چگونه جادهها و پلهای مهندسان ایرانی این کشور را به امپراتوری وسیع رساند؟
برای درک عمیقتر ابعاد این دستاورد بزرگ ایرانی و جایگاه آن در تاریخ جهان، «آناتک» با دکتر شهرزاد ساسانپور عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد و استاد تاریخ گفتوگویی جامع انجام داده است.
قدیمیترین شواهد مربوط به راهسازی و پلسازی در ایران به چه دورانی بازمیگردد؟
ساخت راه و پل در ایران سابقهای بسیار کهن دارد؛ اما اگر منظور راهها و پلهایی باشد که بهصورت مهندسیشده و سازمانیافته، و زیر نظر حکومت ایجاد شده باشند، باید به چند نکته توجه کرد. قدیمیترین آثاری که از تمدن و سکونت انسان در ایران در اختیار داریم، به هزاره ششم تا چهارم پیش از میلاد، یعنی دوران نوسنگی و مسسنگی، بازمیگردد. در این دوران، گرچه مسیرهای ارتباطی میان سکونتگاهها وجود داشته، اما این مسیرها طبیعی و کاروانرو بوده و توسط مردم بهصورت خودجوش ایجاد میشد. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که در فلات ایران، آسیای مرکزی و بینالنهرین، مبادله کالا در همین هزارههای کهن انجام میشده و همین امر وجود راههای ارتباطی را ثابت میکند. نمونه این مسیرها در محوطههایی مانند شوش، سیلک کاشان و شهر سوخته قابل مشاهده است؛ اما این راهها هنوز ماهیت دولتی یا مهندسیشده نداشتند.
با ورود به دوران عیلامی، بر اساس مدارک باستانشناسی و تاریخی، وجود شبکههای ارتباطی منسجمتر آشکار میشود. اوج تمدن عیلامی میان حدود ۲۷۰۰ تا ۵۳۹ پیش از میلاد بوده است. شواهد نشان میدهد میان مراکز حکومتی عیلام، بهویژه در شوش و خوزستان، راههایی وجود داشته که کارکردی فراتر از تجارت داشتند و از نظر نظامی و اداری نیز اهمیت مییافتند. این مسیرها ارتباط حاکمان ایلامی با مناطق گوناگون قلمروشان را ممکن میساخت و نمونههایی از آن در ارتباط شوش با دیگر مناطق یا مسیرهای فارس و انشان به بینالنهرین دیده میشود.
سومین دوره مهم در بحث راهسازی، دوران هخامنشی است. با شکلگیری این امپراتوری از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد، قلمرو ایران به گسترهای وسیع از آسیای صغیر، قفقاز، سرزمینهای شرقی شامل افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، خوارزم و همچنین بخشهایی از خلیج فارس و بینالنهرین گسترش یافت. کوروش هخامنشی با گسترش قلمرو خود، بابل و سپس برخی دولتشهرهای وابسته به یونان در آسیای صغیر را فتح کرد، و همین امر زمینهساز رویاروییهای چندباره یونانیان با این امپراتوری شد. اداره چنین قلمروی پهناور، با تنوع گسترده قومی، زبانی و مذهبی، نیازمند شبکههای ارتباطی سازمانیافته بود.
در دوره داریوش یکم، مجموعهای از اصلاحات و اقدامات انجام شد که بخشی از آن به ایجاد نخستین شبکه راههای دولتی و مهندسیشده اختصاص داشت؛ راههایی که با طرح و نظارت مستقیم حکومت ساخته میشدند و پایهگذار نظام راهسازی رسمی در ایران باستان به شمار میآیند.
مهمترین راه در دوره هخامنشی، «راه شاهی» بود که شوش را به شهر سارد در منطقه لیدی – واقع در آناتولیِ ترکیه امروزی – متصل میکرد. منطقه لیدی توسط کوروش هخامنشی به قلمرو ایران افزوده شد. شاهان بعدی هخامنشی برای حفظ ارتباط میان پایتخت یعنی شوش و سارد، راه شاهی را احداث کردند. بر اساس منابع مختلف، طول این راه حدود دو هزار و چهارصد تا دو هزار و پانصد کیلومتر بوده است.
