پیشنهاد سردبیر
سیمایی: جامعه امروز به «چهرههای قابل اعتماد» نیاز دارد، نه «صداهای بلند»
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در مراسم تکریم و معارفه رئیس سازمان بسیج اساتید، با تأکید بر ضرورت جلب اعتماد قشر خاکستری و ساکت جامعه، اظهار کرد: امروز برای ترمیم شکافهای اجتماعی و تحقق جذب حداکثری، بیش از آنکه به صداهای بلند و شعارزدگی نیاز داشته باشیم، به چهرههای قابل اعتماد، متین و الگوهای اخلاقی نیازمندیم.
به گزارش خبرنگار آنا حسین سیماییصراف در مراسم تکریم و معارفه رئیس سازمان بسیج اساتید کشور، ضمن قدردانی از همکاریهای «صمیمانه و همدلانه» محمدرضا مردانی در دوران تصدی این مسئولیت، انتصاب میرسامان پیشوایی را تبریک گفت. وی ابراز امیدواری کرد که تعامل، صفا و صمیمیت حاکم بر این مجموعه، تداوم یافته و عمق بیشتری بیابد.
وزیر علوم با اشاره به تأکید همیشگی رهبرانقلاب اسلامی بر اصل «جذب حداکثری و دفع حداقلی» اظهار کرد: در شرایط کنونی تجربه کردیم و دیدیم که چگونه تقابلها و جنگها موجب انسجام ملی، همبستگی مردم و افزایش افتخار و اعتماد عمومی به نهادهای انقلابی، نیروهای مسلح، سپاه و ارتش شده است. اکنون این پرسش مطرح است که چگونه میتوانیم این وضعیت را تداوم بخشیده و این آرمان والای جذب حداکثری را تحکیم و تقویت کنیم.
وی در پاسخ به این پرسش و با استناد به تجربه زیسته خود گفت: ما در سال ۱۳۵۷ چگونه جذب انقلاب شدیم؟ قطعاً نه صرفاً با مطالعه کتاب و مقاله یا شنیدن سخنرانیهای امام راحل و تبیین نظریه ولایت فقیه، بلکه مجذوب شخصیتهای تراز انقلاب شدیم. ما با دیدن شهید مطهری و شهید بهشتی (ره)، با شنیدن صدای آیتالله طالقانی آرامش مییافتیم و با مشاهده رفتار، منش و سیره شهدا، احساس افتخار و اعتماد میکردیم. برای ما، مشاهده این بزرگان، مساوی با تصدیق و باور قلبی به تمام حقیقت بود.
سیماییصراف با اشاره به سیره شهید بهشتی تصریح کرد: همگان میدانند که میتوان همزمان هم محکم بود و هم متین؛ امری که برای جوانان آن دوران بسیار راهگشا و مهم بود. شهید بهشتی از سویی به دلیل اصلاحاتی که در لایحه حدود، قصاص و دیات اعمال کرده بود، از سوی برخی لیبرال و غربزده خوانده میشد و از سوی دیگر، از سوی تندروها متهم به تججر میگردید؛ بهگونهای که از هر دو سو تحت فشار قرار داشت. در همین راستا بود که امام راحل (ره) درباره ایشان فرمودند: «مظلوم زیست و مظلوم از دنیا رفت».
وزیر علوم با یادآوری منش اخلاقی شهید بهشتی در برابر تخریبها افزود: سنت سیئهای که منافقان در کشور بنیان گذاشتند، برهم زدن سخنرانیها بود؛ آنها حتی سخنرانیهای امام راحل و شهید بهشتی را مختل میکردند، اما ایشان هرگز از مسیر اعتدال و اخلاق خارج نشد. هنوز مناظره تلویزیونی شهید بهشتی با کیانوری، دبیرکل حزب توده، در اذهان مانده است؛ جایی که ایشان با استدلالی علمی و منطقی، خیانت تودهایها در کودتای ۲۸ مرداد را اثبات میکرد. نکته تأملبرانگیز آنجاست که وقتی کیانوری آیهای از قرآن را اشتباه میخواند، شهید بهشتی بهجای مچگیری، بهصورت محترمانه و زیرکانه تلفظ صحیح را به او یادآوری کرد. کیانوری بعدها میپرسید: «چرا در آن مناظره آبروی مرا نبردید؟» و پاسخ شهید بهشتی این بود: «ما انقلاب نکردیم که در ملاءعام یکدیگر را تخریب کنیم؛ منطق اسلام حکم میکند که با استدلال و انصاف نقد کنیم.»
