لوگوی جدید اینستاگرام پاسخی به ترس از هوش مصنوعی است؟

هوش مصنوعی
اینستاگرام پس از حدود یک دهه، لوگوی خود را تغییر داد. این تغییر لوگو واکنش‌های متفاوتی را در میان کاربران برانگیخت. توضیح تیم طراحی این پلتفرم درباره حفظ «حس دست‌نوشته» در کنار حرکت به سمت آینده، موضوعی فراتر از یک تغییر ظاهری را مطرح می‌کند. در دنیایی که هوش‌ مصنوعی هر روز سهم بیش‌تری از تولید محتوا را در اختیار می‌گیرد، چرا پلتفرم‌ها و برند‌های دیجیتال بیش از گذشته به دنبال نشان دادن چهره‌ای انسانی از خود هستند؟

به گزارش خبرگزاری آنا؛ اینستاگرام در تازه‌ترین بازطراحی هویت بصری خود تلاش کرده است لوگویی ساده‌تر ارائه کند. «جاسمین پروبست»، مدیر طراحی محصول اینستاگرام و یکی از مدیران پروژه بازطراحی، گفته است که این پلتفرم در ۱۰ سال گذشته تغییرات زیادی را پشت سر گذاشته و هویت بصری آن نیز به یک به‌روزرسانی نیاز داشته است.

با این حال، آنچه در توضیحات او درباره طراحی جدید بیش از همه جلب توجه می‌کند، تأکید بر حفظ حس صمیمیت و دست‌ساز بودن است. به گفته او، لوگوی جدید قرار است در عین مدرن‌تر بودن، همچنان ویژگی‌های آشنای اینستاگرام را حفظ کند و لوگویی باشد که مخاطب حس کند با دقت و توجه ساخته شده است.

 انسانی نبودن فضای دیجیتال عصر هوش‌مصنوعی

هوش‌مصنوعی در مدت کوتاهی به بخشی از زندگی روزمره کاربران فضای دیجیتال تبدیل شده است. امروز یک تصویر، متن، ویدئو یا حتی صدا می‌تواند بدون حضور مستقیم یک انسان تولید شود. کاربران در شبکه‌های اجتماعی نیز بیش از گذشته با این پرسش روبه‌رو هستند که آنچه می‌بینند یا می‌خوانند، تا چه اندازه واقعی است و چه مقدار از آن را ماشین ساخته است. در چنین فضایی، «انسانی بودن» به ویژگی ارزشمندی تبدیل شده است. برند‌ها نیز این تغییر را احساس کرده‌اند و تلاش می‌کنند فاصله خود را با تصویری سرد، ماشینی و بیش از حد دیجیتالی حفظ کنند.

یکی از راه‌هایی که برای رسیدن به این هدف انتخاب شده، استفاده از نشانه‌های بصری مرتبط با کار دست است؛ منظور از نشانه‌های بصری، فونت‌های دست‌نویس، خطوط نامنظم، تصویرسازی‌هایی که عمداً بی‌نقص نیستند و بافت‌هایی که ظاهر کاغذ، چاپ یا طراحی دستی را تداعی می‌کنند، است. به نظر می‌رسد هرچه فناوری توانایی بیشتری برای تولید خروجی‌های دقیق و صیقلی پیدا می‌کند، ارزش ناقص بودن نیز بیشتر می‌شود. نقصان در محتوا قرار است به مخاطب یادآوری کند هنوز انسانی در این فرایند حضور دارد.

 آیا چند خط نامنظم، یک برند را انسانی می‌کند؟

هرچه فناوری توانایی بیشتری برای تولید خروجی‌های دقیق و صیقلی پیدا می‌کند، ارزش ناقص بودن نیز بیشتر می‌شود. نقصان در محتوا قرار است به مخاطب یادآوری کند هنوز انسانی در این فرایند حضور دارد

با این حال، این روند منتقدانی نیز دارد. برخی طراحان معتقدند استفاده از عناصر ظاهراً دست‌ساز به‌تدریج از یک انتخاب معنادار به یک فرمول تکراری تبدیل شده است. در سال‌های اخیر، برند‌های مختلف برای نشان دادن صمیمیت، اصالت یا فاصله گرفتن از فضای دیجیتال، به سراغ تایپوگرافی‌های کج و تصویرسازی‌های دستی رفته‌اند، اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این عناصر، ارتباطی با محصول، داستان یا هویت یک برند ندارند و تنها به این دلیل استفاده می‌شوند که انسانی‌تر به نظر برسند.

در چنین شرایطی، تلاش برای متفاوت بودن ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. برند‌هایی که هرکدام می‌خواهند با چند نشانه بصری دست‌ساز از دیگران فاصله بگیرند، در نهایت ممکن است از یک زبان مشترک استفاده کنند و بیش از گذشته شبیه یکدیگر شوند.

