آنا گزارش می‌دهد

از رادیوی شکسته تا مرز‌های هوش مصنوعی/روایت زندگی شهید مجید تجن‌جاری

شهید مجید تجن جاری استاد و متخصص سیستم‌های خبره و رئیس کمیسیون هوش مصنوعی خانه صمت جوانان ایران بود که در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ هدف حملات رژیم صهیونیستی قرار گرفت و به شهادت رسید.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا،«شهید دکتر مجید تجن جاری»، نخبه‌ برجسته‌ حوزه هوش مصنوعی و از معماران اثرگذار عرصه آموزش و پژوهش کشور، نامی است که با پیوندی ناگسستنی میان «دانش»، «اخلاق» و «آینده‌سازی» گره خورده است. او که کارنامه‌ای پربار در تدریس، پژوهش و ثبت اختراعات ملی و بین‌المللی از خود به جا گذاشت، همواره دغدغه‌ پرورش نسل نوجوان و جوان را سرلوحه مأموریت علمی خود می‌دانست. به عنوان استاد و متخصص سیستم‌های خبره و رئیس کمیسیون هوش مصنوعی خانه صمت جوانان ایران، او نه تنها مرز‌های فناوری را جابه‌جا می‌کرد، بلکه پلی میان نسل‌ها، فرهنگ‌ها و بستر‌های دانش‌محور می‌ساخت.

طلوع نبوغ از دل یک رادیوی شکسته

روایت زندگی تجن جاری، از حیاط خانه‌ای ساده در روستای «تجن جار» مازندران آغاز می‌شود؛ جایی که کودکی کنجکاو، رادیوی شکسته‌ای را نه صرفاً باز کرد، بلکه تکه‌های پراکنده‌اش را، چون قطعات یک پازل پیچیده کنار هم چید. دستان کوچکش، با حسی غریزی از نظم و علت‌ومعلولی، آینده‌ای را از دل سیم‌ها و قطعات سرهم می‌کرد؛ آینده‌ای که هنوز در سکوت همان حیاط طنین‌انداز است. گویی صدایی درونی به او می‌گفت: «آینده از همین جا شروع می‌شود». این روایت، صدای مادری است که شاهد تمام آن لحظه‌ها بود… و حالا، راوی سکوت خانه‌ای است که فرزندش با نبوغ و خون، به آن معنا بخشید.

حیاط خانه‌شان به تدریج به آزمایشگاه شخصی او تبدیل شد؛ کارگاهی بی‌دریچه که در آن، با قطعات الکتریکی دست‌دوم، مدار‌ها را طراحی می‌کرد و با دستانی پینه‌بسته لحیم‌کاری می‌کرد. زبیده، مادرش، با چشمانی که هنوز برق آن روز‌ها را در خود دارد، می‌گوید: «یک روز به من گفت: مامان، کارگاه ندارم، می‌توانم اینجا کار کنم؟ گفتم: این خانه برای توست، هر کاری می‌خواهی بکن.

پدر مجید، کارمند بازنشسته‌ای که سال‌ها با کم‌بود‌ها دست‌وپنجه نرم کرده بود، با لبخندی محو و نگاهی به گوشه حیاط می‌افزاید: امکانات کم بود، اما مجید دست از تلاش نکشید. خودش یاد گرفت، ساخت و خلق کرد. در هجده‌سالگی، رباتی ساخت که نه فقط حرکت می‌کرد، بلکه فکر هم می‌کرد.

در چشمان پدر، رد غروری آرام دیده می‌شود؛ غروری از آن که آن خانه ساده و حیاط بی‌آلایش، به کانون شکل‌گیری رؤیا‌های بی‌مرز تبدیل شد.

