دانشیار گروه مدیریت دانشگاه آزاد واحد تهران غرب در یادداشتی مطرح کرد

مدیریت سازمان‌ها در دوران جنگ؛ 4 ویژگی برای بقا

دانشیار گروه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب، در یادداشتی با اشاره به شرایط جنگی و کاهش فعالیت برخی سازمان‌ها تأکید کرد که برای تداوم فعالیت‌ها در این شرایط، سازمان‌ها باید با رویکرد «هولوگرامی» بازطراحی شوند و با ایجاد چهار ویژگی کلیدی از جمله انعطاف‌پذیری ساختاری، چندوظیفگی واحدها و تقویت یادگیری سازمانی، تاب‌آوری و کارآمدی خود را حفظ کنند.

به گزارش خبرگزاری آنا، فریدون امیدی دانشیار گروه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب در یادداشتی با عنوان «مدیریت سازمان‌ها در دوران جنگ» نوشت؛ با حمله دشمنان آمریکایی صهیونی به کشور عزیزمان فعالیت بسیاری از سازمان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی کاهش یافت و گا‌های با تعدیل نیروی انسانی، دورکاری و یا با حضور درصدی از کارکنان فعالیت‌ها تداوم یافت. این در حالی است که سازمان‌های متولی امر آموزش اعم از آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها نیز به آموزش آنلاین با حضور حداقل کارکنان بخش اداری روی آوردند.

گرچه کشورمان درگیر یک جنگ تحمیلی پیچیده است و استراتژی غیر حضوری و یا نیم حضوری بودن کارکنان با اولویت حفظ جان شهروندان در نظر گرفته شده و این رویکرد برای مدت محدودی شاید درست به نظر برسد؛ اما در درازمدت عدم فعالیت مستمر در بخش‌های تولیدی و خدماتی چالش‌هایی برای کشور ایجاد می‌کند؛ بنابراین برای حفظ استمرار و تداوم فعالیت سازمان‌ها و شرکت‌ها اتخاذ تصمیمی متناسب با شرابط موجود اجتناب ناپذیر است.

ادامه جنگ و پیچیده‌تر شدن شرایط جامعه و چالش‌های موجود در جهان ایجاب می‌کند که سازمان‌ها خود را به‌روزرسانی و استراتژی‌های لازم برای مواجهه با تحولات سریع را در خود ایجاد کرده تا بتوانند در ادامه فعالیت‌های خود موثر باشند. رویکرد «سازمان هولوگرامی» یکی از راهکار‌های مناسب برای گذار از این شرایط است. در این استراتژی ارتباط اجزای سازمان باید به گونه‌ای باشد که هر جزء بتواند ضمن انجام وظایف خود به طور مستقل با اجزای دیگر ارتباطی هم افزا و پویا داشته باشد، سازمان‌های هولوگرامی با داشتن چنین ویژگی زمینه ساز انعطاف پذیری بسیار زیاد می‌شوند و می‌توانند به اقتضائات و متغیر‌های محیطی پاسخ مناسب و سریع دهند. به عبارتی خصوصیات و ویژگی‌های یک واحد بزرگ در واحد کوچکتر تَبلور پیدا می‌کند. همانطور که جزئیات هولوگرام در صفحات نوری وجود دارد و از طریق لیزر عمل می‌کند که اگر هولوگرام بشکند، هر جزء خاصیت کل را دارد، یا مثل آینه که چنانچه شکسته شود هر جزء به مثابه کل است و قطعات کوچک آینه هنوز خاصیت و ویژگی‌های آینه بزرگتر را حفظ می‌کنند.

در شرایط جنگی که دشمن در لبه اقدام است، سازمان‌ها می‌توانند به مثابه هولوگرام عمل کنند و چهار ویژگی زیر را تا برگشت به شرایط عادی در خود ایجاد و حفظ کنند:

۱. وظایف مضاعف و چندگانه‌ای را برای واحد‌هایی که فعالیت آنها حیاتی است معین و از تقسیم کار و تخصصی شدن بیش از حد کار در این شرایط اجتناب کنند.

۲. میزان تنوع، پیچیدگی و کارکرد واحد‌های سازمان در ارتباط با محیط آنها مشخص شود به نحوی که واحد‌ها بتوانند به نیاز‌های محیط خود به صورت مستقل پاسخ دهند.

۳. برای سازمان حداقل ضوابط و قوانین وضع شود تا انعطاف کافی در سازمان به وجود آید.

۴. برای جلوگیری از حرکت به سمت بی نظمی در سازمان‌ها توانایی آموختن رویارویی پویا با مسائل در کارکنان ایجاد شود.

اگر سازمان‌ها این چهار شرط را برای هولوگرامی شدن داشته باشند، واحد‌های کوچکتر ویژگی و عملکرد کل سازمان را خواهند داشت و مانند مغز عمل خواهند کرد که اگر یک نورون از بین برود سایر نورون‌ها فعال شده و به نوعی خود مدیریتی اتفاق می‌افتد و ساختار سازمانی شکل هوشمندانه‌ای به خود می‌گیرد.

نتیجه‌گیری:

در شرایط جنگ و یا بحران برای استمرار فعالیت سازمانها، باید تعادلی بین انعطاف پذیری و ثبات ایجاد شود. نه اینکه به بهانه انعطاف پذیری، ثبات را قربانی کنیم و یا برعکس به بهانه ثبات، انعطاف پذیری مورد غفلت واقع شود؛ بنابراین در شرایط جنگی که پویایی سازمان‌ها تاثیر بسزایی در تاب آوری اجتماعی دارد باید سازمان‌ها چنان بازطراحی شوند که انعطاف به سمت بی نظمی نرود تا ثبات از بین برود و یا در عین حال شرایط را همانند شرایط عادی فرض نکنیم تا جزیره با ثباتی ایجاد شود که جلو انعطاف پذیری سازمان را بگیرد و نظام ارزیابی و بازخورد باید بیش از پیش فعال تا ماحصل آن منتج به حفظ وضعیت مطلوب و انعطاف در برابر تغییرات شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر