وقتی جشنواره بخشی از مسیر هنری می‌شود

از نخستین اکران تا جایزه؛ روایت مستندسازان از ۲۰ سال «سینماحقیقت»

سینما حقیقت
«سینماحقیقت» برای مستندسازانی که در دوره‌های مختلف آن حضور داشته‌اند، معانی و خاطرات متفاوتی را تداعی می‌کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» در آستانه بیستمین دوره خود، بخشی از تاریخ سینمای مستند ایران را پشت سر گذاشته است؛ تاریخی که در آن، فیلمسازان جوان در کنار مستندسازان باتجربه فیلم ساخته‌اند، آثارشان را به تماشاگران سپرده‌اند، جایزه گرفته‌اند و گاه مسیر حرفه‌ای خود را تحت تأثیر تجربه حضور در این جشنواره ادامه داده‌اند. چهار مستندساز، مریم الهامیان، حبیب علوانی، کتایون جهانگیری و جواد رزاقی‌زاده، از نخستین مواجهه خود با «سینماحقیقت»، خاطره اکران‌ها، تأثیر جوایز و تجربه سال‌های حضور در این جشنواره می‌گویند.

به گزارش خبرگزاری آنا، جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» در سال ۱۳۸۶ تأسیس شد و دوره‌هایی را با تمام فراز و فرود‌ها و با حضور فیلمسازان باتجربه و حتی جوان و تازه‌کار پشت سر گذاشت تا به این روز‌ها رسید؛ روز‌هایی که هرچه می‌گذرد، به بیستمین دوره «سینماحقیقت» نزدیک‌تر می‌شویم.

دوره‌هایی که این جشنواره در دو دهه پشت سر گذاشته، برخی دردناک و دشوار بودند؛ مانند ایام همه‌گیری ویروس کرونا و برخی نیز تلخ و آسیب‌زننده، مانند جنگ ۱۲ روزه. با این وجود، این جشنواره هرگز از فعالیت خود و حمایت از مستندسازان بازنایستاد و از آنان حمایت کرد تا اتفاق‌ها و وقایع را ثبت و ضبط کنند.

محفلی برای انتقال تجربه و خاطره حرفه‌ای مستندسازان

«سینماحقیقت» را نمی‌توان صرفا با نگاه جشنواره‌ای مورد تحلیل قرار داد. به واسطه فرصت‌هایی که به فیلمسازان فیلم‌اولی و کم‌تجربه در کنار مستندسازان پیشکسوت و حرفه‌ای داده می‌شود و همچنین اکران مستندها، برگزاری مراسم‌های گرامی‌داشت و بزرگداشت و برپایی کارگاه‌ها، این جشنواره ناخودآگاه به محفلی برای تجدید دیدارها، گفت‌و‌گو‌های دوستانه و نقادانه و انتقال تجربه‌ها تبدیل می‌شود؛ به‌گونه‌ای که بخشی از خاطره حرفه‌ای مستندسازان در روز‌های جشنواره شکل گرفته است.

با این وجود، «سینماحقیقت» برای مستندسازانی که در دوره‌های مختلف آن حضور داشته‌اند، چه معنایی دارد؟ نخستین مواجهه آنها با این جشنواره چگونه بوده و یک جایزه یا اکران در این رویداد چه تأثیری بر ادامه مسیر حرفه‌ای‌شان و نگاهشان به مستندسازی گذاشته است؟

برای فهم این موضوع، سراغ حرف‌ها و خاطره‌های چهار مستندساز، مریم الهامیان، کتایون جهانگیری، حبیب علوانی و جواد رزاقی‌زاده، رفتیم که در دوره‌های مختلف جشنواره حضور داشته‌اند و جایزه گرفته‌اند.

از نخستین اکران تا جایزه؛ روایت مستندسازان از ۲۰ سال «سینماحقیقت»/////

نخستین مواجهه؛ وقتی «سینماحقیقت» هنوز یک خاطره بود

نخستین مواجهه این مستندسازان با «سینماحقیقت»، تجربه‌ای یکسان نبوده است. برای برخی، جشنواره پیش از آنکه محلی برای حضور به عنوان مستندساز باشد، جایی برای تماشای آثار دیگران بوده و برای برخی دیگر، نخستین مواجهه حرفه‌ای با جشنواره تخصصی سینمای مستند رقم خورده است.

