تأکید بر بازسازی ساختار روابط عمومی در شرایط جنگی/ روابط عمومی در جنگ فقط اطلاعرسان نیست؛ بخشی از سازمان تولید قدرت است
انجمن علمی ارتباطات اجتماعی با همکاری معاونت باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، همزمان با هفته ارتباطات و روابط عمومی، نشست تخصصی «روابط عمومی و جنگ تحمیلی سوم» را با حضور جمعی از استادان و فعالان حوزه ارتباطات و رسانه برگزار کرد.
در این نشست تخصصی که بهصورت حضوری و مجازی برگزار شد، سپهر خلجی عضو هیئت علمی دانشگاه و رئیس شورای اطلاعرسانی دولت سیزدهم، اکبر نصراللهی رئیس دانشکده علوم اجتماعی و علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و محمداحسان خرامید معاون ارتباطات، رسانه و فضای مجازی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، درباره نقش روابط عمومیها در شرایط جنگی، مدیریت افکار عمومی، جنگ روایتها و الزامات تحول در ساختار روابط عمومی سخنرانی کردند.
سخنرانان نشست تخصصی «روابط عمومی و جنگ تحمیلی سوم»: روابط عمومی در شرایط جنگی دیگر یک واحد تشریفاتی و صرفاً اطلاعرسان نیست، بلکه بخشی از ساختار تولید قدرت، مدیریت افکار عمومی و مقابله با جنگ شناختی دشمن به شمار میرود
مجری نشست در ابتدای برنامه با اشاره به برگزاری سلسله نشستهای تخصصی حوزه روابط عمومی اظهار کرد: در سومین نشست تخصصی با عنوان «روابط عمومی و جنگ تحمیلی سوم» ابعاد مختلف نقش روابط عمومیها در شرایط جنگی، مدیریت بحران و فضای رسانهای کشور مورد بررسی قرار گرفت.
وی افزود: در این نشست موضوعات مرتبط با شرایط فعلی جامعه و کشور، جنگ روایتها و کارکردهای جدید روابط عمومی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
روابط عمومی بخشی از سازمان تولید قدرت است
سپهر خلجی در ابتدای سخنان خود ضمن تبریک هفته ارتباطات و روابط عمومی، فعالان این حوزه را از مظلومترین کنشگران عرصه ارتباطات دانست و بیان کرد: حوزه روابط عمومی متناسب با اهمیت و اثرگذاری خود هنوز به درستی شناخته نشده و همچنان جزو بخشهای مهجور و مظلوم عرصه ارتباطات است.
وی با اشاره به موضوع نشست گفت: روابط عمومی در شرایط جنگی باید به تصویرسازی از تابآوری، اقتدار کشور و ایستادگی ملی کمک کند.
خلجی با اشاره به اظهارات رئیسجمهور آمریکا درباره موضوع اورانیوم غنیشده ایران اظهار کرد: ترامپ در پاسخ به این سؤال که چرا آمریکا به دنبال نابودی اورانیوم غنیشده ایران است چراکه به آن نیاز ندارد، گفته بود «این کار برای روابط عمومی است». این جمله نشان میدهد که حتی اقدامات نظامی نیز بخشی از تصویرسازی قدرت در جنگهای امروز محسوب میشوند.
وی ادامه داد: اگر از این منظر به صحنه جنگ نگاه کنیم، تکالیف و وظایف روابط عمومی دچار تغییرات اساسی میشود. در این شرایط، روابط عمومی دیگر یک واحد اداری صرف نیست، بلکه بخشی از سازمان تولید قدرت، بخشی از دستگاه محاسبهساز، بخشی از توان آفندی در نظام تحلیلی دشمن، بخشی از پدافند غیرعامل و بخشی از جنگ نامتقارن کشور است.
روابط عمومی یعنی هنر جنگیدن بدون اسلحه
عضو هیئت علمی دانشگاه تأکید کرد: روابط عمومی در چنین شرایطی به معنای هنر جنگیدن بدون اسلحه است و حتی میتواند نقشی همتراز با تجهیزات نظامی پیشرفته ایفا کند.
وی افزود: در جنگهای امروز، حوزه اطلاعرسانی بخشی از فرایند جنگ محسوب میشود. هدف قرار دادن فعالان رسانهای و مراکز رسانهای در جنگهای اخیر نیز نشاندهنده اهمیت نقش رسانه و روابط عمومی در معادلات جنگی است.
خلجی با اشاره به وضعیت رسانهای کشور اظهار کرد: امروز با وجود محدودیتهای مالی، تجهیزاتی و نیروی انسانی، جمهوری اسلامی ایران در عرصه رسانهای نیز توانسته دست برتر را به دست آورد و این مسئله ناشی از باور به مقاومت و پاسداری از هویت و تمدن ایرانی است.
وی در ادامه تصریح کرد: با این حال همچنان میان وضعیت موجود روابط عمومی کشور و وضعیت مطلوب فاصله زیادی وجود دارد و باید الگوی کارآمد روابط عمومی متناسب با شرایط جدید طراحی شود.
