ملکیان در نشست «روابط عمومی در جنگ تحمیلی سوم» مطرح کرد

پایان عصر «انتقال اطلاعات»؛ آغاز حکمرانی «مدیریت ادراک»

نشست تخصصی «روابط عمومی در جنگ تحمیلی سوم؛ از مدیریت در جنگ شناختی تا بازسازی اعتماد اجتماعی» با حضور دکتر نازنین ملکیان، عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، برگزار شد. در این نشست، ابعاد نوین جنگ‌های نامتقارن، ویژگی‌های جنگ شناختی و راهکار‌های مقابله با آن در حوزه روابط عمومی مورد بررسی قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری آنا، نازنین ملکیان در آغاز سخنان خود با اشاره به تحولات بنیادین در ماهیت جنگ‌ها در عصر حاضر، تأکید کرد: وارد دوره‌ای شده‌ایم که جنگ‌ها از شکل کلاسیک و صرفاً نظامی خود خارج شده‌اند و امروزه مفاهیمی، چون جنگ اطلاعاتی، جنگ رسانه‌ای و به‌ویژه جنگ شناختی، کانون توجه تحلیلگران و کنشگران عرصه ارتباطات قرار گرفته‌اند.

ملکیان با تشریح ویژگی‌های متمایز جنگ شناختی اظهار داشت: جنگ شناختی جنگی تمام‌نشدنی، دائمی و محدود به زمان بحران یا اعلام جنگ رسمی نیست. در این فضا، مرز مشخصی میان حقیقت، تحریف، اطلاعات نادرست و دستکاری‌شده وجود ندارد و تشخیص آن برای مخاطب دشوار است.

وی افزود: سرعت انتشار پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، غلبه احساسات بر عقلانیت و ناتوانی کاربر در تصمیم‌گیری منطقی در معرض انبوه پیام‌های رسانه‌ای، از دیگر مؤلفه‌های کلیدی جنگ شناختی است.

نقشه مفهومی جنگ‌های مدرن: از هیبرید تا شناختی

این پژوهشگر حوزه ارتباطات به تبیین نسبت میان انواع جنگ‌های مدرن پرداخت و گفت: در این چارچوب مفهومی، "جنگ هیبریدی" یا ترکیبی به عنوان دایره‌ای فراگیر، سایر اشکال جنگ را در بر می‌گیرد. درون این کلان‌الگو، جنگ شناختی، جنگ اطلاعاتی، عملیات نفوذ و جنگ سایبری به‌عنوان مؤلفه‌های به‌هم‌پیوسته و تعاملی قرار دارند.

ملکیان تصریح کرد: وقتی از جنگ هیبریدی سخن می‌گوییم، با ترکیبی از عملیات نظامی، فشار‌های اقتصادی، جنگ اطلاعاتی متمرکز بر رسانه‌ها و ابزار‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری همزمان روبه‌رو هستیم. بنابراین، جنگ مدرن دیگر صرفاً میدان نبرد فیزیکی نیست.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با تأکید بر جایگاه جنگ شناختی در دل جنگ هیبریدی، خاطرنشان کرد: کلیدواژه محوری در جنگ شناختی، "کنترل ذهن" یا به بیان دقیق‌تر، "تأثیرگذاری بر ذهن" و "مدیریت ادراک" است. در این فضا، هدف نهایی، بازی با ذهن مخاطب، جامعه و کاربران است.

وی ادامه داد: به‌عنوان مثال، وقتی از تحریم اقتصادی در چارچوب جنگ هیبریدی و شناختی صحبت می‌کنیم، هدف اولیه صرفاً فشار اقتصادی نیست؛ بلکه هدف اصلی، ایجاد احساس ناامیدی، بی‌اعتمادی و اضطراب اجتماعی در مخاطب است تا از این طریق، ادراک عمومی تغییر کند.

از تغییر ادراک تا تغییر رفتار: حلقه نهایی جنگ شناختی

ملکیان هشدار داد: وقتی تغییر ادراک در سطح جامعه رخ دهد، مهندسی افکار عمومی در دستور کار قرار می‌گیرد و در نهایت، این فرآیند به تغییر رفتار و دگرگونی در ساختار ادراکی جامعه منجر خواهد شد. این همان نقطه‌ای است که جنگ شناختی به اوج تأثیرگذاری خود می‌رسد.

وی با خطاب قرار دادن فعالان حوزه روابط عمومی تأکید کرد: با توجه به این تحولات، روابط عمومی‌ها باید با درک عمیق از ماهیت جنگ‌های شناختی، راهبرد‌های پیشگیرانه و واکنشی هوشمندانه‌ای طراحی کنند تا ضمن حفظ اعتماد عمومی، در بازسازی گفتمان‌های اجتماعی نقش‌آفرین باشند.

ملکیان با تأکید بر تداوم بحث پیشین، خاطرنشان کرد: نقطه پایانی که جنگ شناختی به‌دنبال آن است، تغییر رفتار مخاطب و جامعه است. این تغییر رفتار می‌تواند به شکل‌های متفاوتی در لایه‌های مختلف اجتماعی ظهور و بروز پیدا کند و دقیقاً همین نقطه، محل اثرگذاری استراتژیک نهاد‌های ارتباطی است.

این پژوهشگر حوزه ارتباطات توضیح داد: در کنار جنگ اطلاعاتی که بر محور داده‌ها، خبر و جریان اطلاع‌رسانی استوار است و روابط عمومی سهم بزرگی در هدایت آن دارد، ما با "عملیات نفوذ" مواجهیم که حلقه واسط میان جنگ اطلاعاتی و جنگ سایبری محسوب می‌شود.

وی افزود: عملیات نفوذ نشان‌دهنده استفاده هماهنگ و همزمان از رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، داده‌های فناورانه و عملیات روانی با هدف تغییر نگرش و در نهایت تغییر رفتار در جامعه است. ربات‌های شبکه‌های اجتماعی، هشتگ‌سازی‌های هدفمند، و کمپین‌های هماهنگ، همگی می‌توانند در این چارچوب و با هماهنگی کامل به کار گرفته شوند.

تمایز کلیدی: جنگ سایبری سامانه را می‌زند، جنگ شناختی ذهن را

ملکیان در بخش دیگری از سخنان خود به تبیین تفاوت ماهوی جنگ سایبری و جنگ شناختی پرداخت و گفت: جنگ سایبری بر زیرساخت‌ها متمرکز است؛ حمله به سرورها، شبکه‌های بانکی، سامانه‌های حیاتی. اما جنگ شناختی، ذهن و ادراک مخاطب را هدف قرار می‌دهد. البته این دو باید به‌صورت هماهنگ و مکمل تعریف شوند.

وی با ارائه یک مثال کاربردی تصریح کرد: فرض کنید یک حمله سایبری به سامانه سوخت کشور اتفاق بیفتد. این رویداد صرفاً یک "اختلال فنی" نیست. آنچه در حوزه علوم ارتباطات، رسانه و روابط عمومی باید به‌دقت مورد توجه قرار گیرد، این است که در کنار آن اختلال فنی، می‌تواند موجی از ترس، بی‌اعتمادی و آشفتگی روانی در جامعه ایجاد شود. این بخش دوم، دقیقاً وارد قلمرو جنگ شناختی می‌شود و برای روابط عمومی‌ها از اهمیت راهبردی برخوردار است.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، جنگ روایت‌ها را یکی از مهم‌ترین ابعاد جنگ شناختی برشمرد و گفت: ما امروز با چند لایه روایت مواجهیم: روایت رسمی رسانه‌های کشور که انتظار می‌رود شفاف، دقیق و مسئولانه اطلاع‌رسانی کند؛ روایت شبکه‌های اجتماعی که اغلب پراکنده و چندصدایی است؛ و روایت مبتنی بر احساسات کاربران که در فضای مجازی به‌سرعت تکثیر می‌شود.

ملکیان با هشداری مهم به فعالان حوزه روابط عمومی افزود: در جنگ شناختی، الزاماً کسی که "اولین" نفر در اطلاع‌رسانی باشد، برنده میدان نیست. برنده کسی است که بتواند "روایتی هیجانی، اقناع‌کننده و اثربخش" ارائه دهد. بنابراین، روابط عمومی باید با درک این واقعیت، از انتقال صرف اطلاعات عبور کند و به "مدیریت معنا و ادراک" بپردازد.

عبور از انتقال اطلاعات به مدیریت ادراک: نقش جدید روابط عمومی

ملکیان با تأکید بر این گذار تاریخی خاطرنشان کرد: ما دیگر در دوران "انتقال اطلاعات" نیستیم؛ ما در عصر "مدیریت معنا و ادراک" قرار داریم. در این پارادایم جدید، روابط عمومی نه یک واحد حاشیه‌ای، بلکه یک بازیگر مرکزی و راهبردی است که می‌تواند در بازسازی اعتماد، هدایت گفتمان عمومی و خنثی‌سازی عملیات شناختی دشمن نقش‌آفرین باشد.

این استاد دانشگاه در پاسخ به پرسشی درباره ورود عملیاتی به مباحث شناختی، گفت: شناخت دقیق ماهیت جنگ‌های نوین، نخستین گام است. پس از آن، روابط عمومی باید با بهره‌گیری از ابزار‌های رصد هوشمند، تحلیل احساسات، تولید روایت‌های چندلایه و هماهنگی با نهاد‌های فناور، یک اکوسیستم دفاعی-تبلیغی طراحی کند. روابط عمومی در جنگ‌های متداول گذشته شاید نقش حاشیه‌ای داشت، اما در جنگ‌های ترکیبی امروز، یکی از مهم‌ترین ابزار‌های راهبردی محسوب می‌شود.

دکتر ملکیان با جمع‌بندی مباحث خود تأکید کرد: روابط عمومی امروز باید خود را نه صرفاً به‌عنوان "پاسخگو"، بلکه به‌عنوان "طراح ادراک"، "مدیر روایت" و "بازسازی‌کننده اعتماد" بازتعریف کند. تنها در این صورت است که می‌تواند در برابر پیچیدگی‌های جنگ شناختی و هیبریدی، هم دفاع کند و هم اثرگذار باشد.

دکتر ملکیان با ارائه چارچوبی مفهومی از مراحل شناخته‌شده در عملیات شناختی تأکید کرد: نکته کلیدی که روابط عمومی‌ها باید به‌ویژه به آن توجه کنند، همان نقطه اتصال وظایف نوین روابط عمومی با نیاز‌های جامعه است. این نقطه، دقیقاً جایی است که "ابهام اطلاعاتی" شکل می‌گیرد و در کنار آن، شایعه متولد می‌شود.

وی افزود: این مرحله، نخستین گام در عملیات شناختی است؛ هر جا که خلأ اطلاعاتی وجود داشته باشد، بستر برای شکل‌گیری شایعه فراهم است.

این پژوهشگر حوزه ارتباطات با تشریح مکانیسم شکل‌گیری شایعه گفت: برای شکل‌گیری شایعه، فرمول پیچیده‌ای نیاز نیست. یک فرمول تعریف‌شده و مشخص داریم: هر جا موضوعی با "اهمیت بالا" وجود داشته باشد – مانند بحث جنگ که این روز‌ها دغدغه جامعه است – و همزمان "ابهام اطلاعاتی" نیز حاکم باشد، این دو عامل در هم ضرب شده و نتیجه‌اش ظهور "اطلاعات تأییدنشده" و "شایعه" است.

ملکیان خاطرنشان کرد: وظیفه ما در حوزه علمی و آکادمیک این است که ادبیات جهانی و داخلی را با موضوعات روز جامعه تطبیق دهیم و آن را برای افکار عمومی ساده‌سازی کنیم. اگر سازمانی نتواند در زمان مناسب و متناسب با اهمیت موضوع، اطلاع‌رسانی دقیق و به‌موقع انجام دهد، شاهد گسترش سریع شایعه و اطلاعات نادرست در جامعه خواهیم بود.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با اشاره به سرعت انتشار شایعات در عصر ابزار‌های نوین گفت: گسترش سریع شایعه و اطلاعات دستکاری‌شده، هدفی فراتر از صرفاً انتشار خبر دارد: این فرآیند، "ادراک مخاطب" را هدف قرار می‌دهد و تمام محاسبات ذهنی کاربر را تغییر می‌دهد.

وی تأکید کرد: در جنگ شناختی، همیشه لازم نیست حمله نظامی رخ دهد. همین "گپ اطلاعاتی"، همین اضطراب و آشفتگی ذهنی که در جامعه ایجاد می‌شود، می‌تواند منجر به فرسایش اجتماعی و تخریب اعتماد عمومی شود. در نهایت، هدف اصلی، ایجاد "بی‌اعتمادی" و تغییر جهت‌گیری‌های ذهنی جامعه است.

