با اولین تکان ارزی، فروشنده نه از سر طمع، بلکه از سر وحشت، قیمت را به روز می‌کند تا سرمایه‌اش آب نشود و بررسی‌ها نشان می‌دهد که در چنین شرایطی، فروشندگان سود خود را به حداقل هم می‌رسانند تا سریعاً از بازار خارج شوند.

دلیل دوم، بازار مجازی و شفافیت لحظه‌ای است. پیام‌رسان‌های اجتماعی مانند تلگرام و این روزها حتی برخی سکوهای داخلی به بورس لحظه‌ای قیمت تبدیل شده‌اند و اگر یک فروشنده قیمت جدید اعلام کند، رقبا مجبور به تبعیت فوری هستند؛ این شفافیت که در حالت عادی به نفع مصرف‌کننده است، در بحران‌های ارزی مانند یک موتور سرعت عمل می‌کند.

تقارن نامتقارن قیمت؛ چرا گوشی پایین نمی‌آید؟ 

یکی از سوالات اصلی مردم این است که اگر دلار از ۱۷۹ هزار تومان به ۱۵۰ هزار تومان برگردد، چرا گوشی ۱۰۰ میلیونی به ۸۰ میلیون برنمی‌گردد؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه می‌شود: چسبندگی قیمت به سمت پایین. اقتصاددانان این پدیده را "اصرار بر حاشیه سود" می‌نامند؛ در لحظات اوج ارز، فروشندگان قیمت‌ها را تا مرز تحمل بازار بالا می‌برند، اما وقتی دلار کاهش می‌یابد، آنها نیازی به پایین آوردن سریع قیمت احساس نمی‌کنند. کاهش فروش باعث می‌شود پایین آوردن قیمت هم تقاضای جدیدی ایجاد نکند، چون قدرت خرید مردم تحلیل رفته است.

همچنین انتظار برگشت مجدد نرخ ارز باعث می‌شود فروشنده ترجیح دهد کالا را گران نگه دارد تا مبادا فردا دوباره دلار برود و او مجبور باشد دوباره تابلوی خود را عوض کند. از سوی دیگر، کسی که کالا را با دلار ۱۷۹ هزار تومانی وارد کرده، حتی اگر دلار برود پایین، نمی‌تواند زیر قیمت تمام شده خود بفروشد؛ بنابراین محاصره دریایی و مشکلات حمل و نقل تنها بهانه است، نه علت اصلی؛ علت اصلی، تخریب ساختاری قدرت خرید و مکانیزم انتظارات تورمی در ذهن بازار است.

راهکار‌های سه‌ضلعی دولت، کسبه و مردم برای عبور از بحران

بهبود وضعیت نیازمند یک عزم سه‌وجهی است که هر ضلع آن نقشی حیاتی ایفا می‌کند. نقش دولت یا حاکمیت این است که نباید صرفاً به برخورد‌های انتظامی با واحد‌های صنفی بسنده کند؛ چرا که بستن درب طلافروشی یا مغازه موبایل، بنیان‌های اقتصادی را ترمیم نمی‌کند. دولت باید زنجیره تامین را شفاف کند و اگر واردات موازی را تسهیل نماید، می‌تواند حباب قیمت را بشکند.

همچنین حمایت از تولیدکنندگان داخلی لوازم جانبی و تعمیرات می‌تواند چرخه وابستگی به واردات را تضعیف کند. در مورد نقش کسبه و بازاریان، تاریخ نشان داده که بازاریان سنتی ایران همیشه ثابت کرده‌اند که دلسوز مردم هستند؛ آنان باید از احتکار کالا در انتظار گرانی بیشتر خودداری کنند.

بنابراین کسبه می‌توانند با ورود به پیمان‌های اخلاقی خودتنظیم‌گر، از حاشیه سود‌های غیرمتعارف در روز‌های بحرانی صرف نظر کنند تا اعتماد مردم حفظ شود. اما نقش مردم از همه مهمتر است؛ مصرف‌کننده نهایی قدرتمندترین سلاح را در دست دارد: مقاومت در برابر تقاضا. تا زمانی که خریداران بالقوه دست از خرید بکشند و صبر کنند، فروشنده مجبور به قیمت‌گذاری غیر هیجانی می‌شود.