ضرورت بازسازی سازه روابط عمومی
سخنرانان این نشست: روابط عمومیها در دوران بحران و جنگ باید با ایجاد سخنگوی واحد و انسجام در اطلاعرسانی، از تعدد روایتها و اظهارنظرهای متناقض جلوگیری کنند
خلجی با بیان اینکه روابط عمومی سنتی پاسخگوی نیازهای امروز نیست، خاطرنشان کرد: همانطور که تجهیزات نظامی به تنهایی ضامن امنیت نیستند، روابط عمومی سنتی و کهنه نیز دیگر پاسخگوی نیازها و ذائقههای تغییر یافته جامعه نیست.
وی افزود: ما نیازمند کوبیدن سازه روابط عمومی موجود و بازسازی آن متناسب با اقتضائات و شرایط روز هستیم.
خلجی، آیندهنگری، خلاقیت، مهندسی ارتباطات، ارتباطات هوشمند، ارتقای اثربخشی، مسئلهشناسی ارتباطی، مدیریت احساسات و تقویت نظامهای حسگر را از جمله الزامات بازسازی ساختار روابط عمومی عنوان کرد.
روابط عمومی باید فرماندهی ادراک عمومی را به دست بگیرد
در ادامه این نشست، محمداحسان خرامید با تأکید بر تغییر کارکرد روابط عمومیها در شرایط بحران اظهار کرد: روابط عمومیها باید از مرحله اطلاعرسانی صرف عبور کرده و به سمت فرماندهی ادراک عمومی حرکت کنند.
وی با اشاره به جنگ شناختی و جنگ روایتها بیان کرد: امروز جنگ شناختی اثرگذاری عمیقتری نسبت به جنگ فیزیکی دارد و اگر مدیریت نشود، میتواند اعتماد عمومی را از رسانهها و نهادهای رسمی سلب کند. روابط عمومی دیگر یک واحد تشریفاتی نیست، بلکه قرارگاه جنگ نرم است و باید برای مدیریت افکار عمومی برنامه داشته باشد.
حفظ آرامش عمومی از مهمترین وظایف روابط عمومی است
معاون ارتباطات، رسانه و فضای مجازی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران اظهار کرد: در شرایط جنگی، روابط عمومیها باید در حفظ آرامش عمومی، صیانت از اعتماد عمومی، کاهش ابهام و تولید روایت معتبر نقشآفرینی کنند. اگر روابط عمومیها در شرایط بحران دچار ابهامآفرینی شوند یا اطلاعرسانی غیرشفاف داشته باشند، اعتماد عمومی به سرعت از بین میرود.
خرامید با اشاره به اهمیت شفافیت رسانهای گفت: شایعه زمانی شکل میگیرد که فضای ابهام وجود داشته باشد؛ بنابراین دستگاههای رسانهای و روابط عمومیها باید با اطلاعرسانی دقیق و شفاف مانع شکلگیری شایعات شوند.
زبان روابط عمومی باید انسانی و قابل فهم باشد
وی تأکید کرد: روابط عمومیهای دولتی باید به زبان مردم سخن بگویند، نه با ادبیات پیچیده و غیرقابل فهم اداری. سرعت همراه با دقت، پذیرش مسئولیت، هماهنگی ملی و جلوگیری از ایجاد چندصدایی در اطلاعرسانی از مهمترین الزامات فعالیت روابط عمومی در بحرانهاست.
وی همچنین اظهار کرد: در برخی مواقع، اظهارنظرهای غیرتخصصی و غیرضروری مسئولان موجب تشویش افکار عمومی میشود و روابط عمومیها باید مدیریت میدان ارتباطی را بهصورت حرفهای در دست بگیرند.
بخش خصوصی نیز مسئولیت اجتماعی دارد
جنگهای امروز تنها در میدان نظامی تعیین تکلیف نمیشوند و رسانهها، شبکههای اجتماعی و ساختارهای ارتباطی به یکی از اصلیترین جبهههای نبرد تبدیل شدهاند
خرامید با اشاره به نقش بخش خصوصی در شرایط جنگی گفت: روابط عمومی بخش خصوصی نیز باید مسئولیت اجتماعی خود را جدی بگیرد و از فرصتطلبی اقتصادی در شرایط بحران پرهیز کند. پلتفرمها و شرکتهای خدماتی میتوانند با عملکرد مسئولانه خود به آرامشبخشی جامعه کمک کنند و این مسئله بخشی از مسئولیت اجتماعی آنهاست.
روابط عمومیها میتوانند هم اثرگذار باشند و هم اثرپذیر
در ادامه نشست، اکبر نصراللهی با اشاره به اهمیت نقش روابط عمومیها در جنگهای ترکیبی اظهار کرد: هدف اصلی این نشستها افزایش مهارت روابط عمومیها و خبرنگاران در مدیریت افکار عمومی و اطلاعرسانی در شرایط جنگی است. شناخت دقیق ابعاد جنگ تحمیلی سوم، شناخت ابزارهای رسانهای، آشنایی با نقش هوش مصنوعی در جنگها و درک صحیح از راهبردهای رسانهای، پیششرط کنشگری موفق روابط عمومیها در شرایط جنگی است.
