مولکولهایی که منوی غذای انسانهای باستان را آشکار کردند
به گزارش خبرگزاری آنا؛ سالها باستانشناسان برای شناخت رژیم غذایی انسانهای باستان به استخوانها، دانههای گیاهی، ابزارهای شکار و بقایای جانوری تکیه میکردند؛ شواهدی که هرچند ارزشمند بودند؛ اما همیشه پاسخ روشنی به این پرسش نمیدادند که چه غذایی واقعا در ظرفها پخته و خورده میشد. اکنون شاخهای از علم باستانشناسی به نام «تجزیه و تحلیل بقایای آلی» (Organic Residue Analysis) این امکان را فراهم کرده است که با بررسی مولکولهای باقیمانده در دیواره یا سطح ظروف سفالی، ردپای غذاهایی را که هزاران سال پیش مصرف شدهاند، شناسایی کنیم. راهنمای منتشرشده از سوی «کمیسیون یادمانها و بناهای تاریخی انگلستان» توضیح میدهد که تجزیه و تحلیل بقایای آلی امروز به حوزهای توسعه یافته شده تبدیل شده که بر مفاهیم مستحکم شیمیایی استوار است و مطالعات آزمایشی از آن پشتیبانی میکنند. این روش طی ۲۵ سال گذشته به درک بهتر رژیم غذایی، شیوه معیشت، فناوری و بهرهبرداری از منابع در جوامع گذشته کمک کرده است.
از چند مولکول تا بازسازی یک سفره باستانی
بر اساس توضیحات «کمیسیون یادمانها و بناهای تاریخی انگلستان»، بیشتر بقایای آلی در منافذ بسیار ریز دیواره ظروف سفالی جذب میشوند و هزاران سال در همانجا باقی میمانند. این بقایا عمدتا از چربیها، مومها و رزینهای طبیعی تشکیل شدهاند. پژوهشگران با استخراج این مواد و مقایسه «اثر انگشت شیمیایی» آنها با نمونههای امروزی میتوانند تشخیص دهند که در یک ظرف گوشت، شیر، ماهی، روغنهای گیاهی، موم زنبورعسل یا مواد دیگری فرآوری شده است. این روش تنها به تشخیص مواد غذایی محدود نیست و حتی میتواند مشخص کند برای آببندی، تعمیر یا تزئین ظروف از چه موادی استفاده شده است.
اما این فناوری چگونه عمل میکند؟ در همین راهنما توضیح داده شده است که موفقیت این روش، پیش از هر چیز به نمونهبرداری صحیح وابسته است. باستانشناس باید از همان آغاز حفاری بداند به دنبال پاسخ چه پرسشی است؛ زیرا نوع ظرف، محل کشف، تعداد نمونهها و شیوه برداشت، همگی بر نتیجه نهایی اثر میگذارند. به همین دلیل امروزه تجزیه و تحلیل بقایای آلی از مرحله طراحی پروژههای باستانشناسی در نظر گرفته میشود، نه اینکه تنها پس از پایان حفاری به آن فکر شود.
راز ظرفهای نشسته یک شهر هشت هزار ساله
یکی از جذابترین نمونههای کاربرد این فناوری را «موسسه اسمیتسونین» در گزارشی از شهر نوسنگی «چاتالهویوک» ترکیه روایت میکند؛ شهری که حدود هشت هزار سال پیش از مهمترین مراکز استقرار کشاورزان اولیه به شمار میرفت.
ماجرا از جایی آغاز شد که «اوا روزناستاک»، باستانشناس، متوجه رسوبات آهکی غیرعادی در داخل برخی ظرفهای سفالی شد؛ رسوباتی که روی استخوانها یا ابزارهای دیگر دیده نمیشد. همین تفاوت این احتمال را مطرح کرد که منشأ آنها نه خاک بلکه غذاهایی باشد که زمانی در این ظرفها نگهداری یا پخته شده بودند.
برای بررسی این فرضیه، او با «جسیکا هندی» از دانشگاه یورک همکاری کرد؛ پژوهشگری که پیشتر از پروتئینهای باقی مانده در جرم دندانهای فسیل شده برای بازسازی رژیم غذایی انسانهای باستان استفاده کرده بود. این بار همان فناوری برای نخستین بار روی رسوبات باقی مانده در داخل ظروف سفالی به کار گرفته شد.
پژوهشگران نمونههای بسیار کوچکی از این رسوبات را برداشتند و با استفاده از دستگاه طیفسنج جرمی، هزاران مولکول پروتئینی را بررسی کردند. سپس نتیجه با بانک اطلاعاتی پروتئینهای شناخته شده مقایسه شد تا منشأ هر پروتئین مشخص شود.
