16:10 16 / 01 /1405
پژوهشگر علوم اعصاب شناختی دانشگاه نورث‌وسترن در گفت‌وگو با آناتک:

خواب مجالی برای حل مشکلات لاینحل

اگر بتوان در خواب مشکلات لاینحل را حل کرد، چه بسا خوابیدن لذت‌بخش‌تر از آنچه تاکنون تصور می‌کردیم، باشد. در مطالعه‌ای که بر خواب REM و روش «بازفعالسازی هدفمند حافظه» متمرکز بود، دانشمندان توانسته‌اند با پخش صدا‌های خاص، رویا‌های افراد را به سمت معما‌های حل نشده هدایت کنند. «کارن کونکولی» (Karen Konkoly)، نویسنده اصلی این پژوهش، در گفت‌وگویی با آناتک توضیح می‌دهد، چگونه این یافته‌ها می‌تواند نقش رویا‌ها را در خلاقیت، حل مسئله و حتی سلامت روان روشن‌تر کند.
نویسنده : مهری بهرامی

«کارن کنکولی»، پژوهشگر پسادکتری در آزمایشگاه علوم اعصاب شناختی دانشگاه نورث‌وسترن و متخصص «مهندسی رویا»، روی راه‌های ارتباط با مغز در خواب کار می‌کند.

راز «الهام بعد از خواب» در رویا‌های «رِم» REM

برای شروع، سوال اصلی تیم شما در این مطالعه چه بود؟

سوال اصلی که می‌خواستیم در این مطالعه به آن پاسخ دهیم این بود که آیا رویا‌ها در خواب «رِم» (REM) می‌توانند به حل خلاقانه مسائل کمک کنند یا نه.

بسیاری از مردم وقتی با یک مسئله سخت روبه‌رو می‌شوند می‌گویند «بگذار یک شب بگذرد، شاید فردا راه‌حلش به ذهنم برسد». پژوهش شما درباره این ایده چه چیزی نشان داد؟

وقتی برای حل مسئله به بن‌بست می‌رسیم و راه حل روشنی وجود ندارد، فاصله گرفتن از تلاش آگاهانه و مستقیم می‌تواند کمک‌کننده باشد. شواهد زیادی از این ایده حمایت می‌کند که خواب به طور ویژه برای ایجاد بینش‌های خلاقانه مفید است.

در این مطالعه ما پرسیدیم: آیا رویا‌ها بخشی از علت مفید بودن خواب برای خلاقیت هستند؟

هرچند برای تایید یافته‌های ما به کار بیشتری نیاز است، پژوهش ما نشان می‌دهد که دیدن رویا‌هایی مرتبط با مشکلات مشخصی که با آنها روبه‌رو هستیم، می‌تواند شانس حل آنها را در آینده افزایش دهد.

چرا در این آزمایش به طور ویژه روی خواب REM و رویا دیدن تمرکز کردید؟

مدت‌هاست این فرض مطرح شده که رویا‌ها می‌توانند به خلاقیت کمک کنند. یکی از دلایل آن این است که رویا‌ها بسیار تداعی‌گر هستند و خیال، خاطرات و عناصر به ظاهر تصادفی را با هم ترکیب می‌کنند و این بازترکیب ایده‌ها ممکن است به خلاقیت منجر شود.

همچنین ما می‌خواستیم نقش رویا دیدن را در خلاقیت بررسی کنیم؛ زیرا در طول تاریخ روایت‌های زیادی وجود داشته که رویا‌ها منبع الهام خلاقانه بوده‌اند.

ما بر رویا‌های خواب REM تمرکز کردیم؛ زیرا این رویا‌ها معمولا زنده‌تر، درگیرکننده‌تر و عجیب‌ترند؛ یعنی بیشترین شباهت را به آن چیزی دارند که به طور معمول «رویا» می‌نامیم.

آیا می‌توانید روش مورد استفاده‌تان؛ یعنی «بازفعال‌سازی هدفمند حافظه» را به زبان ساده توضیح دهید؟

در بازفعال‌سازی هدفمند حافظه، محرک‌هایی (معمولا صداها) که قبلا با یک خاطره مرتبط شده‌اند، در طول خواب دوباره و بسیار آرام ارائه می‌شوند.

