هوشمصنوعی نباید به تنها دوست انسان تبدیل شود
هوش مصنوعی بهتدریج از یک ابزار برای جستوجو و انجام کارهای روزمره مربوط به امور زندگی فراتر رفته و وارد بخشهایی از زندگی شده است که پیش از این در اختیار روابط انسانی بود. بخشهایی که از گفتوگو و مشورت گرفته تا دریافت همدلی و همراهی را شامل میشود. کاربر در هر لحظه با یک سامانه هوشمند صحبت میکند، سوال میپرسد و پاسخی متناسب با شرایط خود دریافت میکند و این ارتباط برخلاف رابطه انسانی، به طور معمول با انتظار، اختلاف نظر، سوءتفاهم و پیچیدگیهای عاطفی همراه نیست.
این سهولت پرسش مهمی ایجاد کرده است: اگر انسان به ارتباطی عادت کند که همیشه در دسترس، سریع و قابل کنترل است، آیا روابط انسانی که نیازمند صبر، پذیرش تفاوتها و تحمل ابهام هستند، برای او دشوارتر نمیشوند؟
ساره پیمان، روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب، در گفتوگو با آناتک با تاکید بر اینکه فناوری یک ابزار حمایتی به شمار میرود، معتقد است مسئله اصلی حذف هوش مصنوعی از زندگی نیست، بلکه باید مراقب بود این فناوری از جایگاه «کمککننده» به «جایگزین» انسان و تجربههای انسانی تبدیل نشود.
به گفته او، همانطور که وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی میتواند فرصت تمرین برخی تواناییهای شناختی مانند تصمیمگیری، حل مسئله و تحمل ابهام را کاهش دهد، جایگزین شدن ارتباط با ماشین به جای رابطه انسانی نیز میتواند دامنه تجربههای عاطفی و اجتماعی فرد را محدود کند.
آیا صحبت کردن با هوش مصنوعی میتواند احساس تنهایی انسان را کاهش دهد؟
پیمان: باید بین کاهش احساس تنهایی و حل کردن تنهایی تفاوت قائل شد
AI در کوتاهمدت میتواند احساس تنهایی را کمتر کند. انسان نیاز به گفتوگو و بیان افکار خود دارد و داشتن یک ابزار در دسترس برای برخی افراد آرامش ایجاد میکند؛ اما باید بین کاهش احساس تنهایی و حل کردن تنهایی تفاوت قائل شد.
یک گفتوگوی دیجیتال هیچوقت جایگزین رابطهای نمیشود که در آن دو انسان یکدیگر را میشناسند، تجربه مشترک دارند و نسبت به هم مسئولیت عاطفی ایجاد میکنند.
آیا گفتوگوی دائم با AI مشکلساز است؟
اگر به عنوان یک ابزار مورد استفاده قرار گیرد، مشکلساز نیست. مشکل زمانی ایجاد میشود که فرد به تدریج ترجیح دهد همیشه با چتباتی صحبت کند که پاسخ دادن برایش آسانتر و قابل پیشبینیتر است و در نتیجه، از روابط انسانی فاصله بگیرد.
رابطه انسانی همیشه راحت و قابل پیشبینی نیست. اختلاف نظر، سوءتفاهم و حتی ناراحتی بخشی از آن است. همین تجربهها نیز در رشد مهارتهای اجتماعی نقش دارند.
آیا ممکن است راحت بودن گفتوگو با AI، تحمل روابط پیچیده انسانی را نیز کاهش دهد؟
این احتمال وجود دارد. اگر فرد به ارتباطی عادت کند که در آن پاسخ همیشه در دسترس است و تعامل بسیار قابل کنترلتر است، ممکن است روابط واقعی برای او دشوارتر به نظر برسند.
البته نباید فناوری را مقصر دانست، زیر مسئله نحوه استفاده است. اگر AI جایگزین ارتباط انسانی شود، مشکلساز است؛ اما اگر در کنار روابط انسانی قرار بگیرد، یک ابزار کمکی خواهد بود.
آیا تنهایی و تنها بودن بد است؟
پیمان: انسان در بخشی از زندگی خود به خلوت نیاز دارد
در بحث درباره همدمهای دیجیتال، یک نکته مهم این است که هر نوع تنها بودن را نمیتوان نشانه یک مشکل دانست. انسان در بخشی از زندگی خود به خلوت نیاز دارد و ممکن است آگاهانه از تنهایی برای فکر کردن، مرور تجربهها و شناخت احساسات خود استفاده کند. بنابراین مسئله فقط کاهش تنهایی نیست، بلکه توانایی فرد برای مواجهه سالم با زمانهایی است که تنهاست.
