رئیس سازمان بسیج اساتید عنوان کرد

مکتب شهید رئیسی؛ الگویی برای حال و آینده

رئیس سازمان بسیج اساتید در یادداشتی درباره الگوی حکمرانی شهید رئیسی نوشت.

به گزارش خبرگزاری آنا، محمدرضا مردانی رئیس سازمان بسیج اساتید کشور در یادداشتی نوشت: تحولات سال‌های اخیر و به‌ویژه رخداد‌های منتهی به سال ۱۴۰۵، بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت که در نظم جدید جهانی، قدرت کشور‌ها صرفاً بر پایه توان نظامی یا ظرفیت اقتصادی تعریف نمی‌شود، بلکه «تاب‌آوری ملی» به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های اقتدار دولت‌ها تبدیل شده است. مفهوم تاب‌آوری ملی در ادبیات جدید سیاسی کشور و مدیریت راهبردی، به توانایی یک جامعه در حفظ انسجام، استمرار کارکرد‌های اساسی و بازتولید قدرت در شرایط بحران اشاره دارد؛ وضعیتی که در آن، ملت‌ها نه‌تنها دچار فروپاشی نمی‌شوند بلکه گاه از دل بحران‌ها، ظرفیت‌های جدیدی برای بازسازی و پیشرفت خلق می‌کنند؛ که نمونه بارز آن سبک مدیریتی، مدیریت میدانی، فرصت‌سازی از دل بحران‌ها و بسیاری از موارد دیگر در دوره سیدالشهدای دولت بود.

تجربه جمهوری اسلامی ایران در سال گذشته نیز نمونه‌ای قابل توجه از این مسئله است. جنگ ۱۲ روزه، کودتای دی ماه، جنگ تحمیلی سوم، عملیات‌های پیچیده روانی و رسانه‌ای، فشار‌های اقتصادی، حمله به زیرساخت‌های علمی و امنیتی و تلاش برای برهم زدن ثبات اجتماعی پس از ترور ددمنشانه و سفاکانه رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد و مقامات سیاسی، همگی بخشی از یک جنگ ترکیبی گسترده علیه ملت ایران بود؛ جنگی که هدف اصلی آن نه صرفاً تخریب فیزیکی، بلکه فرسایش اراده ملی و تضعیف اعتماد عمومی بود. با این حال، برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌های مراکز مطالعاتی غربی جامعه ایران نه‌تنها دچار فروپاشی اجتماعی نشد، بلکه در بسیاری از عرصه‌ها، انسجام و همبستگی بیشتری از خود نشان داد. حضور گسترده مردم در خیابان‌ها در طول ۸۰ شب نمونه بی‌مانند از حمایت یک ملت از نظام سیاسی را در تاریخ ثبت کرد؛ نمونه‌ای که برآمده از چهار دهه امت‌سازی و ملت‌سازی امام راحل عظیم الشان و رهبر شهید امت است و خادم الرضا شهید رئیسی نیز در دوران مدیریت خود با حضور در میان مردم نقشی مهم و ارزنده در این مسئله داشته است. حمایت همه‌جانبه از نیرو‌های مسلح، شکل‌گیری شبکه‌های مردمی کمک‌رسانی و بازگشت دوباره مفهوم «هم‌سرنوشتی ملی» و مردمی‌سازی حکومت را باید از مهم‌ترین نشانه‌های این وضعیت دانست.

در چنین شرایطی بازخوانی مکتب مدیریتی شهید آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی، صرفاً یک اقدام عاطفی یا سیاسی نیست، بلکه ضرورتی تحلیلی برای فهم الگوی حکمرانی در شرایط بحران است. شهید رئیسی را باید نماینده نوعی از حکمرانی دانست که می‌توان آن را «حکمرانی میدانی و جهادی» نامید؛ الگویی که در آن، مدیر نه در حاشیه جامعه، بلکه در متن مسائل واقعی مردم تعریف می‌شود. یکی از بحران‌های جدی نظام‌های اداری در جهان معاصر، افزایش فاصله میان ساختار رسمی حکومت و زندگی روزمره جامعه است. هر اندازه این فاصله بیشتر شود، اعتماد عمومی کاهش یافته و سرمایه اجتماعی فرسوده‌تر می‌شود. هنر مدیریتی شهید رئیسی دقیقاً در کاهش این فاصله بود. حضور مستقیم در مناطق محروم، ارتباط بی‌واسطه با اقشار مختلف، پیگیری مسائل تولید و معیشت و پرهیز از مدیریت نمایشی، بخشی از این الگوی موفق محسوب می‌شد.

