چرا ایده پالایشگاه کوچک مقیاسها مطرح شد؟ / هزینه ۳۰۰ میلیون دلاری و ۷۰۰ واحد در انتظار الگوی ملی عبور از ناترازی سوخت
به گزارش خبرگزاری آنا؛ یکی از مهمترین مسائلی که امروز کشور با دست به گریبان است موضوع ناترازی در تولید و مصرف بنزین در است. طی هر ماه بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون لیتر بنزین از مبادی مختلف وارد کشور میشود و این موضوع تبدیل به پاشنه آشیل برای اقتصادی شده است که در تنگنای ارزی و همچنین هجمه سنگین دشمنان است.
هر چند که موضوع ناترازی سوخت یک روزه به وجود نیامده است، اما امروز روزی است که پیش از گسترش این بحران میتوانیم برای آن چاره جویی کنیم. در همین راستا یکی از راه حلهایی برای افزایش سریعتر تولید بنزین مطرح میشود موضوع پالایشگاههای کوچک مقیاس است که از نظر سرعت ساخت و همچنین میزان سرمایه مورد نیاز در شرایط بهتری قرار دارند.
همزمان با افزایش مصرف بنزین، تشدید ناترازی در بخش سوخت و همچنین آسیبپذیری زیرساختهای بزرگ پالایشی در شرایط بحرانی، بار دیگر موضوع توسعه پالایشگاههای مقیاس کوچک یا پالایشگاه های کوچک مقیاس به یکی از محورهای اصلی مباحث کارشناسی در حوزه انرژی تبدیل شده است. موافقان این رویکرد معتقدند که توسعه واحدهای کوچک پالایشی میتواند علاوه بر افزایش ظرفیت تولید فرآورده، توزیع ریسک، کاهش آسیبپذیری تأسیسات و جذب سرمایههای بخش خصوصی را نیز به دنبال داشته باشد؛ در مقابل، برخی کارشناسان معتقدند توسعه این واحدها بدون وجود الگوی مشخص، چارچوب قانونی، تضمین خوراک و استانداردهای فنی، نهتنها کمکی به حل مشکلات موجود نخواهد کرد بلکه ممکن است سرمایههای کشور را نیز با مخاطره مواجه سازد.
سعید نوریکرم، پژوهشگر و کارشناس حوزه انرژی، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی آنا، درباره توسعه پالایشگاههای مقیاس کوچک، ضمن تشریح ابعاد فنی و اقتصادی این واحدها، مهمترین الزامات موفقیت این طرحها را تبیین کرد و اظهار کرد: مطالعات تخصصی پیرامون پالایشگاه کوچک مقیاسها حدود سه سال قبل آغاز شده و در حال حاضر نیز فرآیند تکمیل و بهروزرسانی آنها ادامه دارد. بخشی از نتایج این مطالعات در قالب چند مقاله تخصصی تدوین شده و در آینده نیز نسخههای تکمیلشده آنها منتشر خواهد شد.
پالایشگاه های کوچک مقیاس دقیقاً چه واحدهایی هستند؟
نوریکرم با اشاره به اینکه برداشتهای متفاوتی درباره مفهوم پالایشگاه کوچک مقیاس در کشور وجود دارد، اظهار کرد: نخستین نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان پالایشگاههای استاندارد و واحدهایی است که امروز با عنوان پالایشگاه کوچک مقیاس شناخته میشوند. در حال حاضر هر واحدی که از وزارت صنعت، معدن و تجارت یا وزارت نفت مجوز بهرهبرداری دریافت کرده باشد، معمولاً در این دستهبندی قرار میگیرد، اما این موضوع الزاماً به معنای پالایشگاه بودن آن واحد نیست.
وی افزود: در کشور صدها واحد با ظرفیتها و مأموریتهای متفاوت فعالیت میکنند که هر کدام بخشی از فرآیند پالایش یا تولید فرآوردههای نفتی را انجام میدهند. برخی از این واحدها وکیوم باتوم تولید میکنند، برخی دیگر تولیدکننده انواع روغن هستند، گروهی ردیو یا سایر برشهای نفتی را تولید میکنند و هر کدام مأموریت مشخصی دارند.
این کارشناس حوزه انرژی ادامه داد: برآوردها نشان میدهد در کشور حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ واحد از این نوع وجود دارد، اما نباید همه این واحدها را پالایشگاه تلقی کرد؛ زیرا پالایشگاه در تعریف استاندارد، مجموعهای است که خوراک آن نفت خام بوده و خروجی آن نیز مجموعه مشخصی از فرآوردههای اصلی نفتی باشد.