مریم الهامیان، مستندساز، در آستانه بیستمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» درباره نخستین مواجهه خود با این جشنواره گفت: زمانی که نوجوان و جوان بودم و هنوز مستندساز نشده بودم، مخاطب جشنواره حقیقت بودم. آن زمان به جشنواره‌های مختلف می‌رفتم، اما صادقانه بگویم سینماحقیقت بیش از همه برایم جذاب بود. فیلم‌هایی را که همکاران امروز من در آن سال‌ها ساخته بودند، می‌دیدم و بعد‌ها به خودشان می‌گفتم که در سن کمی فیلمشان را در جشنواره دیده‌ام و این آثار روی من تأثیر گذاشته‌اند. همان تجربه‌ها و لذتی که از تماشای مستند در سینماحقیقت بردم، یکی از زمینه‌های ورود من به جهان مستند شد.

در سال ۱۳۹۲، نخستین مواجهه حبیب علوانی، مستندساز، با «سینماحقیقت» رقم خورد.

علوانی با مرور خاطرات حضور خود در جشنواره «سینماحقیقت» گفت: نخستین بار آذرماه ۱۳۹۲ در هفتمین دوره جشنواره حضور داشتم و برای این فیلم لوح افتخار دریافت کردم. این جایزه از آن جهت برایم ارزشمند و خاطره‌انگیز شد که همزمان با تجلیل از مستندسازان جنوب و بزرگداشت زنده‌یاد ناصر تقوایی بود. شبی به‌یادماندنی و هیجان‌انگیز که در تالار وحدت رقم خورد.

کتایون جهانگیری، مستندساز، نیز با نخستین مستند بلند سینمایی خود در جشنواره «سینماحقیقت» حضور پیدا کرد.

جهانگیری درباره نخستین حضورش در جشنواره «سینماحقیقت» بیان کرد: با نخستین مستند بلند سینمایی‌ام در جشنواره حقیقت شرکت کردم. تازه وارد عرصه مستندسازی شده بودم و پیش از آن چند مجموعه مستند برای شبکه‌های تلویزیونی و چند مستند کوتاه کار کرده بودم. البته تجربه‌هایی نیز به عنوان دستیار تهیه داشتم. پیش از ورود جدی به مستندسازی، در عرصه سینمای داستانی و گروه‌های کارگردانی و بازیگری تئاتر و تصویر فعالیت می‌کردم و دوره سینمای جوان را نیز گذرانده بودم. در واقع، از میان کار‌های مختلف هنری که درگیرشان بودم، به دنیای مستند رسیدم؛ در حالی که همه منتظر بودند در حوزه سینمای داستانی ادامه بدهم.

این مستندساز افزود: تجربه مستندسازی برایم بسیار جذاب بود. البته پیش از آن با نخستین مستند کوتاهم در جشنواره فیلم تهران تجربه حضور در جشنواره را داشتم، اما جشنواره «سینماحقیقت» به شکل متمرکز به سینمای مستند می‌پردازد و حضور در آن به معنای ورود جدی‌تر به دنیای مستند و مواجهه مستقیم با مخاطبان حرفه‌ای این حوزه بود.

برای جواد رزاقی‌زاده، مستندساز، اما نخستین مواجهه با «سینماحقیقت» از جایگاه تهیه‌کننده رقم خورد.

رزاقی‌زاده درباره نخستین حضور خود در جشنواره «سینماحقیقت» گفت: اولین حضورم در قامت تهیه‌کننده به چهارمین دوره جشنواره سینماحقیقت و مستند «گل‌غلتان» به کارگردانی محمد شفیع‌خانی برمی‌گردد. آن سال استقبال از فیلم فراتر از تصور بود؛ صف‌های طولانی، سالن پر و مخاطبانی که ایستاده به تماشای فیلم نشسته بودند، تصویری بود که هرگز از یاد نمی‌برم. بعد‌ها متوجه شدم هم‌زمانی سانس ما با فیلم استاد خسرو سینایی نیز در این ازدحام بی‌تأثیر نبود، اما آن تجربه برای من شروعی پرشکوه بود.