آنچه پروتئینها درباره آشپزخانه نیاکان گفتند
بر اساس یافتههایی که اسمیتسونین از نتایج پژوهش منتشرشده در «نیچر» (Nature) نقل میکند، پروتئینهای بهدستآمده از این ظروف، بقایای جو، گندم، نخودفرنگی و ماشک تلخ و همچنین پروتئینهای مربوط به شیر و خون گاو، گوسفند و بز را آشکار کردند.
اما ارزش واقعی این روش تنها در تشخیص مواد غذایی نبود بلکه در دقت بالای آن آشکار شد. پژوهشگران توانستند حتی بخش خوراکی دانه جو یعنی آندوسپرم، را شناسایی کنند؛ موضوعی که نشان میدهد این غلات احتمالا برای تهیه نوعی غذای نرم و شبیه فرنی استفاده میشده است.
شگفتانگیزتر اینکه در یکی از ظرفها فقط پروتئین آبپنیر یافت شد. این یافته نشان میدهد مردم آناتولی هزاران سال پیش تنها مصرف کننده شیر نبودند، بلکه آن را فرآوری میکردند و احتمالا محصولاتی شبیه پنیر یا ماست تولید میکردند. جسیکا هندی در گفتوگو با اسمیتسونین میگوید آنچه این کشف و این روش را هیجانانگیز میکند، این است که پژوهشگران دیگر تنها حضور یا نبود شیر را تشخیص نمیدهند، بلکه میتوانند ببینند مردم باستان فرآوردههای لبنی خود را چگونه فرآوری میکردهاند.
این پژوهش البته محدودیتهایی هم دارد. همین گزارش توضیح میدهد که شناسایی پروتئینها به بانکهای اطلاعاتی موجود وابسته است. برای گیاهان مهمی مانند گندم اطلاعات فراوانی وجود دارد؛ اما درباره بسیاری از گیاهان کمتر شناخته شده هنوز دادههای کافی ثبت نشده است؛ بنابراین ممکن است بخشی از مواد غذایی مصرف شده در گذشته همچنان ناشناخته باقی بماند؛ موضوعی که پژوهشگران امیدوارند با تکمیل پایگاههای داده در سالهای آینده برطرف شود.
وقتی ظرف سفالی، دفترچه تغذیه یک نوزاد میشود
اگر تجزیه و تحلیل پروتئینها توانسته است آشپزخانه یک شهر هشت هزار ساله را آشکار کند، آیا میتوان از همین روش برای فهمیدن غذای نوزادانی که سه هزار سال پیش زندگی میکردند نیز استفاده کرد؟ پژوهش دیگری که موسسه در سال ۲۰۱۹ گزارش کرده، نشان میدهد پاسخ این پرسش نیز مثبت است؛ پژوهشی که با بررسی بقایای مولکولی باقی مانده در شیشهشیرهای سفالی عصر برنز و عصر آهن، پرده از یکی از شخصیترین جنبههای زندگی خانوادههای باستان برداشت.
شیر حیوانات در ظرفهای کوچک کودکان
گزارش اسمیتسونین درباره پژوهشی که نتایج آن در نشریه «نیچر» (Nature) منتشر شده است، به بررسی سه ظرف کوچک سفالی میپردازد که در دو محوطه باستانی در آلمان کشف شد. این ظرفها که به عصر برنز و عصر آهن تعلق دارند، سالها موضوع گمانهزنی باستانشناسان بودند؛ برخی آنها را ظرف تغذیه سالمندان میدانستند و برخی دیگر احتمال میدادند برای شیر دادن به نوزادان استفاده میشدهاند.
پژوهشگران با استخراج بقایای چربی جذب شده در منافذ سفال و انجام تجزیه و تحلیل مولکولی و ایزوتوپی، دریافتند این ظرفها حاوی شیر نشخوارکنندگانی مانند گاو، گوسفند یا بز بودهاند. به گفته «جولی دان» از دانشگاه بریستول، این یافتهها نخستین شواهد مستقیم از نوع تغذیه نوزادان در این جوامع را ارائه میکنند؛ به گفته او، به احتمال زیاد شیر حیوانات به عنوان غذای مکمل در کنار شیر مادر به نوزادان داده میشده است.
این یافتهها تنها درباره غذای نوزادان نیست. همان گزارش توضیح میدهد که با آغاز کشاورزی و اهلی کردن دامها، انسانها به شیر حیوانات دسترسی پیدا کردند و همین تغییر، الگوی تغذیه کودکان را نیز دگرگون ساخت. پژوهشگران حتی این فرضیه را مطرح میکنند که امکان تغذیه زودتر نوزادان با شیر دامها، فاصله میان تولد فرزندان را کاهش داده و در افزایش جمعیت جوامع نوسنگی نقش داشته است.
