حسابداری کربن؛ از اندازهگیری انتشار تا مدیریت آینده
به گزارش خبرگزاری آنا؛ متن یادداشت دکتر علی مهدی نیا، رئیس پژوهشگاه ملی اقیانوس شناسی و علوم جوی به شرح زیر است:
کربن یکی از عناصر اصلی طبیعت است و تقریباً در همهجا میتوان ردپای آن را پیدا کرد؛ از بدن موجودات زنده و گیاهان گرفته تا خاک، اقیانوسها و سوختهای فسیلی. کربن دائماً بین بخشهای مختلف زمین جابهجا میشود. گیاهان دیاکسیدکربن موجود در هوا را جذب میکنند، کربن وارد زنجیره غذایی میشود، بخشی از آن به خاک و اقیانوسها منتقل میشود و در مقابل، تنفس موجودات زنده، تجزیه مواد آلی و سوختن مواد کربنی، دوباره کربن را به جو بازمیگرداند.
اما در میان گازهای موجود در جو، گروهی ویژگی مهمی دارند: میتوانند گرمای زمین را جذب کنند و بخشی از آن را دوباره به سوی سطح زمین بازگردانند. به این گازها «گازهای گلخانهای» گفته میشود. وجود آنها برای زندگی روی زمین ضروری است؛ زیرا همین فرایند طبیعی باعث میشود زمین گرمای کافی برای ادامه حیات داشته باشد. اگر این سازوکار طبیعی وجود نداشت، زمین بسیار سردتر از امروز بود.
مشکل از زمانی آغاز میشود که مقدار این گازها در جو بیش از حد افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، گرمای بیشتری در سامانه زمین باقی میماند و دمای میانگین سطح زمین افزایش مییابد؛ پدیدهای که از آن با عنوان «گرمایش زمین» یاد میشود. دیاکسیدکربن یکی از مهمترین گازهای گلخانهای است، اما تنها آنها نیستند. متان، اکسید نیتروژن و برخی گازهای دیگر نیز در گرمشدن زمین نقش دارند و البته قدرت و ماندگاری آنها در جو یکسان نیست.
افزایش غلظت گازهای گلخانهای در نتیجه فعالیتهای انسانی، در دهههای گذشته به تغییرات گستردهای در سامانه اقلیم زمین منجر شده است؛ از افزایش دمای هوا و اقیانوسها و ذوب یخچالها گرفته تا بالا آمدن سطح دریا، تغییر الگوهای بارش، تشدید برخی رخدادهای حدی و افزایش فشار بر منابع آب، کشاورزی و اکوسیستمها. به همین دلیل، مسئله فقط شناخت تغییرات اقلیمی نیست؛ بلکه بشر باید بداند این گازها از کجا وارد جو میشوند، چه مقدار منتشر میشوند و چه اقداماتی میتواند میزان انتشار آنها را کاهش دهد.
بخش مهمی از افزایش این گازها به فعالیتهای انسانی مربوط است. هنگامی که نفت، گاز یا زغالسنگ میسوزانیم، کربن ذخیرهشده در این سوختها عمدتاً به صورت دیاکسیدکربن وارد جو میشود. فعالیتهای کشاورزی و دامداری، برخی فرایندهای صنعتی، تغییر کاربری زمین و مدیریت پسماند نیز میتوانند به انتشار گازهای گلخانهای منجر شوند؛ بنابراین اگر قرار باشد اثرات ناشی از افزایش گازهای گلخانهای را کنترل کنیم، نخست باید بدانیم چه مقدار از این گازها، از کجا و در نتیجه چه فعالیتی منتشر میشود و چه مقدار نیز توسط طبیعت جذب میشود.
اینجاست که یک سؤال ساده، اما اساسی مطرح میشود: چقدر؟
یک کارخانه در طول یک سال چه مقدار گاز گلخانهای منتشر میکند؟ یک نیروگاه چطور؟ تولید یک تن فولاد یا یک محصول کشاورزی چه میزان انتشار به همراه دارد؟ یک شرکت چه سهمی در انتشار گازهای گلخانهای دارد؟ و اگر فناوری جدیدی جایگزین فناوری قدیمی شود، واقعاً چه مقدار از انتشار کاهش پیدا میکند؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند اندازهگیری، محاسبه و ثبت منظم اطلاعات است. از همینجا مفهوم «حسابداری کربن» وارد میشود.
حسابداری کربن در سادهترین بیان یعنی حسابوکتاب کردن انتشار و جذب گازهای گلخانهای؛ اینکه بدانیم چه فعالیتی، در کجا و چه مقدار گاز گلخانهای تولید یا جذب میکند. چون گازهای گلخانهای مختلف اثر یکسانی بر گرمایش زمین ندارند، برای مقایسه آنها معمولاً اثرشان به یک واحد مشترک، یعنی «معادل دیاکسیدکربن» یا CO₂e، تبدیل میشود؛ بنابراین وقتی از «انتشار کربن» یا «ردپای کربن» صحبت میکنیم، در بسیاری از موارد منظور مجموع اثر گازهای گلخانهای است که به صورت معادل دیاکسیدکربن بیان شده است.
به زبان ساده، حسابداری کربن کمک میکند بدانیم کربن و سایر گازهای گلخانهای از کجا میآیند و در کجا منتشر میشوند. همانطور که حسابداری مالی به یک سازمان نشان میدهد منابع مالی آن از کجا آمده و در کجا هزینه شده است، حسابداری کربن نیز تصویری از منابع انتشار در اختیار قرار میدهد تا بتوان بر اساس آن تصمیم گرفت.