او ادامه داد: آنچه مسیر مرا برای همیشه تغییر داد، نه فقط خود جشنواره، بلکه منش استاد محمد شفیع‌خانی بود. پس از پایان جشنواره، او پکیج هدایای دریافتی‌اش را که شامل کیفی با نشان سینماحقیقت و لوازمی ارزشمند بود، به من داد. وقتی با حیرت پرسیدم چرا این کار را می‌کند، گفت: «من جایزه‌ها و هدایای بسیاری داشته‌ام؛ اما تو در ابتدای راهی. این یادگاری می‌تواند برای خانواده‌ات مایه افتخار و برای خودت انگیزه‌ای باشد تا این مسیر را ادامه دهی.

این مستندساز افزود: استاد محمد شفیع‌خانی فراتر از یک همکار، آموزگار شرافت برای من بود. دیدن این حجم از انسانیت در دنیای سینما، آن‌قدر در من اثر گذاشت که به این حرفه علاقه‌مند شدم. اگر آن روز‌ها آن شرافت مثال‌زدنی را از او نمی‌دیدم، شاید هرگز تاب پیمودن این راه پرچالش را نداشتم؛ به‌ویژه در مواجهه با افرادی که بعد‌ها در این مسیر دیدم و نگاه ابزاری به دیگران داشتند.

از نخستین اکران تا جایزه؛ روایت مستندسازان از ۲۰ سال «سینماحقیقت»/////

نخستین فیلم و نخستین اکران؛ وقتی فیلم به مخاطب می‌رسد

نخستین حضور برای این مستندسازان فقط یک تاریخ در کارنامه جشنواره‌ای آنها و تنها یک رزومه نیست؛ هرکدام از آن نخستین اکران‌ها، خاطره‌ای از مواجهه مستندساز با مخاطب و فضای جشنواره را همراه خود دارد.

مریم الهامیان فعالیت مستندسازی خود را از اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰ آغاز کرده است. او درباره نخستین حضور خود به عنوان مستندساز در «سینماحقیقت» توضیح داد: در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ مستندسازی را شروع کردم. البته فیلمی به نام «آبی به رنگ خاک» ساخته بودم که در جشنواره اصفهان اول شد و قرار بود بر اساس مقررات آن دوره، مستقیما وارد جشنواره حقیقت شود، اما به دلیل کم‌تجربگی و پیگیری نکردن، این اتفاق نیفتاد. اولین فیلم من که وارد جشنواره «سینماحقیقت» شد، «امید شهر خسته» بود؛ فیلمی شخصی درباره تیم فوتبال نساجی و شهر قائمشهر. این فیلم ورزشی و اجتماعی بود و به شرایطی می‌پرداخت که بعد از بسته شدن چند کارخانه برای شهر و تیم فوتبال به وجود آمده بود. هواداران ۲۴ سال آرزو داشتند تیم به لیگ برتر برود و من در شش، هفت بازی پایانی همراه تیم و هواداران بودم. در نهایت این اتفاق افتاد و تیم بعد از ۲۴ سال به لیگ برتر رفت و این اتفاق در فیلم ثبت شد.

او ادامه داد: اینکه یک فیلم کاملا شخصی، اولین حضورش در جشنواره «سینماحقیقت» را داشته باشد، برای خودم اتفاقی بسیار دراماتیک بود. تیم نساجی را با سرمربی و اعضای تیم به جشنواره دعوت کردم. خودم انتهای سالن ایستاده بودم و تیم نساجی سه ردیف آخر نشسته بود و فیلم را با هم دیدیم. برای من این اتفاق فوق‌العاده بود؛ چون احساس می‌کردم نه‌تنها کاری برای شهرم انجام داده‌ام، بلکه روایت اجتماعی و ورزشی یک جامعه کوچک در شمال ایران ثبت شده است. آن اکران، مصاحبه‌ها و اتفاقاتی که در حاشیه فیلم افتاد، برای من حس غریب و دوست‌داشتنی‌ای داشت. به نظرم «سینماحقیقت» یکی از بهترین فستیوال‌های ایران است؛ جشنواره‌ای که بی‌پرده و صادقانه با جامعه ایران مواجه می‌شود.