پخش دوباره این صدا‌ها باعث «بازفعال شدن» خاطره می‌شود و اغلب موجب می‌شود افراد روز بعد آن را بهتر به یاد بیاورند.

در این مطالعه، ما هنگام بیداری معما‌هایی را به افراد ارائه کردیم و هر معما با یک صدای منحصر‌به‌فرد همراه بود.

در خواب REM و ترجیحا در رویا‌های شفاف که افراد در خواب آگاه‌اند که رویا می‌بینند، دوباره همان صدا‌ها را پخش کردیم تا خاطره معما «بازفعال» شود.

معمولا در بازفعال‌سازی هدفمند حافظه، شرکت‌کنندگان از صدا‌هایی که در خواب پخش شده‌اند آگاه نمی‌شوند. اما در این مطالعه، ما از رویابین‌ها خواستیم به صدا‌ها در رویا گوش دهند و آگاهانه کار روی معما‌هایی را که صدایشان را می‌شنوند ادامه دهند.

چگونه معما‌های مشخص را با نشانه‌های صوتی در این مطالعه مرتبط کردید؟

به شرکت‌کنندگان برای کار روی هر معما سه دقیقه فرصت دادیم و در همان زمان صدای مربوط به آن معما به طور پیوسته در پس‌زمینه پخش می‌شد.

پس از آن، مطمئن شدیم که آنها دقیقا به یاد دارند کدام صدا مربوط به کدام معماست؛ به این صورت که صدا‌ها را دوباره پخش کردیم و از آنها خواستیم نام معمای مرتبط با هر صدا را بگویند.

وقتی این صدا‌ها دوباره در زمان رویا دیدن پخش شدند چه اتفاقی افتاد؟

این هیجان‌انگیزترین بخش مطالعه بود؛ پخش صدا‌ها در خواب باعث شد شرکت‌کنندگان درباره معما‌های مرتبط، رویا ببینند!

گاهی شرکت‌کنندگان صدا‌ها را می‌شنیدند و در حالی که رویا شفاف بود و کاملا آگاه بودند چه رخ می‌دهد، روی معما کار می‌کردند.

در موارد دیگر، نشانه‌ها به نظر می‌رسید رویا‌ها را به سمت آن معما‌ها سوق می‌دادند، حتی اگر رویابین‌ها به طور آگاهانه صدا‌ها را در رویا نشنیده بودند و متوجه رویا دیدن نبودند.

شرکت‌کنندگان چند وقت یک‌بار واقعا درباره معما‌هایی که نشانه‌گذاری شده بود رویا دیدند؟

حدود ۳۰ درصد از معما‌های نشانه‌گذاری‌شده وارد رویا‌ها شدند، در حالی که تنها حدود ۶ درصد از معما‌های بدون نشانه در رویا دیده شدند.

تفاوت اصلی در موفقیت حل معما بین معما‌های مرتبط با رویا و سایر معما‌ها چه بود؟

وقتی معما‌ها در رویا‌ها وارد می‌شدند، ۴۲ درصد مواقع حل می‌شدند، در حالی که معما‌هایی که در رویا ظاهر نشده بودند فقط در ۱۷ درصد مواقع حل شدند.

البته این تفاوت فقط مربوط به معما‌هایی نبود که با نشانه‌های صوتی وارد رویا شدند، بلکه معما‌هایی را هم شامل می‌شد که به طور طبیعی وارد رویا شده بودند؛ شاید، چون شرکت‌کنندگان انگیزه بیشتری برای حل آنها داشتند.

مقاله شما اشاره می‌کند که این نتایج به طور کامل ثابت نمی‌کند رویا‌ها مستقیما باعث راه‌حل بهتر می‌شوند. چه توضیحات دیگری ممکن است وجود داشته باشد؟

علت اینکه در این نتیجه‌گیری محتاط بودیم این است که ما اثر کلی‌ای پیدا نکردیم که نشان دهد معما‌های نشانه‌گذاری‌شده بیشتر حل شده‌اند؛ بنابراین بدون این اثر، نمی‌توانستیم مستقیما آزمایش کنیم که آیا رویا دیدن واسطه افزایش حل مسئله به دلیل نشانه‌ها بوده است یا نه.