از اتاق کوچک تا کلاس‌های جهانی

از همان اتاق کوچک، مجید با جهان در تماس بود. او باور داشت که مرز‌های جغرافیایی نباید سد راه تبادل دانش شوند. می‌گفت: «من در ایران می‌مانم، اما باید صدای علمم آن سوی مرز‌ها هم شنیده شود.» و چنین نیز شد. بار‌ها شنیده بودم زمانی که کسی از او می‌پرسید شاگردانت کجا هستند، با لبخندی آرام پاسخ می‌داد: «همه جا هستند… اسپانیا، انگلیس، کانادا، ترکیه…

او با بهره‌گیری از بستر‌های دیجیتال، دوره‌های آموزشی باز و پروژه‌های مشارکتی، نسلی از جوانان را در سراسر جهان راهنمایی می‌کرد که امروز پرچم اندیشه‌اش را در مراکز تحقیقاتی، استارتاپ‌ها و دانشگاه‌های معتبر برافراشته نگه داشته‌اند. برای او، آموزش نه انتقال صرف اطلاعات، بلکه روشن کردن چراغی بود در ذهن نسل بعد؛ چراغی که هیچ انفجاری توان خاموش کردنش را ندارد.

فناوری بدون اخلاق، تیغی است بدون دسته

تجن جاری تنها در نبوغ علمی بی‌نظیر نبود؛ اخلاقش فراتر از مرز‌های معمول یک پژوهشگر بود. مادرش با حسرت و افتخار می‌گوید: رفتارش با همه مهربانانه بود؛ احترام و ادبش زبانزد. گاهی فکر می‌کردم نمره‌اش در اخلاق بی‌نهایت است.

این منش، در کارش با هوش مصنوعی نیز تجلی داشت. او همواره تأکید می‌کرد که «فناوری بدون اخلاق، تیغی است بدون دسته». در پروژه‌هایش، اولویت را بر شفافیت، انصاف و خدمت به انسان می‌گذاشت و همواره به شاگردانش یادآوری می‌کرد که الگوریتم‌ها باید در مسیر کرامت انسانی کدنویسی شوند، نه جایگزین آن. همین نگاه بود که او را از یک متخصص فنی صرف، به یک «معمار اندیشه‌ی فردا» تبدیل کرد.

نقش راهبردی و میراث ماندگار

به عنوان رئیس کمیسیون هوش مصنوعی خانه صمت جوانان ایران، او پلی میان صنعت، دانشگاه و نسل جوان بود. اختراعات ثبت‌شده‌اش در حوزه‌های سیستم‌های خبره، پردازش داده‌های هوشمند و کاربردی‌سازی AI در بخش‌های آموزشی و مدیریت شهری، نشان از دیدگاهی عمل‌گرا و آینده‌نگر داشت. او معتقد بود هوش مصنوعی نباید ابزاری برای انحصار باشد، بلکه باید زبانی مشترک برای توانمندسازی نسل‌های آینده شود.

شهادت؛ اوج یک زندگی مجاهدانه

سرانجام، بامداد ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴، در جریان حملات تروریستی رژیم صهیونیستی به تهران، شهید دکتر مجید تجن جاری در کنار دیگر نخبگان علمی کشور، به فیض عظیم شهادت نائل آمد. دشمن می‌پنداشت با هدف قرار دادن مغز متفکر این نسل، می‌تواند چرخ پیشرفت ایران را متوقف کند؛ اما نمی‌دانست که بذر‌های کاشته‌شده توسط چنین معلمی، ریشه در خاکِ امید دارد و با هر قطره خون، قوی‌تر می‌روید.

امروز، از شهید تجن جاری، تنها یک نام در فهرست شهدا باقی نمانده است. میراث او، شبکه‌ای از جوانان آموزش‌دیده، پروژه‌های کاربردی هوش مصنوعی و الگویی از «دانشمندِ اخلاق‌مدار» است که مرز‌ها را نه برای فرار، بلکه برای گسترش علم درنوردید. او ثابت کرد که می‌توان از روستایی در مازندران برخاست، به قله‌های جهانی هوش مصنوعی رسید، و در عین حال، پایبند به ریشه‌ها، خانواده و آرمان‌های میهن ماند.

انتهای پیام/

ارسال نظر