نصراللهی تأکید کرد: روابط عمومیها میتوانند در جنگها هم اثرگذار باشند و هم اثرپذیر. آنها میتوانند موجب تقویت انسجام ملی و آرامش عمومی شوند یا برعکس، باعث تشدید بحران و بیاعتمادی شوند.
جنگ روایتها مقدم بر جنگ نظامی است
رئیس دانشکده علوم اجتماعی و علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با اشاره به سابقه جنگ رسانهای علیه ایران اظهار کرد: پیش از جنگ نظامی، سالهاست که کشور با جنگ روایتها، جنگ اذهان و جنگ رسانهای مواجه است. جنگ روایتها و جنگ رسانهای حتی میتواند بیش از جنگ نظامی به امنیت ملی آسیب وارد کند و به همین دلیل نقش روابط عمومیها و رسانهها در این حوزه بسیار تعیینکننده است.
نصراللهی ادامه داد: روابط عمومیها باید بدانند که اگر نتوانند در شرایط بحران پاسخگوی نیازهای مردم باشند، اعتماد عمومی را از دست خواهند داد و از چشم افکار عمومی خواهند افتاد.
تثبیت روایت پیروزی از وظایف روابط عمومی است
وی تصریح کرد: روابط عمومیها باید روایت پیروزی، امید، اعتماد به نفس ملی، تابآوری و مقاومت را تقویت کنند و در برابر روایتهای رسانهای دشمن ایستادگی داشته باشند. نوع کنشگری روابط عمومیها در جنگ میتواند آرامش روانی جامعه را حفظ کند یا آن را در معرض تهدید قرار دهد و به همین دلیل عملکرد حرفهای، دقیق و منسجم آنها اهمیت بسیار زیادی دارد.
نصراللهی در ادامه مباحث مطرحشده درباره نقش روابط عمومیها در شرایط جنگی، بیان کرد: ما بالاخره در فعالیتهایی که انجام میدهیم، مجموعهای از ضعفها و نقاط قوت را تجربه میکنیم و این مسائل باید بهصورت دقیق تجربهنگاری شود. باید تلاش کنیم از این تجربهها برای موقعیتهای آینده استفاده کنیم تا بتوانیم از نقاط ضعف خود بکاهیم و نقاط قوتمان را تقویت کنیم؛ امیدواریم البته در آینده با موقعیتهای بحرانی مواجه نباشیم، اما در هر شرایطی استفاده از این تجربیات میتواند به ارتقای عملکرد روابط عمومیها کمک کند.
مجری به موضوع اشکالات اطلاعرسانی در شرایط بحران و جنگ اشاره کرد، گفت: یکی از موضوعاتی که روابط عمومیها باید بهصورت جدی به آن بپردازند، نحوه مدیریت اطلاعرسانی در شرایط بحران است. همچنین خرامید نیز بر ضرورت انسجامبخشی، تجربهنگاری و اقداماتی که بتواند روایت ملی را بهدرستی پیش ببرد، تأکید داشت. سپس خطاب به خرامید پرسید: با توجه به مباحثی که درباره روابط عمومی دولتی و خصوصی مطرح شد، به نظر شما روابط عمومیها در هر یک از این حوزهها چگونه میتوانند نقشآفرینی مؤثری داشته باشند؟
ضرورت عبور از نگاه سنتی به بحران در روابط عمومی
بسیاری از بحرانها قابل پیشبینی هستند و روابط عمومیهای حرفهای باید برای آنها برنامه عملیاتی داشته باشند
خرامید در پاسخ به این پرسش اظهار کرد: نکته اصلی دقیقاً در امتداد محورهایی است که نصراللهی و خلجی مطرح کردند. اگر در ابتدا تعریف درستی از بحران داشته باشیم، بسیاری از مسائل روشن خواهد شد. برخی اتفاقات بهصورت دفعی رخ میدهد، اما بسیاری از بحرانها اساساً قابل پیشبینی هستند. یک روابط عمومی هوشمند نه صرفاً به معنای الکترونیکی، بلکه روابط عمومیای که آگاه و دارای برنامهریزی باشد میتواند برای بخش زیادی از این موقعیتها از قبل سناریو طراحی کند.
وی ادامه داد: ما کشوری زلزلهخیز هستیم و طبیعی است که میتوان برای چنین حوادثی از پیش سناریو داشت و آمادگی ایجاد کرد؛ بنابراین بسیاری از مواردی که امروز بحران تلقی میشوند، صرفاً به دلیل نبود برنامهریزی و فقدان پیشبینی به بحران تبدیل شدهاند.