حبیب علوانی نیز نخستین بار با مستند «سواحل خوزستان» در هفتمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» حضور داشت و دراین‌باره گفت: با مستند «سواحل خوزستان» اولین بار در هفتمین دوره جشنواره شرکت کردم و برای این فیلم لوح افتخار دریافت کردم. این جایزه برایم ارزشمند و خاطره‌انگیز شد.

از نخستین اکران تا جایزه؛ روایت مستندسازان از ۲۰ سال «سینماحقیقت»/////

«فریاد شد آواز»، گامی برای نخستین حضور حرفه‌ای کتایون جهانگیری در جشنواره تخصصی مستند «سینماحقیقت» شد. او درباره نخستین حضور حرفه‌ای خود در «سینماحقیقت» گفت: با نخستین مستند بلند سینمایی‌ام به نام «فریاد شد آواز» در جشنواره حقیقت شرکت کردم. درواقع تازه وارد عرصه مستندسازی شده بودم.»

جواد رزاقی‌زاده نیز با اشاره به حضور خود در هجدهمین جشنواره «سینماحقیقت» گفت: در هجدهمین دوره جشنواره، با مستند سینمایی «آسانسور» در بخش مسابقه بلند حضور داشتم. مهم‌ترین و شگفت‌انگیزترین اتفاقی که پس از جشنواره سینماحقیقت برایم رقم خورد، اکران مستند «آسانسور» در برج میلاد برای ۱۸۰۰ نفر از کارتن‌خواب‌های بهبودیافته بود. معتقدم بستر فراهم‌شده در جشنواره «سینماحقیقت» و موفقیت فیلم در آن جشنواره، در دیده‌شدن و ایجاد ظرفیت لازم برای این اکران خاص بی‌تأثیر نبود؛ انگار آن اعتبار حرفه‌ای، راه را برای رسیدن پیام فیلم به این مخاطبان هموار کرد.

جایزه؛ پایان یا شروع؟

اگر نخستین حضور در جشنواره «سینماحقیقت» تجربه دیده‌شدن مستندساز باشد، جایزه می‌تواند مرحله دیگری از این مسیر را رقم بزند. اما دریافت جایزه در نظر هر یک از این چهار مستندساز، معنا و مفهوم خاصی دارد. طبق گفته آنها، جایزه برای یک فیلمساز می‌تواند فرصتی برای دیده‌شدن آثار بعدی باشد، برای فیلمسازی دیگر انگیزه‌ای برای ادامه راه شود و گاهی نیز دریافت جایزه، مسئولیت فیلمساز را افزایش دهد.

«خانواده خلج» ساخته مریم الهامیان، در هفدهمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» اکران شد. صف‌های طولانی تماشاگران برای تماشای این اثر، نشان‌دهنده استقبال از این فیلم در آن دوره از جشنواره بود.

الهامیان نیز از خاطره دریافت نخستین جایزه‌اش از جشنواره «سینماحقیقت» یاد کرد و با اشاره به این اثر بیان کرد: اولین جایزه من برای کارگردانی «خانواده خلج» در هفدهمین دوره جشنواره در سال ۱۴۰۲ بود. این فیلم در پنج بخش نامزد شد و جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد. چهار سال برای این فیلم زحمت کشیده بودم و دریافت این جایزه برایم به معنای دیده‌شدن آن چهار سال کار و انرژی بود و به ادامه مسیرم انرژی داد. جایزه‌ای که گرفتم در اتاق کارم و بالای کتابخانه قرار دارد.

از نخستین اکران تا جایزه؛ روایت مستندسازان از ۲۰ سال «سینماحقیقت»/////

این مستندساز درباره تثیر دریافت جایزه بر مسیر کاری خود گفت: بعد از آن وسواس بیشتری پیدا کردم. تا همین لحظه دو کار را توانسته‌ام بعد از آن جایزه تصویب کنم، اما کار‌های پژوهش تصویری زیادی انجام دادم. حساسیت من در تولید بیشتر شد و وسواسم نسبت به پژوهش‌های تصویری و کاری افزایش پیدا کرد. این اتفاق جست‌وجوگری من را بیشتر کرد، هرچند شاید تولیدم را کمی محدود کرد. امکان تولید برای من بیشتر فراهم شد، چون مرکز گسترش از افرادی که توانایی‌شان در این مسیر سنجیده شده و جایزه کسب کرده‌اند، حمایت می‌کند و این موضوع زمینه همکاری بیشتر را برای من فراهم کرد.

