انسان در عصر اسکرول چه چیزی را از دست می‌دهد

افت شدید تمرکز روی صفحه‌های اجتماعی از ۲.۵ دقیقه به 47 ثانیه در مدت زمان 22 سال

اسکرول
۴۷ ثانیه، زمانی است که گفته می‌شود کاربران به‌ طور میانگین روی یک صفحه می‌مانند؛ اما در سال ۲۰۰۴ زمان تمرکز حدود ۲.۵ دقیقه بود. حالا هر اسکرول، اعلان و ویدئوی کوتاه در شبکه‌های اجتماعی برای ربودن این ثانیه‌ها با یکدیگر رقابت می‌کند. پژوهشگران در حال بررسی این پرسش‌اند: زندگی دیجیتال با کارایی مغز برای تمرکز، یادگیری و کنترل حواس‌پرتی چه می‌کند؟

به گزارش خبرگزاری آنا به نقل از «UCSF Magazine»؛ گروهی از پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سان‌فرانسیسکو، هشدار داده‌اند که استفاده مداوم از فناوری‌های دیجیتال و حجم بالای اطلاعاتی که از طریق گوشی‌ها و شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنیم، توجه، تصمیم‌گیری و تنظیم هیجانات را تحت فشار قرار می‌دهد. آدام گازلی، عصب‌شناس و استاد UCSF، از این وضعیت با عنوان «بحران شناختی» یاد می‌کند و به گفته او این موضوع فقط یک مسئله بالینی نیست و می‌تواند مسئله‌ای در مقیاس جامعه انسانی باشد.

چرا مغز انسان برای چندوظیفگی ساخته نشده است؟

یکی از محورهای اصلی این گزارش، مسئله «چندوظیفگی» است. پژوهش‌های آزمایشگاه گازلی نشان داده‌اند انسان برخلاف رایانه نمی‌تواند چند کار نیازمند توجه را به‌ صورت هم‌زمان انجام دهد؛ زیرا مغز در چنین شرایطی به طور دائم منابع خود را از یک فعالیت به فعالیت دیگر منتقل می‌کند و دوباره برمی‌گردد.

برای مثال، هم‌زمان خواندن اخبار هنگام صحبت با یک دوست، به معنای انجام بهتر هر دو کار نیست. هر بار جابه‌جایی توجه می‌تواند با کاهش کیفیت حافظه، افزایش خطا و دشوارتر شدن تمرکز همراه شود.

پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در ارواین نیز گزارش کرده‌اند که افراد اکنون به‌ طور میانگین تنها حدود ۴۷ ثانیه روی یک صفحه باقی می‌مانند؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۴ حدود ۲.۵ دقیقه بود. هم‌زمان، یک بررسی از بیش از ۷۰ مطالعه نیز مصرف سنگین ویدئوهای کوتاه را با توجه ضعیف‌تر و کنترل تکانه کمتر مرتبط دانسته است.

اسکرول درواقع چه می‌کند؟

بخش دیگری از این مسئله به نوجوانان مربوط می‌شود. داده‌های مطالعه بزرگ Adolescent Brain Cognitive Development یا ABCD که رشد مغزی حدود ۱۲ هزار کودک را از سال ۲۰۱۶ دنبال می‌کند، نشان می‌دهد زمان تفریحی استفاده از نمایشگر در سال ۲۰۲۰، در دوران همه‌گیری کرونا، از حدود چهار ساعت در روز به هشت ساعت رسید.

البته این روند بعد از همه‌گیری کاملا برنگشت. تیم جیسون ناگاتا، پژوهشگر UCSF، در سال ۲۰۲۴ گزارش کرد که استفاده تفریحی نوجوانان از تلفن همراه به حدود ۸.۵ ساعت در روز رسیده و افزایش زمان استفاده با علائم شدیدتر بی‌توجهی، اضطراب و پرخاشگری ارتباط داشته است.

در بررسی دیگری روی نوجوانان کم‌سن‌تر، پژوهشگران دریافتند با افزایش استفاده از شبکه‌های اجتماعی، علائم افسردگی نیز افزایش یافته است. در این گروه، افزایش استفاده از شبکه‌های اجتماعی با افت جزئی اما مستمر در عملکرد آزمون‌های خواندن، حافظه و واژگان همراه بود.