راه شاهی ویژگیهای مهندسی و سازمانی قابل توجهی داشت؛ در فواصل مشخص، استراحتگاههایی موسوم به «چاپارخانه» ایجاد شده بودند که محل توقف و تعویض اسبها و استراحت چاپارها (پیکهای دولتی) محسوب میشدند. در مسیرهای کوهستانی، امتداد راه با دقت طراحی شده بود و برای عبور از رودخانهها، پلهایی از جنس چوب یا سنگ احداث میشد. این مسیر، دارای ایستگاههای منظمی بود که شبکه ارتباطی و اداری امپراتوری را تسهیل میکرد.
در دوره هخامنشی، افزون بر پلهای دائمی، پلهای موقتی نیز ساخته میشد. برای نمونه، داریوش اول در نبرد با یونانیها، برای عبور از تنگه بسفر، پلی شناور ایجاد کرد. در این سازه، قایقها را در کنار هم ردیف کردند تا ساختاری موقتی برای عبور نیروهای نظامی به وجود آید. از دوران هخامنشی به بعد، شواهد فراوانی از پلسازی در ایران وجود دارد و اوج هنر پلسازی در ایران باستان به دوره ساسانیان میرسد.
در دوره ساسانیان، که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی حکومت داشتند، برجستهترین سازههای پلسازی شکل گرفت. از مهمترین آنها میتوان به «شادروان» یا همان «بند قیصر» اشاره کرد و نیز «پل دختر» در لرستان که هر دو از جمله سازههای آبی مهندسیشده در ایران به شمار میروند.
درباره پل شادروان چه اطلاعاتی در دست است؟ از چه مصالحی برای ساخت آن استفاده شده و چه شیوههای مهندسی در آن به کار رفته است؟
پل شادروان یا بند قیصر یکی از کهنترین سازههای مهندسیشده در ایران است. این اثر مربوط به دوره شاپور اول ساسانی است؛ زمانی که وی در نبرد با امپراتور روم شرقی، والرین (والریانوس) پیروز شد. پس از شکست روم، تعدادی از رومیان به اسارت دولت ساسانی درآمدند. در حالی که امپراتور روم برای آزادی خود فدیهای پرداخت، دولت روم برای نجات سایر اسیران اقدامی نکرد.
شاپور اول با اطلاع از وجود مهندسان و صنعتگران رومی در میان اسیران – از جمله بافندگانی که در رم پارچههای نفیس، بهخصوص ابریشمی، تولید میکردند – به آنان پیشنهاد داد در صورت آموزش فنون نساجی رومی به ایرانیان، آزاد خواهند شد. در پی آن، به پیشنهاد یکی از استادکاران رومی، منطقهای با منابع آبی فراوان میان شوشتر و دزفول برای راهاندازی صنعت نساجی انتخاب شد. این ناحیه «گندیشاپور» (جندیشاپور) نام گرفت؛ واژهای که به معنای «سپاه شاپور» است و به محل اقامت همان اسیران اشاره دارد.
برای توسعه صنعت نساجی و بهرهبرداری از آب، سازههای آبی مهندسیشدهای و پل شادروان ساخته شد. شاپور از نیرو و مهارت اسیران رومی برای اجرای این سازه بهره گرفت؛ اما براساس شواهد تاریخی، طراحی و فن معماری متعلق به سنت مهندسی ایرانی بوده است. این پل حدود سال ۲۶۰ میلادی ساخته شد و ترکیبی از سه کارکرد را در خود دارد: پل، سد یا بند و شبکه تنظیم آبیاری.
شادروان بخشی از سامانه آبی تاریخی شوشتر است که خوشبختانه هنوز آثار آن برجای مانده و در سال ۲۰۰۹ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. این سازه نمادی از دانش مهندسی ایرانی و یکی از بزرگترین سیستمهای هیدرولیکی ایران باستان به شمار میرود که با بهرهگیری از نیروی کار رومی اجرا شده است.
