رصدخانه مراغه؛ احیاکننده علم در دل ویرانیهای مغول
رصدخانه مراغه یکی از درخشانترین نمودهای پیوند علم و فرهنگ ایرانی در دورهای است که بخش بزرگی از جهان اسلام زیر آوار تهاجمات مغول فرو ریخته بود. این مرکز علمی که در نیمه دوم قرن هفتم هجری به پیشنهاد خواجه نصیرالدین طوسی و با حمایت هلاکوخان تأسیس شد، نهتنها کارکرد رصدی و تقویمی داشت، بلکه بهعنوان یک دانشگاه چندرشتهای، میزبان دهها دانشمند برجسته و تولیدکننده نظریهها و جدولهای نجومی تازه بود. دکتر شهرزاد ساسانپور، استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، در این گفتوگو با خبرنگار «آناتک»، به مرور زمینه سیاسی تشکیل رصدخانه، دستاوردهای علمی آن، نقش آن در انتقال دانش به اروپا و نیز عوامل افول آن میپردازد.
رصدخانه مراغه در چه شرایط تاریخی و سیاسی شکل گرفت و چرا خواجه نصیرالدین طوسی تصمیم گرفت که در مراغه چنین رصدخانهای را تأسیس کند؟
رصدخانه مراغه در نیمه دوم قرن هفتم هجری قمری؛ یعنی در سده سیزدهم میلادی و در دوره حکومت ایلخانان مغول تأسیس شد. در آن مقطع تاریخی، شهر مراغه بهعنوان پایتخت انتخاب شده بود. از دوره غازانخان، مراغه جایگاه سیاسی مهمی پیدا میکند و باید توجه داشت که غازانخان نخستین سلطان ایلخانی است که ضمن پذیرش اسلام آن را بهعنوان دین رسمی اعلام میکند. به همین علت، تمرکز قدرت سیاسی در این شهر، زمینه شکلگیری نهادهای علمی از جمله رصدخانه را فراهم کرد.
در عین حال، نباید فراموش کرد که در آغاز حملات مغول، بسیاری از مراکز علمی، فرهنگی، کتابخانهها و نهادهای آموزشی جهان اسلام، از جمله در ایران، ویران شدند. در سال ۶۵۶ هجری قمری، با سقوط بغداد و قتل آخرین خلیفه عباسی، ضربهای بسیار سنگین به نظام علمی و فرهنگی جهان اسلام وارد آمد. اما پس از این دوره ویرانگر، با فاصلهای نهچندان کوتاه، شرایط بهتدریج تغییر کرد.
هلاکوخان، که از سوی برادرش مأمور سرکوب شورشهای ایران، مقابله با اسماعیلیه نزاری و در نهایت فتح بغداد شده بود، پس از انجام این مأموریتها، حکومت مستقل ایلخانی را در ایران بنیان نهاد. این حکومت مغولی، بهتدریج و با تکیه بر دولتمردان، وزرا، علما و دانشمندان ایرانی، تلاش کرد خرابیهای ناشی از یورشهای اولیه مغولان را جبران کند و نوعی بازسازی سیاسی و فرهنگی را آغاز نماید.
در همین بستر تاریخی است که باید به نقش خواجه نصیرالدین طوسی توجه کرد. او بزرگترین دانشمند ایرانی عصر خود در حوزههای ریاضیات، نجوم، فلسفه و کلام بود. خواجه نصیر پس از فتح بغداد به دربار هلاکو راه یافت و موفق شد اعتماد او را جلب کند. این اعتماد، نقطه آغاز توجه جدی ایلخانان به دانشمندان ایرانی بود. خواجه نصیرالدین طوسی در همین فضا پیشنهاد تأسیس یک رصدخانه بزرگ و مجهز را مطرح کرد؛ رصدخانهای که بتواند امور تقویمی و محاسبات نجومی مورد نیاز حکومت را سامان دهد.
از سوی دیگر، علم نجوم از دیرباز در خدمت حکومتها و نهادهای دینی قرار داشت. موضوعاتی مانند سعد و نحس بودن ایام، طالعبینی، تعیین زمانهای مناسب و حتی مسائل شرعی، همگی نجوم را به دانشی مهم برای دربارها تبدیل کرده بود. هلاکوخان نیز علاقه زیادی به طالعبینی و محاسبات نجومی داشت و به همین دلیل، پیشنهاد خواجه نصیر را پذیرفت. در نتیجه، حدود سال ۶۵۷ هجری قمری، ساخت رصدخانه مراغه آغاز شد.