برای مثال، در یک کارخانه ممکن است بخشی از انتشار مستقیماً از مصرف گاز یا سوخت در تجهیزات کارخانه ایجاد شود. بخشی دیگر به برق خریداریشده مربوط باشد که در نیروگاه تولید شده است. حتی مواد اولیهای که از کارخانهای دیگر خریداری میشوند یا محصولی که با کامیون، قطار یا کشتی جابهجا میشود نیز میتوانند در میزان انتشار مرتبط با آن محصول نقش داشته باشند؛ بنابراین حسابداری کربن فقط به دنبال یک عدد نهایی نیست؛ بلکه میخواهد مسیر انتشار را روشن کند. این مسیر ممکن است از استخراج ماده اولیه آغاز شود، به تولید و حملونقل برسد و حتی تا زمان مصرف و پایان عمر یک محصول ادامه پیدا کند.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم بدون چنین اطلاعاتی، تصمیمگیری دقیق دشوار است. اگر ندانیم بیشترین انتشار یک کارخانه از کدام فرایند ناشی میشود، نمیتوانیم با اطمینان مشخص کنیم سرمایهگذاری برای کاهش انتشار باید در کجا انجام شود. اگر ندانیم کدام بخش از زنجیره تولید یک محصول بیشترین ردپای کربنی را دارد، انتخاب فناوری یا ماده اولیه کمانتشار نیز دشوار خواهد بود.
از این منظر، حسابداری کربن را میتوان زبان مشترک اندازهگیری انتشار دانست؛ زبانی که کمک میکند انتشار گازهای گلخانهای از یک مفهوم کلی و انتزاعی به مجموعهای از اعداد و دادههای قابل اندازهگیری تبدیل شود. وقتی انتشار قابل اندازهگیری باشد، میتوان آن را مقایسه کرد، برای کاهش آن هدف تعیین کرد، نتیجه اقدامات را سنجید و درباره سرمایهگذاریهای مختلف تصمیم گرفت.
به همین دلیل، حسابداری کربن دیگر صرفاً موضوعی مربوط به پژوهشهای اقلیمی یا گزارشهای زیستمحیطی نیست و بهتدریج به موضوعی در مدیریت، صنعت، تجارت و اقتصاد تبدیل شده است. کشورها و شرکتها برای کاهش انتشار خود هدفگذاری میکنند، صنایع به دنبال کاهش مصرف انرژی و انتشار هستند و در بازارهای جهانی، اطلاعات مربوط به میزان انتشار مرتبط با تولید کالاها و خدمات اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای ایران نیز مسئله فقط این نیست که بدانیم کشور چه میزان گاز گلخانهای منتشر میکند. مسئله مهمتر این است که آیا زیرساخت لازم را برای اندازهگیری، ثبت، راستیآزمایی و استفاده از این اطلاعات در اختیار داریم یا نه؛ زیرساختی که بتواند از سطح کشور و بخشهای اقتصادی، تا صنایع، محصولات و زنجیرههای تأمین امتداد پیدا کند.
ایجاد چنین زیرساختی البته مأموریت یک سازمان واحد نیست و به همکاری دستگاههای اجرایی، صنایع، دانشگاهها و نهادهای پژوهشی نیاز دارد. در این میان، نهادهای علمی میتوانند نقش مهمی در ایجاد پایههای علمی این نظام داشته باشند؛ از توسعه روشهای اندازهگیری و پایش و تولید دادههای معتبر گرفته تا مدلسازی، تعیین ضرایب انتشار، مطالعه چرخه کربن و توسعه سامانههای اطلاعاتی.
پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی نیز با توجه به ظرفیتهای علمی خود در حوزه علوم جوی و اقیانوسی میتواند بخشی از این زنجیره را پوشش دهد؛ از پایش و شناخت تغییرات جو و توسعه مدلهای اقلیمی گرفته تا مطالعه چرخه کربن در اقیانوس و اکوسیستمهای ساحلی و دریایی، پایش تغییرات محیطی و تولید دادههایی که برای شناخت بهتر منابع و مخازن کربن کشور مورد نیاز است.
اما تحقق این نقش، بدون سرمایهگذاری در زیرساختهای لازم امکانپذیر نیست. حسابداری کربن به دادههای قابل اعتماد، تجهیزات اندازهگیری و آزمایشگاهی، سامانههای پایش، دادههای ماهوارهای، مدلهای علمی، زیرساختهای محاسباتی و اطلاعاتی و نیروی انسانی متخصص نیاز دارد. این زیرساختها را نباید صرفاً هزینهای برای محیطزیست دانست؛ آنها بخشی از زیرساخت اطلاعاتی کشور برای تصمیمگیری درباره انرژی، صنعت، تجارت و آینده اقتصاد ایران هستند.
در نهایت، مسئله از یک پرسش ساده آغاز میشود: ما چقدر منتشر میکنیم؟ اما پاسخ به همین پرسش ساده میتواند پایه تصمیمهای بزرگی درباره آینده کشور باشد. پیش از آنکه بتوانیم انتشار گازهای گلخانهای را مدیریت و کاهش دهیم، باید بتوانیم آن را با دقت اندازه بگیریم. حسابداری کربن، از همین نقطه آغاز میشود.
انتهای پیام/