کشف بازی فکری ۴۶۰۰ ساله در تازهترین کاوشهای شهر سوخته
شهر سوخته تنها مجموعهای از بقایای معماری و اشیای باستانی نیست؛ گورها، ابزارها، بازیها، مواد غذایی و دیگر یافتههای آن میتوانند تصویری از شیوه زندگی و مناسبات اجتماعی مردمی ارائه کنند که حدود پنج هزار سال پیش در جنوبشرق فلات ایران زندگی میکردند. این محوطه باستانی چهار دوره فرهنگی را دربرمیگیرد و حدود ۱۵۰۰ سال توالی فرهنگی در آن ثبت شده است.
دکتر روحالله شیرازی، سرپرست بیستویکمین فصل کاوش شهر سوخته، در گفتوگو با خبرنگار آناتک درباره یافتههای تازه این فصل از جمله زندگی روزمره ساکنان شهر، توضیحاتی داده است.

روحالله شیرازی
در مورد اکتشاف تازهای که در فصل بیستویکم کاوشهای شهر سوخته انجام شده، این فصل چه تفاوتی با فصلهای قبلی دارد و چه چیزی به شناخت ما از این شهر اضافه کرده است؟
دادههایی که در این فصل به دست آوردیم، تا حد زیادی پژوهشها و کاوشهای قبلی را تقویت و تأیید میکند.
برای مثال، یک نوع جدید از بازی فکری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد شناسایی شد که همراه با یک تدفین به دست آمد. در همین تدفین، یافتههای جالب دیگری نیز داشتیم؛ از جمله بقایای مواد آلی مانند پارچه، تخممرغ و چرم، یک شانه استخوانی و همچنین اشیا و ظروف سنگی و سفالی.
این دادهها، بهویژه بقایای آلی، میتوانند به شناخت موضوعاتی مانند رژیم غذایی و تاریخ استفاده از منابع غذایی کمک کنند. برای نمونه، بقایای
روحالله شیرازی: بقایای تخممرغ ممکن است اطلاعات تازهای درباره اهلیسازی مرغ یا ماکیان خانگی در اختیار ما قرار دهد. اگر مطالعات علمی نشان دهد که این تخممرغ متعلق به مرغ خانگی بوده است، میتوانیم تاریخ اهلیسازی این پرنده در ایران را بسیار عقبتر ببریم
تخممرغ ممکن است اطلاعات تازهای درباره اهلیسازی مرغ یا ماکیان خانگی در اختیار ما قرار دهد. اگر مطالعات علمی نشان دهد که این تخممرغ متعلق به مرغ خانگی بوده است، میتوانیم تاریخ اهلیسازی این پرنده در ایران را بسیار عقبتر ببریم. در حال حاضر، تا جایی که میدانم، شواهد موجود در جهان بیشتر به هزاره دوم پیش از میلاد مربوط میشود، اما در صورت اثبات این یافته، میتوانیم این تاریخ را به هزاره سوم پیش از میلاد برسانیم.
در کنار بازی و یافتههای آلی، سفالهایی که در این تدفین به دست آمده و به مناطق مختلف تعلق دارند، نشاندهنده برهمکنشهای فرهنگی در حوزه سیستان در هزاره سوم پیش از میلاد هستند. البته این پدیده جدیدی نیست و ما پیش از این نیز شواهدی از برهمکنش گسترده منطقه سیستان با مناطق مختلف، از جمله آسیای مرکزی، شبهقاره هند و تمدن سند و همچنین مناطق غربی و تمدن بینالنهرین داشتیم. بنابراین، کاوشهای جدید در کنار پژوهشهای قبلی، دادههایی را به دانش ما درباره گذشته بخشهای جنوبشرقی فلات ایران اضافه میکند.

نوعی کوزه سفالی کشف شده توسط باستانشناسان
در خبرها درباره شناسایی دو فاز معماری در بخش مسکونی صحبت کردیم. این دو فاز چه تفاوتی با یکدیگر و با دورههای قبلی دارند؟ همچنین آیا در هر فصل کاوش شهر سوخته به لایهها و دورههای زمانی متفاوتی میرسیم یا یافتهها همگی متعلق به یک دوره هستند؟
بر اساس دادههای باستانشناسی که در اختیار داریم، چهار دوره فرهنگی در شهر سوخته شناسایی شده است. این چهار دوره از حدود ۳۵۰۰ تا ۲۰۰۰ پیش از میلاد را دربرمیگیرد؛ یعنی حدود ۱۵۰۰ سال توالی فرهنگی در این محوطه باستانی ثبت شده است.
در کاوشهای اخیر، در بخش شمالی محوطه و در کارگاهی کوچک به ابعاد حدود پنج در پنج متر، توانستیم دو مرحله یا فاز ساختوساز را شناسایی کنیم که به اواخر دوره دوم و دوره سوم مربوط میشوند. بنابراین، در این بخش با دوره سوم استقرار شهر سوخته روبهرو هستیم.