راهکارهایی برای بار شدن قفل زنجیرهای دلار بر پیکرۀ اقتصاد بازار موبایل 

سوال کلیدی این است که اگر دولت واردات گوشی‌های چینی را با یوان و از مرز زمینی یا هوایی انجام دهد، چه تغییری می‌کند؟ پاسخ مثبت است، اما نه صد در صد. قطع ارتباط گوشی‌های چینی (مانند شیائومی، وان‌پلاس و ریلمی) با دلار بسیار موثر خواهد بود، چرا که این برند‌ها سهم عمد‌های از بازار میان‌رده ایران را در اختیار دارند.

اگر واردات این محصولات از طریق کریدور‌های شمالی مانند گمرکات مرزی با ترکمنستان یا پاکستان با ارز یوان انجام شود، سه اتفاق مثبت رخ می‌دهد. اول، کاهش التهابات روانی؛ رسانه‌ها و بازاریان نمی‌توانند قیمت این گوشی‌ها را به "دلار ۱۷۹ هزار تومانی" گره بزنند.

دوم، کاهش هزینه مبادله؛ حذف واسطه‌های دلالی که ارز را از بازار آزاد تامین می‌کنند، قیمت تمام شده را تا حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش می‌دهد. سوم، شکست انحصار دبی؛ عمده گوشی‌های دنیا  پیش از جنگ تحمیلی سوم از دبی وارد ایران می‌شد، با توجه به همدستی دولت امیرنشین امارات با رژیم اسرائیل و آمریکا هیچ بعید نیست که بخشی از چالش‌های فعلی ناشی از کارشکنی‌های امارات یا کاهش مبادلات تجاری ناشی از جنگ متجاوزکارانه شرکای امارات با ایران باشد.

بنابراین ورود زمینی از چین، یک کریدور موازی ایجاد می‌کند که مانع از کمبود کالا در زمان تحریم‌های دریایی می‌شود. با این حال، این راه‌حل برای برند اپل (آیفون) کارساز نیست، چرا که آیفون کالایی آمریکایی است و مستقیماً در چین هم با دلار مبادله می‌شود.

نظر رهبر شهید درباره آیفون‌های وارداتی

حالا در این نقطه باید به یک واقعیت فرهنگی تلخ اشاره کرد که در جامعه ایران، آیفون دیگر فقط یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه یک نماد طبقاتی است. متاسفانه در ذهن بخشی از جوانان، استفاده از آیفون نماد مدرنیته، پولدار بودن و به‌روز بودن تلقی می‌شود که این یک جنگ فرهنگی است و باید اصلاح گردد.

رهبر شهید و فقید حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مدظله العالی)، سال‌ها پیش نسبت به این مسئله هشدار دادند. ایشان در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۹۹ در دیدار ویدئوکنفرانسی با اعضای کابینۀ وقت در هفته دولت، با صراحت فرمودند: «من شنیده‌ام که در سال ۱۳۹۸ (۲۰۱۹)، نیم میلیارد دلار صرف واردات یک نوع تلفن همراه لوکس آمریکایی شده است. واردات بی‌رویه چیزی خطرناک و مهم است. البته بخش خصوصی این کار را می‌کند، اما دولت باید جلوگیری کند».

اصل سخن رهبری همچنان پابرجاست که چرا باید صدها میلیون دلار از سرمایه ملی صرف کالایی شود که نه تنها تولید داخلی ندارد، بلکه از کشور دشمن قسم‌خورده وارد می‌شود

معمای اپل؛ چرا واشنگتن آیفون را از راه دور خاموش نمی‌کند؟ 

اینجا یک سوال راهبردی پیش می‌آید: مگر آمریکا تمام تلاش خود را برای به زانو در آوردن ایران نکرده است؟ پس چرا کاری نمی‌کند که آیفون‌ها در ایران تبدیل به یک تکه آجر شوند؟ پاسخ در ۲ کلمه خلاصه می‌شود: جاسوسی و نفوذ. بر اساس اسناد منتشر شده و گزارش واحد‌های اطلاعاتی جهان، رابطه نزدیکی بین "اپل" و "آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) " وجود دارد. مستندات قطعی درباره همکاری اپل و ارتش آمریکا عمدتاً از سوی سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB) مطرح شده است.

