حملات به مراکز علمی، نشانه درماندگی دشمن در برابر جایگاه برتر علم ایران است
برتری علمی ایران محدود به حوزه خاصی نیست و در رتبههای بالای جهانی المپیادهای علمی و نیز پیشرفتهای فناورانه قابل مشاهده است. آنچه این جایگاه را تثبیت کرده، ترکیبی از فرهنگ علمجویی، سرمایهگذاری بر نخبگان و زیرساختهای آموزشی و پژوهشی است. حملات به تأسیسات علمی، هرچند هزینهساز و بازدارنده طراحی شدهاند، اما تجربه نشان داده است که فشار خارجی معمولاً به تقویت بنیه داخلی و بازتعریف اولویتهای ملی منجر میشود.
بر این اساس آناتک در گفتوگویی با «مریم رجبی»، استاد دانشگاه آزاد واحد علوم پزشکی تهران و مدرس معارف اسلامی، این موضوع را بررسی کردهاست.
نظر شما درباره اتفاقاتی مانند هدف قرار دادن مراکز دانشگاهی و پژوهشی نشاندهنده چه جایگاهی برای علم ایران است؟
اسرائیل با اقداماتش نشان میدهد در ذات پلیدش چه میگذرد؛ در واقع دوست دارد قدرت تنها در انحصار خودش باشد و دیگران به این جایگاه و علم دست پیدا نکنند. همانطور که رهبر شهید عزیزمان فرمودند، علم، سلطان است؛ حال اگر این علم در دست کسی باشد، قدرت نیز در دست اوست. اسرائیل با هدف قرار دادنِ مراکز دانشگاهی، این کینه را نشان میدهد و البته بسیار سادهلوحانه این رفتار را پیش گرفته است. اسرائیل ساده و احمق است، چون نمیفهمد که نمیتواند با کشتن چند دانشمند و افرادی که باتقوا و نظامی هستند، تقوا و علم را از ما بگیرد. او میخواهد ما علم نداشته باشیم و از حرکت به سمت پیشرفت علمی بترسیم، اما این موضوع کاملاً برعکس است. اگر اسرائیل احمق نبود، میفهمید که این اقدامات نتیجه عکس دارد و ما بیشتر سراغ علم میرویم، چراکه میدانیم این کار نقطه ضعف دشمن است.
با توجه به حملات اخیر به مراکز تحقیقاتی، فکر میکنید علم و فناوری ایران چه برتریهایی دارد که چنین حساسیتهایی ایجاد کرده است؟
همانطور که خودتان میدانید، در اخبار و در تمام کشورها، ما آماری از هوش و سطح دانش تهیه کردهایم؛ همچنین نتایج المپیادهایی که فرزندان ما در آنها شرکت کردهاند، بهطور کامل منتشر شده است. ما میبینیم سطح علمی ایران در رتبه اول، دوم، سوم و نهایتاً چهارم جهان قرار دارد؛ یعنی ایران در سطح بالای کشورهای دنیا میدرخشد و این نمیتواند مسئلهای تصادفی یا صرفاً ناشی از هوش باشد؛ نه، این هوش همینجوری به دست نمیآید.
دلیل اول، وجود حلالزادگی در میان ایرانیان و تقواست که باعث میشود بهترین ژنها، بهترین مغزها و بهترین جسم برای آن ساکنین یا آن مردم فراهم باشد؛ حال چه در ایران باشند و چه در جای دیگر. دلیل دوم، شرایط و محیطی است که در ایران به وجود آمده و به مردم کمک میکند تا به سمت علمآموزی بروند. این امر به خاطر تلاشهای رهبر شهید عزیزمان است که علمجویی را ترویج کردند و شرایطی را ایجاد نمودند که همه به سمت علم بروند و علم داشتن، نکته مثبتی محسوب شود. اصلاً ببینید همانطور که ما شهید سهروردی و شهید ملاصدرا را داریم، اینها کسانی بودند که همهشان دنبال علم بودند؛ یا بوعلیسینا را داریم که میبینیم در جایگاههای بلند علمی قرار داشتند و در نهایت نیز با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند.