از منظر مدیریت عمومی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دولت‌های کارآمد در شرایط بحران، توانایی حفظ «اعتماد اجتماعی» است. اعتماد عمومی، مهم‌ترین پشتوانه اجرای سیاست‌ها و مؤثرترین سرمایه دولت‌ها در شرایط بی‌ثباتی محسوب می‌شود. تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داد هرجا مسئولان با مردم صادقانه سخن گفتند، در میدان حاضر شدند و از مسئولیت تصمیمات خود فاصله نگرفتند، جامعه همراهی بیشتری از خود نشان داد. در مقابل، هرجا مدیران صرفاً به تولید تصویر رسانه‌ای یا انتقال مسئولیت به دیگران محدود شد، شکاف اجتماعی افزایش یافت. شهید رئیسی از معدود مدیرانی بود که تلاش کرد مفهوم «خدمت» را از سطح شعار‌های رسمی به عرصه عمل اجرایی بازگرداند.

از سوی دیگر، تحولات اخیر نشان داد که مسئله «ولایتمداری» در جمهوری اسلامی، صرفاً یک مفهوم سیاسی یا تشریفاتی نیست، بلکه بخشی از سازوکار حفظ انسجام راهبردی کشور در شرایط بحران به شمار می‌رود. در بسیاری از کشورها، بحران‌های بزرگ معمولاً موجب چندپارگی در ساختار تصمیم‌گیری می‌شود، اما تجربه ایران نشان داده است که وجود یک کانون هدایت راهبردی، می‌تواند از گسترش آشفتگی و تعارض جلوگیری کند. سید محرومان نیز از جمله مدیرانی بود که تبعیت از رهبری معظم انقلاب را نه در سطح گفتار، بلکه به عنوان یک مسئله اعتقادی در فرآیند تصمیم‌سازی و اداره کشور معنا می‌کرد.

f.moradi: نکته مهم دیگر، مسئله جنگ شناختی است؛ پدیده‌ای که امروز به یکی از اصلی‌ترین ابزار‌های قدرت‌های جهانی تبدیل شده است. هدف این جنگ تغییر ادراک ملت‌ها نسبت به خود، آینده و توانایی‌هایشان است. در چنین شرایطی، دانشگاه و نخبگان علمی صرفاً تولیدکننده دانش تخصصی نیستند، بلکه بخشی از سازوکار حفظ امید اجتماعی و امنیت ملی محسوب می‌شوند. جامعه دانشگاهی تا زمانی که به مسائل واقعی جامعه بپردازد، عملاً میدان را به روایت‌سازی دشمن واگذار نخواهد کرد. به همین دلیل، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند پیوند میان دانشگاه، جامعه و مسئله حکمرانی هستیم.

واقعیت آن است که ملت ایران در سال‌های اخیر نشان داده است که هنوز از ظرفیت بالایی برای بازسازی اجتماعی، مقاومت و حفظ انسجام برخوردار است. موضوعی که در دوسال گذشته با بحران خلأ رئیس دولت سیزدهم، دو جنگ و یک کودتا که دشمن تصور می‌کرد در هر کدام از این رویداد‌ها احتمال اضمحلال هست، تصویر نوینی از ایران ساخت. این ظرفیت صرفاً محصول ابزار‌های سخت قدرت نیست، بلکه ریشه در سرمایه تاریخی، هویت فرهنگی و تجربه مشترک ملت ایران دارد. مکتب شهید رئیسی را نیز باید در همین چارچوب فهم کرد؛ مکتبی مبتنی بر ایمان، اخلاص در عمل، خدمت بی‌منت، مردم‌باوری، عدالت‌خواهی، مسئولیت‌پذیری عالمانه و حضور خستگی‌ناپذیر در میدان. مفاهیمی که شاید در ادبیات رسمی بسیار تکرار شده باشند، اما در جهان امروز، یافتن الگوی عملی که مدیران عالی در نظام‌های حکمرانی به معنی واقعی به آنها پایبند بمانند، چندان هم ساده نیست. هنوز هم کمیاب‌ترین کالای سیاست در جهان، «صداقت عملی» است؛ چیزی که نه با تبلیغات ساخته می‌شود و نه با اتاق‌های رسانه‌ای قابل جایگزینی است. اما نظام مقدس جمهوری اسلامی با رهبری حکیمانه امام کبیر و امام شهید خود در چهار دهه گذشته نمونه‌های موفقی از آن را به جهان ارائه نموده است. در پایان، یاد و نام همه شهیدان به ویژه سیدالشهدای امت و شهید جمهور را گرامی می‌داریم.

انتهای پیام/

ارسال نظر