مخاطبشناسی؛ حلقه مفقوده روایتسازی در بحران
خرامید با اشاره به نحوه مواجهه روابط عمومیها با افکار عمومی بیان کرد: یکی از مهمترین اشکالات این است که کل جامعه مخاطب را بهصورت یک توده واحد میبینیم و برای همه یک پیام یکسان ارسال میکنیم؛ در حالیکه مخاطبان ما متفاوت هستند. ممکن است در موضوع آرامشبخشی، مخاطب ما کودکان و نوجوانان باشند یا خانوادهها و زنان.
وی افزود: در جریان جنگ ۱۲ روزه، یکی از مجموعههای فرهنگی ـ رسانهای کشور تمام تولیدات و فعالیتهای خود را صرفاً بر حوزه زنان، خانواده و نوجوان متمرکز کرده بود. یعنی این مجموعه تشخیص داده بود که باید همین بخش را پوشش دهد و لزوماً قرار نیست کل جامعه را هدف قرار دهد. در نتیجه، ادبیات، رنگ، فرم و شیوه پرداخت محتوا نیز متناسب با همان گروه مخاطب طراحی میشد.
فاصله روابط عمومیها با ادبیات نسل جدید
خرامید تأکید کرد: باید زبان رسمی را تا حدی کنار بگذاریم و با زبان مردم سخن بگوییم. زبان رسمی برای فضای اداری و رسمی کاربرد دارد، اما زبان مردم متفاوت است. ما چقدر بهعنوان یک روابط عمومی با ادبیات نسل «زد» آشنا هستیم؟ چقدر پلتفرمهایی را که آنها در آن حضور دارند، میشناسیم؟
وی گفت: هر زمان نام پلتفرمهایی مانند ردیت، کورا، توییچ یا دیسکورد مطرح میشود، انگار با ابزارهای ناشناخته مواجه هستیم؛ در حالیکه برای نسل جدید اینها زیست رسانهای روزمره محسوب میشود. سؤال اینجاست که آیا تولیدات ما از نظر فرم، لحن و محتوا متناسب با این نسل هست یا خیر؟
سکوت طولانی؛ زمینهساز شکلگیری شایعه
خرامید در ادامه خاطرنشان کرد: سکوت طولانیمدت، خود به تولید شایعه منجر میشود. همچنین اعتماد عمومی با اغراق ساخته نمیشود. اگر صرفاً برای ایجاد آرامش در جامعه ادعا کنیم که فلان اتفاق افتاده یا فلان موفقیت حاصل شده، در حالیکه واقعیت نداشته باشد، نتیجه آن تخریب اعتماد عمومی خواهد بود.
وی افزود: گاهی حتی رسانههای داخلی، سخنان مقامات کشورهای متخاصم را با جزئیات و پوشش گسترده منتشر میکنند، اما به همان میزان به رویدادهای داخلی و سخنان مسئولان کشور خود توجه ندارند و این مسئله بر ذهنیت افکار عمومی اثر منفی میگذارد.
روابط عمومی باید «اتاق عملیات ارتباطی» باشد
خرامید با تأکید بر تحول در ساختار روابط عمومیها گفت: روابط عمومی نباید صرفاً یک واحد خبر باشد، بلکه باید به «اتاق عملیات ارتباطی» تبدیل شود؛ اتاقی که بتواند رصد کند، تحلیل انجام دهد، پیامسازی و تولید محتوا کند، انتشار دهد، پاسخگو باشد، عملکرد خود را ارزیابی و در نهایت اصلاح کند.
وی تصریح کرد: روابط عمومی در روزهای عادی شاید ابزار اعتبار سازمان باشد، اما در شرایط جنگی به سپر اعتماد ملی تبدیل میشود و باید بتواند از روایت ملی پاسداری کند.
مجری در ادامه با اشاره به سخنان خرامید درباره اصول عملیاتی بحران، توجه به گروههای مختلف جامعه از کودکان و نوجوانان تا سالمندان و زنان را ضروری دانست و گفت: در شرایط فعلی، روابط عمومیها باید با نگاه متفاوتتری به جامعه نگاه کنند و کنشگری فعال داشته باشند. سپس از نصراللهی خواست دیدگاههای خود را در این زمینه مطرح کند.
در دوران جنگ، روابط عمومیها باید یک بلوک رسانهای واحد باشند
نصراللهی در ادامه این نشست اظهار کرد: اگر بخواهیم مجموع تجربههای موجود را در نظر بگیریم، شاید نزدیک به صد سال تجربه در میان حاضران وجود داشته باشد. پیش از ادامه بحث لازم است چند نکته را درباره سخنان مطرحشده بیان کنم.
وی گفت: در شرایط عادی، میان سازمانها، وزارتخانهها و بخشهای مختلف نوعی دیوار و رقابت وجود دارد و هر دستگاهی منافع خود را دنبال میکند؛ اما در دوره جنگ، دیگر روابط عمومیِ یک سازمان معنا ندارد، بلکه همه روابط عمومیها باید به روابط عمومی کشور تبدیل شوند.
