تأثیر سوابق تحصیلی میتواند عدالت آموزشی را تقویت کند/ کنکور بدون اصلاح زیرساختهای آموزشی عادلانه نخواهد بود
به گزارش خبرگزاری آنا، سیاستگذاری در حوزه کنکور و نظام پذیرش دانشجو همواره یکی از مهمترین موضوعات آموزش عالی کشور بوده است؛ موضوعی که با عدالت آموزشی، کیفیت آموزش و آینده تحصیلی میلیونها دانشآموز گره خورده است. در سالهای اخیر نیز تغییراتی همچون افزایش تأثیر سوابق تحصیلی و بازنگری در شیوه پذیرش دانشجو، موافقان و مخالفان بسیاری داشته است. خبرنگار خبرگزاری آنا برای بررسی ابعاد این موضوع با محمدتقی خیرخواه، استادیار پژوهشکده علوم شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی، به گفتوگو نشسته است. وی در این گفتوگو ضمن بررسی نقاط قوت و ضعف نظام فعلی کنکور، به چالشهای تحقق عدالت آموزشی، نقش سوابق تحصیلی، اضطراب آزمون و الزامات اصلاح نظام پذیرش دانشجو پرداخت.
به نظر شما سیاستهای فعلی کنکور تا چه اندازه توانستهاند عدالت آموزشی را محقق کنند؟
شاید پیش از طرح این پرسش، لازم باشد ابتدا بپرسیم حد مطلوب پاسخگویی به نیاز عدالت آموزشی در نتیجه یک سیاست کلان کجاست. پس از آن نیز باید این پرسش را مطرح کرد که نقش کنکور بهعنوان یک راهکار سنجشی در تحقق عدالت آموزشی چیست. ممکن است پس از پاسخ به این پرسشها، به این نتیجه برسیم که کنکور، علیرغم همه کاستیها، توانسته است تا حدودی در راستای تحقق عدالت آموزشی گام بردارد.
اگرچه این موضوع خارج از حوزه این گفتوگو است، اما باید توجه داشت که عدالت آموزشی صرفاً به کنکور محدود نمیشود و برای بررسی وجود یا نبود آن، باید از پایه اول دبستان تا پایان تحصیلات تکمیلی را مورد ارزیابی قرار داد.
با این حال، درباره کنکور بهعنوان معیاری که قرار است جایگاه افراد را در ورود به دانشگاه تعیین کند، باید گفت که این آزمون با چالشهای متعددی همراه است. دلیل آن نیز این است که کنکور تلاش میکند یک معیار واحد را برای همه داوطلبان به کار گیرد. این آزمون جایگاه هر فرد را در میان دهها هزار نفر از همسالانش مشخص میکند. ممکن است حتی نام یکی از بستگان نزدیک شما نیز در همان فهرست باشد و رتبه شما پایینتر از او قرار گیرد. همچنین این پرسش مطرح است که تاکنون چه تعداد از دانشآموزان به دلیل اضطراب آزمون، از شرکت در کنکور صرفنظر کردهاند؟
از سوی دیگر، نبود دسترسی برابر به امکانات آموزشی همواره یکی از مهمترین موضوعات مطرح در عملکرد دانشآموزان مناطق مختلف کشور در کنکور بوده است. هرچند ایدههایی مانند استفاده از دادههای هنجاری یا در نظر گرفتن تفاوتهای جمعیتی و منطقهای در تخصیص سهمیه میتواند تا حدودی شرایط را برای دانشآموزانی که از امکانات آموزشی کمتری برخوردار بودهاند، منصفانهتر کند، اما باید توجه داشت که رقابت ورود به دانشگاه امروز از سطح آموزش رسمی فراتر رفته است. اکنون آموزشهای فوقبرنامهای که از سوی مؤسسات خصوصی ارائه میشود، نقش پررنگتری در تعیین سرنوشت داوطلبان ایفا میکند.
ممکن است برخی این موضوع را صرفاً مصداقی از نابرابری در توزیع امکانات آموزشی بدانند و ارتباطی میان آن و کنکور قائل نباشند، اما واقعیت این است که به نظر میرسد طراحی سؤالات کنکور در گذر زمان به سمتی حرکت کرده که با الگوهای آموزش فوقبرنامه همخوانی بیشتری داشته باشد. به بیان دیگر، انتظار اینکه دانشآموزی صرفاً با مطالعه کتابهای درسی و بدون بهرهگیری از آموزشهای فوقبرنامه به همان موفقیتی دست یابد که دانشآموزی برخوردار از این امکانات کسب میکند، چندان واقعبینانه نیست. دانشآموزانی که به دلیل محدودیتهای مالی یا کمبود امکانات در محل زندگی خود از این فرصتها محروم هستند، نمونههای متعددی از این نابرابری را تجربه میکنند.
با وجود همه این مسائل، شاید بهتر باشد این پرسش نیز مطرح شود که اگر کنکور راهکار مناسبی نیست، چه جایگزینی برای آن وجود دارد؟ در مجموع باید گفت اگرچه کنکور الزاماً ضامن تحقق عدالت آموزشی نیست، اما در شرایط فعلی، مؤثرترین ابزار موجود برای تعیین مسیر دانشآموزان در بدو ورود به دانشگاه به شمار میرود.