حبیب علوانی نیز درباره نخستین جایزه خود از «سینماحقیقت» گفت: لوح افتخار «سواحل خوزستان» که در هفتمین دوره جشنواره گرفتم، همچنان در ویترین جوایزم قرار دارد و آن را نگه داشته‌ام.

او همچنین درباره جوایز دیگر خود در این جشنواره گفت: در هفدهمین دوره جشنواره برای مستند «در پناه نیزار» جایزه محیط زیست را دریافت کردم و نامزد بهترین کارگردانی فیلم کوتاه نیز بودم. همچنین در هجدهمین دوره برای مستند «آدریانا؛ مسافری از ایتالیا» جایزه ویژه هیئت داوران را گرفتم و نامزد دو بخش بهترین کارگردانی فیلم نیمه‌بلند و گویندگی شدم.

علوانی درباره تاثیر دریافت جایزه بر مسیر حرفه‌ای خود گفت: دریافت جایزه از هر جشنواره‌ای می‌تواند بر روند کاری یک مستندساز اثر مثبت بگذارد، به‌ویژه اگر از جشنواره مهمی مانند «سینماحقیقت» باشد. البته تأثیر جایزه برای هر فرد متفاوت است؛ برای برخی می‌تواند زمینه رشد بیشتر را فراهم کند و برای برخی دیگر حتی به نوعی توقف و رضایت زودهنگام منجر شود. این مسئله به تلاش و نگاه خود فیلمساز بستگی دارد. من در آن سال‌ها کارمند صداوسیما بودم و از دهه هفتاد برای شبکه‌های مختلف کار می‌کردم. با دریافت جوایز مختلف، انتظار کیفی از آثارم بالاتر می‌رفت. از سوی دیگر، حضور در جشنواره‌ها و تماشای آثار ارزشمند دیگر مستندسازان، نگاه و دیدگاه فیلمسازی را تغییر می‌دهد و بر ادامه مسیر حرفه‌ای تأثیر مثبت می‌گذارد.

کتایون جهانگیری نیز درباره نخستین جایزه‌ای که از جشنواره «سینماحقیقت» دریافت کرد، گفت: نخستین فیلمی که در حوزه محیط زیست کار کردم، «شکارچی» بود که سومین مستندی بود که با مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساختم. تولید این فیلم به دلایل مختلف بسیار چالش‌برانگیز بود و در جشنواره حقیقت مورد تقدیر قرار گرفت. اما مستند بلند «زیر این چتر باران می‌بارد» موفق شد جایزه سوم کارآفرینی را دریافت کند. این اتفاق در همان سال‌های شیوع کرونا رخ داد و فیلمبرداری نیز به طور کامل در میانه شیوع کرونا انجام شد. خیلی‌ها فیلم را دوست داشتند و آن را کاری قوی و حرفه‌ای دانستند. جایزه را در اتاقم و بالای کتابخانه گذاشته‌ام؛ دقیقاً جلوی چشمم تا یادم بیندازد که مهم است هر کاری که انجام می‌دهم، با آن خیلی جدی مواجه شوم.

از نخستین اکران تا جایزه؛ روایت مستندسازان از ۲۰ سال «سینماحقیقت»/////

این کارگردان تاکید کرد: جایزه گرفتن، به‌ویژه وقتی از یک جشنواره معتبر باشد، مسئولیت شما را سنگین‌تر می‌کند. حتی وقتی نامزد می‌شوید، به نوعی به عنوان یک فیلمساز حرفه‌ای زیر ذره‌بین قرار می‌گیرید و در معرض دید هستید. اگر کار بعدی‌تان ضعیف باشد، درباره آن صحبت می‌شود و سؤال ایجاد می‌کند. جایزه در حالی که فوق‌العاده جذاب است، بار مسئولیت خودش را نیز همراه دارد.

جواد رزاقی‌زاده نیز با اشاره به دریافت جایزه برای مستند «آسانسور» گفت: در هجدهمین دوره جشنواره، با مستند سینمایی «آسانسور» در بخش مسابقه بلند حضور داشتم. این اثر در چهار بخش بهترین کارگردانی، بهترین فیلم بلند، بهترین موسیقی متن و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران نامزد شد و در نهایت جایزه بهترین فیلم جشنواره را دریافت کرد.