تهدید‌های شناختی در صورت شکست روابط عمومی

 ملکیان با هشدار درباره پیامد‌های ناکامی روابط عمومی در مدیریت بحران روایت گفت: اگر روابط عمومی نتواند در لحظه حساس، روایت درست را اعلام کند و فضاسازی مناسبی انجام دهد، با مجموعه‌ای از تهدید‌های شناختی مواجه خواهیم شد: فرسایش اعتماد عمومی، آشفتگی شناختی، قطبی‌سازی اجتماعی و در نهایت، از دست دادن مرجعیت رسانه‌ای و نهادی.

وی در توضیح مفهوم آشفتگی شناختی افزود: جامعه امروز با حجم عظیمی از اطلاعات روبه‌روست. وقتی عملیات شناختی نیز در حال اجرا باشد و هدف اصلی آن تخریب اعتماد باشد، دشمن تلاش می‌کند مشارکت عمومی، انسجام اجتماعی و روحیه فداکاری را زیر سؤال ببرد و با ایجاد ابهام، ذهن مخاطب را برای پذیرش روایت‌های جایگزین آماده کند.

ملکیان با اشاره به پیامد دیگر عملیات شناختی هشدار داد: یکی از اهداف راهبردی جنگ شناختی، ایجاد قطبی‌سازی در جامعه است؛ جایی که افراد دیگر نتوانند به سمت گفت‌وگوی عقلانی و منطقی حرکت کنند و در عوض، به تحلیل‌های هیجانی و احساسی روی بیاورند. این موضوع، حوزه‌ای است که روابط عمومی‌ها باید با حساسیت و دقت ویژه به آن بپردازند.

این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود به نقش الگوریتم‌ها در جنگ‌های نوین اشاره کرد و گفت: به نظر می‌رسد ما وارد دورانی شده‌ایم که بخش بزرگی از جنگ شناختی توسط الگوریتم‌ها هدایت و مدیریت می‌شود. امروز این پلتفرم‌ها و الگوریتم‌های آنها هستند که تعیین می‌کنند چه محتوایی دیده شود، چه روایتی پنهان بماند و چه موضوعی به مسئله اصلی افکار عمومی تبدیل گردد.

وی افزود: در این فضای الگوریتمی، روابط عمومی‌ها نه‌تنها باید با محتوای پیام‌ها، بلکه با منطق پلتفرم‌ها و سازوکار‌های توزیع محتوا نیز آشنا باشند. شناخت حکمرانی الگوریتمی، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای مدیریت ادراک عمومی در عصر جنگ‌های شناختی است.

دکتر ملکیان در پایان با جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده تأکید کرد: روابط عمومی در دوران جدید، دیگر یک واحد پشتیبان نیست؛ بلکه یک کنشگر راهبردی است که باید با درک فرمول‌های شکل‌گیری شایعه، مدیریت روایت در لحظه بحران، مقابله با آشفتگی شناختی و شناخت منطق الگوریتم‌ها، در خط مقدم دفاع از اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی قرار گیرد. تنها در این صورت است که می‌توانیم در برابر پیچیدگی‌های جنگ تحمیلی سوم، نه‌تنها مقاومت کنیم، بلکه زمینه بازسازی اعتماد و گفت‌وگوی ملی را فراهم آوریم.

ملکیان با اشاره به مفهوم «اقتصاد توجه» و پیوند آن با حکمرانی الگوریتمی اظهار داشت: امروزه بسیار می‌شنویم که درباره اقتصاد توجه و حکمرانی الگوریتمی در این حوزه صحبت می‌شود. این موضوع، به‌نوعی سرفصل جدیدی را پیش‌روی روابط عمومی‌ها باز می‌کند؛ چرا که برای واکنش سریع‌تر و مدیریت نرخ بالای درگیری ذهنی که الگوریتم‌ها برای کاربران ایجاد می‌کنند، روابط عمومی باید رصد داده‌های فضای مجازی را به‌نحو احسنت انجام دهد.

وی افزود: روابط عمومی امروز را می‌توانیم "نسل جدید" بنامیم؛ چرا که با ورود به جنگ‌های مدرن و فضا‌های نوین، مسلماً روابط عمومی نیز باید وارد این اتمسفر جدید شود و خود را با مقتضیات آن هماهنگ کند.

