مستحیل در آب؛ از ناپدید شدن فاعل تا انحلال هستی
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، مهرو پیرحیاتی (داستان نویس و منتقد ادبی) ـ در داستان «دنیای آب» آب صرفا یک محیط روایت یا پس زمینهای برای وقوع حادثه نیست؛ آب خودش نیرویی است که روایت را پیش میبرد. بدنها را میبلعد و مرز میان سوژه و ابژه را از کار میاندازد. از همین رو، آنچه در متن رخ میدهد باید نه به معنای ساده «غرق شدن» بلکه به مثابه یک انحلال هستیشناختی خوانده شود. لحظهای که «فرد، خاطره بدن و ادراک» در سیالیت آب فرو میروند و هویت دیگر در قالبی پایدار باقی نمیماند.
نقد حاضر این فرآیند را در سه سطحِ بررسی میکند؛ اول زبان و نحو، یعنی جایی که فاعلها حذف میشوند و جملهگی از مرکز انسانی خالی میگردد. در سطح دوم عاملیت روایی جایی که آب و محیط کنش را از انسان میربایند و سوم در سطح پدیدار شناختی، جایی که تجربه بودن به خلاء هویتی تبدیل میشود و منِ انسانی در تماسِ با آب از خود جدا میگردد.
نخستین لایه نقد در خود بافت زبانی داستان آشکار میشود. متن به جای آنکه جهان را از منظر فاعلهای روشن و نامدار سامان دهد، پیوسته به سوی ساختهایی میرود که در آنها کنشگر یا حذف شده یا به صورتهای مبهمی، چون «یکی»، «کسی»، «چندنفری» و «یک عده» ظاهر میشود.
این حذف، صرفاً یک انتخاب سبکی نیست؛ بلکه سازوکاری است برای بیرون راندن سوژه از مرکز جمله. وقتی عبارتهایی چون «یک چیزی از توی آب دستهایش را گرفته و میکشد پایین» یا توصیفهایی مانند «حس کردم» و «سرم داغ و سنگین شده» جای نام و اراده شخص را میگیرند، زبان به تدریج از یک نظام فاعلی به یک میدان ابژکتیو بدل میشود که در آن بدنها بیشتر دیده و لمس میشوند تا آنکه اراده کنند. حتی آنجا که متن از «حس سنگینی آب» سخن میگوید، سنگینی نه ویژگی طبیعی یک عنصر، بلکه کیفیتی است که بر بدن و آگاهی تحمیل میشود؛ یعنی زبان، تجربه را به جای روایتِ کنشِ سوژه به ثبتِ اثرِ نیروهای بینام فرو میکاهد. در نتیجه، فاعل انسانی از مرکز دستور زبان بیرون رانده میشود و آب، موج و شرجی به سطحی میرسند که دیگر فقط توصیفپذیر نیستند، بلکه ساختار جمله را نیز به سود خود بازآرایی میکند.
در سطح سوم و پیشرفتهتر، داستان نشان میدهد که چگونه عاملیت از انسان به محیط منتقل میشود. شخصیتها در «دنیای آب» بیش از آنکه کنشگر باشند، پذیرندهاند. آنها در معرض فشار، کشش، جابهجایی و فروبردگی قرار میگیرند. در مقابل آب است که میبیند، بالا میآید، میکشد، میچرخاند و میبلعد. این جابه جایی را میتوان در توصیفهایی از جنس «چشمان آب» و «سردی آب» نیز فهمید، حتی اگر این ترکیبها عیناً در متن نیامده باشند؛ زیرا منطق روایت به آب نوعی دیدن و تصمیمگیری میبخشد.
هنگامی که «صدای آبی که روی صخرههای مرجانی را فراگرفته و حالا بالا و بالاتر میآید» یا «آبی که کمکم گرداب میشود و قایق چوبی را دور خودش میچرخاند» محور صحنه را تشکیل میدهد، حالا انسان دیگر منشاء رخداد نیست. در چنین جهانی قایق، حفاظ، موج و نور همزمان کارکردهای کنشی پیدا میکنند و شخصیتها به بدنهایی تبدیل میشوند که با موج «غیبشان میزند» یا «آب روی سرشان را میگیرد» همین وارونگی عاملیت، تجربه پناهجویی و فاجعه را از سطح رویداد بیرونی به سطحی هستی شناختی میبرد. سوژه نه فقط آسیب میبیند بلکه به ترتیب از حق کنشورزی و حتی از حق تعریف خویش محروم میشود. اگر دو بخش پیشین نشان دادند که زبان و عاملیت در این متن چگونه از مرکز انسانی فاصله میگیرند در اینجا باید به لایهای رسید که همه این دگرگونیها در آن جمع میشود.