ضرورت تولید روایت ملی مشترک
نصراللهی تأکید کرد: همه دستگاهها باید تلاش کنند با استفاده از تمامی ظرفیتها، یک روایت ملی منسجم تولید شود؛ روایتی که در بهترین و جذابترین قالبها، بهموقع، جامع و همافزا ارائه شود. اکنون شاهد هستیم که افراد و کنشگران مستقل بهصورت انفرادی تولید محتوا میکنند، اما بسیاری از روابط عمومیهای سازمانی هنوز وارد میدان نشدهاند و حتی برای کارکنان خود نیز سناریوهای امیدبخش طراحی نکردهاند.
وی افزود: حداقل انتظاری که از روابط عمومی وزارتخانهها و دستگاهها میرود این است که بتوانند برای کارکنان خود امید ایجاد کنند و اجازه ندهند تحت تأثیر عملیات روانی دشمن تصور شود که همه چیز پایان یافته است.
لزوم وجود سخنگویان چندزبانه در جنگ روایتها
روابط عمومیها باید علاوه بر روایت اقتدار و مقاومت ملی، به پیامدهای روحی و روانی جنگ و نیاز جامعه به امیدآفرینی و اعتمادسازی نیز توجه ویژه داشته باشند
نصراللهی با اشاره به موضوع سخنگویان گفت: هیچ اشکالی ندارد که سخنگویان متعددی به زبانهای مختلف وجود داشته باشند، اما در عین حال باید هماهنگی روایی میان آنها برقرار باشد تا جامعه با تعدد روایت مواجه نشود.
وی ادامه داد: ما در کشور هم با تعدد سخنگویان خودخوانده مواجه هستیم و هم در برخی موضوعات مهم بینالمللی فاقد سخنگوی عربزبان یا انگلیسیزبان مؤثر هستیم. در حالیکه موضوع جنگ، مسئلهای بینالمللی است و مخاطبان آن تنها مردم داخل کشور نیستند.
روایت در جنگ باید هم سریع باشد و هم صحیح
نصراللهی تصریح کرد: در شرایط بحران، نیاز مردم به خبر در بالاترین سطح قرار دارد؛ حتی کسانی که در شرایط عادی با رسانه قهر هستند، در چنین مواقعی به رسانه رجوع میکنند؛ بنابراین روایت باید هم سریع باشد و هم صحیح.
وی افزود: اگر روابط عمومیها و رسانهها روایت نداشته باشند، دشمن روایت خود را در ذهن مردم تثبیت خواهد کرد. البته این به معنای انتشار همه اطلاعات نیست؛ زیرا در شرایط جنگی امنیت ملی بر بسیاری از اصول حرفهای مقدم است، اما هر آنچه منتشر میشود باید دقیق، صادقانه و بهموقع باشد.
ضرورت روایت مستند از اهداف و نتایج جنگ
نصراللهی در ادامه با اشاره به راهبرد «هدف، عملکرد و نتیجه» بیان کرد: برای تثبیت روایت پیروزی و شکست دشمن باید از سخنان مقامات آمریکایی و صهیونیستی بهصورت مستند استفاده شود. باید گفته شود که آنها چه اهدافی را دنبال میکردند؛ از بازگرداندن ایران به عصر حجر گرفته تا نابودی تمدن ایران و دخالت در انتخاب رهبری.
وی افزود: سپس باید نتایج واقعی جنگ تبیین شود و توضیح داده شود که این پروژهها به نتیجه نرسیده است. این مسئله میتواند به افزایش اعتمادبهنفس ملی کمک کند.
روابط عمومیها در دوره آتشبس نباید دچار غفلت شوند
نصراللهی در بخش پایانی سخنان خود اظهار کرد: در دوره آتشبس، روابط عمومیها نباید تصور کنند مأموریت آنها پایان یافته است. بلکه برعکس، باید بیش از گذشته هوشیار باشند و همزمان برای سناریوهای مختلف از جمله شکست آتشبس، ادامه آتشبس یا تحولات جدید آماده شوند و برای همه این وضعیتها برنامه داشته باشند.
نصراللهی بیان کرد: حتی در موضوع انتخاب رهبری نیز برخی مدعی بودند که باید نظر بدهند، اما در نهایت چه اتفاقی افتاد؟ با وجود همه جنگ، فشارها و استفاده از ظرفیتهای منطقی و بینالمللی، دشمن نتوانست به اهداف خود برسد؛ بنابراین باید اهداف دشمن برای افکار عمومی تبیین شود، باید نتایج جنگ گفته شود و در نهایت نیز روشن شود که این روایت، روایت شکست برای دشمن و روایت پیروزی برای مردم ایران و جبهه مقاومت است.
وی اظهار کرد: نکته مهم دیگر این است که اکنون در دوره آتشبس قرار داریم و در این مقطع، روابط عمومیها نهتنها نباید نقش و مأموریت خود را فراموش کنند، بلکه باید بیش از گذشته هوشیاری پایدار داشته باشند. روابط عمومیها باید همزمان برای سناریوی شکست آتشبس و احتمال حمله مجدد دشمن آماده باشند و در عین حال، برای سناریوهای تمدید آتشبس و شرایط دیگر نیز برنامهریزی کنند.
