عضو کمیسیون امنیت ملی: معیشت مردم نباید به نتیجه مذاکره گره بخورد
به گزارش خبرگزاری آنا، نهمین نشست «دوشنبههای دانشگاهی» به همت انجمن علمی ارتباطات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با موضوع «واکاوی تفاهمنامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا با تأکید بر پیام رهبر انقلاب» برگزار شد.
علی خضریان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در این نشست در پاسخ به پرسشهای مطرحشده درباره ابعاد امنیتی و سیاسی این تفاهمنامه اظهار کرد: اگر بخواهیم جهان امروز را تحلیل کنیم و موضع خودمان را در شبکه جهانی و فضای بینالمللی و منطقهای تبیین کنیم، باید بگوییم ما در یک دوره گذار از نظم تکقطبی به نظم جدید هستیم. در زمان نظم تکقطبی، عامل نظم در دنیا آمریکا بود و تلاش میکرد خودش ضمانتکننده نظم جهانی باشد، اما امروز همان عامل نظم سابق، خود به عامل بیثباتی تبدیل شده است.
وی ادامه داد: آمریکا در شرایط امروز حتی از توافقنامههایی مثل توافقات آبوهوایی هم خارج میشود و اساساً از نظمهای بینالمللی عبور کرده است. در گذشته اگر اقدام نظامی انجام میداد تلاش میکرد در چارچوب نظم جهانی باشد، اما امروز خود اعلام میکند مسئول ترور است و از این موضوع ابایی ندارد.
او تصریح کرد: ما در یک جهان پسابرجام زندگی میکنیم. ملت ایران تجربه برجام را دارد. اگرچه نیاز نیست برای فهم بدعهدیهای آمریکا به متون تاریخی مراجعه کنیم، زیرا این تجربه در حافظه مردم ثبت شده است.
این نماینده مجلس ادامه داد: هدف برجام این بود که تحریمها برداشته شود و اقتصاد کشور شکوفا شود، اما نهتنها این اتفاق نیفتاد، بلکه در دوره پسابرجام جنگ ۱۲ روزه هم علیه کشور ما رخ داد؛ بنابراین برجام حتی نتوانست مانع جنگ شود.
خضریان افزود: اگر متن برجام دقیقتر نوشته میشد، میتوانست در برابر اقدامات نظامی نیز ضمانت اجرایی ایجاد کند، اما چنین نشد. امروز باید واقعگرایانه درباره توافقها صحبت کنیم، نه در یک دنیای تخیلی.
وی گفت: ما اجازه نداریم در تحلیلهایمان از واقعیتهای جهان فاصله بگیریم. در جهان واقعی باید درباره پارامترهایی صحبت کنیم که کشور را به نتیجه میرساند. حتی قبل از ورود به متن تفاهمنامه باید بر اساس عقل جمعی تصمیمگیری شود.
او در ادامه با اشاره به نقش رسانهها اظهار کرد: وقتی وزیر امور خارجه یا هر مقام رسمی در رسانه صحبت میکند، باید توجه داشته باشد که مخاطب فقط داخل کشور نیست. امروز همه رسانههای جهانی سخنان ما را پوشش میدهند و همه افکار عمومی جهان در حال قضاوت هستند.
خضریان همچنین درباره بندهای تفاهمنامه گفت: در بند اول تفاهمنامه گفته شده بود که اسرائیل باید به حملات خود پایان دهد و تمامیت ارضی لبنان را رعایت کند. اما امروز این سوال جدی مطرح است که آیا حملات متوقف شده است؟
وی ادامه داد: اگر متن تفاهمنامه ضمانت اجرایی نداشته باشد، عملاً کارآمدی نخواهد داشت. ما در دوران پسابرجام باید متنی امضا کنیم که تعهدات طرفین کاملاً روشن و مرحلهبندی شده باشد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی افزود: طبق تجربه برجام، اگر طرف مقابل تعهدات خود را اجرا نکند، باید سازوکار مشخصی برای واکنش طرف مقابل وجود داشته باشد. اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد.
او تصریح کرد: امروز برخی بحثها درباره مذاکرات منطقهای مطرح میشود. باید توجه داشت که در گذشته نیز چنین بحثهایی وجود داشت، اما تجربه نشان داد که ورود بدون چارچوب به این موضوعات میتواند به تغییر در معادلات راهبردی کشور منجر شود.
خضریان گفت: به عنوان مثال، سوریه یکی از مراکز ثقل بازدارندگی در منطقه بود و نقش مهمی در موازنه قدرت داشت. تغییرات میدانی در سوریه، پیامدهای امنیتی مهمی برای منطقه به همراه داشت. پس از تحولات منطقهای، مسیرهای جدیدی برای تهدیدات علیه ایران باز شد و باید این واقعیتها را در تحلیلهای خود لحاظ کنیم.