این اتفاق پیش از این نیز در دنیای طراحی رخ داده است. «اسکیومورفیسم» زمانی برای آشناتر کردن کاربران با محیط‌های دیجیتال به کار می‌رفت و عناصر رابط کاربری را شبیه اشیای واقعی نشان می‌داد. این رویکرد در ابتدای گسترش تلفن‌های هوشمند کاربرد مشخصی داشت، اما استفاده گسترده از آن به مرور به یک سبک فراگیر تبدیل شد.

زندگی دیجیتال در جست‌وجوی نشانه‌ای از انسان

مسئله امروز، تنها تفاوت میان یک طراحی دستی و یک تصویر تولیدشده با هوش‌مصنوعی نیست. با افزایش حجم محتوای ماشینی، کاربران بیش از گذشته به دنبال نشانه‌هایی هستند که بتوانند از طریق آنها احساس کنند با یک انسان، تجربه واقعی یا صدایی مشخص روبه‌رو هستند.

این موضوع می‌تواند حتی رابطه کاربران با برند‌ها را نیز تغییر دهد. در گذشته، یک هویت بصری منظم و یکپارچه نشانه حرفه‌ای بودن یک برند به حساب می‌آمد، اما امروز یک برند بیش از حد صیقلی و بی‌نقص ممکن است برای بخشی از مخاطبان سرد و دور از دسترس به نظر برسد.

با این حال، انسانی بودن الزاماً در ظاهر خلاصه نمی‌شود. یک برند می‌تواند از طریق لحن، واکنش به مخاطبان، انعطاف‌پذیری و نشان دادن شخصیت خود نیز حس انسانی‌تری ایجاد کند. شاید حتی پذیرفتن تغییر، اشتباه و تفاوت میان موقعیت‌های مختلف، بیش از یک فونت دست‌نویس بتواند این حس را به مخاطب منتقل کند. از این منظر، پرسش اصلی این است که آیا پشت آن تصمیم، تجربه و نگاه انسانی وجود دارد یا خیر.

کار با ابزار‌های هوش‌مصنوعی معمولاً به وارد کردن یک دستور و دریافت نتیجه نهایی محدود نمی‌شود. رسیدن به خروجی موردنظر به آزمون، اصلاح، انتخاب و تکرار نیاز دارد. در این فرایند، نقش انسان در تصمیم‌گیری و تعیین مسیر اهمیت خود را از دست نمی‌دهد

همکاری با ماشین، نه فرار از آن

واکنش به گسترش هوش‌مصنوعی در دنیای طراحی نیز می‌تواند شکل دیگری داشته باشد. قرار گرفتن هوش‌مصنوعی در برابر انسان، تنها راه مواجهه با این فناوری نیست.

کار با ابزار‌های هوش‌مصنوعی معمولاً به وارد کردن یک دستور و دریافت نتیجه نهایی محدود نمی‌شود. رسیدن به خروجی موردنظر به آزمون، اصلاح، انتخاب و تکرار نیاز دارد. در این فرایند، نقش انسان در تصمیم‌گیری و تعیین مسیر اهمیت خود را از دست نمی‌دهد.

شاید به همین علت باشد که تلاش برای اثبات انسان‌بودن با فاصله گرفتن کامل از فناوری، پاسخ کاملی برای مسئله امروز نیست. هوش‌مصنوعی می‌تواند در فرایند خلق اثر حضور داشته باشد، اما همچنان این انسان است که درباره هدف، مسیر و معنای آن تصمیم می‌گیرد.

انسان‌ بودن، ترند جدید دنیای دیجیتال؟

بازطراحی اینستاگرام و تأکید آن بر حفظ حس دست‌ساز را می‌توان بخشی از یک تغییر گسترده‌تر دانست. البته چالش اصلی برند‌ها در سال‌های آینده می‌تواند این باشد که انسانی بودن محتوا را به یک ظاهر آماده تبدیل نکنند. اگر همه برند‌ها برای نشان دادن اصالت خود از فونت‌های نامنظم، خطوط به‌هم‌ریخته و بافت‌های مشابه استفاده کنند، این نشانه‌ها نیز دیر یا زود همان سرنوشتی را پیدا خواهند کرد که بسیاری از ترند‌های طراحی در گذشته تجربه کرده‌اند.

هوش‌مصنوعی شاید بیش از هر چیز، یک پرسش قدیمی را دوباره پیش روی زندگی دیجیتال قرار داده باشد. وقتی ماشین نیز می‌تواند خلق کند، چه چیزی انسان را در فرایند خلق متمایز می‌کند؟

انتهای پیام/

ارسال نظر