مصالح بهکاررفته در ساخت شادروان شامل سنگ تراشخورده و ملات ساروج است. این پل دارای سازههایی قوسی با دهانههای متعدد بوده که جریان ورودی آب رودخانه کارون را تنظیم میکرده است. شبکههای آبیاری از طریق کانالها به بخشهای دیگر متصل بودند و آسیابهایی نیز بر روی این سازه قرار داشتند.
شادروان در دوران اسلامی چندین بار مرمت شده و بیشترین بازسازی آن مربوط به عهد صفوی است. امروزه تنها بخشی از پایهها و اجزای سازه آبی آن باقی مانده که گذر زمان، فرسایش طبیعی، و تغییر جریان آب، از عوامل تخریب تدریجی آن بودهاند.
چه نوع مصالح و شیوههای مهندسی در ساخت پلها در ایران باستان به کار میرفته است؟
در این دوره، مهمترین مصالح برای ساخت پل، سنگ، بهویژه سنگِ تراشخورده بود. استفاده از سنگِ تراشخورده، دوام طولانی سازه، مقاومت بالا و امکان ایجاد قوسهای بزرگ را فراهم میکرد. نمونههایی همچون بند قیصر، پل گاومیشان و پل کشکان از جمله پلهایی هستند که با همین شیوه ساخته شدهاند.
برای افزایش دوام سازه، گاهی قطعات سنگ با مفتولها و بستهای فلزی به یکدیگر متصل میشدند. همچنین در مناطقی که سنگ کمیاب بود – به ویژه مناطق خشک و نیمهخشک – از آجر پخته استفاده میشد که سبکتر و در دسترستر بود. ملات ساروج نیز از ترکیب آهک، ماسه، سفیده تخممرغ و خاکستر تهیه میشد و به دلیل چسبندگی بالا، برای سازههای آبی بسیار مناسب بود؛ این ملات در بند قیصر نیز به کار رفته است.
از نظر مهندسی، پلهای ایران باستان با قوسها یا طاقهای سنگی ساخته میشدند. این قوسها نیرو را به پایهها منتقل کرده و امکان ایجاد دهانههای بزرگ برای عبور آب و استحکام بیشتر را فراهم میکردند. علاوه بر این، در پایههای پلها «موجشکن»هایی با پیشآمدگیهای نیمدایرهای یا مثلثی در برابر جریان آب ساخته میشدند که وظیفه کاهش فشار جریان، جلوگیری از فرسایش و جلوگیری از تجمع رسوبات را بر عهده داشتند. این عناصر نشاندهنده مهندسی پیشرفته پلسازی در دورههایی مانند ساسانیان است.
همانطور که اشاره کردید جاده شاهی یکی از قدیمیترین شبکه راههای ایران باستان است، چه اطلاعاتی درباره هدف، شیوه مدیریت و کارکردهای آن داریم؟
در دوره هخامنشی، ایران به امپراتوری وسیعی تبدیل شد و برای اداره، کنترل و یکپارچگی این قلمرو گسترده، وجود شبکهای منسجم از راهها و پلها ضروری بود. از همین رو، ساخت راههای وسیع و امن، بخشی از سیاستهای مدیریتی و اصلاحات داریوش اول به شمار میرفت.
داریوش در کتیبه بیستون اشاره میکند که به فرمان اهورامزدا برای برقراری «داد» برگزیده شده است. او امپراتوری را به سی ساتراپی (استان) تقسیم میکند؛ هرچند هرودوت تعداد آنها را ۲۳ ذکر کرده است. طبیعی است که اداره چنین گسترهای بدون شبکه راههای امن و سازمانیافته ممکن نبود.