میدانیم که آغاز شهرنشینی، اوج و گسترش شهر سوخته از دوره دوم شروع میشود و تا پایان دوره سوم ادامه پیدا میکند. پس از پایان دوره سوم، شهر سوخته دیگر احتمالا به عنوان یک شهر مطرح نبوده و به دلایل مختلف مرکزیت شهری خود را از دست داده است. پیش از دوره دوم نیز، یعنی در دوره اول، هنوز پیچیدگیهای اجتماعی لازم برای شکلگیری یک شهر را نداریم.
بنابراین، بقایای معماری که در کاوشهای اخیر شناسایی کردهایم به دوره سوم مربوط میشوند، اما دو مرحله متفاوت ساختوساز را نشان میدهند. البته کاوش در این کارگاه هنوز به پایان نرسیده است و به احتمال زیاد با ادامه کاوش در سال آینده، میتوانیم دورههای قدیمیتر را نیز در زیر این لایهها شناسایی کنیم. در حال حاضر، دو مرحله معماری و ساختوساز مربوط به دوره سوم در این بخش شناسایی شده است.
با توجه به شواهد بهدستآمده از شهر سوخته، آیا میتوان تصویری از زندگی روزمره یک خانواده در این شهر ترسیم کرد؟
روحالله شیرازی: در مورد زندگی روزمره مردم نیز شواهد باستانشناختی نشان میدهد که با جامعهای پیشرو و برخوردار از سطحی از رفاه روبهرو بودهایم. وجود بازیهای فکری و دیگر یافتهها میتواند نشانهای از داشتن اوقات فراغت و رفاه اجتماعی باشد
کاوشها نشان میدهد شهر سوخته از نظر کارکردی سازمانیافته بوده است. بخش مسکونی، منطقه صنعتی و کارگاهی، بناهای بزرگ و یادمانی و گورستان، هرکدام محدوده مشخصی داشتهاند. بنابراین، از نظر آمایش شهری، شهر سوخته شهری سازمانیافته بود و بخشهای مختلف آن بر اساس کارکردشان از یکدیگر تفکیک شده بودند.
در مورد زندگی روزمره مردم نیز شواهد باستانشناختی نشان میدهد که با جامعهای پیشرو و برخوردار از سطحی از رفاه روبهرو بودهایم. وجود بازیهای فکری و دیگر یافتهها میتواند نشانهای از داشتن اوقات فراغت و رفاه اجتماعی باشد. در کنار فعالیتهای خانگی، احتمالا برخی فعالیتهای اقتصادی و پیشهورانه نیز در خانهها انجام میشده، هرچند فعالیتهای گستردهتر در بخش صنعتی و کارگاهی شهر متمرکز بوده است.
زنان نیز در زندگی اقتصادی و مدیریتی جامعه نقش مهمی داشتند. وجود مهرهای استوانهای و مسطح نشان میدهد که زنان در کنترل و مدیریت فعالیتها نقش داشتهاند. درباره کودکان نیز، شواهد تدفینی نشاندهنده توجه ویژه به آنهاست؛ زیرا در برخی تدفینها، زیورآلات شخصی و سنگهای قیمتی همراه کودکان قرار داده شده است.
درباره بازی فکری ۴۶۰۰ سالهای که در خبرها مطرح شده، آیا این همان بازی قبلی موسوم به «۲۰ خانه» است یا یک بازی جدید؟
احتمالا یک بازی جدید است. البته هنوز قواعد بازی را نمیدانیم، اما عناصر و یافتههای مربوط به این بازی با نمونه قبلی متفاوت است.
در مورد گونه جدید تدفین که در کاوشهای اخیر شناسایی شده، چه تفاوتی با نمونههای قبلی شهر سوخته دارد؟
یکی از تدفینهای شناساییشده مربوط به یک کودک است که از نظر فرم و ساختار با نمونههای قبلی تفاوت دارد. اجازه بدهید تا زمان انتشار گزارشهای علمی، وارد جزئیات این موضوع نشوم.
شیوههای تدفین در شهر سوخته تا چه اندازه میتوانند باور مردم این شهر به مرگ و زندگی پس از مرگ را نشان دهند؟
تا حدود زیادی میتوان از شیوههای تدفین به باورهای آیینی مردم پی برد. تاکنون حدود ۱۰ گونه تدفین یا ساختار متفاوت گور در شهر سوخته شناسایی شده است که نشاندهنده تنوع آیینی و فرهنگی این جامعه است. تدفین یکی از آیینیترین رفتارهای انسانی در طول تاریخ بوده و ساختار قبر میتواند بازتابدهنده باورهای فرد، گروه یا بخشی از جامعه باشد.
