روایت تاسیس دارالفنون؛ دروازه ورود ایران به دانشهای نوین
دارالفنون در تاریخ ایران تنها یک بنا یا مدرسه نیست بلکه نقطه عطفی در آموزش عالی کشور به شمار میرود. در این گزارش آناتک چگونگی شکلگیری این نهاد و تاثیرات آن در کشور و... را بازخوانی میکنیم.
نام دارالفنون با محمدتقی خان معروف به امیرکبیر به عنوان فردی که زمینه تاسیس این نهاد آموزشی را فراهم آورد، تا اندازهای گره خورده است که نویسندگان کتاب «مسئله علم و علوم انسانی در دارالفنون عصر ناصری» از «اقبال یغمایی» نقل کردهاند: «دارالفنون و امیرکبیر یادآور یکدیگرند و تداعی معانی را مثل و شاهدی گویاتر از این نیست. هرکس که با سیر فرهنگ ایران در دوران اخیر اندک آشنایی داشته باشد، وقتی امیرکبیر را به خاطر میآورد یا ذکر جمیلش را از زبان کسی میشنود، بیگمان دارالفنون را، که از جمله یادگارهای پرارج این بزرگمرد است، به یادمیآورد و زبان به تجلیل و تفخیم بانی آن میگشاید».
با این حال و با وجود تلاشهای امیرکبیر برای تاسیس و احداث ساختمان دارالفنون و به کارگیری مدرسان خارجی برای آموزش در آن، این نخستین نهاد آموزشی مدرن ایران زمانی راهاندازی شد که او از منصب خود برکنار شده بود. در کتاب «از دارالفنون تا امیرکبیر» آمده است: «دارالفنون به مثابه اولین نهاد آموزشی نوین ایران با کوششهای امیرکبیر ساخته شد و در سال ۱۲۳۰ افتتاح گردید. از بد حادثه اینکه امیرکبیر ۶ هفته پیش از افتتاح دارالفنون از صدراعظمی برکنار شد و دو هفته پس از افتتاح آن به قتل رسید!».
چرایی تاسیس دارالفنون
برای بررسی علل تاسیس این نهاد آموزشی از سوی امیرکبیر باید کمی به عقب برگردیم. در همین راستا، دکتر احمدرضا خضری، نویسنده کتاب «از جندیشاپور تا دانشگاه تهران» میگوید: «از جمله نخستین کسی که ضرورت نواندیشی و نوگرایی در ایران را عملا و علنا دریافت، عباس میرزا، ولیعهد فتحعلیشاه قاجار بود؛ او که فرماندهی سپاه ایران را در برابر تهاجم سپاهیان روس بهعهده داشت، پس از شکستهای پیدرپی سپاهیانش از روسها، بیآنکه روحیه خود را در برابر اقتدار نظامی دشمن از دست بدهد، در اندیشه یافتن علل ناکامی ایرانیان برآمد. وی پس از بررسی دقیق و همه جانبه موضوع، به این نتیجه رسید که عامل اصلی شکست ایرانیان، خیانت گسترده یا کمکاری یا ناکارآمدی سپاهیان نیست...».
او در ادامه میافزاید: «بنابراین عباس میرزا بهخوبی دریافت که عامل اصلی این ناکامیها در این صحنه سرنوشتساز، دور ماندن ایران از کاروان علم و دانش است...».
«بنابراین میتوان گفت عباس میرزا با مشاوره و رایزنی قائممقام و دیگر دوستداران ایران، مشکل کشور را بهدرستی شناسایی کرده و اکنون بهدنبال یافتن راهحلی برای برطرفساختن آن بود».
به این ترتیب او به منظور حل مشکل در کنار اقدمات دیگر خود، در راستای اعزام محصل به اروپا اقدام کرد. همانطور که دکتر خضری نیز ذکر میکند اقدامات قائممقام اول و عباس میرزا در راستای انتقال علوم نوین به ایران با مرگ زودهنگام آن دو ناتمام میماند «اما برپایه آنچه گفته شد، میتوان گفت کوششهای مستقیم و غیرمستقیم آن دو برای بیداری ایرانیان ادامه یافت و با تربیت کسانی، چون میرزا ابوالقاسم قائممقام فراهانی دوم و میرزا محمدتقی خان امیرکبیر به نسلهای بعدی نیز منتقل شد، به گونهای که آن اندیشه پویا و آن رویکرد نوگرا چندی بعد زمینه ایجاد و راه اندازی دارالفنون را به عنوان مهمترین دستاورد علمی، فرهنگی و تمدنی ایران در دوره قاجار فراهم ساخت».
عبدی، نویسنده کتاب «از دارالفنون تا امیرکبیر» هم در خصوص زمینه تاسیس این نهاد آموزشی میگوید: «امیرکبیر به دلیل سفرش به روسیه و ماموریت طولانیمدت در عثمانی به دو نکته توجه کرده بود؛ یکی نیاز به افراد کاردان برای اداره کشور که معارف و علوم جدید آشنا باشند، و دیگری نیاز به افراد کارشناس در حوزههای نظامی، پزشکی و صنعتی بود. از اینرو، یکی از اقدامات او تاسیس نهادی آموزشی برای آموزش کارشناسان سه حوزه اخیرالذکر بود...».