وی تأکید کرد: از نگاه فنی، پالایشگاهی که بتوان آن را پالایشگاه واقعی نامید، باید حداقل پنج فرآورده اصلی شامل بنزین، گازوئیل، نفت سفید، نفت کوره و گاز مایع (LPG) را تولید کند. البته ممکن است سهم هر یک از این فرآوردهها در پالایشگاههای مختلف متفاوت باشد و بسته به طراحی واحد، برخی محصولات سهم بیشتری در سبد تولید داشته باشند، اما اصل وجود این فرآوردهها یکی از ویژگیهای اساسی یک پالایشگاه استاندارد محسوب میشود.
ظرفیت ها و پیچیدگی های پالایشگاههای کوچک
نوریکرم در ادامه با اشاره به ظرفیت این واحدها اظهار کرد: معمولاً پالایشگاههایی که ظرفیتی کمتر از حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار بشکه در روز دارند، در گروه پالایشگاههای کوچک قرار میگیرند، هرچند ظرفیت واقعی هر پروژه میتواند متفاوت باشد.
وی افزود: تفاوت اصلی این واحدها تنها در ظرفیت نیست، بلکه میزان پیچیدگی فرآیندهای پالایشی نیز در آنها تفاوت ایجاد میکند. برای مثال، ممکن است یک پالایشگاه دارای واحد CCR باشد و پالایشگاه دیگر فاقد چنین واحدی باشد. همین تفاوتها موجب میشود ترکیب فرآوردههای تولیدی، کیفیت محصولات و حتی میزان سرمایهگذاری مورد نیاز در پروژهها متفاوت باشد.
این پژوهشگر حوزه انرژی گفت: هرچه میزان پیچیدگی پالایشگاه افزایش پیدا کند، طبیعتاً سرمایهگذاری اولیه نیز افزایش خواهد یافت؛ با این حال، پالایشگاههای مقیاس کوچک به دلیل ظرفیت کمتر و طراحی سادهتر، هزینه احداث پایینتری نسبت به پالایشگاههای بزرگ دارند.
هزینه احداث پالایشگاه کوچک مقیاسها چقدر است؟
نوریکرم درباره میزان سرمایه مورد نیاز برای احداث این واحدها گفت: نمیتوان رقم ثابتی برای هزینه ساخت پالایشگاه کوچک مقیاسها اعلام کرد، زیرا عوامل متعددی در تعیین هزینه نهایی پروژه نقش دارند؛ از نوع خوراک گرفته تا فرآیندهای پالایشی، تجهیزات مورد استفاده و سطح پیچیدگی طراحی.
وی توضیح داد: به طور متوسط میتوان گفت هزینه احداث یک پالایشگاه کوچک در محدوده ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار قرار میگیرد، اما این رقم میتواند بسته به مشخصات فنی پروژه تغییر کند.
این کارشناس انرژی با تأکید بر توان داخلی کشور در این حوزه افزود: فناوری احداث چنین واحدهایی در داخل کشور وجود دارد و بخش قابل توجهی از تجهیزات و دانش فنی مورد نیاز نیز قابل تأمین است.
وی در ادامه با تشریح فرآیند طراحی این واحدها اظهار کرد: نخستین موضوع، نوع نفت خامی است که قرار است وارد پالایشگاه شود. برای مثال اگر نفت خام دارای گوگرد نباشد، طبیعتاً نیازی به بخشی از واحدهای گوگردزدایی و تصفیه وجود نخواهد داشت و همین موضوع موجب کاهش هزینه سرمایهگذاری میشود.
نوریکرم افزود: پس از دریافت نفت خام، عملیات اصلی در برج تقطیر انجام میشود. در این مرحله، برشهای مختلف نفتی از یکدیگر تفکیک میشوند و سپس بسته به نوع طراحی پالایشگاه، ممکن است این برشها مجدداً وارد فرآیندهای دیگری مانند ایزومریزاسیون یا سایر واحدهای فرآیندی شوند؛ بنابراین هر تغییری در طراحی فرآیند، مستقیماً بر میزان سرمایهگذاری پروژه اثر میگذارد.
وی تصریح کرد: به همین دلیل نمیتوان یک عدد مشخص را برای همه پروژهها اعلام کرد، اما در مجموع به دلیل پایین بودن ظرفیت این واحدها، هزینه ساخت آنها نیز در مقایسه با پالایشگاههای بزرگ بهمراتب کمتر است.