الزامات روابط عمومی نسل جدید: از درک الگوریتم تا سواد داده‌ای

این پژوهشگر حوزه ارتباطات با تشریح ویژگی‌های روابط عمومی نسل جدید گفت: روابط عمومی نسل جدید باید تلاش کند منطق الگوریتم‌ها را درک کند، در تحلیل رفتار کاربران و رفتار رسانه‌ای آنان پژوهش‌های لازم را انجام دهد و "سواد داده‌ای" را به‌عنوان یکی از الزامات مهم و پایه‌ای برای فعالیت حرفه‌ای خود بپذیرد.

ملکیان تأکید کرد: بدون شناخت سازوکار پلتفرم‌ها و الگو‌های الگوریتمی که به کار گرفته می‌شوند، مسلماً نمی‌توانیم در بحث افکار عمومی ورود کنیم و مدیریت درستی اعمال نماییم. شناخت این لایه‌های فنی-رسانه‌ای، پیش‌شرط هرگونه مداخله هوشمندانه در مدیریت ادراک عمومی است.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با اشاره به کلیپی که در این بخش از نشست نمایش داده شد، توضیح داد: این کلیپ یکی از فرآیند‌های عملیاتی جنگ شناختی را نشان می‌دهد: فرآیندی که ما آن را "مه‌پنهان ادراک" می‌نامیم. در این فضا، ویژگی‌هایی مانند ابهام هدفمند، تزریق همزمان روایت‌های متضاد، و ایجاد سردرگمی شناختی، به‌صورت مهندسی‌شده دنبال می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: در این فرآیند مهندسی‌شده، روابط عمومی‌ها نیازمند تحول در نقش‌آفرینی خود هستند؛ تحولی که از انفعال به کنشگری راهبردی، و از واکنش دیرهنگام به پیش‌دستی روایی منتهی شود.

تحول کلیدی: از «مدیریت پیام» به «مدیریت ادراک»

ملکیان با معرفی کلیدواژه محوری بحث خود گفت: «تحول مورد نظر من با کلیدواژه "مدیریت ادراک" تعریف می‌شود. روابط عمومی باید به‌واسطه توانایی‌های جدید خود، بتواند تحلیلگر افکار عمومی باشد، روایت‌ساز باشد، روایت درست را به‌موقع ارائه دهد و بحران‌های ادراکی را مدیریت کند.»

وی افزود: «فرض بنیادین ما این است که باید از "مدیریت پیام" حرکت کنیم به سمت "مدیریت ادراک". این گذار، تنها یک تغییر اصطلاحاتی نیست؛ بلکه تغییر پارادایم در تعریف مأموریت، ابزار‌ها و شاخص‌های موفقیت روابط عمومی است.»

ملکیان در پایان این بخش، مدل پیشنهادی خود برای روابط عمومی‌های نسل جدید را این‌گونه ترسیم کرد: رصد لحظه‌ای گفتمان‌ها، احساسات و جریان‌های فکری در فضای مجازی و واقعی، تولید و توزیع روایت‌های چندلایه، اقناع‌کننده و همسو با ارزش‌های جامعه هدف، پیش‌بینی، شناسایی و خنثی‌سازی عملیات شناختی پیش از تبدیل‌شدن به بحران اجتماعی، درک منطق پلتفرم‌ها و استفاده هوشمندانه از سازوکار‌های توزیع محتوا برای تقویت روایت‌های صحیح و ایجاد فضایی برای تعامل منطقی میان ذینفعان و کاهش قطبی‌سازی‌های هیجانی.

ملکیان در جمع‌بندی مباحث این بخش هشدار داد: عصر جنگ‌های شناختی، عصر الگوریتم‌ها و عصر اقتصاد توجه، فرصت آزمون و خطا را از ما گرفته است. روابط عمومی‌هایی که نتوانند خود را با این مقتضیات نوین هماهنگ کنند، نه‌تنها در مدیریت بحران‌ها ناکام خواهند ماند، بلکه خود به بخشی از مسئله تبدیل می‌شوند. اما روابط عمومی‌های نسل جدید، با تکیه بر سواد داده‌ای، درک الگوریتمی و توانایی روایت‌سازی هوشمند، می‌توانند به سپر ادراکی جامعه و بازو‌های راهبردی حکمرانی در عصر جنگ‌های ترکیبی تبدیل شوند.

انتهای پیام/

ارسال نظر