مهمترین چالشهای نظام پذیرش دانشجو در کشور چیست؟
یکی از مهمترین چالشهای نظام پذیرش دانشجو، پدیده افشای سؤالات کنکور است. اگر به هر طریقی و برای هر تعداد از داوطلبان، حتی تعداد اندک و حتی چند ساعت پیش از آغاز آزمون، سؤالات کنکور افشا شده باشد، اعتبار آزمون بهطور جدی زیر سؤال خواهد رفت.
آیا تغییرات چند سال اخیر کنکور، مانند تأثیر قطعی سوابق تحصیلی، به اهداف موردنظر رسیده است؟
افزایش تأثیر قطعی سوابق تحصیلی میتواند در راستای تحقق عدالت آموزشی در کنکور مؤثر باشد. دلیل این موضوع نیز روشن است. در حالی که انتظار میرود دانشآموزی که عملکرد موفقی در کنکور دارد، از سابقه تحصیلی مطلوبی نیز برخوردار باشد، ممکن است دانشآموزی با عملکرد تحصیلی مناسب، به دلیل اضطراب آزمون که پیشتر به آن اشاره شد، نتواند نتیجه مطلوبی در کنکور کسب کند. در چنین شرایطی، تأثیر سوابق تحصیلی میتواند نقش جبرانکننده داشته باشد.
با این حال، باید این پرسش را نیز مطرح کرد که آیا عملکرد تحصیلی دانشآموزان در شرایطی کاملاً منصفانه و برابر مورد ارزیابی قرار گرفته است یا خیر.
سیاستگذاران در طراحی نظام پذیرش دانشجو باید چه اولویتهایی را مدنظر قرار دهند؟
ورود به دانشگاه، علاوه بر انگیزه ساخت آینده حرفهای، به دلایلی همچون به تعویق افتادن خدمت سربازی برای پسران، دریافت مدرک دانشگاهی و فشارهای اجتماعی نیز مورد توجه قرار میگیرد. شاید پیش از هر چیز لازم باشد از جذابیت دانشگاه به مفهوم مرسوم آن تا حدودی کاسته شود.
البته در این صورت این پرسش مطرح میشود که نسل جوانی که قرار است وارد بازار کار شود، چه فرصتهایی پیش روی خود خواهد داشت؟ در همین راستا، لازم است توجه بیشتری به دانشگاههای علمی ـ کاربردی معطوف شود؛ دانشگاههایی که ورود به آنها نیازی به کنکور ندارد و دانشجویان را متناسب با نیاز بازار کار و توانمندیهایشان جذب کرده و در معرفی فارغالتحصیلان به صنعت نقشآفرینی میکنند.
آیا کنکور همچنان بهترین روش برای سنجش داوطلبان است یا باید به سمت الگوهای جایگزین حرکت کرد؟
کنکور همچنان سختگیرانهترین، دقیقترین، محرمانهترین و در نتیجه منصفانهترین روش برای ورود به دانشگاه محسوب میشود. شاید بتوان با اصلاح سهم کنکور و بهینهسازی سهمیههای اختصاصیافته به دانشآموزان با سطوح مختلف امکانات آموزشی، این الگو را کارآمدتر کرد، اما جایگزینی کامل آن با یک روش دیگر، تصمیمی نیست که بتوان به سادگی درباره آن اقدام کرد.
چنین تغییری تنها یکبار رخ خواهد داد و به همین دلیل، لازم است همه ابعاد آن با دقت مورد بررسی قرار گیرد. البته اگر در آینده، روشی جایگزین مانند تعریف معیارهای عملکردی متعدد و عینی در سوابق تحصیلی بتواند به طور کامل جایگزین کنکور شود، بهتر است این فرآیند به صورت تدریجی اجرا شود؛ به گونهای که داوطلبانی که فاقد این معیارها هستند یا متعلق به سالهای پیش از اجرای این سیاستاند، همچنان از طریق کنکور وارد دانشگاه شوند و سایر داوطلبان بر اساس سوابق تحصیلی پذیرش شوند.
در این میان، چالش مهمی باقی میماند و آن، چگونگی تبدیل نمرات این دو گروه به نمرات هنجاری و قابل مقایسه است. اگر بتوان برای این مسئله راهحلی یافت، امکان حرکت تدریجی به سمت حذف کامل کنکور نیز فراهم خواهد شد.
چه اصلاحاتی میتواند استرس داوطلبان و خانوادهها را کاهش دهد؟
اقدامات مربوط به کاهش اضطراب داوطلبان و خانوادهها باید نه صرفاً در ارتباط با خود کنکور، بلکه در چارچوب سلامت عمومی دنبال شود. اضطراب آزمون که بسیاری از دانشآموزان از ماهها پیش از کنکور با آن مواجه میشوند، یک مسئله سلامت عمومی است که باید در حوزه آسیبشناسی روانی مورد توجه و مداخله قرار گیرد.
از این رو، لازم است خدمات مرتبط با پیشگیری و درمان اضطراب دانشآموزان، بهعنوان بخشی از رسالت تحقق عدالت آموزشی، در دسترس همه دانشآموزان قرار گیرد.
انتهای پیام/