اگر بخواهیم بهطور کلی جمعبندی کنیم، باید گفت تأسیس رصدخانه مراغه حاصل چند عامل مهم بود: پیشینه دیرینه علم نجوم در تمدن اسلامی، تلاش خواجه نصیرالدین طوسی برای احیای سنتهای علمی ایران پس از حملات مغول و نیاز حکومت ایلخانی به دانش نجومی و تقویمی.
مهمترین دستاوردهای علمی رصدخانه مراغه در حوزه نجوم و ریاضیات چه بوده است؟
یکی از مهمترین دستاوردهای رصدخانه مراغه، اصلاح و تکمیل مدلهای نجومی بطلمیوسی بود. بطلمیوس در کتاب «المجسطی» خود به نجوم، ریاضیات و جغرافیا پرداخته و حتی نخستین نقشه از کره زمین را ارائه کرده بود؛ اما در محاسبه صورتهای فلکی دچار خطا شده بود. او هشت صورت فلکی را مطرح کرده بود، در حالی که منجمان مسلمان به این نتیجه رسیدند که صورتهای فلکی نه عدد هستند و آن یک موردِ مغفول را شناسایی کردند.
در رصدخانه مراغه، ناهماهنگیها و اشکالات موجود در نظریه بطلمیوس، بهویژه در زمینه حرکت سیارات، مورد بررسی قرار گرفت و اصلاح شد. علاوه بر این، خواجه نصیرالدین طوسی مدلی هندسی ارائه کرد که بعدها به «جفت طوسی» معروف شد. این مدل نشان میداد که چگونه میتوان از ترکیب دو حرکت مدور، یک حرکت خطی تولید کرد. این ابداع که در اصل یک دستاورد ریاضی بود، بعدها نقش بسیار مهمی در مدلهای نجومی ایفا کرد.
از دیگر دستاوردهای اساسی خواجه نصیر، نگارش آثاری بود که به جداسازی علم مثلثات از نجوم انجامید. پیش از آن، مثلثات بهعنوان بخشی از نجوم تلقی میشد؛ اما خواجه نصیر آن را بهصورت دانشی مستقل مطرح کرد.
همچنین، ابزارهای رصدی در رصدخانه مراغه به شکل چشمگیری توسعه یافتند. ابزارهایی مانند ربع جداری، اسطرلاب و ذاتالحلق در این مرکز مورد استفاده قرار میگرفتند. هرچند امروزه خود این ابزارها باقی نماندهاند؛ اما جایگاه آنها در محوطه رصدخانه هنوز قابل مشاهده است. افزون بر این، رصدهای دقیق انجامشده در مراغه، مبنای تنظیم جدولهای نجومی جدید قرار گرفت.
در نهایت، نباید نقش آموزشی رصدخانه مراغه را نادیده گرفت. این مرکز منجمان برجستهای همچون فخرالدین مراغی، قطبالدین شیرازی و مؤیدالدین عُرضی را پرورش داد و از این نظر، جایگاه بسیار مهمی در تاریخ علم دارد.
آیا رصدخانه مراغه فقط یک مرکز رصدی بود یا بهتدریج به یک مرکز علمی و آموزشی گستردهتر تبدیل شد؟
رصدخانه مراغه صرفا یک مرکز رصد نجومی نبود، بلکه میتوان آن را یک مجتمع علمی یا حتی دانشگاه به معنای امروزی دانست. این مجموعه بخشهای مختلفی داشت؛ از محل اقامت دانشمندان و منجمان گرفته تا کارگاههایی که در آنها ابزارهای نجومی ساخته میشد. همچنین فضاهای آموزشی برای آموزش به علاقهمندان علم نجوم وجود داشت.
گفته میشود کتابخانه رصدخانه مراغه حدود ۴۰۰ هزار جلد کتاب در اختیار داشت که رقم بسیار قابل توجهی است. در این مرکز، علاوه بر نجوم، علومی مانند ریاضیات، جغرافیا، پزشکی و فلسفه نیز تدریس میشد. به همین دلیل، میتوان رصدخانه مراغه را یکی از نخستین موسسات پژوهشی چندرشتهای در دوره ایلخانان به شمار آورد.