چاپارخانهها – که نقش ایستگاههای پست و استراحتگاههای بینراهی را داشتند – یکی از اجزای ضروری این شبکه بودند. انتقال فرمانها، نامههای حکومتی، جابهجایی اشیاء و حتی انتقال زندانیان، همگی از طریق همین شبکه جادهای انجام میشد. چاپارخانهها بعدها الگوی ساخت کاروانسراها در دوره اسلامی شدند.
جاده شاهی علاوه بر کارکرد سیاسی و حکومتی – که شامل نظارت بر ساتراپیها و حفظ وحدت امپراتوری بود – کارکرد اقتصادی و تجاری نیز داشت. این شبکه از تجارت داخلی و خارجی پشتیبانی میکرد و در ساختار مالیاتی نیز نقش داشت. برای نمونه، مالیات اراضی کشاورزی یا «خراگ» از طریق دسترسی همین راهها به مناطق مختلف قابل ارزیابی و وصول بود.
راه شاهی یک راه مهندسیشده بود؛ دارای استراحتگاههای منظم، مسیرهای تسهیلشده در کوهستان، علامتگذاریهای لازم، و پلهایی که در نقاط ضروری ساخته میشدند. این راه، ستون فقرات ارتباطی امپراتوری هخامنشی و یکی از مهمترین دستاوردهای مهندسی ایران باستان به شمار میآید.
آیا مسیرهای ارتباطی و جادهها، افزون بر کارکردهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، نقشهای فرهنگی و علمی نیز داشتهاند؟
بله، جادهها در ایران باستان صرفا مسیر عبور کالا نبودند بلکه نقشی اساسی در انتقال فرهنگ، دانش، فناوری، آیینها و تعاملات انسانی ایفا میکردند. این بُعد فرهنگی – علمی حتی میتوان گفت یکی از مهمترین آثار بلندمدت شبکههای راهسازی بوده است، بهویژه در مورد راه شاهی.
از طریق همین جادهها بود که مهندسان، استادکاران و صنعتگران از سرزمینهای دیگر وارد ایران میشدند و دانش فنی خود را منتقل میکردند که نمونه آن را درخصوص صنعت نساجی رومی و استفاده از اسرا برای ساخت پل شادروان گفتیم. طبق شواهد باستانشناسی انتقال دانش سفالگری و فلزکاری و نیز تجارت کالا میان فلات ایران، بینالنهرین و آناتولی وجود داشته است.
تاثیرات هنری سرزمینهای مختلف در طرحها و نقشبرجستههای تخت جمشید نمونه روشن این تبادل است. در مقابل، هنر، آیینها و فرهنگ ایرانی نیز از طریق همین جادهها به بیرون از فلات ایران منتقل میشد.
با گسترش امپراتوری هخامنشی و الحاق منطقه آرامینشین، زبان آرامی به عنوان زبان اداری امپراتوری پذیرفته شد. انتشار این زبان و خط، با کمک شبکه جادهها و سیستم چاپاری، در سراسر امپراتوری امکانپذیر شد.
رفتوآمد کاروانهای تجاری و زیارتی، ماموران دولتی و مسافران موجب شد دانش جغرافیایی درباره مسیرها، اقلیمها و سرزمینهای مختلف افزایش یابد. در دوره ساسانی رهنامهها یعنی کتب شناخت مسیرهای جغرافیایی و تجارت از طریق دریاها تدوین شد.
ایران در مقایسه با تمدنهایی مانند یونان و رم، اقلیم خشکتری داشت و به همین دلیل فناوریهایی مثل قنات و کاریز در ایران توسعه یافت. این فناوری بعدها از طریق همین جادهها به بینالنهرین، عربستان و حتی مصر منتقل شد و تأثیر مهمی بر کشاورزی غرب آسیا گذاشت.
راههای مهندسیشده دوره هخامنشی زیربنایی برای ایجاد جاده ابریشم در دوره اشکانییان شد و از طریق این مسیر نه فقط ابریشم، بلکه اندیشهها، آیینها (از جمله آیین زرتشتی)، هنر و رسوم ایرانی به سرزمینهای شرقی منتقل شد.
انتهای پیام/