شکست پروژههای بزرگ پالایشی / چرا بسیاری از طرحها هرگز به مرحله اجرا نرسیدند؟
این کارشناس حوزه انرژی در ادامه با اشاره به تجربه سالهای گذشته صنعت پالایش کشور، یکی از مهمترین دلایل طرح ایده توسعه پالایشگاههای مقیاس کوچک را ناکامی بسیاری از پروژههای بزرگ پالایشی عنوان کرد و گفت: طی سالهای گذشته طرحهای متعددی برای احداث پالایشگاههای نفت خام و میعانات گازی در کشور تعریف شد که هر یک ظرفیت قابل توجهی را به شبکه پالایش کشور اضافه میکردند، اما بخش عمدهای از این پروژهها هرگز از مرحله مطالعاتی و اخذ مجوز فراتر نرفتند.
وی با اشاره به برخی از این طرحها اظهار کرد: پالایشگاه آناهیتا، مجموعه پالایشگاههای سیراف، پالایشگاه پارسیان و تعدادی دیگر از پروژههای بزرگ پالایشی از جمله طرحهایی بودند که برای آنها برنامهریزی شده بود. تنها در مجموعه پروژههای سیراف، نزدیک به ۴۸۰ هزار بشکه در روز ظرفیت پالایشی پیشبینی شده بود و با احتساب سایر پروژهها، ظرفیتهای قابل توجه دیگری نیز تعریف شده بود، اما با وجود تمام این برنامهریزیها، بسیاری از این طرحها هیچگاه عملیاتی نشدند.
نوریکرم افزود: در مطالعات انجامشده، این پروژهها از منظر اقتصادی مورد بررسی قرار گرفتند. حتی پس از تصویب قانون تنفس خوراک و ارائه مشوقهایی مانند تخفیف در تأمین خوراک نفت خام و میعانات گازی نیز مشخص شد که بسیاری از این طرحها همچنان فاقد توجیه اقتصادی لازم برای جذب سرمایهگذار هستند و مهمترین مانع، حجم بسیار بالای سرمایه اولیه مورد نیاز برای احداث پالایشگاههای بزرگ بود.
وی تصریح کرد: احداث یک پالایشگاه بزرگ نفت خام معمولاً به سرمایهای در حدود چهار تا پنج میلیارد دلار نیاز دارد. طبیعی است که تأمین چنین منابعی، بهویژه در شرایط محدودیتهای مالی، برای بخش خصوصی بسیار دشوار خواهد بود. از سوی دیگر، صرف احداث پالایشگاه پایان کار نیست و سرمایهگذار باید درباره فروش فرآوردهها، بازگشت سرمایه و سودآوری پروژه نیز اطمینان داشته باشد.
این پژوهشگر حوزه انرژی ادامه داد: مجموعه این عوامل موجب شد بسیاری از پروژههایی که سالها درباره آنها صحبت میشد، عملاً متوقف بمانند و به مرحله اجرا نرسند؛ بنابراین باید به دنبال مدلی بود که با سرمایهگذاری کمتر، امکان توسعه ظرفیت پالایشی کشور را فراهم کند.
چرا ایده پالایشگاه کوچک مقیاسها مطرح شد؟
نوریکرم با اشاره به نتایج مطالعات خود اظهار کرد: زمانی که مشخص شد توسعه پالایشگاههای بزرگ با موانع جدی مالی مواجه است، این سؤال مطرح شد که آیا میتوان با استفاده از ظرفیتهای موجود در استانداردهای طراحی پالایشگاهها، واحدهایی با مقیاس کوچکتر و سرمایهگذاری کمتر ایجاد کرد یا خیر؛ بنابراین بررسیهای فنی نشان داد چنین ظرفیتی وجود دارد.
وی ادامه داد: میتوان با اصلاح طراحی، ضمن کاهش اتلاف خوراک، سرمایه اولیه مورد نیاز را نیز به میزان قابل توجهی کاهش داد؛ موضوعی که در بسیاری از کشورهای جهان نیز تجربه شده است. بنابراین هدف از توسعه پالایشگاههای مقیاس کوچک، جایگزین کردن آنها با پالایشگاههای بزرگ نیست، بلکه ایجاد مدلی مکمل برای افزایش انعطافپذیری صنعت پالایش کشور است.
تجربه روسیه در پالایشگاههای کوچک برای کاهش هزینه انتقال نفت
این کارشناس حوزه انرژی در ادامه به تجربه روسیه اشاره کرد و گفت: یکی از نمونههای موفق استفاده از پالایشگاههای کوچک، کشور روسیه است، اما باید توجه داشت که فلسفه ایجاد این واحدها در روسیه با شرایط ایران تفاوت دارد.
