در گفت‌وگو با آنا تاکید شد

ضرورت گذار پنج‌ساله به دانشگاه‌های نسل سوم و چهارم/ حلقه مفقوده توسعه ارتباط میان علم، صنعت و خلق ثروت

دانشگاه و صنعت
استاد دانشگاه شهید بهشتی با تأکید بر اینکه ایران با وجود دستیابی به مرزهای دانش در حوزه‌های نانو و پزشکی، به دلیل فقدان پیوند ساختاری میان علم و ثروت با اتلاف شدید منابع مواجه است تصریح کرد: بازتعریف مأموریت دانشگاه‌ها به عنوان شریک تجاری صنایع و تدوین سیاست‌های ملی برای ورود اعضای هیئت علمی به عرصه مشاوره تخصصی، می‌تواند ظرف یک برنامه پنج‌ساله بخش عمده‌ای از ناترازی و زیان‌دهی صنایع کشور را برطرف سازد.

به گزارش خبرگزاری آنا؛ در شرایطی که افزایش بهره‌وری، توسعه فناوری و ارتقای توان رقابت صنایع از مهم‌ترین الزامات رشد اقتصادی کشور به شمار می‌رود، همچنان ضعف ارتباط میان دانشگاه و صنعت یکی از چالش‌های اساسی اقتصاد ایران محسوب می‌شود؛ چالشی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، موجب شده بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های علمی کشور در مسیر حل مسائل واقعی اقتصاد و صنعت به کار گرفته نشود.

علی ماهر، اقتصاددان و استاد دانشگاه شهید بهشتی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی آنا با تشریح ابعاد این مسئله، معتقد است مشکلات صنایع را نمی‌توان صرفاً ناشی از ضعف فناوری یا ضعف مدیریت دانست، زیرا این دو عامل رابطه‌ای متقابل و تقویت‌کننده با یکدیگر دارند. به گفته وی، تا زمانی که دانشگاه‌ها از یک نهاد صرفاً آموزشی و پژوهشی به دانشگاه‌های کارآفرین و ارزش‌آفرین تبدیل نشوند و در مقابل، صنایع نیز دانشگاه را به عنوان شریک علمی و مدیریتی خود به رسمیت نشناسند، دستیابی به بهره‌وری مطلوب و توسعه پایدار امکان‌پذیر نخواهد بود.

فناوری و مدیریت دو عامل جدانشدنی در بهره‌وری صنایع هستند

ماهر درباره سهم ضعف فناوری و ضعف مدیریت در زیان‌ده شدن صنایع اظهار کرد: اساساً نمی‌توان این دو موضوع را از یکدیگر تفکیک کرد، زیرا فضای بهره‌وری در صنعت و حتی در بخش خدمات، موضوعی چندبعدی و پیچیده است و تنها به فناوری محدود نمی‌شود.

وی توضیح داد: ضعف مدیریت باعث می‌شود از فناوری موجود به شکل صحیح استفاده نشود و در مقابل، عقب‌ماندگی فناوری نیز ضعف مدیریت را تشدید می‌کند. این دو عامل به صورت متقابل یکدیگر را تقویت می‌کنند و در ادبیات صنعتی از چنین وضعیتی با عنوان «رزونانس» یاد می‌شود؛ بنابراین هرگونه تحلیل که بخواهد یکی از این دو عامل را مستقل از دیگری بررسی کند، تحلیل کاملی نخواهد بود.

این اقتصاددان با اشاره به برخی ظرفیت‌های علمی و فناورانه کشور افزود: امروز در حوزه‌هایی مانند صنایع پزشکی، فناوری نانو و حتی فناوری هسته‌ای، ایران در مرز‌های دانش جهانی قرار دارد و از منظر فناوری، توانمندی‌های قابل توجهی در اختیار دارد؛ با این حال در همین بخش‌ها نیز بهره‌وری پایین است و خروجی‌ها متناسب با ظرفیت‌های موجود نیست که این مسئله بیش از هر چیز به ضعف مدیریت و نبود سازوکار‌های مناسب بازمی‌گردد.

حلقه مفقوده توسعه ارتباط ضعیف میان دانشگاه، صنعت و خلق ثروت

وی با بیان اینکه مشکل اصلی کشور ضعف ارتباط میان دانشگاه و صنعت است، گفت: آنچه امروز اقتصاد ایران را با چالش مواجه کرده، نبود پیوند مؤثر میان دانشگاه، کارآفرینی و خلق ثروت است.

ماهر ادامه داد: مدیریت خود یک دانش تخصصی است و دانشگاه‌ها این دانش را در اختیار دارند، اما این دانش کمتر وارد فضای واقعی صنعت شده است. در بسیاری از موارد مدیران صنایع از دل دانشگاه و بر پایه آموزش‌های علمی مدیریت انتخاب نمی‌شوند، بلکه بر اساس تجربه یا روابط در جایگاه مدیریتی قرار می‌گیرند؛ در حالی که گاهی حتی شناخت کافی از همان صنعت نیز ندارند.