این نماینده مجلس افزود: حزبالله لبنان همچنان یکی از نقاط مهم بازدارندگی در منطقه است و نباید اجازه داد موضوعات مرتبط با آن بدون دقت وارد مذاکرات شوند. ما نمیتوانیم صرفاً بر اساس ایدهآلها مذاکره کنیم. باید واقعیتهای قدرت، تجربههای گذشته و رفتار طرف مقابل را در نظر بگیریم. امروز جهان، جهان واقعگرایی است و نه جهان آرمانگرایی بدون پشتوانه اجرایی.
وی گفت: تفاهمنامهای که نوشته شده و به عنوان دستاورد و پیروزی از آن یاد میشود، اگر بهدرستی اجرا شود، به این معناست که همه ما باید منتظر اجرای کامل آن باشیم، در حالی که همین بندهای موجود میتواند خواستههای ما را تأمین کند، اما باید دید آیا در عمل چنین اتفاقی رخ خواهد داد یا خیر.
خضریان ادامه داد: در این تفاهمنامه ما با دولتی وارد مذاکره شدیم که در بسیاری از موارد در تقابل با جبهه مقاومت و حتی ساختارهای رسمی لبنان قرار دارد. سؤال اساسی این است که آیا در پایان این مذاکرات میتوانیم به نتیجه مطلوب برای حفظ جبهه مقاومت در جنوب لبنان و حفظ تمامیت ارضی لبنان دست پیدا کنیم یا خیر.
وی با اشاره به بندهای تفاهمنامه اظهار کرد: اساساً ما وارد مذاکراتی در حوزه منطقهای شدهایم که قرار نبود وارد آن شویم. قرار بوده مذاکرات صرفاً در چارچوب موضوعات مشخص این تفاهمنامه ادامه پیدا کند، اما در بند ۱۳ بهصراحت آمده که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا منحصراً در همین چارچوب مذاکره کنند. این یعنی نباید پنجره جدیدی در مذاکرات باز شود، چون در غیر این صورت طرف مقابل موضوعات دیگری مانند مسائل موشکی یا منطقهای را وارد مذاکرات خواهد کرد.
او افزود: در بندهای مختلف از جمله بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱، موضوعاتی مطرح شده که نشان میدهد مذاکرات از چارچوب اولیه فراتر رفته است. در بند چهار نیز نکات مهمی وجود دارد که باید به آن توجه شود.
خضریان تصریح کرد: طبق این بند، نیروهای نظامی آمریکا پس از توافق نهایی و نه در شرایط فعلی، ظرف مدت ۳۰ روز از محیط پیرامونی ایران خارج میشوند. این سؤال مطرح است که آیا در حالی که هنوز وضعیت جنگی یا تنش در منطقه وجود دارد، نیروهای نظامی آمریکا در منطقه باقی میمانند؟
وی ادامه داد: در واقع این بند نشان میدهد که نیروهای نظامی آمریکا در شرایط تهدید مستقیم باقی خواهند ماند و تنها پس از توافق نهایی خارج میشوند. اما سؤال مهم این است که توافق نهایی چه زمانی رخ میدهد؟ در متن تفاهمنامه آمده که هر زمان کارگروههای منطقهای شکل بگیرد، ممکن است پنجرههای جدیدی نیز باز شود و در نهایت رسیدن به توافق نهایی به تعویق بیفتد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس افزود: پذیرش چنین بندی به معنای این است که ایران در شرایط تهدید نظامی وارد توافق شده و طرف مقابل حضور نظامی خود را حفظ کرده است. این وضعیت میتواند کشور را در شرایط نه جنگ و نه صلح قرار دهد.
او اظهار کرد: در چنین شرایطی هیچ سرمایهگذار خصوصی حاضر به سرمایهگذاری در کشور نخواهد بود، زیرا فضای اقتصادی در حالت بلاتکلیف و غیرقابل پیشبینی قرار میگیرد. این وضعیت عملاً اقتصاد کشور را فریز میکند.
خضریان تصریح کرد: در حالی که قرار بود پرونده جنگ بسته شود، اما حضور نیروهای نظامی در منطقه حفظ شده و در مقابل، وضعیت هستهای کشور نیز در حالت تعلیق و فریز قرار میگیرد. یعنی تا زمان توافق نهایی، برنامههای توسعهای نیز متوقف خواهد شد.
وی ادامه داد: در جلسات کمیسیون امنیت ملی نیز موضوعات مربوط به اجرای تفاهمنامه مطرح شد. از جمله اینکه بخشی از منابع مالی بلوکهشده ایران باید آزاد شود. اما طبق توضیحات ارائهشده، از مجموع ۲۴ میلیارد دلار منابع بلوکهشده، تنها ۶ میلیارد دلار در قطر قرار دارد و ۶ میلیارد دلار دیگر نیز بهصورت وعدهای مطرح شده است.