او درباره تجربه این اکران گفت: تماشای فیلم در کنار این ۱۸۰۰ نفر، تجربه‌ای بود که فراتر از هر جایزه‌ای ایستاد. شنیدن واکنش‌ها و دیدن بازخورد‌های آنان پس از تماشای فیلم، برای من به یکی از ماندگارترین لحظات زندگی‌ام تبدیل شد. در آن شب، فاصله میان سینما و زندگی از میان رفت و دریافتم که تاثیر واقعی فیلم، در لحظه‌ای است که مخاطب خود را در میان قاب‌های فیلم بازمی‌یابد و به امید دوباره چنگ می‌زند.

ارتباط با سوژه؛ وقتی فیلم تمام می‌شود، اماارتباط نه

یکی از وجوه جالب توجه مستندسازی این است که رابطه فیلمساز با سوژه، گاهی با پایان فیلمبرداری و اکران اثر به پایان نمی‌رسد؛ درواقع این رابطه می‌تواند به دوستی و همراهی ادامه پیدا کند. مستندساز همیشه پس از ساخت و نمایش فیلم از سوژه فاصله نمی‌گیرد و گاهی فیلم، رابطه‌ای را با سوژه ماندگار می‌کند. از سوی دیگر، پرداختن به برخی مسائل و معضل‌ها، پیامد‌هایی نیز برای مستندساز دارد. درواقع مواجهه با واقعیتی که به تصویر کشیده شده، گاهی تبعاتی را برای خود مستندساز به همراه دارد.

الهامیان درباره ارتباط خود با سوژه فیلم «خانواده خلج» گفت: من با این خانواده کاملاً در ارتباط هستم و بین ما دوستی عمیقی شکل گرفته است. در رابطه با وضعیت آنها باید گفت متاسفانه بانک پرونده آنها را به دیوان عدالت کشوری برده و رأی برگشته است. اکنون حکم تخلیه مرغداری آنها صادر شده و باید در چند هفته آینده آنجا را تخلیه کنند. این موضوع برای من خیلی مهم است، چون خود فیلم تلاش کرد شرایط این خانواده را زیر ذره‌بین ببرد تا دیده شود. آنها در تمام مراحل کنار فیلم بودند؛ در اکران‌ها و مصاحبه‌ها حضور پیدا می‌کردند و با فیلم همدل بودند. آنها امید داشتند که فیلم باعث دیده‌شدن مشکلشان و یک معضل عمومی در ایران شود؛ مسئله بانک و تولید که امروز به یک مسئله عمومی در صنعت ایران تبدیل شده است.

جهانگیری درباره اتفاقاتی که پس از نمایش آثارش برای او و فیلم‌هایش رخ داده است، گفت: اینکه ارتباطم با موضوع مستند برقرار می‌ماند یا نه، بسته به موضوع و شرایط دارد. درواقع همه ما درگیر زندگی و موضوعات جدید می‌شویم. دنیای پرمشغله‌ای است. وقتی فیلم «شکارچی» بعد از جشنواره در برنامه‌ای از شبکه مستند پخش شد، تماسی از یک شکارچی داشتم که به طور جدی من را تهدید کرد.

این مستندساز افزود: بعد از نمایش «زیر این چتر باران می‌بارد»، از سوی سازمان تأمین اجتماعی برای نمایش فیلم و جلسه گفت‌و‌گو دعوت شدم که از فیلم کمابیش عصبانی بودند. یک منتقد هم داشتند که مقاله‌ای با لحنی تند علیه فیلم و کارگردان نوشته بود و سخت صحبت کرده بود. مهم‌تر اینکه فیلم برای نمایش از شبکه تلویزیونی مجوز نگرفت. من فقط درباره بخشی از حقایق در این مستند صحبت کرده بودم و این همان رسالت فیلم مستند است.

از نخستین اکران تا جایزه؛ روایت مستندسازان از ۲۰ سال «سینماحقیقت»/////

رزاقی‌زاده درباره ارتباطش با محمد صابری، سوژه اصلی مستند «آسانسور»، نیز گفت: ارتباط من و محمد صابری پس از پایان فیلم هرگز قطع نشد و از رابطه مستندساز و سوژه به یک دوستی عمیق و برادرانه تبدیل شد. موفقیت این مستند در جشنواره سینماحقیقت برای من صرفا یک جایزه نبود؛ بلکه شاهد شکوفایی مسیری بود که محمد پیش از این نیز در آن گام برداشته بود.

