09:38 18 / 01 /1405
رئیس پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران در گفت‌وگو با آناتک:

حمله به دانشگاه؛ حمله به زنجیره جهانی تولید علم است

نابودی زیرساخت‌های علمی، محروم کردن یک ملت از مشارکت جهانی در علم است. در گفت‌وگوی پیش‌رو با حنیف قلندری، عضو هیات علمی و رئیس پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران تلاش کرده‌ایم به تبیین بیشتر این مسئله بپردازیم که حمله به دانشگاه‌ها چه ضربه‌ای بر پیکره علم وارد می‌کند.

در دنیایی که مرز‌های جغرافیایی در برابر تبادل دانش رنگ باخته‌اند، حمله به مراکز علمی و دانشگاهی، فراتر از یک اقدام نظامی، ضربه‌ای عمیق به پیکره علم در سطح جهانی و چشم‌انداز آینده بشریت تلقی می‌شود. نابودی زیرساخت‌های علمی، نه‌تنها یک ملت را از مشارکت فعال در جامعه علمی بین‌المللی محروم می‌کند، بلکه سرمایه‌های فکری و پژوهشی را که حاصل سال‌ها تلاش و سرمایه‌گذاری هستند، به هدر می‌دهد. دکتر حنیف قلندری، عضو هیات علمی و رئیس پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران، در گفت‌وگویی با «آناتک»، چرایی این امر را از منظر اخلاق و تاریخ علم تشریح می‌کند.

از منظر تاریخ علم، دانشگاه‌ها چه جایگاهی در طول تاریخ داشته‌اند و چه نقشی در پیشرفت علم و تمدن بشری ایفا کرده‌اند؟

اگر بخواهیم تاریخ دانشگاه را دوره‌بندی کنیم، معمولا آن را در پیوند با شکل‌گیری علم مدرن بررسی می‌کنیم. تاسیس مراکز علمی که امروز «دانشگاه» می‌نامیم، به قرون وسطی بازمی‌گردد. بعدها، با ظهور افرادی که در شکل‌گیری علوم مدرن نقش داشتند و اغلب از دل دانشگاه‌ها برخاستند، این نهاد به‌تدریج به مرکز تحول علمی بدل شد.

آنچه گفته شد بنیان تاریخی این دیدگاه است. در دوره‌های مختلف می‌توان نشان داد که هر زمان یک نهاد علمی مانند دانشگاه در جامعه‌ای شکل گرفته یا تقویت شده است، دست‌کم در تاریخ علوم مدرن، سرعت پیشرفت علمی آن کشور افزایش یافته است. به عبارتی، وجود دانشگاه همواره محرکی برای تولید دانش و رشد علمی بوده است.

آیا در طول تاریخ دانشگاه‌ها مورد تعرض یا حمله نظامی قرار گرفته‌اند؟ اگر چنین بوده، نمونه‌های برجسته آن کدام‌اند و این تعرض‌ها چه پیامد‌هایی داشته‌اند؟

اطمینان کامل ندارم، اما بسیار محتمل است که دانشگاه‌ها در دوره‌های مختلف مورد تعرض قرار گرفته باشند، زیرا معمولا در مراکز شهری ساخته می‌شدند. حداقل در جنگ جهانی دوم، که بسیاری از شهر‌ها هدف بمباران قرار گرفتند، دانشگاه‌ها نیز آسیب دیدند و بخشی از این حملات به صورت غیرمستقیم یا مستقیم متوجه مراکز علمی بود.

از سوی دیگر، نوع دیگری از «تهاجم» در تاریخ علم وجود دارد که الزاما حمله فیزیکی به دانشگاه نیست؛ اما عملا فضای علمی کشور‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ مانند تلاش دولت‌ها برای جذب دانشمندان کشور‌های رقیب یا حفظ اجباری آنان در شرایط بحرانی. نمونه مشهور آن، دانشمندان آلمانی فعال در حوزه فیزیک اتمی در جنگ جهانی دوم است که پس از تسلیم آلمان، به‌صورت نوعی «حبس خانگیِ کنترل‌شده» به بریتانیا منتقل و مدتی نگه‌داری شدند.

نمونه دیگر، پناهندگی برخی دانشمندان اتحاد جماهیر شوروی به آمریکا در دوران جنگ سرد است. این موارد گرچه حمله فیزیکی به دانشگاه محسوب نمی‌شوند، اما نوعی «رقابت و کشمکش علمی» میان دولت‌های متخاصم بوده‌اند که در قالب جنگ علمی و اطلاعاتی قابل تحلیل‌اند.