ما اثر کلی‌ای یافتیم که معما‌هایی که درباره‌شان رویا دیده شده بود بیشتر حل شدند؛ اما این ممکن است به این علت باشد که علاقه شرکت‌کنندگان به برخی معما‌ها هم باعث ورود آنها به رویا شده و هم حل شدن بیشترشان را افزایش داده است.

برای بررسی نقش علّی رویا در حل معما، شرکت‌کنندگان را به دو گروه تقسیم کردیم:

• ۱۲ رویابینی که بیشتر درباره معما‌های نشانه‌گذاری شده، رویا دیدند (به‌طور میانگین ۴۳ درصد بیشتر)

• ۸ رویابینی که چنین الگویی نداشتند (به طور میانگین ۵ درصد کمتر)

در آن ۱۲ نفری که «مهندسی رویا» در آنها مؤثر بود، آنها همچنین معما‌های نشانه‌گذاری‌شده را بیشتر حل کردند.

اما چون این تحلیل از قبل برنامه‌ریزی نشده بود و بعد از پایان مطالعه انجام شد، برای تایید این یافته به پژوهش‌های بزرگ‌تر نیاز است.

یکی از یافته‌های شگفت‌آور این بود که نشانه‌ها حتی زمانی که شرکت‌کنندگان رویای شفاف نداشتند هم اثر می‌کرد. چرا این موضوع مهم بود؟

این نتیجه هم مهم بود و هم غافلگیرکننده، زیرا نشان می‌دهد حتی وقتی رویابین‌ها به‌طور آگاهانه متوجه رویا دیدن نیستند، باز هم می‌توانند ناخواسته دستورالعمل‌های ما را دنبال کنند و در رویا روی معما‌های نشانه‌گذاری شده کار کنند.

این نتایج درباره ارتباط رویا دیدن و تفکر خلاق چه چیزی به ما می‌گوید؟

این نتایج پیوند میان رویا دیدن و تفکر خلاق را تقویت می‌کند و ما را به سمت شواهد علّی سوق می‌دهد که رویا‌ها می‌توانند بینش خلاقانه را افزایش دهند.

آیا فکر می‌کنید چنین «هدایت رویا» یی می‌تواند روزی کاربرد‌های واقعی در یادگیری، سلامت روان یا حل مسئله داشته باشد؟

به نظر من، رویا‌ها منبع بسیار خوبی برای یافتن راه‌حل مشکلات شخصی هستند.

فکر می‌کنم این روش‌ها می‌توانند کاربرد‌های واقعی داشته باشند؛ اما برای من مهم‌ترین تمرکز این است که از مهندسی رویا برای درک این استفاده کنیم که چرا رویا می‌بینیم و یک رویا سالم چه ویژگی‌هایی دارد.

به نظرم مهم است که جامعه ابتدا بفهمد و ارزش‌گذاری کند رویا‌ها همین حالا چه کاری برای ما انجام می‌دهند، پیش از آنکه بخواهیم آنها را صرفا برای اهداف زندگی بیداری به کار بگیریم.

من همچنین فکر می‌کنم تغییر در الگوی رویا دیدن یکی از ویژگی‌های بسیاری از اختلالات سلامت روان است و مهندسی رویا مسیر بسیار امیدوارکننده‌ای برای بررسی رویا‌ها به عنوان یک نشانه یا عامل مشارکت‌کننده در این اختلالات است.

گام‌های بعدی تیم پژوهشی شما در این حوزه چیست؟

به طور کلی، گام بعدی پژوهش این است که از روش‌هایی مانند این برای آزمودن نظریه‌های دیگر درباره رویا دیدن استفاده کنیم.

برای من، تمرکز بعدی این است که به رمز و راز این موضوع بپردازم که چرا برخی محرک‌ها وارد رویا می‌شوند و برخی دیگر ظاهرا توسط مغز در حالت خواب نادیده گرفته می‌شوند.

پس از فکر کردن به این پرسش در شب‌های بی‌خوابی فراوان هنگام اجرای این مطالعه، من سه هفته دیگر به کمبریج در بریتانیا نقل مکان می‌کنم تا پروژه جدیدی را آغاز کنم که به این مسئله یعنی «قطع نسبی ارتباط حواس با محیط بیرون» می‌پردازد.

انتهای پیام/

ارسال نظر