ضرورت پرهیز از نگاه صفر و یکی در تحلیل جنگ
نصراللهی تصریح کرد: روابط عمومیها باید بدون گرفتار شدن در تناقضگویی، بر اصول ثابتی همچون منافع ملی، امنیت ملی، عقلانیت راهبردی و کرامت ملی تکیه کنند. رسانه زمانی دچار تناقض میشود که همهچیز را صفر و یکی ببیند و مطلقنگر باشد.
وی افزود: یکی از آسیبهای تجربههای قبلی، از جمله در موضوع آتشبس، این بود که برخی افراد با نگاه افراطی یا تفریطی، همه مسائل را سیاه و سفید تحلیل میکردند. برخی معتقد بودند جنگ باید تا نابودی کامل ادامه یابد، در حالی که چنین نگاهی منطقی نیست. اگر فردی از سوی نظام مأموریت مذاکره پیدا میکند، نباید با برچسبهایی همچون سازشکار مورد هجمه قرار گیرد. این رفتار برخلاف امنیت ملی است، زیرا نظام بهصورت همزمان همه راهبردها را دنبال میکند.
اعتماد به تصمیمات کلان نظام، لازمه انسجام ملی
این استاد ارتباطات خاطرنشان کرد: نباید شرایط بهگونهای باشد که مسائل صرفاً بهصورت صفر و یکی دیده شود. انتظارات باید متناسب با مقدورات کشور باشد. روابط عمومیها و رسانهها باید اعتماد به نظام، اعتماد به مسئولان و اعتماد به رهبری را هوشمندانه و برجسته برای جامعه تبیین کنند.
نصراللهی ادامه داد: اینکه عدهای خود را همه نظام بدانند و اگر تصمیمات کلان کشور مطابق خواسته آنها نبود، علیه آن شعار بدهند، خطاست. باید اعتماد به مسئولان، اعتماد به مقام معظم رهبری و اعتماد به درایت و دلسوزی مدیران کشور تقویت شود.
وی تأکید کرد: آنچه در میدان و کف جامعه رخ میدهد، باید یک گام عقبتر از تصمیمات کلان نظام و دستگاههای تصمیمگیر باشد، نه جلوتر. خواست دشمن این است که برخی افراد جلوتر از مسئولان برای کشور نسخهپیچی کنند و این مسئله برخلاف امنیت ملی است.
دشمنی پایان نیافته است
بازسازی اعتماد عمومی، تقویت تابآوری اجتماعی و حفظ انسجام ملی، بدون تحول بنیادین در ساختار روابط عمومی و رسانه ممکن نخواهد بود
نصراللهی با بیان اینکه دشمنیها علیه جمهوری اسلامی تعطیل نشده است، گفت: انگیزه دشمن برای ادامه فشارها و دشمنیها همچنان وجود دارد؛ بنابراین همه تلاشها باید در جهت حفظ هوشیاری پایدار باشد و در کنار مطالبهگری عاقلانه و دلسوزانه، اعتماد به مسئولان نیز حفظ شود.
وی افزود: روابط عمومیها و رسانهها نباید انتظارات غیرواقعی و مغایر با واقعیتهای میدانی را در جامعه ایجاد کنند.
جنگ ۱۲ روزه ظرفیتهای جدید رسانهای را آشکار کرد
خلجی نیز در جمع بندی بیان کرد: همزمانی این نشست با دومین سالگرد شهادت رئیسجمهور شهید آیتالله رئیسی، فرصتی برای بازخوانی خدمات و تلاشهای دولت ایشان است. امروز همچنان بخشهایی از اقدامات و خدمات آن دولت بهعنوان الگوی حکمرانی در شرایط پیچیده کشور مورد توجه قرار میگیرد.
وی افزود: جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر، ظرفیتهای جدیدی را در حوزه رسانه و جنگ روایتها برای ما آشکار کرد. برای مثال، دستنوشتههایی که مردم در خیابانها حمل میکردند، تجربه جدیدی در فضای رسانه جنگ بود و تأثیر آن بر فضای سیاسی کشور و حتی روند مذاکرات، قابل توجه بود.
نقش میادین شهری در جنگ روایتها
خلجی ادامه داد: رهبر معظم انقلاب نیز در پیام خود به این موضوع اشاره کردند که حضور مردم در میدانها و بیان مطالبات، میتواند بر روند مذاکرات اثرگذار باشد. همچنین تریبونهایی که در میادین شهری ایجاد شد، ظرفیت تازهای از رسانه جنگ را برای ما آشکار کرد؛ ظرفیتی که شاید پیش از این کمتر مورد توجه قرار گرفته بود.