ناگاتا معتقد است شبکه‌های اجتماعی فقط زمان فراغت را اشغال نمی‌کنند؛ بلکه می‌توانند زمان لازم برای خواب، تکالیف، یادگیری و ارتباط با خانواده و دوستان را نیز کنار بزنند.

چرا انگشت ما مدام به سمت اسکرول می‌رود؟

اسکرول بی‌پایان، پخش خودکار و اعلان‌های مداوم قابلیت‌هایی هستند که کاربر را برای ادامه تعامل با پلتفرم ترغیب می‌کنند. ناگاتا این سازوکار را با نظریه «پاداش متغیر» مقایسه می‌کند؛ الگویی که مشابه چیزی است که در دستگاه‌های قمار دیده می‌شود. کاربر نمی‌داند محتوای بعدی چقدر جذاب خواهد بود و همین عدم قطعیت می‌تواند او را به ادامه اسکرول وادار کند.

حتی در شرایطی که برخی مدارس استفاده از تلفن همراه را ممنوع کرده‌اند، مطالعه گروه ناگاتا نشان داد نوجوانان به‌ طور میانگین حدود ۷۰ دقیقه در روز در مدرسه با گوشی‌های خود کار می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی بیشترین سهم را داشته‌اند و پس از آن یوتیوب و بازی‌های ویدئویی قرار گرفته‌اند.

پژوهش‌های جدیدتر نیز بخشی از این نگرانی را بررسی کرده‌اند. یک تحلیل مجموعه‌ای از۷۱ مطالعه با مجموع ۹۸ هزار و ۲۹۹ شرکت‌کننده، نشان داده است استفاده بیشتر از ویدئوهای کوتاه با عملکرد شناختی ضعیف‌تر ارتباط دارد. در این میان، توجه و کنترل مهاری بیشترین ارتباط را با میزان استفاده از این محتواها داشته‌اند.

یافته‌های یک بررسی گسترده منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نیز که ۴۲ مطالعه و بیش از ۴۶ هزار نفر را مورد مطالعه قرار داده است، نشان می‌دهد استفاده سنگین و بدون ساختار از ویدئوهای کوتاه در جوانان با افزایش بی‌توجهی و تکانشگری و کاهش حافظه کاری و خودتنظیمی همراه است. با این حال، پژوهشگران تاکید می‌کنند که بیشتر مطالعات موجود مقطعی‌اند و هنوز نمی‌توان از این نتایج رابطه علت و معلولی قطعی استخراج کرد.

چه چیزی تشخیص حقیقت را سخت می‌کند؟

مشکل فقط تمرکز روی یک صفحه نیست. پژوهشگران UCSF معتقدند توجه پراکنده توانایی کاربر برای ارزیابی اطلاعات آنلاین را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. در یک تحلیل از ۳۵ میلیون پست فیس‌بوک مشخص شد سه مورد از هر چهار لینک خبری بدون کلیک روی لینک به اشتراک گذاشته شده‌اند؛ یعنی بسیاری از کاربران مطالبی را منتشر کرده‌اند که به نظر می‌رسد حتی آن‌ها را نخوانده‌اند.

جو پیر، استاد روان‌پزشکی UCSF، معتقد است الگوریتم‌هایی که محتوای بیشتری مشابه چیزهایی که در گذشته دیده یا پسندیده‌ایم نشان می‌دهند، می‌توانند «سوگیری تاییدی» را تشدید کنند؛ یعنی کاربر بیشتر با اطلاعاتی مواجه شود که باورهای قبلی او را تایید می‌کند.

او برای مقابله با این وضعیت سه عادت، پذیرش احتمال اشتباه، انعطاف‌پذیری شناختی و تفکر تحلیلی، را پیشنهاد می‌کند. با توجه به این پیشنهاد هنگام مواجهه با یک ادعا، به‌جای واکنش فوری، مکث کنیم و احتمال نادرست بودن آن را هم در نظر بگیریم.