او افزود: بر اساس آنچه اعلام شده، قرار بوده خط اعتباری برای خرید کالا از طریق قطر فعال شود و حتی برخی سفارشهای مالی نیز مطرح شده، اما در عمل تاکنون هیچ پرداختی انجام نشده است.
خضریان تصریح کرد: در حالی که در متن تفاهمنامه از آزادسازی کامل داراییهای مسدود شده ایران سخن گفته شده، اما در عمل هنوز این موضوع محقق نشده و بخش قابل توجهی از تعهدات اجرایی نشده است. با توجه به این شرایط، لازم است اجرای دقیق بندهای تفاهمنامه و میزان تحقق تعهدات طرف مقابل بهصورت جدی مورد بررسی قرار گیرد، چرا که بدون ضمانت اجرایی روشن، امکان تحقق اهداف مورد نظر وجود نخواهد داشت.
خضریان گفت: تا اینجا ما در شرایطی قرار گرفتهایم که تفاهمنامه، پایان جنگ یا حتی سایه جنگ را از کشور ما بر نداشته است، زیرا نیروی نظامی دشمن همچنان در منطقه باقی مانده است.
خضریان ادامه داد: نکته بعدی که باید به آن توجه شود این است که دوباره در میانه جنگ، موضوع تفاهم و مذاکره مطرح شد. در این میان، برخی تلاش کردند با ایجاد فضای روانی در جامعه، فشارهای اقتصادی را تحت عنوان کاسبان یأس و کسانی که از ترس جنگ در بازار فعالیت میکنند، برجسته کنند.
وی افزود: برخی جریانها جنگ را عامل گرانی و کمبود معرفی کردند و با ایجاد فضای ترس در بازار تلاش کردند جامعه را نسبت به آینده اقتصادی نگران کنند. اما در مقابل، همان جریانها در مواردی که سیاستهای اقتصادی داخلی منجر به تغییرات قیمتی شده، سکوت کردند.
این نماینده مجلس اظهار کرد: بخشی از آمارها و تحلیلهایی که در فضای عمومی مطرح میشود، بدون توجه به واقعیتهای اقتصادی و تصمیمات داخلی ارائه میشود. در حالی که بخشی از فشارهای اقتصادی ناشی از سیاستهای داخلی بوده است، نه صرفاً عوامل بیرونی.
وی ادامه داد: یکی از مهمترین گرههای رفت و برگشت میان مجلس و دولت در بررسی لایحه بودجه مربوط به تعیین نرخ ارز بود. مجلس با همراهی دولت، جلسات فنی متعددی برگزار کرد که کاملاً ماهیت کارشناسی داشت.
او افزود: بحث اصلی این بود که دولت در لایحه بودجه عدد نرخ ارز را بهطور دقیق مشخص نکرده بود. وقتی نرخ ارز مشخص نباشد، امکان تبدیل درآمدهای ارزی به ریال در بودجه وجود ندارد.
خضریان تصریح کرد: برای مثال، اگر درآمد نفتی بر اساس هر بشکه ۵۴ دلار پیشبینی شده باشد، باید مشخص شود این عدد با چه نرخ ارزی به ریال تبدیل میشود تا بودجه قابل تنظیم باشد.
وی ادامه داد: در جلسات متعدد، این موضوع مورد بحث قرار گرفت و حتی وزرا و معاون رئیسجمهور نیز در برخی جلسات کمیسیون تلفیق حضور داشتند. در این جلسات، بحثهای کاملاً فنی درباره نحوه بستن بودجه انجام شد.
خضریان افزود: در جلسات غیررسمی نیز بحثهایی مطرح شد مبنی بر اینکه متوسط نرخ ارز در سال آینده ممکن است به حدود ۲۰۰ هزار تومان برسد و حتی برخی پیشبینیها نشان میداد این روند در ماههای بعد از شهریور افزایش پیدا کند.
خضریان اظهار کرد: بنابراین نمیتوان همه مشکلات اقتصادی را صرفاً به عوامل بیرونی یا فضای روانی نسبت داد، بلکه بخشی از آن ناشی از تصمیمات و محاسبات اقتصادی داخلی است که در فرآیند بودجهریزی اتخاذ میشود.
وی گفت: اگر بخواهیم به نمودارهای اقتصادی کشور در دوران مذاکرات رجوع کنیم، باید بر اساس تجربه صحبت کنیم نه بر اساس وضعیت لحظهای. هر زمان اقتصاد کشور را به سمت شرطی شدن بردیم، هم اقتصاد را قفل کردیم و هم معیشت مردم را تحت تأثیر قرار دادیم.