و در پاسخ به پرسش شما، به نظر من خیر، زیرا تنهایی با انزوای آسیبزا یکسان نیست. انسان گاهی به خلوت نیاز دارد تا فکر کند، احساسات خود را بشناسد و با خودش ارتباط برقرار کند.
اگر فرد هر لحظه که تنها میشود به سرعت به سراغ یک ابزار برای پر کردن این خلا برود، ممکن است فرصت تجربه کردن و شناختن همین خلوت را از دست بدهد.
از طرف دیگر، مسئله این نیست که انسان هرگز تنها نباشد؛ مسئله این است که بتواند در تنهایی هم احساس ناتوانی و بیمعنایی نکند.
اگر AI همیشه برای گفتوگو در دسترس باشد، آیا ممکن است انگیزه برای ایجاد گفتوگوی انسانی و واقعی کمتر شود؟
برای بعضی افراد این امکان وجود دارد، بهخصوص اگر استفاده از AI به جای تلاش برای ایجاد ارتباط انسانی قرار بگیرد.
پیمان: در دسترس بودن دائمی AI این ارتباط را به گزینهای بسیار آسان برای پر کردن لحظات تنهایی تبدیل میکند
در دسترس بودن دائمی AI این ارتباط را به گزینهای بسیار آسان برای پر کردن لحظات تنهایی تبدیل میکند. فرد برای صحبت کردن با یک سامانه هوشمند لازم نیست منتظر بماند، زمان مشخصی پیدا کند یا خود را با تفاوتهای طرف مقابل هماهنگ کند؛ کافی است گفتوگو را آغاز کند. این سهولت، اگر به جای ارتباط با دیگران قرار بگیرد، میتواند انگیزه فرد برای برقراری یک رابطه انسانی را کمتر کند.
گفتوگوی انسانی نیازمند زمان، صبر و پذیرش تفاوتهاست. اگر فرد فقط به ارتباطهایی عادت کند که در آنها همهچیز سریع و قابل کنترل است، ممکن است تحمل پیچیدگی روابط واقعی برایش دشوارتر شود.
مرز میان استفاده سالم از AI و جایگزین کردن آن با انسان کجاست؟
هوش مصنوعی میتواند یک «همدم دیجیتال» باشد، اما نباید به تنها دوست انسان تبدیل شود. رابطه با یک ماشین، حتی اگر گفتوگویی طبیعی و آرامشبخش ایجاد کند، جای تجربه ارتباط با انسانهای دیگر را نمیگیرد.
پیمان: اگر ابزار به ما کمک میکند ارتباطات انسانی بهتر و زندگی روزمره را مدیریت کنیم، استفاده از آن مفید است
یکی از معیارها این است که ببینیم AI چه جایگاهی در زندگی ما پیدا کرده است. یک نشانه قابل توجه دیگر هم تغییر اولویتهای ارتباطی فرد است. اگر استفاده از AI باعث شود فرد همچنان برای دیدار، تماس و گفتوگو با دیگران وقت بگذارد، این فناوری در کنار روابط انسانی قرار گرفته است؛ اما اگر به مرور ترجیح دهد مسائل شخصی، نگرانیها و حتی لحظات مهم زندگی را فقط با هوش مصنوعی در میان بگذارد، میتوان گفت نقش آن از یک ابزار کمکی فراتر رفته است.
اگر ابزار به ما کمک میکند ارتباطات انسانی بهتر و زندگی روزمره را مدیریت کنیم، استفاده از آن مفید است؛ اما اگر باعث میشود از دوستان، خانواده یا روابط اجتماعی فاصله بگیریم و ترجیح دهیم تمام نیازهای ارتباطی خود را از یک ماشین دریافت کنیم، باید در این الگو تجدیدنظر کنیم.
مسئله این نیست که انسان هرگز تنها نباشد یا از هوش مصنوعی برای گفتوگو استفاده نکند. مسئله این است که فناوری به ابزاری برای پر کردن تمام لحظات خلوت تبدیل نشود و جای رابطههایی را نگیرد که بخش مهمی از زندگی اجتماعی و عاطفی انسان را شکل میدهند.
به این موضوع هم باید توجه داشت که انسان برای رشد روانی فقط به پاسخ نیاز ندارد؛ به تجربه، تفاوت، همدلی، مخالفت و حضور انسانهای دیگر نیز نیاز دارد.
انتهای پیام/