سگها هم راستدست و چپدست هستند
یک سگ هنگام نگه داشتن یک وسیله، برداشتن غذا یا حرکت کردن ممکن است بیشتر به یک سمت بدن خود تکیه کند. این تفاوت ظریف در ظاهر شاید تنها یک ویژگی رفتاری ساده به نظر برسد، اما برای دانشمندان میتواند نشانهای از نحوه سازماندهی عملکرد مغز، تفاوتهای فردی و حتی واکنش حیوان به شرایط مختلف محیطی باشد.
در پژوهشی تازه که در مجله Royal Society Open Science منتشر شده است، پژوهشگران دانشگاه «باری آلدومورو» ایتالیا به رهبری دکتر «مارچلو سینیسکالچی»، ابزار جدیدی به نام «شاخص داگینبورگ» (Doginburgh Inventory) معرفی کردهاند؛ روشی که با الهام از آزمون «پرسشنامه دست غالب ادینبورگ» در انسانها طراحی شده است.
این ابزار تلاش میکند محدودیت روشهای قدیمی مانند «آزمون کنگ» را برطرف کند؛ آزمونهایی که معمولاً تنها یک رفتار مشخص، مانند پنجهای که سگ برای نگه داشتن یک اسباببازی استفاده میکند، بررسی میکردند. در روش جدید، چهار فعالیت حرکتی متفاوت ترکیب میشود تا مشخص شود یک سگ نهتنها تمایل بیشتری به استفاده از کدام پنجه دارد، بلکه شدت این تمایل نیز چقدر است.
دکتر «سِویم ایسپارتا» (Sevim Isparta)، دامپزشک و عصبپژوه رفتاری، نویسنده اول این پژوهش و پژوهشگر حوزه تفاوتهای عملکردی مغز در حیوانات، در این مطالعه همراه با همکارانش بررسی کرده است که چگونه میتوان از الگوهای حرکتی سگها برای شناخت بهتر رفتار و تواناییهای آنها استفاده کرد.
او اکنون پژوهشگر پسادکتری در Domestication Lab، «موسسه رفتارشناسی کونراد لورنز»، دانشگاه دامپزشکی وین اتریش است.
شناخت این تفاوتها میتواند در آینده به ارزیابی دقیقتر رفتار سگها، بهبود روشهای آموزش و حتی انتخاب مناسبتر حیوانات برای نقشهای مختلف کمک کند. در این گفتوگو خبرنگار «آناتک» با دکتر ایسپارتا درباره اینکه چرا سگها ممکن است پنجه غالب داشته باشند، آزمون جدید چگونه کار میکند و این ویژگی چه اطلاعاتی درباره تواناییهای سگها در اختیار ما میگذارد، صحبت کرده است.

دکتر «سِویم ایسپارتا» (Sevim Isparta)
ترجیح پنجه در سگ چیست و چرا مهم است؟
ترجیح پنجه در واقع معادل همان «راستدستی یا چپدستی» (دست غالب) در انسان است؛ یعنی یک سگ ممکن است در انجام برخی وظایف خاص؛ مانند ثابت نگهداشتن یک اسباببازی یا برداشتن غذا، به طور مداوم استفاده از پنجه چپ یا راست خود را ترجیح دهد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که روشی غیرتهاجمی برای مطالعه «تخصصیافتگی عملکردی نیمکرههای مغز» (brain lateralization) در اختیار ما قرار میدهد؛ یعنی اینکه چگونه دو نیمکره مغز ممکن است برای عملکردهای متفاوت تخصصی شوند. در سگها، این موضوع میتواند به درک بهتر رفتار، پردازشهای هیجانی، بهزیستی و حتی نحوه سازگاری حیوانات با محیط اطرافشان کمک کند.
چه مشکلی در روشهای قبلی وجود داشت که باعث شد آزمون «شاخص داگینبورگ» را طراحی کنید؟
یکی از محدودیتهای اصلی روشهای موجود این است که اگرچه ترجیح پنجه در سگها میتواند بسته به نوع فعالیت متفاوت باشد، بیشتر مطالعات فقط بر اساس یک آزمون مشخص، استفاده از پنجه را ارزیابی کردهاند. حتی در پژوهشهایی که از چند آزمون استفاده شده است، معمولا نتایج هر آزمون جداگانه بررسی شده و ارتباط آن با ویژگیهای مختلف رفتاری تحلیل شده است، نه اینکه همه این اطلاعات در یک معیار واحد ترکیب شوند. به همین دلیل، روشهای قبلی نمیتوانستند تصویری کلی از الگوی استفاده هر سگ از پنجههایش ارائه دهند.
دوم اینکه، وقتی درباره عدم تقارن عملکردی دو سمت بدن صحبت میکنیم، باید دو جنبه را در نظر گرفت: جهت و شدت. تاکنون، روشهای سنتی معمولا ترجیح پنجه را بهسادگی در سه گروه چپپنجه، راستپنجه یا استفاده برابر از هر دو پنجه (دوطرفه) طبقهبندی کردهاند. با این حال، این عدم تقارنها میتوانند از نظر میزان (شدت) نیز متفاوت باشند. بنابراین، در این مطالعه ما همچنین هدف داشتیم دستههای میانی مانند چپ ضعیف/راست ضعیف و چپ قوی/راست قوی را نیز وارد کنیم.
به همین دلیل «شاخص داگینبورگ» را توسعه دادیم تا چندین آزمون حرکتی مکمل را با هم ترکیب کند و تصویری کاملتر و استانداردتر از الگوی استفاده سگ از پنجههایش ارائه دهد.