خضریان ادامه داد: وقتی اقتصاد شرطی میشود، یعنی همه چیز به نتیجه مذاکرات گره میخورد؛ از نرخ دلار گرفته تا سرمایهگذاری و چشمانداز تولید. همین موضوع باعث میشود که سرمایهگذار نتواند تصمیم بگیرد.
وی افزود: در چنین شرایطی، حتی نرخ ارز نیز آرامآرام بر اساس انتظارات مذاکراتی بالا میرود. اقتصاد شرطی باعث میشود سرمایهگذاری در اقتصاد مولد متوقف شود، چون هیچ چشمانداز روشنی وجود ندارد.
این نماینده مجلس تصریح کرد: در شرایط فعلی، محاسبات اقتصادی در سطح بینالمللی نیز بر اساس همین انتظارات شکل میگیرد. وقتی تفاهمنامهای امضا میشود، طرف مقابل رفتار اقتصادی خود را بر اساس آن تنظیم میکند.
خضریان ادامه داد: بر اساس تجربه مذاکرات قبلی، از جمله برجام، باید گفت که اقتصاد کشور نباید دوباره شرطی شود. امروز نیز برخی تصور میکنند که با امضای تفاهمنامه، تحولات اقتصادی فوری رخ میدهد، در حالی که این نگاه غلط است.
وی گفت: در بندهای مختلف تفاهمنامه، از جمله بندهای مرتبط با امنیت منطقهای، موضوع حضور نیروهای نظامی خارجی در پیرامون ایران مطرح شده است. این موضوع مستقیماً با امنیت ملی کشور ارتباط دارد.
او افزود: در دوره پس از برجام نیز تجربه نشان داد که حضور نیروهای نظامی آمریکا در منطقه همچنان ادامه داشته و حتی تهدیدات جدیدی ایجاد شده است؛ بنابراین نمیتوان صرفاً به متن توافقها اکتفا کرد. محیط پیرامونی ایران در این تفاهمنامه بهصورت دقیق و شفاف تعریف نشده و همین موضوع میتواند محل تفسیرهای متفاوت باشد. در حالی که در مسائل امنیتی، ابهام به ضرر کشور است.
وی ادامه داد: در برخی بندها آمده که طرفین به تمامیت ارضی یکدیگر احترام میگذارند، اما همزمان ساختارهای نظامی در منطقه باقی میماند. این تناقض باید مورد توجه قرار گیرد.
این نماینده مجلس اظهار کرد: ما در شرایطی قرار داریم که طرف مقابل همزمان با مذاکره، ابزار فشار نظامی خود را در منطقه حفظ کرده است؛ بنابراین نمیتوان گفت سایه جنگ بهطور کامل برداشته شده است.
خضریان افزود: در حوزه اقتصادی نیز باید توجه داشت که معیشت مردم نباید معطل آزادسازی منابع بلوکهشده باشد. در حالی که برخی وعدهها درباره آزادسازی داراییها مطرح میشود، بخش قابل توجهی از منابع ارزی کشور هنوز در خارج از کشور بازنگشته است.
وی گفت: در مقابل، حدود ۱۰۰ میلیارد دلار منابع ارزی ناشی از صادرات وجود دارد که میتواند در صورت مدیریت صحیح، سریعتر به اقتصاد کشور بازگردد و اثر مستقیم بر معیشت مردم داشته باشد.
او ادامه داد: اما در مقابل، برخی وعدهها درباره آزادسازی تدریجی داراییهای محدود مطرح میشود که اثر فوری بر اقتصاد ندارد و نمیتواند مشکلات معیشتی را حل کند.
خضریان تصریح کرد: در چنین شرایطی باید به سمت خودیاری اقتصادی و فعالسازی ظرفیتهای داخلی رفت. اقتصاد کشور باید بر پایه توان داخلی اداره شود، نه صرفاً وعدههای خارجی. اگر اقتصاد داخلی تقویت شود و با مفسدان اقتصادی برخورد جدی صورت گیرد، میتوان معیشت مردم را بهصورت واقعی بهبود داد.
او ادامه داد: در این صورت کشور در وضعیت آچمز قرار نخواهد گرفت و میتواند با قدرت در مذاکرات نیز حاضر شود. ایران قوی میتواند با هر طرفی وارد مذاکره شود.
خضریان در پایان اظهار کرد: اصل مذاکره و تفاهم را رد نمیکنم، اما نباید همه چیز را به مذاکره گره زد. تا زمانی که سند قطعی و قابل اتکا وجود نداشته باشد، نباید تحلیلهای قطعی ارائه داد. باید میان تحلیل سیاسی و واقعیت اجرایی تفاوت قائل شد.
انتهای پیام/