آیا می‌شود توجه را دوباره تمرین داد؟

پژوهشگران UCSF معتقد نیستند پاسخ، حذف کامل فناوری باشد. در مرکز Neuroscape این دانشگاه، محققان روی روش‌هایی برای تقویت کنترل شناختی کار می‌کنند؛ از جمله برنامه MediTrain که تمرین‌های مدیتیشن را متناسب با توانایی فرد در حفظ توجه تنظیم می‌کند.

بیتا بهرامی، روان‌شناس بالینی و استاد دانشگاه آزاد واحد پزشکی تهران، نیز در گفت‌وگو با آناتک بر قابلیت بازآموزی مغز تاکید کرده است. به گفته او، «نوروپلاستیسیته» یا انعطاف‌پذیری عصبی تا پایان عمر وجود دارد و مغز می‌تواند در پاسخ به تمرین و فعالیت‌های تکرارشونده، مسیرهای جدیدی ایجاد کند. بنابراین اگر فرد احساس کند برخی توانایی‌های شناختی خود را کمتر به کار می‌گیرد، می‌تواند با تمرین‌های منظم و آگاهانه دوباره آنها را تقویت کند.

بهرامی معتقد است این فرایند را می‌توان نوعی «توانبخشی شناختی» دانست؛ یعنی فرد به‌تدریج فعالیت‌هایی را که پیش‌تر به ابزارها واگذار کرده، دوباره خودش انجام دهد. او تاکید می‌کند هدف، کنار گذاشتن فناوری نیست، بلکه حفظ بخشی از فعالیت‌های ذهنی در اختیار خود فرد است.

در یک مطالعه در سال ۲۰۱۹، استفاده شش‌هفته‌ای از این برنامه با بهبود قابل توجه توجه و حافظه در جوانان همراه بود. از سوی دیگر، پژوهشگران تاکید دارند که راه‌حل فقط یک سم‌زدایی دیجیتال نیست. ناگاتا پیشنهاد می‌کند افراد به جای تمرکز صرف بر حذف زمان صفحه‌ نمایش، فعالیت جایگزین مشخصی برای خود، به‌خصوص برای کودکان و نوجوانان، تعریف کنند. ایجاد قوانینی مانند نیاوردن گوشی به اتاق خواب یا سر میز غذا نیز می‌تواند بخشی از برنامه خانوادگی باشد.

یک آزمایش تصادفی که دسترسی اینترنت تلفن همراه شرکت‌کنندگان را برای دو هفته مسدود کرد، با افزایش قابل توجه توجه پایدار همراه شد؛ پژوهشگران میزان این تفاوت را با معکوس شدن حدود یک دهه از افت شناختی مقایسه کردند.

هوش مصنوعی چه مقدار نقش دارد؟

به گفته گازلی نگرانی آینده فقط مدت زمانی نیست که مقابل نمایشگر می‌گذرانیم؛ مسئله این است که آیا بخشی از خلاقیت، استدلال و تفکر خود را نیز به ابزارهای هوش مصنوعی واگذار می‌کنیم یا نه. 

اگر فناوری بتواند بخشی از فرایند فکر کردن، نوشتن، حل مسئله و تصمیم‌گیری را به جای انسان انجام دهد، پرسش مهم این است که استفاده مداوم از این ابزارها چه اثری بر توانایی‌های شناختی ما خواهد داشت.

در اصل، همان‌طور که گوشی‌های هوشمند می‌توانند بخشی از حافظه ما را با ذخیره شماره تلفن‌ها، مسیرها و اطلاعات جایگزین کنند، ابزارهای هوش مصنوعی نیز می‌توانند بخشی از فعالیت‌های ذهنی پیچیده‌تر را برعهده بگیرند. البته این مسئله به معنای آن نیست که استفاده از هوش مصنوعی توانایی‌های شناختی را کاهش می‌دهد؛ بلکه بحث اصلی درباره میزان اتکای انسان به این ابزارها و نوع استفاده از آن است.

با توجه به این موضوع، مسئله زندگی دیجیتال فقط این نیست که روزانه چند ساعت به صفحه نمایش نگاه می‌کنیم؛ بلکه باید پرسید چه مقدار از توجه، حافظه، تصمیم‌گیری و حتی فرایند فکر کردن خود را به فناوری سپرده‌ایم.

انتهای پیام/

ارسال نظر