وی با تأکید بر ضرورت پرهیز از ترجمه ادبیات رسانههای غربی تصریح کرد: بخشهای رسانهای ما باید نسبت به واژهسازیهای دشمن حساس باشند. برای مثال، رسانههای آمریکایی میگویند جنگ ایران، در حالی که این جنگ علیه ایران است. یا درباره عراق نیز همین ادبیات را بهکار میبرند تا کشور قربانی را عامل جنگ معرفی کنند.
نباید ادبیات دشمن را تکرار کنیم
خلجی خاطرنشان کرد: دشمن در اخبار خود از عبارت مشکل هستهای ایران استفاده میکند، در حالی که ایران مشکل هستهای ندارد، بلکه این دشمن است که برای فعالیت صلحآمیز هستهای ایران مشکلتراشی میکند. با این حال، متأسفانه برخی رسانههای داخلی نیز همان ادبیات را تکرار میکنند.
وی افزود: یکی از وظایف مهم رسانهها و روابط عمومیها، برجستهسازی روایتهای کوچک، اما اثرگذار مقاومت ملی است. برای نمونه، در جریان جنگ اخیر، بیش از ۶۰۰ هزار ایرانی خارج از کشور به ایران بازگشتند؛ اتفاقی که در دنیا کمنظیر است، زیرا معمولاً در زمان جنگ مردم از کشور خارج میشوند.
روایتهای مردمی، تصویر واقعی تابآوری ملی است
خلجی اظهار کرد: روایت مادری که هشت شهید تقدیم کرده یا رزمندهای که دست و پای خود را در میدان نبرد از دست داده، اما همچنان آماده حضور در صحنه است، نمونههایی از روایتهای واقعی مقاومت ملی است که باید توسط رسانهها برجسته شود.
وی گفت: این روایتها تصویر روشنی از تابآوری ملت ایران و علاقه مردم به کشور و نظام را در برابر دیدگان جهانیان و دشمنان قرار میدهد.
نباید از شبکههای اجتماعی غافل شد
مجری در ادامه از خرامید خواست تا جمعبندی خود را ارائه کند. خرامید بیان کرد: در حوزه اطلاعرسانی و واکنشهای رسانهای، نباید نقش شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای داخلی و خارجی را نادیده بگیریم. امروز همهچیز صرفاً از طریق خبرگزاریهای رسمی منتقل نمیشود.
وی افزود: یکی از ضعفهای ما، رصد افکار عمومی است. باید دقیق بدانیم مردم چه میخواهند، نه اینکه صرفاً بر اساس تصور خودمان به پرسشهایی پاسخ دهیم که اساساً دغدغه مردم نیست.
سخنگوی آموزشدیده، یک ضرورت جدی است
خرامید تصریح کرد: موضوع سخنگوی آموزشدیده بسیار مهم است. در جنگ ۱۲ روزه و حتی در جنگ اخیر دیدیم که برخی سخنگویان تبدیل به یک ژانر رسانهای در جامعه شدند و حتی الگوهای رفتاری آنها بازتولید میشد. این نشان میدهد که سخنگوی حرفهای و آموزشدیده تا چه اندازه میتواند اثرگذار باشد.
وی ادامه داد: امروز حتی برخی مجموعهها تلاش میکنند ساختاری شبیه قرارگاه خاتمالانبیا در حوزه رسانه و اطلاعرسانی ایجاد کنند و این موضوع نشاندهنده اهمیت فرماندهی رسانهای در شرایط بحران است.
ضعف در تبدیل اقدامات به روایت
خرامید خاطرنشان کرد: در کشور اقدامات بزرگ و ارزشمند زیادی انجام میشود، اما ما در تبدیل این اقدامات به روایت موفق عمل نکردهایم. این یکی از ضعفهای جدی ماست.
وی افزود: باید ببینیم مخاطبان خارج از ایران چه تصوری از جنگ ایران دارند. بسیاری از مردم جهان نمیدانند اتفاقاتی که رخ داده، نتیجه سیاستهای غلط دولتهای خودشان است. ما باید روایت خود را به زبان ملتهای دیگر، از جمله کشورهای عربی، منتقل کنیم تا تصور نکنند ایران بهدنبال کشورگشایی است.
ایران درباره امنیت ملی شوخی ندارد
خرامید تأکید کرد: باید برای ملتهای منطقه توضیح داده شود که ایران درباره امنیت ملی خود با هیچ کشوری شوخی ندارد و در این حوزه دارای توان مستقل است. این موضوع نیازمند روایت، شفافسازی و توضیح به زبان مخاطبان مختلف است.
مجری در ادامه با اشاره به اهمیت پیوست رسانهای و روابط عمومی گفت: به نظر میرسد برای اینکه روایتها بهدرستی منتقل و صادر شوند، نیازمند کار فرهنگی عمیق هستیم.
جهان امروز به کارگاه بزرگ ارتباطات سیاسی تبدیل شده است
نصراللهی در ادامه این نشست اظهار کرد: تحولات سالهای اخیر، بهویژه جنگ غزه و جنگ تحمیلی سوم، نشان داد ادعاهای غرب درباره آزادی رسانه و جریان آزاد اطلاعات تا چه اندازه با واقعیت فاصله دارد.