رزاقی‌زاده ادامه داد: محمد پیش از مستند «آسانسور» نیز تجربه بازی در دو فیلم را داشت، اما اکران این مستند و دیده‌شدن آن در بستری تخصصی مانند سینماحقیقت، در کنار حمایت‌های مجموعه آسانسورسازی، نقش مؤثری در تثبیت اعتمادبه‌نفس و جایگاه حرفه‌ای او داشت. مدیریت این مجموعه، به‌ویژه مجید فراهانی، با نگاه انسانی و حمایت‌های خود بستری فراهم کردند تا محمد بتواند با آرامش مسیر رشدش را طی کند. امروز محمد صابری با پشتکار خود در آثار سینمایی و تلویزیونی به عنوان بازیگر حضور دارد. دیدن او در کنار همسر و فرزندش و پایبندی‌اش به عهد و وفاداری، برای من از هر جایزه‌ای ارزشمندتر است؛ چرا که با وجود موفقیت در دنیای بازیگری، همچنان به پاس حمایت‌های آقای فراهانی و آن مجموعه در دوران سخت، همکاری خود را با شرکت آسانسورسازی حفظ کرده است.

«سینماحقیقت» از نگاه مستندساز

الهامیان در پاسخ به اینکه «سینماحقیقت» پس از این سال‌ها او را یاد چه چیزی می‌اندازد، گفت: تصویری که من از سینماحقیقت خیلی دوست دارم، صف‌هایی است که پشت در سالن‌ها تشکیل می‌شود. وقتی از کنار این صف‌ها رد می‌شوم، به صدا‌ها گوش می‌دهم. تحلیل‌هایی که دانشجو‌ها درباره فیلم‌ها دارند و گفت‌و‌گو‌هایی که درباره آثار شکل می‌گیرد، برای من از جذابیت‌های جشنواره است. در بسیاری از جشنواره‌ها در کنار برنامه‌های اصلی، جشن‌ها و برنامه‌هایی هم وجود دارد و خوب است «سینماحقیقت» نیز کمی فضای نشاط بیشتری داشته باشد؛ مخصوصاً در شرایطی که جامعه فشار زیادی را تحمل کرده است.

الهامیان پیشنهاد کرد: حتی اگر بودجه کافی وجود نداشته باشد، می‌توان با برنامه‌های ساده‌تر این فضا را ایجاد کرد؛ مثلاً موسیقی اجرا شود یا هر شب یک اجرای کوتاه داشته باشیم. بسیاری از فستیوال‌های خارجی چنین برنامه‌هایی دارند. تصویری که دوست دارم این است که گوشه‌گوشه کاخ جشنواره اتفاق‌هایی در جریان باشد؛ جوان‌ها و مسن‌ها با هم تعامل داشته باشند و با هیجان درباره فیلم‌ها و تحلیل‌هایشان صحبت کنند. این برای من یکی از زیباترین تصویر‌های جشنواره «سینماحقیقت» است.

علوانی با اشاره به جایگاه این رویداد در سینمای مستند ایران گفت: جشنواره «سینماحقیقت» برای من سراسر خاطره است؛ مجموعه‌ای از خاطرات تلخ و شیرین. با توجه به تجربه حضور در جشنواره‌های خارجی، معتقدم «سینماحقیقت» از نظر اجرا و استقبال مخاطبان، اگر بی‌نظیر نباشد، کم‌نظیر است. وقتی صف‌های طولانی تماشاگران برای ورود به سالن‌های نمایش را می‌بینید یا شاهد اضافه شدن سانس‌های فوق‌العاده برای برخی فیلم‌ها هستید، واقعاً به وجد می‌آیید. این استقبال گسترده مردمی از سینمای مستند، ویژگی مهم سینماحقیقت است. اهمیت این جشنواره به اندازه‌ای است که در سال‌های اخیر علاوه بر مستندسازان، فیلمسازان حرفه‌ای سینمای داستانی و حتی چهره‌های سیاسی نیز از آن استقبال کرده‌اند. دلیل این جایگاه بر دو عامل است: نخست کیفیت مستند‌های تولیدشده در چند دهه اخیر و دوم مدیریت اجرایی جشنواره است.