علم ایران در سالهای اخیر چه دستاوردهایی داشته است که دشمنان رو به واکنش واداشته است؟
نکتهای که باید درباره علم در ایران مطرح کرد، دستاوردهای هستهای است که فوقالعاده هستند. اگر برخی اطلاع ندارند، باید بررسی کنند که انرژی هستهای چه کاربردهای گستردهای در پزشکی و صنعت دارد؛ این حوزه فقط محدود به تولید برق یا چرخه انرژی نیست، بلکه در علوم دیگر نیز وارد میشود و موجب رشد ما میشود.
اما جدا از این موضوع، حتی اگر آن را کنار بگذاریم، ما در مورد رشد علمی ایران در حوزههای ژنتیک و علوم دیگر، مانند ریاضیات، صحبت میکنیم که در حال پیشرفت هستیم. همین پیشرفتهای هوافضا نیز مرهون بنیه قوی ما در ریاضیات و مکانیک است. ببینید، ما فقط و فقط در یک جنبه الحمدلله رشد نکردهایم، بلکه در انواع مختلفِ علم وارد شدهایم و در حال پیشرفت هستیم؛ حتی این پیشرفت در علوم معارف و علوم حوزوی نیز وجود دارد که الحمدلله رو به افزایش است.
بعد از این اتفاقات، جایگاه علمی ایران رو چطور حفظ و تقویت کنیم؟ راهکارهای شما به عنوان یک استاد دانشگاه چیست؟
اکنون که متوجه شدهایم دشمن با علم ما چقدر مشکل دارد، باید معلمان دلسوز و تمامی کسانی که در نهاد آموزشوپرورش هستند، تعریف جدیدی از علم ارائه دهند. باید آموزشوپرورش را بازتعریف کنیم و نخبگانمان را بیشتر به صحنه بیاوریم. نباید اجازه دهیم بچههایمان هدر بروند یا به خاطر شرایط محیطی، متأسفانه انتخابهای غلطی کنند و نتوانند وارد مسیر علم شوند؛ چراکه در آن صورت، زمانی که باید وارد این عرصه شوند و به ثمر بنشینند، هدر میرود. ببینید، یکی از اتفاقهای خوبی که در مورد دانشمندانمان شاهد هستیم، این است که پدر و مادرهایی داشتهاند که از همان ابتدا آنها را به سمت رشته و تخصصی که باید در آینده داشته باشند، هدایت کرده و نسبت به آن اهتمام داشتهاند؛ اگر این را هم به عنوان یک تجربه به کار بگیریم، بسیار موفق خواهیم شد.
آیا این اتفاقات نشان میدهد که ایران در عرصه علم، رقبای جدیای رو نگران کرده است؟
بله، این موضوع که صددرصد است و حقیقتاً «علم نزد ایرانیان است و بس»؛ این نشان میدهد که چنین اتفاقی در ایران در حال وقوع است و علم در ایران در اوج خود قرار دارد. همانطور که رهبر عزیزِ شهیدمان فرمودند، زمانی فراخواهد رسید که همگان به زبان فارسی بهعنوان زبان علم نگاه خواهند کرد و ما این روز را خواهیم دید.
آیا این حملات به مراکز علمی مثل انیستیتوها، گواهی بر پیشرفتهای واقعی ایران در حوزههای مختلف است؟
آینده علم ایران مانند گذشتهاش است؛ ما خیامها و عطارها داریم؛ همانطور که دانشمندان ما در فلسفه عالی بودند، در پزشکی نیز استاد بودند و چندین رشته را با همدیگر مطالعه میکردند و در همه آنها میدرخشیدند. آینده ستارهشناسی نیز انشاءالله همینطور خواهد بود و اگر برنامهریزانِ آموزش عالی و آموزشوپرورش ما انشاءالله برنامهریزی دقیقتری انجام دهند، این شکوه و روشنایی، دهبرابر خواهد شد.