چرا بررسی چند فعالیت، نتیجه دقیقتری میدهد؟
رویکرد چندآزمونی قابل اعتمادتر است، زیرا ترجیح پنجه در سگها مانند انسانها در همه موقعیتها دقیقاً به یک شکل ظاهر نمیشود.
ممکن است یک سگ هنگام رسیدن به غذا ترجیح مشخصتری برای یک پنجه نشان دهد، اما هنگام نگه داشتن یک اسباببازی یا برداشتن نخستین قدم، الگوی متفاوت یا ضعیفتری داشته باشد؛ بنابراین هر فعالیت، بخش متفاوتی از رفتار حرکتی حیوان را آشکار میکند.
با ترکیب آزمونهایی که شامل کار با اشیا و آزمونهایی که الگوی حرکت را بررسی میکنند، شاخص داگینبورگ احتمال نتیجهگیری بر اساس یک رفتار منفرد را کاهش میدهد و تصویر دقیقتر و نمایندهتری از الگوی طبیعی استفاده سگ از پنجهها ارائه میکند.
جالبترین یافته شما درباره استفاده سگها از پنجههایشان چه بود؟
یکی از یافتههایی که توجه ما را جلب کرد این بود که طبق نتایج شاخص داگینبورگ، در نمونه مورد بررسی ما هیچ سگ نری پیدا نشد که ترجیح بسیار قوی به استفاده از پنجه راست داشته باشد. این نتیجه جالب است؛ زیرا الگویی مشابه آن چیزی نشان میدهد که پیشتر در انسانها و چندین گونه دیگر گزارش شده است؛ یعنی اینکه نرها ممکن است تمایل بیشتری به ترجیح سمت چپ داشته باشند.
البته مطالعه ما روی سگهای سالم و عقیمنشده انجام شد؛ زیرا ما به بررسی تاثیرات احتمالی هورمونها بر تفاوتهای استفاده از دو سمت بدن علاقهمند بودیم. این موضوع باید با بررسی تعداد بیشتری از حیوانات مطالعه شود، پیش از آنکه بتوان نتیجهگیری قطعی انجام داد.
با این حال، این یکی از یافتههایی بود که برای ما برجسته شد و فکر میکنیم ارزش بررسی بیشتر را دارد.
دانستن ترجیح پنجه یک سگ چه کمکی به آموزش، مراقبت و انتخاب سگهای خدماتی میکند؟
ترجیح پنجه میتواند سرنخهای مفیدی درباره ویژگیهای رفتاری و هیجانی یک سگ ارائه دهد.
مطالعات قبلی نشان دادهاند که هم جهت ترجیح و هم شدت آن میتوانند با عواملی مانند وضعیت فیزیولوژیک، پاسخهای ایمنی، استرس و رفتار ارتباط داشته باشند.
برای مثال، گزارش شده است که سگهای چپپنجه ممکن است رفتار «بدبینانهتری» نشان دهند، در حالی که سگهایی که از هر دو پنجه به میزان مشابه استفاده میکنند، ممکن است در موقعیتهای پراسترس مانند طوفان همراه با رعدوبرق، ترس بیشتری داشته باشند.
این موضوع از نظر بهزیستی حیوان نیز اهمیت دارد، زیرا کاهش این الگوهای حرکتی میتواند با استرس مزمن مرتبط باشد.
در زمینه آموزش نیز شناخت سمت حرکتی یا حسی غالب یک سگ ممکن است به ما کمک کند تفاوتهای فردی حیوانات را بهتر درک کنیم و روشهای آموزشی را متناسبتر تنظیم کنیم.
گام بعدی این پژوهش چیست و آیا صاحبان سگها میتوانند در آینده این آزمون را در خانه انجام دهند؟
ما میخواهیم اثر سن و نژاد سگ را بر ترجیح پنجه بررسی کنیم. یکی از همکاران ما نیز به تازگی اثر آینهای میان ترجیح پنجه سگ و دست غالب صاحب آن گزارش کرده است. ما میخواهیم بررسی کنیم آیا ارتباط مستقیمی میان امتیاز فهرست داگینبورگ یک سگ و امتیاز فهرست ادینبورگ صاحب یا مراقب آن وجود دارد یا خیر؛ موضوعی که میتواند به درک بهتر شناخت سگها و احتمالاً بهبود روشهای آموزش آنها کمک کند.
در مورد انجام این آزمون در خانه، هدف ما این است که با مشارکت دادن صاحبان سگها در فرآیند پژوهش، دادههای بیشتری جمعآوری کنیم. با این حال، شرکتکنندگان باید بهطور مناسب آموزش ببینند و اطلاعات کافی دریافت کنند تا خطاهای جمعآوری داده کاهش یابد و نتایج قابل اعتماد و قابل مقایسه باشند.
مراقبان سگها باید کار ما را با دقت مطالعه کنند و دستورالعملها را بهطور دقیق دنبال کنند؛ زیرا اگرچه روشها ممکن است ساده به نظر برسند، اجرای درست هر آزمون برای به دست آوردن دادههای قابل اعتماد ضروری است.
جزئیات ظاهرا کوچک؛ مانند موقعیت شروع صاحب نسبت به سگ در آزمونهای حرکتی یا محل قرار دادن غذا نسبت به پنجههای سگ میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر نتایج داشته باشند. این دقتها بهویژه در پژوهشهایی اهمیت دارند که تفاوت میان دو سمت بدن را اندازهگیری میکنند؛ موضوعی که در بیشتر مطالعات مربوط به ترجیح جانبی حرکتی وجود دارد.
انتهای پیام/