نابودی تمدن و تأمین اینترنت بینالملل ۲ وعدۀ آمریکاییها به ایرانیها!
ایران از نخستین ساعات تجاوز هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ با تهدیدی جدی روبهرو شد؛ تهدیدی که فراتر از بمباران تأسیسات نظامی، بستر اینترنت بینالملل را به سلاحی راهبردی برای جنگ ترکیبی دشمن تبدیل کرد. سرویسهای جاسوسی و نظامی متجاوز از این سلاح به عنوان بخشی از پازل خود در عملیات علیه ایران بهره بردهاند.
همین سوء استفاده نظامی متجاوزین از اینترنت به عنوان سلاح سبب شد که بعد از شروع حملات سنگین تهاجمی متجاوزین به خاک میهن، اینترنت بینالملل با توجه به ۳ موضوع با محدودیتهایی روبرو شد؛ نخستین مسئله جلوگیری از نفوذ سایبری به زیرساختهای حیاتی مانند شبکه برق، بانکها و جایگاههای سوخت که در جنگهای پیشین هدف حملات قرار گرفته بودند؛ موضوع دوم قطع امکان شبکهسازی و هماهنگی عناصر رادیکال و خشونتگرا بود که با هدایت سرویسهای اطلاعاتی خارجی قصد تشدید التهاب داخلی را داشتند؛ و مسئلۀ سوم، مقابله با جنگ شناختی و عملیات روانی گستردهای که از طریق پلتفرمهای خارجی علیه امنیت روانی مردم طراحی شده بود.
حال میخواهیم در ادامه این گزارش نشان دهیم که چرا این اقدام موقتی دفاعی، در راستای تأمین منافع مردم بوده است و همانطور که رئیس شورای اطلاعرسانی دولت دیروز بیان کرد، باید تا پایان قطعی جنگ بر همین منوال باقی بماند.
اینترنت به عنوان سلاح جنگی؛ روایت رسمی ایران از محدودیتهای ارتباطی
تجربه کشورهای درگیر جنگ در دو دهه اخیر نشان داده که اینترنت میتواند به سلاحی دو لبه تبدیل شود؛ از یک سو ابزاری برای آگاهیرسانی و از سوی دیگر بستری برای هدایت عملیاتهای سایبری، جنگ شناختی و شبکهسازی عوامل نفوذی. سازمان ملل متحد نیز در قطعنامههای متعدد، حق حاکمیت کشورها بر زیرساختهای مخابراتی خود را به رسمیت شناخته است.
بنابراین به نظر میرسد که در چنین شرایطی، تصمیم ایران برای اعمال محدودیت موقت، ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ امنیت ملی و آرامش جامعه بوده است. درست است که محدودیتهای اینترنتی به کسب و کارها و زندگی آسیبهایی وارد کرده است، ولی بررسیهای اجمالی نشان میدهد که اگر متجاوز بتواند از اینترنت داخل ایران، به عنوان یک سلاح جنگی استفاده کند، خسارت چند برابری وارد میشود.
زیرساختهای حیاتی در تیررس؛ تجربه تلخ حملات پیشین
ایران پیش از این نیز قربانی حملات سایبری گستردهای بوده که مستقیماً زندگی عادی مردم را هدف قرار داده است. اسناد موجود نشان میدهد که گروههای هکری مرتبط با رژیم صهیونیستی و آمریکا در سالهای گذشته بارها به جایگاههای سوخت، سامانههای بانکی، تأسیسات انرژی و دیگر زیرساختهای خدمترسان به مردم حمله کردهاند.
گزارشهای منتشر شده از سوی خود مرکز امنیت سایبری آمریکا (CISA) تأیید میکند که گروههای هکری وابسته به بازیگران دولتی، با استفاده از دسترسی به اینترنت باز، توانایی نفوذ به سیستمهای کنترل صنعتی (SCADA) و ایجاد اختلال در خدمات ضروری را دارند.
حال تصور کنید اگر در شرایط جنگی فعلی، اینترنت بینالملل بدون محدودیت باقی میماند، چه اتفاقی رخ میداد؟ آیا دشمنی که پلها، نیروگاهها، بیمارستانها و تأسیسات پتروشیمی را هدف حملات موشکی خود قرار داده، از نفوذ سایبری به سامانههای توزیع سوخت، بانکداری الکترونیک و شبکههای مخابراتی دریغ میکرد؟
تجربه حملات سایبری به جایگاههای سوخت در سالهای گذشته به وضوح نشان داد که اختلال در این زیرساختها میتواند تابآوری اجتماعی مردم را به شدت کاهش دهد و زندگی روزمره را با بحران مواجه سازد. محدودیت اینترنت در جنگ فعلی، دقیقاً به همین دلیل و با هدف پیشگیری از فاجعهای بزرگتر اعمال شده است.