نقش دانشگاههای ایران در ایجاد برتری علمی منطقهای چیست؟
در مورد دانشگاههای ایران و برتری علمی که در این دانشگاهها وجود دارد و اساتید خوبی که داریم، تبلیغات و رسانه بسیار کم است؛ البته شاید اگر بگوییم این کار اشتباه است، حق داشته باشیم؛ چراکه تا زمانی که اسرائیل از بین نرفته است، اگر ما [اسامی]همان اساتید را مطرح کنیم، آنان را در ورطهای قرار میدهیم که جانشان به خطر میافتد. با این حال، ثابت کردن این برتری علمی به تمام جهانیان و کشاندن هجوم نخبگان به طرف دانشگاههایمان، میتواند فرصت بسیار مناسبی برای ایران باشد.
علم ایران با وجود این فشارها، چه جهشهایی در آینده خواهد داشت؟
این حملاتی که در واقع به مراکز علمی ما، چه آزمایشگاهها و چه مراکز داروسازی و ... انجام دادند، نشاندهنده ضعف شدید اسرائیل است و گویی فریاد میزند که در ضعف و فروپاشی قرار دارد؛ دیگر چگونه باید بگوید؟ ببینید، ما باید از رفتار دشمن بفهمیم که در حال از بین رفتن است و دیگر نمیتواند مقاومت کند. اینکه تنها کارش این است که مراکز را از بین ببرد و بمب بریزد، به رفتار کودکانی میماند که عقل ندارند و نمیفهمند که علم در سینهها و ذهنهاست و ربطی به این ندارد که بیاید و چهار بمب بیندازد و آزمایشگاهی را خراب کند؛ ما بسیار مقاوم هستیم و بهتر از آن را خواهیم ساخت. بهعلاوه، اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، وقتی دشمن چنین حملهای انجام میدهد، طرفِ مقابل میگوید باید خودم را مقاومتر کنم؛ پس باید این مراکز را قویتر و سریتر بسازم. در واقع، ما با یک تروریستِ احمق و بینهایت بیرحم طرف هستیم.
این موضوع کاملاً مشخص است که ما افقی فوقالعاده بلندتر را شاهد خواهیم بود و انشاءالله در عرصه علمی کاری خواهیم کرد که اسرائیل بیش از پیش پشیمان شود و ببیند که دیگر نمیتواند در مقابل ما بایستد. علم ما به چنان قدرت و مرتبه فوقالعادهای خواهد رسید و در مسیرِ تکامل قرار میگیرد که [دشمن]ناچار باشد تنها با توهمات خود زندگی کند؛ همان توهمی که اسرائیلیها مدام در سر دارند و فکر میکنند قوم برتر هستند.
ما حتماً بهتر خواهیم شد و حتماً پیشرفت خواهیم کرد؛ همیشه همینطور است. همانطور که در تمامی بیماریهایی که وارد بدن میشوند، آن بدن در نهایت قویتر میشود، وقتی این فشارها نیز به علم وارد میشود، آن علم قویتر و مستحکمتر خواهد شد.
به عنوان استاد دانشگاه، چه توصیهای به سیاستگذاران برای حمایت از علم در این برهه دارید؟
سیاستگذارانی که برای دانشجو و علم تلاش میکنند، در گزینش افراد نخبه و تشویق آنان در محیطهای علمیِ مدارس، و همچنین در سیاستهای علمآموزی، تجدیدنظری انجام دهند. برخی سیاستها واقعاً غلط است و ما را از وجود برخی نخبگان که هوش فوقالعادهای دارند، محروم میکند؛ چراکه بحثِ نمره یا گاهی اوقات نوعِ امتحانها بهاندازهای استرسآور شده است که شرایطِ دانشجو برای کسب علم تغییر کرده است.
باید شرایط را اندکی تغییر دهیم؛ یعنی تکرشتهای بودن را نیز اصلاح کنیم و اجازه دهیم که افراد در دو یا سه رشته و بهصورت بینرشتهای فعالیت کنند. بههرحال کارهای بسیاری میتوان انجام داد که از فکرِ حقیرِ من بیرون است و باید در یک جمعِ نخبگانی مطرح و سیاستهای آن پیادهسازی شود تا بتوانیم انشاءالله به رشدِ مطلوبی در نظام آموزشی، از ابتدایی تا انتها، دست یابیم.
انتهای پیام/