از سوی دیگر، میدانیم که مردم شهر سوخته به نوعی به تداوم زندگی پس از مرگ باور داشتند. دفن اشیای مختلف و حتی مواد غذایی همراه مردگان میتواند نشان دهد که تصور میکردند فرد پس از مرگ همچنان به وسایل و مواد غذایی نیاز خواهد داشت. بنابراین، میتوان گفت آنها مرگ را پایان همهچیز نمیدانستند و معتقد بودند زندگی به شکلی ادامه پیدا میکند.
البته درباره اینکه آنها جهان پس از مرگ را دقیقا چگونه تصور میکردند، اطلاعاتی نداریم؛ زیرا شواهد نوشتاری در اختیار نیست. بنابراین، برداشت ما عمدتاً بر اساس رفتارها و آیینهای تدفینی است.
ساختار طبقات اجتماعی و جایگاه افراد در شهر سوخته چگونه بوده است؟
محتویات گورها میتواند شاخصی برای شناخت جایگاه اجتماعی افراد باشد. برخی قبور از غنای بیشتری برخوردارند که نشان میدهد فرد، دستکم از نظر دسترسی به امکانات مادی، جایگاه بالاتری داشته است؛ در مقابل، در برخی قبور اشیای کمتر و کماهمیتتری دیده میشود.
برای مثال، همین تدفینی که در آن بازی فکری و یافتههای متنوع دیگری به دست آمده، بهاحتمال زیاد متعلق به یکی از گروههای نخبه بوده است. چنین مجموعهای از اشیا در همه گورها دیده نمیشود و یک وضعیت استثنایی محسوب میشود. این تفاوتها میتواند بازتابی از جایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد و وجود گروههای نخبه در جامعه شهر سوخته باشد.
درباره ساختار قدرت و نحوه اداره شهر سوخته چه میدانیم؟
شواهدی از وجود حکومتهای سیاسی متمرکز، مانند آنچه در بینالنهرین یا ایلام و بر پایه سلسلههای پادشاهی وجود داشته، در شهر سوخته به دست نیامده است. با این حال، به نظر میرسد نوعی تمرکز محدود سیاسی در این جامعه وجود داشته است؛ به این معنا که یک فرد بهعنوان رهبر یا هدایتکننده جامعه، بخشی از قدرت را در اختیار داشته، اما به جایگاه پادشاهی نمیرسد.
همچنین به نظر میرسد گروهی از نخبگان در اداره و کنترل شهر نقش داشتهاند. با این حال، به دلیل نبود شواهد نوشتاری، از جزئیات ساختار قدرت و نحوه اداره شهر سوخته اطلاع دقیقی نداریم و تنها میتوانیم بر اساس شواهد موجود، برداشت کلی داشته باشیم.
شانه استخوانی محلی یا وارداتی است؟
در حال حاضر نمیتوانم با قطعیت بگویم این شانه محلی یا وارداتی بوده است. برای مثال، اگر از استخوان ساخته شده باشد، میتواند محلی باشد، اما اگر از عاج ساخته شده باشد، احتمالا شیئی وارداتی است. برای تعیین این موضوع باید آزمایشهای لازم انجام شود.
در این فصل چه مطالعات میانرشتهای برای بررسی دقیقتر یافتههای شهر سوخته در دستور کار قرار گرفته است؟
روحالله شیرازی: DNA باستانی میتواند به ردیابی جمعیتهای باستانی در منطقه کمک کند؛ از جمله اینکه چه میزان از این مردم بومی منطقه بودهاند، چه گروههایی از مناطق دیگر آمدهاند و ریشه و منشأ آنها کجا بوده است
در این فصل نمونهبرداریهای لازم برای مطالعات مختلف انجام شده است. از جمله، نمونههای مورد نیاز برای تاریخگذاری و مطالعات DNA باستانی برداشت شدهاند. البته این مطالعات باید انجام شوند و زمانبر هستند و برخی از آنها متأسفانه در ایران انجام نمیشوند و محدودیتهایی نیز وجود دارد.
تاریخگذاری با کربن ۱۴ به تعیین دقیقتر قدمت یافتهها کمک میکند. در حال حاضر، برای مثال، وقتی میگوییم یک یافته ۴۶۰۰ سال قدمت دارد، این تاریخ نسبی است؛ اما با انجام آزمایش کربن ۱۴ میتوانیم با دقت بیشتری مشخص کنیم که یافته مربوط به چه دوره یا سالی بوده است.
DNA باستانی نیز میتواند به ردیابی جمعیتهای باستانی در منطقه کمک کند؛ از جمله اینکه چه میزان از این مردم بومی منطقه بودهاند، چه گروههایی از مناطق دیگر آمدهاند و ریشه و منشأ آنها کجا بوده است.
انتهای پیام/