وی افزود: مصادیق این موضوع فراوان است، اما ضرورتی برای بیان نمونه‌های مشخص وجود ندارد. مسئله مهم این است که ارتباط طبیعی میان دانشگاه و صنعت شکل نگرفته و همین موضوع یکی از دلایل اصلی کاهش بهره‌وری در بخش‌های مختلف اقتصادی است.

دانشگاه‌های ایران هنوز به مأموریت نسل سوم و چهارم نرسیده‌اند

استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به تحولاتی که دانشگاه‌های جهان طی دهه‌های اخیر تجربه کرده‌اند، اظهار کرد: دانشگاه‌های نسل اول صرفاً آموزش‌محور بودند و دانشگاه‌های نسل دوم بر پژوهش تمرکز داشتند، اما امروز دانشگاه‌های پیشرفته دنیا به سمت دانشگاه‌های نسل سوم و چهارم حرکت کرده‌اند؛ دانشگاه‌هایی که مأموریت آنها کارآفرینی، خلق ارزش، تولید ثروت و حل مسائل جامعه است.

وی گفت: متأسفانه در ایران سال‌ها درباره دانشگاه نسل سوم صحبت کرده‌ایم، اما این موضوع بیشتر در حد شعار باقی مانده است. دانشگاه‌های ما هنوز نتوانسته‌اند به مراکزی تبدیل شوند که علاوه بر آموزش و پژوهش، به صورت مستقیم در خلق ارزش اقتصادی و ایجاد اشتغال نقش‌آفرینی کنند.

ماهر تأکید کرد: دانشگاه باید دانشجویانی تربیت کند که توانایی خلق ارزش داشته باشند و در کنار آن، خود دانشگاه نیز وارد عرصه تولید فناوری، ایجاد شرکت، توسعه خدمات دانش‌بنیان و خلق ثروت شود؛ موضوعی که هنوز در اغلب دانشگاه‌های کشور مشاهده نمی‌شود.

دانشگاه صنعتی شریف یک استثناست، اما این تجربه به الگو تبدیل نشده است

وی با اشاره به برخی تجربه‌های موفق داخلی گفت: در میان دانشگاه‌های کشور، دانشگاه صنعتی شریف تا حد زیادی توانسته وارد عرصه کارآفرینی و تعامل با صنعت شود و در این مسیر نیز موفق بوده است، اما این تجربه به یک الگوی فراگیر برای سایر دانشگاه‌ها تبدیل نشده است.

به گفته ماهر، بسیاری از دانشگاه‌های کشور هنوز وارد فضای ایجاد شرکت، درآمدزایی، اشتغال‌آفرینی و مشارکت اقتصادی نشده‌اند؛ در حالی که می‌توانند علاوه بر تأمین منابع مالی خود، برای اعضای هیئت علمی، دانشجویان و حتی مردم عادی فرصت‌های شغلی ایجاد کنند.

کشور‌های پیشرفته دانشگاه را شریک دائمی صنعت می‌دانند

این اقتصاددان با مقایسه وضعیت ایران و کشور‌های توسعه‌یافته اظهار کرد: برای اصلاح این وضعیت باید هم نگاه دانشگاه به صنعت تغییر کند و هم نگاه صنعت به دانشگاه؛ زیرا هر دو بخش نیازمند فرهنگ‌سازی هستند.

وی افزود: اگر تجربه کشور‌هایی مانند آمریکا، انگلستان، کانادا و چین را بررسی کنیم، مشاهده می‌شود که صنایع بزرگ ارتباط دائمی و ساختاری با دانشگاه‌های معتبر دارند و از ظرفیت‌های آنها برای توسعه فناوری، تربیت نیروی انسانی و حل مسائل مدیریتی استفاده می‌کنند.

ماهر ادامه داد: دانشگاه آکسفورد یا بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان نه تنها در شرکت‌های مختلف سهام‌دار هستند، بلکه خود نیز شرکت‌های متعددی را ایجاد کرده‌اند و بسیاری از صنایع بدون همکاری با این دانشگاه‌ها امکان ادامه فعالیت ندارند.

دانشگاه و صنعت در ایران حتی زبان مشترک همکاری را پیدا نکرده‌اند

وی در پاسخ به این پرسش که چرا شرکت‌های زیان‌ده برای حل مشکلات خود به دانشگاه مراجعه نمی‌کنند، گفت: این مشکل دو سویه است؛ از یک طرف صنایع هنوز احساس نیاز واقعی به دانشگاه ندارند و تصور می‌کنند خودشان می‌توانند همه مسائل را حل کنند، در حالی که هیچ فرد یا سازمانی در همه حوزه‌ها متخصص نیست.

از سوی دیگر، دانشگاه‌ها نیز هنوز سازوکار‌های لازم برای همکاری حرفه‌ای با صنعت را ایجاد نکرده‌اند.

ماهر افزود: بار‌ها پیش آمده است که پیشنهاد همکاری میان دانشگاه و برخی شرکت‌های داروسازی مطرح شده، اما خود دانشگاه نمی‌داند چگونه باید قرارداد مشاوره‌ای با بخش خصوصی منعقد کند یا خدمات تخصصی ارائه دهد.