زیج چیست و زیج ایلخانی چه جایگاهی در تاریخ علم دارد؟
واژه «زیج» معرب واژه فارسی «زیگ» است که ریشه در دوره ساسانی دارد. در رصدخانه جندیشاپور نیز از زیگها استفاده میشد و بعدها همین میراث علمی به رصدخانه شماسیه بغداد منتقل شد. در زبان عربی، به دلیل نبود حرف «گ»، واژه زیگ به «زیج» تبدیل شد.
زیجها مجموعهای از جدولها و دستورالعملهای محاسباتی هستند که برای تعیین موقعیت اجرام آسمانی به کار میروند. زیج ایلخانی شامل جدولهای مربوط به خورشید، ماه و سیارات، جدولهای تقویمی، مختصات جغرافیایی شهرها و روشهای محاسبه خسوف و کسوف بود. اهمیت این زیج در آن است که قرنها در جهان اسلام مورد استفاده قرار گرفت و مبنای بسیاری از محاسبات و پژوهشهای نجومی بعدی شد.
آیا دستاوردهای رصدخانه مراغه بر علم نجوم در اروپا نیز تأثیر گذاشت؟
بسیاری از پژوهشگران معتقدند که علم نجوم یکی از مهمترین علومی است که از تمدن اسلامی به اروپا منتقل شد. این انتقال از طریق نهضت ترجمه در اروپا و همچنین در پی تماسهای فرهنگی ناشی از جنگهای صلیبی صورت گرفت. در دوران رنسانس، نظریات نجومی رصدخانه مراغه تأثیر قابل توجهی بر دانشمندان اروپایی گذاشت.
برای نمونه، ساختار هندسیای که نیکلاس کوپرنیک در نظریههای نجومی خود به کار برد، شباهت آشکاری با «جفت طوسی» دارد. بسیاری از محققان بر این باورند که نظریات کوپرنیک، کپلر و حتی نیوتن، تحت تأثیر آثار نجومیای بوده که از زبان عربی به زبانهای اروپایی ترجمه شده بودند؛ آثاری که بخش مهمی از آنها به دستاوردهای رصدخانه مراغه بازمیگردد.
با وجود این همه اهمیت علمی، چرا رصدخانه مراغه به افول کشیده شد؟
دلایل متعددی در افول رصدخانه مراغه نقش داشت. نخست، کاهش حمایتهای مالی پس از درگذشت هلاکوخان و خواجه نصیرالدین طوسی بود. اداره رصدخانه هزینههای بالایی داشت و بدون پشتیبانی مالی حکومت، ادامه فعالیت آن دشوار شد. دوم، تغییر اولویتهای سیاسی حکومت ایلخانی و تمرکز بیشتر بر مسائل سیاسی تا علمی بود. همچنین بسیاری از دانشمندان پس از این دوره به مراکز علمی دیگر مانند تبریز و سمرقند مهاجرت کردند. با این حال، سنت علمی رصدخانه مراغه در دوره تیموریان و با تأسیس رصدخانه سمرقند در دوران الغبیگ ادامه یافت.
به نظر شما، رصدخانه مراغه چه جایگاهی در حافظه تاریخی و هویت ایرانی دارد؟
رصدخانه مراغه نهتنها برای ایران، بلکه برای جهان اسلام اهمیت بنیادین دارد. این مرکز نماد تداوم سنت علمی ایران در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخی است. با وجود حملات مغول، جنگهای صلیبی و سقوط اندلس (که از عوامل بیرونی رکود فرهنگ و تمدن اسلامی بود)، رصدخانه مراغه نشان داد که علم و پژوهش میتواند همچنان زنده بماند. امروز نیز بقایای این رصدخانه بر فراز تپهای در شهر مراغه قرار دارد و خوشبختانه در سالهای اخیر توجه بیشتری به حفاظت و مرمت آن شده است. این بنا نماد پیوند علم، فرهنگ ایرانی و فلسفه است و جایگاه ویژهای در هویت تاریخی ما دارد.
انتهای پیام/