در عین حال، این پژوهش تصویری کاملا ایدهآل از گذشته ارائه نمیدهد. اسمیتسونین به نقل از پژوهشگران یادآور میشود که این ظرفهای سفالی احتمالا بهخوبی ضدعفونی نمیشدند و میتوانستند محل تجمع عوامل بیماریزا باشند. همچنین شیر حیوانات همه مزایای تغذیه با شیر مادر را نداشت؛ بنابراین این کشف، در کنار نشان دادن نوآوری انسانهای باستان، دشواریهای زندگی و مراقبت از کودکان در هزاران سال پیش را نیز آشکار میکند.
تصویر کاملتر از رژیم غذایی انسانهای عصر سنگ
تا چندی پیش تصور رایج این بود که شکارچی-گردآورندگان عصر سنگ بیشتر گوشت و ماهی مصرف میکردند و گیاهان سهم اندکی در رژیم غذایی آنها داشتند. اما گزارش «نشنال جئوگرافیک» درباره پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، این تصویر را به چالش کشیده است.
پژوهشگران با بررسی ۸۵ قطعه سفال از ۱۳ محوطه باستانی در شمال و شرق اروپا، مربوط به حدود شش تا سه هزار سال پیش از میلاد، نه تنها بقایای چربی ماهی و آبزیان بلکه آثار گیاهان مختلف را نیز شناسایی کردند. آنها برای این کار، تحلیل مولکولهای چربی را با بررسی میکروسکوپی لایههای سوخته غذا که به دیواره ظرفها چسبیده بود، ترکیب کردند.
براساس گزارش نشنال جئوگرافیک، این پوستههای سوخته در واقع ردپای دو یا سه نوبت آخر پخت غذا را حفظ کردهاند. حتی اگر ظرف بارها روی آتش قرار گرفته باشد، ساختار سلولی برخی گیاهان و جانوران در این لایهها باقی میماند و زیر میکروسکوپ الکترونی قابل شناسایی است. در میان این بقایا، پژوهشگران ردپای علفهای خودرو، ساقههای زیرزمینی گیاهان، ریشهها، میوهها و حبوبات وحشی را پیدا کردند.
نتایج نشان داد مردم مناطق مختلف، با وجود دسترسی تقریبا یکسان به منابع طبیعی، ترکیبهای غذایی متفاوتی انتخاب میکردند. برای نمونه، در اطراف رود «دن» ماهی آب شیرین همراه با حبوبات و علفهای خودرو پخته میشد، در حالی که در حاشیه رود ولگا و بخشی از لهستان، نوعی توت خودرو همراه ماهی مصرف میشد. پژوهشگران حتی این ترکیب را در ظروف بازسازی شده آزمایش کردند و دریافتند پختن این میوه همراه ماهی، طعم آن را از تلخی به مزهای مطلوبتر تغییر میدهد.
این یافتهها نشان میدهد انسانهای عصر سنگ تنها برای رفع گرسنگی غذا نمیپختند بلکه در انتخاب مواد اولیه، ترکیب طعمها و شکل دادن به سنتهای آشپزی نیز سلیقه و فرهنگ غذایی داشتهاند؛ موضوعی که به گفته پژوهشگران، شاید یکی از انگیزههای اصلی رواج استفاده از سفال برای پختوپز بوده باشد.
مولکولهایی که تاریخ را روایت میکنند
مرور این پژوهشها نشان میدهد تجزیه و تحلیل بقایای آلی، باستانشناسی را از مرحله تشخیص اشیاء به مرحله بازسازی زندگی روزمره انسانهای گذشته رسانده است. براساس راهنمای «کمیسیون یادمانها و بناهای تاریخی انگلستان»، این فناوری امروز نهتنها برای شناسایی گوشت، شیر، ماهی، روغنهای گیاهی، موم، رزین و دیگر مواد طبیعی به کار میرود، بلکه میتواند درباره کارکرد ظروف، الگوهای مصرف غذا، بهرهبرداری از منابع، تجارت مواد اولیه و حتی برخی آیینهای مذهبی نیز اطلاعات ارزشمندی ارائه کند.
آنچه امروز از دل چند مولکول، چند قطره چربی یا لایهای نازک از غذای سوخته به دست میآید، تصویری است که تا چند دهه پیش دستنیافتنی به نظر میرسید.
شاید شگفتانگیزترین پیام این پژوهشها آن باشد که گاهی برای شناخت زندگی انسانهایی که هزاران سال پیش زیستهاند، نیازی به کاخها، کتیبهها یا گنجینههای بزرگ نیست؛ کافی است تکهای سفال شکسته، اندکی رسوب یا چند مولکول خاموش از غذایی فراموش شده باقی مانده باشد تا داستان سفره انسانهای گذشته دوباره روایت شود.
انتهای پیام/