وی ادامه داد: حتی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که مدل‌های پیشرفته‌ای در مدیریت بهره‌وری مراکز درمانی طراحی کرده است، هنوز نتوانسته سازوکار مشخصی برای ارائه این خدمات به سایر بیمارستان‌ها و انعقاد قرارداد‌های اجرایی ایجاد کند.

اعضای هیئت علمی باید رسماً وارد عرصه مشاوره و حل مسائل صنایع شوند

استاد دانشگاه شهید بهشتی درباره مهم‌ترین اقداماتی که باید در سطح سیاست‌گذاری انجام شود، گفت: اگر اختیار تدوین یک سیاست ملی را داشتم، نخست دانشگاه‌ها را مکلف می‌کردم که اعضای هیئت علمی بتوانند به عنوان مشاور رسمی در کنار صنایع فعالیت کنند و قرارداد‌های تخصصی منعقد کنند.

وی افزود: همچنین باید زمینه مشارکت دانشگاه‌ها در تأسیس شرکت‌ها، سهامداری در بنگاه‌های اقتصادی و حضور مستقیم در فعالیت‌های اقتصادی فراهم شود؛ موضوعی که در بسیاری از کشور‌های دنیا امری کاملاً عادی است.

دانشگاه باید از محیط بسته خارج شود و مردم اثر آن را لمس کنند

ماهر با اشاره به تجربه حضور خود در یک دوره آموزشی در دانشگاه گلاسکو اسکاتلند گفت: زمانی که درباره دانشگاه نسل سوم بحث می‌شد، اولین تعریفی که از آن ارائه کردند این بود که دانشگاه باید «به کف خیابان بیاید».

وی افزود: معنای این جمله آن است که همه مردم باید آثار دانشگاه را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند؛ در حالی که امروز دانشگاه‌های ما عمدتاً برای گروه محدودی از نخبگان فعالیت می‌کنند و تأثیر آنها کمتر در زندگی عمومی جامعه دیده می‌شود.

وی تأکید کرد: دانشگاه زمانی موفق است که مردم خدمات، فناوری، آموزش و نوآوری آن را به طور مستقیم لمس کنند.

پژوهش دانشگاهی باید به محصول، خدمت و درآمد تبدیل شود

این اقتصاددان با انتقاد از نگاه رایج به دانشگاه‌ها اظهار کرد: بسیاری از دانشگاه‌های کشور همچنان خود را صرفاً مصرف‌کننده منابع می‌دانند و تصور می‌کنند آموزش و پژوهش فقط هزینه ایجاد می‌کند.

وی ادامه داد: در حالی که پژوهش‌های دانشگاهی می‌توانند دقیقاً بر اساس نیاز صنایع تعریف شوند و در نهایت به فناوری، محصول یا خدمت تبدیل شوند و برای دانشگاه نیز درآمد ایجاد کنند. هیچ اشکالی ندارد که دانشکده‌های مختلف خدمات تخصصی یا محصولات فناورانه تولید کنند؛ اتفاقاً چنین رویکردی نشان‌دهنده بلوغ دانشگاه است.

فرهنگ همکاری با صنعت باید در نظام آموزش عالی نهادینه شود

وی با اشاره به قوانین موجود گفت: از نظر قانونی ظرفیت‌های مناسبی برای همکاری دانشگاه و صنعت وجود دارد، اما هنوز فرهنگ غالب این است که استاد دانشگاه صرفاً باید در دانشگاه حضور داشته باشد.

ماهر افزود: در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان، هرچه اعضای هیئت علمی قرارداد‌های بیشتری با صنایع منعقد کنند، امتیاز بیشتری نیز دریافت می‌کنند، زیرا این همکاری هم به اعتبار دانشگاه کمک می‌کند و هم موجب حل مسائل واقعی اقتصاد می‌شود.

دانشگاه‌ها قادرند بخش عمده مشکلات صنایع را برطرف کنند

استاد دانشگاه شهید بهشتی در پایان با اشاره به ظرفیت‌های موجود کشور اظهار کرد: ایران از نظر نیروی انسانی متخصص، منابع طبیعی و دانش دانشگاهی کمبودی ندارد و مشکل اصلی، نبود ارتباط میان این ظرفیت‌هاست.

وی گفت: اگر این ارتباط به شکل اصولی برقرار شود، طی پنج سال آینده می‌توان بخش بزرگی از مشکلات صنایع کشور را برطرف کرد و زمینه حضور پررنگ‌تر در بازار‌های جهانی را فراهم ساخت.

ماهر در پاسخ به این پرسش که حضور دانشگاه‌ها چه سهمی در حل مشکلات صنایع خواهد داشت، تصریح کرد: به اعتقاد من، دانشگاه‌ها می‌توانند همه مشکلات صنایع را حل کنند، زیرا امروز نیروی انسانی، سرمایه و اطلاعات در کشور وجود دارد و تنها حلقه مفقوده، پیوند مؤثر میان این ظرفیت‌هاست.

انتهای پیام/

ارسال نظر