وی افزود: امروز جهان به یک کارگاه بزرگ ارتباطات سیاسی و رسانهای تبدیل شده و همه متوجه شدهاند که عملکرد رسانههای غربی تا چه حد با مقررات بینالمللی در تعارض است. در همین جنگ، اقدامات غیرقانونی فراوانی رخ داد؛ از هدف قرار دادن خبرنگاران گرفته تا حمله به غیرنظامیان.
روابط عمومیها باید به پساجنگ فکر کنند
نصراللهی تصریح کرد: روابط عمومیها باید از همین حالا به دوره پساجنگ فکر کنند. پایان جنگ به معنای پایان مسائل ناشی از جنگ نیست. جنگ پیامدهای روحی، روانی، اجتماعی و فرهنگی گستردهای دارد که باید برای آن برنامه داشت.
وی ادامه داد: در کنار پیامدها، جنگ نتایج مثبتی نیز داشته که باید فهرست و ماندگار شود؛ از جمله تغییر جایگاه ایران در منطقه و جهان، تغییر نگاه مردم به کشور و افزایش همبستگی ملی. این موارد باید ثبت، روایت و حتی در قالب فیلم و آثار فرهنگی ماندگار شوند.
میدان باید پشتیبان نظام باشد
نصراللهی در پایان گفت: میدان باید پشتیبان نظام و رزمندگان باشد و حرکتها باید همراستا با سیاستهای مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای باشد. تصمیمات کلان کشور در حوزه مذاکره و سیاست خارجی بر اساس تدبیر و در نظر گرفتن همه شرایط اتخاذ میشود. اگر در میدان، دوقطبیهای کاذب و شعارهای تفرقهافکن ایجاد شود، این همان خواست دشمن و برخلاف انسجام ملی است.
نصراللهی خاطرنشان کرد: روابط عمومیها و رسانهها در کنار توجه به عملکردهای مثبت خود، باید ضعفهایشان را نیز بپذیرند و برای ترمیم و اصلاح آنها اقدام کنند.
نصراللهی اظهار کرد: روابط عمومیها باید به برخی از عوارض، پیامدها و مسائل روحی و روانی ناشی از جنگ نیز بپردازند، زیرا با پایان جنگ، مسائل و تبعات آن پایان پیدا نمیکند و این موضوعی بسیار مهم است که نباید از آن غفلت شود.
وی افزود: نکته دوم این است که میدان باید پشتیبان نظام و رزمندگان باشد و حرکتها نیز باید همراستا با سیاستهای مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای باشد. باید توجه داشت که تصمیمات کلان در حوزه مذاکره و عرصه بینالمللی، هماهنگشده و با تدبیر و در نظر گرفتن همه شرایط اتخاذ میشود.
دوقطبیسازی کاذب، خواست دشمن است
نصراللهی تصریح کرد: اگر قرار باشد در میدان، شعارها و دوقطبیهای کاذب شکل بگیرد، این مسئله خواست دشمن و برخلاف انسجام ملی است.
وی ادامه داد: در پایان نیز لازم میدانم از همکاران حوزه روابط عمومی و رسانه تشکر کنم، اما در عین حال معتقدم به نفع خودشان است که ضمن توجه به عملکردهای مثبت، بپذیرند که ضعفهایی نیز وجود دارد و برای ترمیم این ضعفها تلاش کنند.
نتانیاهو به آسیبپذیری در جنگ رسانهای اعتراف کرد
نصراللهی خاطرنشان کرد: چند روز پیش نتانیاهو جملهای را مطرح کرد که قابل توجه است. او گفت در حالی که در هفت میدان نبرد و یک جنگ هفتجبههای درگیر مبارزه نظامی و فیزیکی بودیم، در جبهه هشتم یعنی جنگ رسانه و شبکههای اجتماعی آسیبپذیر بودیم.
وی افزود: البته این آسیبپذیری به این معنا نیست که همه موفقیتها صرفاً ناشی از عملکرد ما بوده است. بخشی از این مسئله به حقانیت مردم ایران و ناحق بودن دشمن بازمیگردد و باید این موفقیتها را در کنار تلاشها، حاصل لطف خداوند نیز بدانیم.
ضرورت پذیرش ضعفها در حوزه رسانه
این استاد ارتباطات تأکید کرد: وقتی نتانیاهو با وجود همه ابزارهای رسانهای و امکانات گستردهای که در اختیار دارند، چنین اعترافی میکند، ما نیز باید بپذیریم که در حوزه رسانه و روابط عمومی دارای اشکالاتی هستیم و برای رفع آنها تلاش کنیم.
مجری در پایان این نشست با اشاره به محدودیت زمانی برنامه گفت: با توجه به محدودیت زمان، ناچار هستیم بحث را در همینجا به پایان برسانیم و از حضور و همراهی مهمانان و اساتید این نشست تخصصی تشکر میکنیم.
انتهای پیام/