وی توضیح داد: بخش قابل توجهی از میادین نفتی روسیه در مناطق بسیار سردسیر قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی انتقال نفت خام از محل تولید به پالایشگاههای بزرگ، مستلزم احداث خطوط لوله طولانی و تحمل هزینههای سنگین عملیاتی است؛ به همین دلیل، روسیه در بسیاری از مناطق ترجیح داده است پالایشگاههای کوچک را در نزدیکی میادین نفتی احداث کند.
نوریکرم افزود: در این مدل، نفت خام بلافاصله پس از استخراج وارد پالایشگاه شده و به فرآورده تبدیل میشود. انتقال فرآوردههای نفتی نسبت به انتقال نفت خام از نظر اقتصادی و عملیاتی مقرونبهصرفهتر است و همین موضوع باعث شده این الگو در بسیاری از مناطق روسیه موفق باشد.
وی تأکید کرد: بنابراین نمیتوان صرفاً ظاهر این تجربه را به ایران منتقل کرد؛ بلکه باید ابتدا فلسفه شکلگیری آن را شناخت و سپس متناسب با شرایط کشور، الگوی بومی طراحی کرد.
تجربه چین در توسعه پالایشگاه های کوچک مقیاس برای کنترل ناترازی همراه با استانداردسازی
این پژوهشگر حوزه انرژی در ادامه به تجربه چین پرداخت و اظهار کرد: چین نیز طی سالهای گذشته از ظرفیت پالایشگاههای کوچک استفاده کرده است، اما این کشور به توسعه بیضابطه این واحدها رضایت نداد.
وی افزود: دولت چین از حدود سال ۲۰۱۵ به بعد مجموعهای از استانداردهای جدید را برای فعالیت پالایشگاههای کوچک تدوین کرد. بر اساس این استانداردها، واحدها موظف شدند تجهیزات مشخصی از جمله واحدهای گوگردزدایی را نصب کنند و حداقل ظرفیتهای تعریفشده را رعایت کنند.
نوریکرم ادامه داد: در نتیجه اجرای این سیاستها، بخشی از پالایشگاههای کوچک چین که امکان رعایت استانداردها را نداشتند، با یکدیگر ادغام شدند و واحدهای بزرگتر و کارآمدتری شکل گرفتند. این روند موجب شد هم کیفیت فرآوردههای تولیدی افزایش یابد و هم بهرهوری صنعت پالایش این کشور ارتقا پیدا کند.
وی خاطرنشان کرد: این تجربه نشان میدهد که توسعه پالایشگاههای کوچک بدون وجود استانداردهای فنی و نظارت مستمر، نمیتواند به موفقیت پایدار منجر شود.
مهمترین نیاز امروز تدوین یک الگوی ملی
نوریکرم با تأکید بر اینکه مسئله اصلی کشور در حال حاضر، نبود یک مدل مشخص برای توسعه پالایشگاه کوچک مقیاسهاست، اظهار کرد: امروز بیش از هر چیز به یک الگوی جامع نیاز داریم؛ الگویی که مشخص کند پالایشگاههای کوچک با چه ظرفیتی، در چه مناطقی، با چه نوع خوراکی و بر اساس چه استانداردهایی باید احداث شوند.
وی افزود: این موضوع باید توسط وزارت نفت، شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی و سایر نهادهای مسئول تعیین تکلیف شود و در قالب یک چارچوب قانونی مشخص به تصویب برسد.
وی گفت: تا زمانی که چنین الگوی واحدی وجود نداشته باشد، هر سرمایهگذار مسیر متفاوتی را انتخاب خواهد کرد و در نهایت مجموعهای از واحدهای ناهمگون شکل میگیرد که نه استاندارد یکسانی دارند و نه امکان مدیریت یکپارچه آنها وجود خواهد داشت.
این کارشناس حوزه انرژی تأکید کرد: آنچه امروز صنعت پالایش کشور به آن نیاز دارد، صرفاً افزایش تعداد واحدها نیست؛ بلکه ایجاد یک نظام منسجم برای طراحی، صدور مجوز، تأمین خوراک، نظارت فنی و ارزیابی عملکرد این واحدهاست؛ نظامی که بتواند ضمن حمایت از سرمایهگذاری، کیفیت تولید و امنیت انرژی کشور را نیز تضمین کند.
انتهای پیام/