سانسور یا کنترل امنیت سایبری؟ روایت رسانههای ضد ایرانی و واقعیت میدان
رسانههای ضد ایرانی نظیر بیبیسی فارسی، صدای آمریکا، اینترنشنال و دیگر شبکههای معاند از همان روزهای ابتدایی جنگ، با طرح ادعاهایی نظیر «تحمیل هزینه اقتصادی به مردم» و «نقض حقوق دیجیتال»، تلاش گستردهای برای تحت فشار قرار دادن دولت ایران جهت بازگشت به وضعیت قبل از محدودیتها آغاز کردهاند.

البته این نگرانیهای تصنعی از محدود شدن اینترنت در ایران و اشک ریختن برای شرایط اقتصادی بنگاههای ریز و درشت اینترنتی توسط کسانی که حمله به خاک ایران را نرمالیزه کردند، فقط به رسانههای حامی تهاجم نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل محدود نشد و حتی کانال گروهک نفاق نیز برای وادار کردن مسئولین به عدول از مدیریت اوضاع پا به صحنه گذاشت که تصویر این دلسوزی مصنوعی را در ادامه میبینید:

جالب آنکه وزیر جنگ آمریکا نیز چند روز پیش از احتمال «بررسی ایجاد دسترسی ایرانیها به اینترنت» خبر داده است. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا آمریکایی که خطوط دریایی ایران را محاصره کرده، نفتکشهای حامل سوخت و مواد غذایی را متوقف ساخته و پلها، نیروگاهها، داروسازیها و صنایع پتروشیمی را بمباران میکند، واقعاً دلسوز مردم ایران است؟
واشنگتن با محاصره دریایی آبهای جنوبی کشور، تجارت دریایی ایران را تحت تأثیر سوء قرار داده و صادرات نفت ایران را کاهش داده است، اقداماتی که نتایج آن مستقیم بر روی زندگی مردم عادی ظاهر میشود و فشار اقتصادی بر ایرانیها را افزایش میدهد.
آمریکا با بمباران زیرساختهای اقتصادی، کیفیت زندگی میلیونها ایرانی را به کاهش میدهد. حال آیا همان دولت آمریکا که این حجم از فشار اقتصادی و نظامی را بر ایران تحمیل کرده، واقعاً خواهان رفع محدودیت اینترنت برای «رفاه مردم ایران» است؟
روشن است که هدف اصلی این کشور از فشار برای بازگشت اینترنت آزاد، چیزی جز تسهیل ارتباط با عناصر رادیکال، فراهم کردن بستر خرابکاری سایبری گستردهتر و جمعآوری اطلاعات از مردم برای استمرار تجاوز نیست. آیا این رفتار منطقپذیر است که دشمنی تمامعیار، خواهان باز شدن پایگاه ارتباطی مردم باشد تا بتواند علیه خودشان از آن استفاده کند؟
تداوم محدودیت؛ ضرورت هوشمندانه تا پایان جنگ
یکی از مهمترین دلایل اعمال محدودیت اینترنت، جلوگیری از شبکهسازی دشمن از میان افراد هیجانی و رادیکال است. واقعیت میدان نشان میدهد که قدرت یک شبکه به تعداد افراد متصل به آن بستگی دارد. تا زمانی که یک شبکه خارجی مانند تلگرام یا اینستاگرام دهها میلیون کاربر فعال در ایران داشته باشد، امکان جذب، سازماندهی و هدایت هزاران نفر برای اقدامات ضد امنیتی توسط سرویسهای جاسوسی دشمن فراهم است.
قطع این حضور جمعی، عملاً قدرت تأثیرگذاری دشمن را از بین میبرد و مانع از آن میشود که عوامل نفوذی بتوانند از بستر این شبکهها برای التهابآفرینی و تشدید ناآرامیها استفاده کنند.
آیا فراموش کردهایم که چگونه در التهابات دیماه، شبکههای اجتماعی خارجی بستری برای هماهنگی تخریبها، آتشزدن اموال عمومی و درگیریهای خیابانی بودند؟ کما اینکه بسیاری از تحلیلگران امنیتی بینالمللی معتقدند قطع اینترنت در بحرانهای اجتماعی، به طور مستقیم به کاهش خشونتها منجر میشود. در شرایط فعلی جنگ، بازگشت به وضعیت قبل از محدودیت اینترنت، تنها پس از پایان قطعی تجاوز و برقراری آتشبس پایدار آن هم با توجه به اصول حکمرانی سایبری و دفاع از حاکمیت ایران در فضای مجازی امکانپذیر است.
هرگونه بازگشت زودهنگام، صرفاً ریسک خرابکاری سایبری، جنگ شناختی و ناامنی در داخل کشور را افزایش میدهد. ما هرچند در سکوت صحنه نبرد نظامی قرار داریم، اما این به معنای پایان جنگ نیست و برخی عمداً یا سهواً نباید با طرح مباحث غیرکارشناسی، امنیت کشور را به خطر اندازند. آیا عقل سلیم حکم نمیکند که تا زمانی که دشمن در آستانه درهای کشور است، نباید دروازه سایبری را به روی او گشود؟
انتهای پیام/