با توجه به اصول اخلاقی و انسانی، چرا باید حمله به مراکز علمی و دانشگاه‌ها محکوم شود؟

در اخلاق جنگ و قواعد مرتبط با مخاصمات نظامی، یک اصل بنیادین وجود دارد: تفکیک میان ساختار‌های نظامی و نهاد‌های غیرنظامی. دانشگاه‌ها و مراکز علمی جزو نهاد‌های غیرنظامی محسوب می‌شوند و بنابراین باید از آسیب‌های جنگی مصون بمانند. درک عمومی و همچنین اصول اخلاقی به ما می‌گوید که نهاد علم قرار نیست بخشی از ماشین جنگی باشد و نقشی در منازعات نظامی ایفا کند؛ از این‌رو باید از هرگونه تعرض محافظت شود.

البته در میدان جنگ، از گذشته تا امروز، شرایطی پیش می‌آید که برخی رویداد‌ها از کنترل خارج می‌شود. در بسیاری از دکترین‌های نظامی سنتی، «وارد کردن ضربه حداکثری به دشمن» ممکن است بهانه‌ای برای نادیده گرفتن اصول اخلاقی باشد. اما اگر بخواهیم بر مبنای یک استدلال اخلاقی سخن بگوییم، تمامی نهاد‌های غیرنظامی از جمله دانشگاه باید ایمن باشند و زیرساخت‌های علمی نباید هدف قرار گیرند.

در جنگ جهانی دوم به علت محدود بودن فناوری‌های هدایت تسلیحات، امکان هدف‌گیری دقیق وجود نداشت و بمباران‌ها گاه ناخواسته مراکز علمی را نیز تخریب می‌کرد. اما امروز شرایط متفاوت است. با وجود تسلیحات هوشمند و سیستم‌های کنترل دقیق، فرماندهان نظامی کاملا می‌توانند تعیین کنند که چه اهدافی مورد حمله قرار بگیرد یا نگیرد؛ بنابراین از نظر اخلاقی و حتی عملی، هیچ توجیهی برای هدف قراردادن دانشگاه‌ها و واحد‌های پژوهشی وجود ندارد.

آیا می‌توان ادعا کرد که حمله به دانشگاه، حمله به آینده یک ملت یا حتی آینده بشریت است؟

اگر علم و پژوهش را مفهومی جهان‌شمول بدانیم، این ادعا کاملا معتبر است. هیچ دستاورد علمی یا فناوری به‌طور مطلق در مالکیت یک فرد یا یک کشور نیست. جریان علم، شبکه‌ای جهانی از پژوهشگران و متخصصانی است که هر یک بخشی از یک پرسش بزرگ‌تر را پاسخ می‌دهند؛ بنابراین نمی‌توان ادعا کرد که، چون یک دانش یا فناوری «متعلق به ما» است، پس حق داریم در شرایط تخاصم، زیرساخت علمی طرف مقابل را نابود کنیم.

وقتی یک کشور به مراکز علمی رقیب حمله می‌کند، در واقع آن جامعه را از مشارکت در پیشبرد دانش در یک حوزه خاص محروم می‌سازد. این اقدام نه‌تنها از نظر اخلاقی نادرست و غیرانسانی است، بلکه از منظر علمی نیز ضربه‌ای به کل جامعه جهانی وارد می‌کند؛ زیرا حلقه‌ای از شبکه جهانی دانش از بین می‌رود.

برای مثال، در رخداد‌های اخیر که برخی مراکز علمی از جمله پژوهشگاه فضایی یا مرکز تحقیقات لیزر مورد حمله قرار گرفته‌اند، با تخریب این زیرساخت‌ها نه‌تنها یک سرمایه ملی از بین رفته، بلکه کشور از مشارکت در بخشی از پژوهش‌های بین‌المللی مربوط به این فناوری‌ها کنار زده شده است. حذف یک مجموعه علمی از چرخه تولید دانش، اقدامی خصمانه و غیراخلاقی است و پیامدی فراتر از یک مرز ملی دارد؛ زیرا علم ذاتا جهانی است و آسیب به هر بخش آن، آسیبی به آینده همه ماست.

آیا نکته‌ دیگری هست که مایل به افزودن آن باشید؟

امیدوارم شرایط به گونه‌ای رقم بخورد که شاهد اتفاقات خوب و سازنده‌ای برای تمامی مردم ایران باشیم. وضعیت کنونی، به‌ویژه برای دانشگاهیان، چندان مساعد نیست و این شرایط بر توانایی آنها برای اتخاذ تصمیمات علمی موثر تاثیر می‌گذارد. آرزومندم شرایط کنونی به سرانجامی نیکو ختم گردد. در نهایت، باید بگویم که جنگ از نگاه من امری مذموم است و بهتر است از راه‌های جایگزین از پیامد‌های مخرب آن پرهیز کنیم.

انتهای پیام/

ارسال نظر