این مستندساز در عین حال با اشاره به برخی کاستی‌ها بیان کرد: مهم‌ترین نقطه ضعف جشنواره، اختتامیه و همچنین نحوه میزبانی از مستندسازان شهرستانی است؛ فیلمسازانی که سرمایه اصلی سینمای مستند ایران به شمار می‌روند. وقتی جشنواره هفت یا هشت روز برگزار می‌شود و فیلمساز تنها برای بخشی از آن دعوت می‌شود، فرصت حضور کامل در فضای جشنواره را از دست می‌دهد.

علوانی در ادامه درباره بیستمین دوره جشنواره گفت: انتظار می‌رود بیستمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» باشکوه‌تر، حرفه‌ای‌تر و بین‌المللی‌تر برگزار شود. همچنین پیشنهاد می‌کنم به مناسبت بیستمین دوره، از ۲۰ مستندساز پیشکسوت از نقاط مختلف ایران که بیش از دو دهه در حوزه‌های گوناگون مستندسازی فعالیت کرده‌اند، در افتتاحیه جشنواره تجلیل شود؛ اقدامی که می‌تواند ادای دینی به تاریخ سینمای مستند ایران باشد.

کتایون جهانگیری نیز درباره خاطره و تصویری که از سال‌های برگزاری «سینماحقیقت» در ذهن دارد، گفت: آرزو می‌کنم همان‌طور که در تمام فراز و نشیب‌ها جشنواره برگزار شده و تردیدی در رسالت خود نداشته، منسجم و با یک برنامه مشخص، رویکرد واحد و مستحکم به راه خودش ادامه دهد. بدون شک مهم‌ترین جشنواره فیلم مستند در ایران، جشنواره سینماحقیقت است.

جواد رزاقی‌زاده درباره جایگاه «سینماحقیقت» در مسیر حرفه‌ای خود گفت: جشنواره «سینماحقیقت» برای من همواره فراتر از یک رویداد و مراسم اهدای جایزه بوده است؛ این جشنواره انگیزه‌بخش اصلی ادامه فیلمسازی‌ام و بستری برای اکران و دیده‌شدن فیلم‌هایم بوده است. شگفت‌انگیزترین تصویری که در ذهن من نقش بسته، دیدن صف‌های طولانی مخاطبانی است که مشتاقانه برای تماشای فیلم‌هایم ایستاده‌اند؛ قابی که برای من از هر جایزه‌ای ارزشمندتر است.

از نخستین اکران تا جایزه؛ روایت مستندسازان از ۲۰ سال «سینماحقیقت»/////

او ادامه داد: در این برهه از تاریخ ایران، سینمای داستانی ما متاسفانه در چرخه‌ای تکراری از فیلم‌های طنز سطحی برای جذب مخاطب گرفتار شده است؛ اما دیدن این حجم از استقبال از سینمای مستند برایم شگفت‌انگیز است. این میزان از اشتیاق نشان می‌دهد اگر به مخاطب امروز خوراک فکر و اندیشه داده شود، او تشنه‌تر از همیشه پای کار می‌ایستد و سینماحقیقت بانی این اتفاق ارزشمند است. برای من سینماحقیقت همان‌جایی است که سینما، زنده، نفس‌کش و معنادار باقی می‌ماند.

بیستمین دوره «سینماحقیقت» فقط یک عدد تازه در کارنامه جشنواره نیست. پشت این عدد، فیلم‌هایی قرار دارند که دیده شدند، فیلمسازانی که مسیرشان را ادامه دادند و مخاطبانی که بخشی از خاطره‌شان را در سالن‌های جشنواره ساخته‌اند.

شاید به همین دلیل، مرور بیست دوره «سینماحقیقت» فقط مرور تاریخ یک جشنواره نباشد؛ مرور بخشی از تاریخ سینمای مستند ایران است؛ تاریخی که این بار می‌توان آن را از زبان فیلمسازانی شنید که خودشان بخشی از آن بوده‌اند.

انتهای پیام/

ارسال نظر