وی ادامه داد: وقتی ما بهشتی و مطهری را میدیدیم، بهدرستی درمییافتیم که روحانیت و انقلابیگری واقعی یعنی چه. در آن برهه، برخی از ما انتقاد میکردند و میگفتند: «شما نمیتوانید مستقیماً از ائمه اطهار (ع) حاجت بگیرید؛ سطح ما به امامزادگان میرسد و باید به آنها توسل کنیم، زیرا برای زیارت و ارتباط با مقام شامخ امام رضا (ع) نیاز به سنخیت و آمادگی روحی بالایی دارید.» ما نیز شهید بهشتی و شهید مطهری را بهعنوان همان واسطههای فیض و الگوهای بیبدیل خود میدیدیم.
وزیر علوم با تأکید بر ضرورت الگوبرداری از این سیره برای تحقق جذب حداکثری، خاطرنشان کرد: برای نیل به این هدف راهبردی، باید به همان سیرهای بازگردیم که در آغازین روزهای انقلاب جاری بود؛ باید بهشتیگونه و مطهریگونه زیست و منش رهبر معظم انقلاب را سرلوحه امور قرار داد. نباید تصور کنیم که برای جذب افراد، در گام نخست باید همفکر و هممسیر ما باشند؛ این امر محال است. در تاریخ ادیان، اخلاق همواره بر برهان و منطقِ صرف پیشی گرفته است. در تاریخ اسلام بنگرید که چند نفر صرفاً با استدلال عقلی و چند نفر با مشاهده معجزه مسلمان شدند؟ معجزه اساساً برای اتمام حجت با خصم و دشمن بود، نه برای مؤمنان؛ مؤمنان با اخلاق حسنه پیامبر اکرم (ص) مجذوب اسلام شدند. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»؛ اگر تندخو و خشن بودید، مردم از پیرامون شما پراکنده میشدند. امروز عدهای صرفاً بهدنبال بهانهاند؛ آنها با شنیدن سخنرانی مؤمن نمیشوند، بلکه با مشاهده سنخیت اخلاقی و عملی است که جذب میگردند. مولانا نیز در این باره اشارات زیبایی دارد و بیان میکند که مردم با تناسب و شباهت روحی جذب میشوند.
سیماییصراف در تبیین برتری اخلاق بر استدلالِ خشک افزود: اخلاق، زبان مشترک تمامی انسانهاست و هیچکس در دنیا ظلم را ستایش نمیکند. بههمین دلیل بود که وقتی عالمی شیعی، سید و بزرگواری چون امام موسی صدر به لبنان رفت، مسیحیان با او چنان انس گرفتند که میگفتند: «این امام حسینِ شیعیان نیست، بلکه مسیحِ سرزمین ماست» و او را همچون مسیحِ خود گرامی میداشتند. امروز نیز جامعه شیعی لبنان در امتداد همان مسیر و با برکت انقلاب اسلامی تثبیت شده است. شهید سید حسن نصرالله چگونه توانست به شخصیتی محبوب در میان تمام اقشار و مذاهب لبنان تبدیل شود؟ پاسخ تنها در یک کلمه نهفته است: «اخلاق». این اخلاق است که بسیج را به لشکر عشق تبدیل میکند.
وی با تأکید بر ضرورت جلب اعتماد قشرهای خاکستری و خاموش جامعه، اظهار کرد: امروز جامعه ما بیش از آنکه تشنه صداهای بلند باشد، نیازمند چهرههای قابل اعتماد است. یک بسیجی و یک روحانی باید نماد اعتماد و آرامش باشند. حتی همکار یا دانشجویی که همفکر ما نیست و در مسیر ما گام برنمیدارد، باید چنان به ما اعتماد داشته باشد که دغدغهها، نقدها و مواضع خود را بدون هراس با ما در میان بگذارد تا زمینه گفتوگو فراهم شود. اگر قصد داریم شکافهای اجتماعی را ترمیم کنیم، باید بدانیم که با تحقیر، تمسخر و شعارزدگی نمیتوان به نتیجه رسید. جوانان ما باید در عمل ببینند که میتوان انقلابی و در عین حال متین بود؛ میتوان مؤمن و اهل گفتوگو بود؛ میتوان پایبند به دین و بهدور از تججر بود؛ و میتوان بر اصول خود محکم ایستاد، اما منتقدپذیر و بردبار بود.
وزیر علوم در پایان، با استناد به کلام امیرالمؤمنین علی (ع) در وصف یاران خاص خود که فرمودند: «آنها در فرائض الهی تدبر کردند و واجبات را بهدرستی اقامه نمودند»، اظهار امیدواری کرد: همانگونه که در دوره گذشته، صمیمانه اعلام میکنم که دکتر مردانی بازوی توانمند و همکار دلسوز وزارتخانه بودند، امیدوارم در دوره جدید نیز سازمان بسیج اساتید، بازوی مشورتی و همکار امین دانشگاهها باشد و انشاءالله روزبهروز بر محبوبیت و اثرگذاری آن در سطح جامعه دانشگاهی افزوده شود.
انتهای پیام/
ارسال نظر