امیرکبیر و تاسیس دارالفنون
امیرکبیر همانطور که دکتر خضری در کتاب خود آورده است پیش از آنکه به مقام صدارت برسد، در ابتدا به عنوان دبیر و منشی به ماموریتهای مهم داخلی و خارجی میرفت و «از آن جمله در سال ۱۲۴۴ق در قالب هیاتی برای عذرخواهی از ماجرای قتل گریبایدوف به روسیه فرستاده شد و در جریان این سفر از شهرهای تفلیس، مسکو و سنت پترزبورگ دیدن و از موسسات تمدنی جدید آن کشور از جمله مراکز علمی، مدارس نوین، کارخانهها، کارگاههای فنی و اماکن پژوهشی روسیه بازدید کرد...». «او در ماموریتی دیگر به عنوان وزیر نظام آذربایجان، همراه ناصرالدین میرزا که آن روزها ولیعهد بود، به ایروان رفت... اما مهمترین ماموریت وی زمانی بود که به سال ۱۲۵۹ق ریاست هیات نمایندگی ایران را در کنفرانس بینالمللی ارزنهالروم بهعهده گرفت..».
«وی در این ماموریت که دو سال به درازا کشید، با وجود وظایف سنگین و دشواری که درباره موضوع مذاکرات و دفاع از حقوق ارزی ایران به عهده گرفته بود، اوضاع و احوال کشور عثمانی را به عنوان مهمترین دولت مسلمان و همسایه، به دقت زیر نظر گرفته و دلایل پیشرفتهای آن سرزمین را نسبت به ایران بررسی و جستوجو میکرد...».
او بعد از به رسیدن به صدارت، مجموعه اقدامات اصلاحاتی را آغاز کرد، اما همانطور که دکتر خضری میگوید: «بیشک مهمترین و اثرگذارترین اقدام وی تاسیس مدرسه دارالفنون بود که مصدر خدمات بسیاری در کشور شد و زمینه ارتقای سطح دانش و فرهنگ را در جامعه رو به رشد ایران فراهم ساخت و با این اقدام سنگ بنای آموزش عالی نوین را در کشور بنیان نهاد...».
وجه تسمیه
در کتاب «از جندیشاپور تا دانشگاه تهران» درخصوص نام «دارالفنون» گفته شده است دارالفنون واژهای عربی است که نخستینبار توسط عثمانیها برای نامگذاری یک مرکز علمی به کار بسته شد و معادل واژه پلیتکنیک است.
معلمان و دروس
دکتر خضری هدف اولیه تاسیس دارالفنون را « برآورده کردن نیازهای کشور در حوزههایی، چون علوم دفاعی و نظامی، دانشهای فنی و صنعتی و علوم پزشکی و دارویی» عنوان میکند و مینویسد رشتههای آموزشی دارالفنون در زمان تاسیس «شامل هفت رشته مهندسی، پیادهنظام، سوارهنظام، توپخانه، طب و جراحی، معدن شناسی و علوم طبیعی (فیزیک، شیمی و دواسازی)» بوده است.
به گفته او نخستین گروه از استادان خارجی دارالفنون هفت معلمی بودند که جان داوود، مترجم رسمی دولت ایران بنا به درخواست امیرکبیر در کشور اتریش به استخدام گرفت که شامل شش اتریشی و یک ایتالیایی بودند. طبق گفته منابع تاریخی مختلف امیرکبیر از به خدمت درآوردن معلمان روسی، انگلیسی و حتی فرانسه پرهیز کرد و این امر به عنوان تدبیری از سوی او درنظر گرفته شده است؛ چرا که از اهداف استعماری و رقابت این کشورها آگاهی داشته است. به عنوان مثال همانطور که در کتاب «مسئله علم و علوم انسانی در دارالفنون عصر ناصری» از یغمایی نقل شده به این ترتیب راه را به روی فتنههای محتمل خارجی بسته است.
ایرانیان نیز از جمله معلمان و استادان دارالفنون در کنار خارجیان بودهاند.
خدمات
دارالفنون علاوه بر خدمات آموزشی و انتقال دانش مدرن به ایران، راه را برای ایجاد نهادها و ساختارهای نوین هموار کرده است. دکتر خضری به این موارد اشاره میکند که میتوان مهمترین آنها را این موارد دانست: تاسیس و راهاندازی بیمارستانهای تخصصی، تشکیل مجلس حافظالصحه (نقش مهمی در پیشگیری از وقوع بیماریهای واگیردار در جامعه داشت)، پیشنهاد قانون آبلهکوبی و اجرای سراسری آن، پیشنهاد و تصویب قانون گذرنامه، احداث شماری از راههای اصلی کشور، راهاندازی خط تلگراف و تلفن، طراحی و احداث راهآهن میان پایتخت و شهرری، راهاندازی چاپخانه و چاپ کتب درسی و انتشار روزنامه، ساختارمند شدن ارتش و... در کتاب «مسئله علم و علوم انسانی در دارالفنون عصر ناصری» هم به اقدامات دارالفنون و فارغالتحصیلهایش از جمله راهاندازی تلگراف، تاسیس بیمارستان و در زمینه جغرافیا نقشهبرداری و سنجش ارتفاع و... اشاره شده است.
پایان
این نهاد آموزشی پس از تاسیس دانشگاها و مدارس عالی در دورههای بعد به دبیرستان سپس موزه تبدیل شد.
انتهای پیام/