این نهاد در خرداد ماه ۱۴۰۲ (مه ۲۰۲۳)، FSB رسماً اعلام کرد که اپل با دولت آمریکا همکاری نزدیکی دارد و "نقاط پشتیبان" (Backdoor) را در اختیار سرویس‌های جاسوسی آمریکا قرار می‌دهد تا هزاران آیفون (از جمله دیپلمات‌های مستقر در روسیه و کشور‌های سوسیالیستی) هک شوند.

هرچند اپل این اتهامات را رد کرده، اما اصل وجود چنین همکاری‌هایی در اسناد افشاگرانه ادوارد اسنودن (پیمانکار سابق NSA) نیز تأیید شده است. پس چرا آمریکا آیفون را در ایران غیرفعال نمی‌کند؟ دلیل اول، تامین مالی دشمن است؛ آمریکا به شدت از فروش آیفون در ایران سود می‌برد و هر ریالی که بابت آیفون خرج می‌شود، ابتدا تبدیل به دلار می‌گردد و به حساب اپل در کوپرتینو واریز می‌شود و این پول در نهایت به بودجه مالیاتی آمریکا و تقویت اقتصادِ طراح تحریم‌ها منجر می‌شود.

دلیل دوم، حفظ شبکه نفوذ است؛ غیرفعال کردن سیم‌کارت‌های ایرانی روی آیفون، به معنای از دست دادن توانایی شنود و رهگیری داده‌های مقامات و شهروندان ایرانی می‌باشد. آیفون‌های فعال در ایران، یک شبکه شنود گسترده و رایگان در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا قرار می‌دهند و FSB صراحتاً اعلام کرده که این نقض‌ها به منظور "جمع‌آوری اطلاعات از کاربران" انجام می‌شود.

چشم پوشی از آیفون؛ مصداق کامل «مقاومت ملی»

باید گفت در شرایطی که آمریکا جنگ ترکیبی تمام‌عیاری را علیه ملت ایران به راه انداخته، هر اقدامی که به قطع وابستگی اقتصادی به دلار و کالای آمریکایی منجر شود، یک اقدام مجاهدانه محسوب می‌گردد. چشم پوشی از آیفون و خرج نکردن دلار برای آن، تنها یک صرفه‌جویی اقتصادی ساده نیست؛ بلکه مقاومت در برابر اعمال جنگی و جنایات آمریکا است.

وقتی یک جوان ایرانی به جای خرید آیفون ۱۷ پرو مکس با قیمت ۴۸۵ میلیون تومانی، یک گوشی چینی، کره‌ای یا حتی یک گوشی اندرویدی ساخت ایران خریداری می‌کند، عملاً سبب کند شدن تیغ ارتش جنگ‌افروز آمریکا شده است؛ چرا که هرچقدر این کشور درآمد کمتری داشته باشد، توانش برای تجاوز به کشورهای مستقل و غیرهمسو کاهش پیدا می‌کند.

این یک ضرورت فرهنگی است که باید از سوی نهاد‌های تبلیغاتی، مدارس و خانواده‌ها ترویج گردد. خرید کالای غیرآمریکایی و غیرلوکس باید به عنوان یک ارزش و افتخار ملی درآید. اگر مردم ایران متحد شوند و برای یک سال واردات آیفون را به صفر برسانند، ضربه‌ای که به اعتبار اپل در منطقه و درآمدزایی این شرکت از طریق شبکه‌های موازی وارد می‌شود، بسیار بزرگتر از اثر تحریم‌های مستقیم خواهد بود.

از بحران تا فرصت تاریخی

قیمت سرسام‌آور گوشی‌ها از میان‌رده ۱۰۰ میلیونی تا پرچمدار ۵۰۰ میلیونی، خبر از یک مشکل می‌دهد، اما این چالش می‌تواند یک فرصت تاریخی برای اصلاح الگوی مصرف باشد. با تکیه بر استراتژی‌های ارزی شامل تغییر به یوان و کریدور زمینی و همچنین اصلاحات فرهنگی یعنی تغییر نگاه به آیفون به عنوان کالای لوکس، ایران می‌تواند این شوک را به سمت خوداتکایی هدایت کند. حاکمیت باید فضا را برای کسبه صادق باز کند و مردم نیز با صبر و هوشمندی، با پول خود به آن چیزی رأی دهند که واقعاً شایسته ایران سربلند است. مقاومت در برابر مصرف گرایی آمریکایی، امروز یک ضرورت امنیت ملی به شمار می‌رود.

انتهای پیام/

ارسال نظر