«تجربه زیستهی بودن» داستانِ «دنیای آب»، آب را نه به مثابه یک شیء طبیعی، بلکه به عنوان افقی برای فروپاشی تمایز میان حس کننده و حس شونده میسازد. بدن در این جهان فقط بدنِ خود نیست؛ دهان، گلو، سینه، پوست و شُشها پیوسته محل برخورد با چیزی هستند که هم بیرون است و هم درون را میبلعد. از همین رو حس تشنگی با نوشیدن پایان نمییابد و آبِ شفاف نیز آرامش بخش نیست؛ زیرا آب دیگر مادهای برای رفع نیاز نیست، بلکه حافظهای است که در بدن تهنشین میشود و تجربه اکنون را آلوده میکند.
این انحلال پدیدارشناختی در لحظههایی رخ میدهد که مرز میان «من و جهان» از هم میپاشد. راوی گاه بدنش را به باله و لاک و سطحی برای لغزش در آب بدل میبیند، و گاه حتی مسئولیت خشونت و گناه را به «هیولایی» نسبت میدهد که از جلدش بیرون آمده است. در اینجا «هویت» دیگر یک مرکز ثابت نیست؛ بلکه چیزی سیال، قابل حل و وابسته به تماس با آب است. زنِ باردار نیز از همین مسیر از فردیت به «تن» و سپس به بخشی از زیست بوم زیر آب فرو میکاهد. او نه فقط غایب میشود، بلکه در مرجانها، ماهیها و جریانهای زیرسطح حل میگردد. به همین دلیل، آب در متن صرفاً مرگآور نیست بلکه بلعنده مرز است. آنجا که بند ناف نوزاد تا اعماق اقیانوس کشیده میشود. متن به نقطهای میرسد که در آن تولد نیز از منطق آب جدا نمیماند.
این تصویر پایانی نشان میدهد که آب توانسته است هم زایش و هم مرگ را در یک میدان واحد گرد آورد؛ بنابراین تجربه بودن در «دنیای آب» نه استقرار هویت، بلکه تعلیق آن است. وضعیتی که در آن من در تماس با جهان به جای تثبیت خود، در سیالیت آن مستحیل میشود.
دنیای آب را باید روایتی دانست که به جای بازنمایی یک موقعیت محیطی، فرآیند انحلال هستیشناختی را صورتبندی میکند. در این داستان، آب با بلعیدن فاصله سوژه و ابژه، شخصیت را از مرکز روایت بیرون میبرد. بدن را به نشانه ناپایدار تبدیل میکند و زبان را به سوی حذف فاعلها و تقلیل کنشگران سوق میدهد. از این منظر، هرچه در متن رخ میدهد. از سنگینی و سردی تا گرداب و شرجی، صرفاً توصیف طبیعت نیست، بلکه ثبتِ فرو ریختن امکانِ ایستادنِ یک «من» در برابر جهان است؛ بنابراین داستان درباره آب به عنوان پس زمینه نیست، بلکه درباره آبی است که میبلعد، میسازد و فرومیپاشد. آبی که مرز هویت را محو میکند و سوژه را در سیالیت خود مستحیل میکند. به همین سبب «دنیای آب» بیش از آنکه حکایتِ یک حادثه باشد. شرحِ از هم گشودنِ هستی در برابر نیرویی است که هم حافظه را در خود نگاه میدارد و هم نام و تن و اراده را از انسان پس میگیرد.
انتهای پیام/
- شماره تلفن امداد خودرو کرمان موتور
- شماره تلفن امداد خودرو مدیران خودرو
- شماره تلفن امداد خودرو هیوندای
- موزیک وایرال
- دیزلیران کانتین
- کود پتاس بالا
- رسانه رپاپ
- کود مایع مرغی
- خرید نقره آنلاین
- قیمت ضایعات آهن امروز
- قیمت ترازو دیجیتال
- اندیشکده حکمرانی هوشمند
- کشنده
- پلی لیست جدید
- بروکر ترندو
- دانلود اهنگ
- آپ تیون
- دریافت طلای آبشده از میلی
- خرید سکه پارسیان اقساطی
- آهنگ جدید
- خرید استارز تلگرام
- هتل یار
- نمایندگی تعمیرات دوو
- شیرازی رنت
- کمپینگ
- هدایای تبلیغاتی
- غذای شرکتی
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس
- دانلود وان موزیک