جایگزینی سیستمعامل خودرو با موبایل، بلکبری را از مرگ نجات داد
داستان از اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی در شهر واترلو کانادا آغاز شد. در آن دوران که هنوز خبری از گوشیهای هوشمند نبود، دو دانشجوی جوان به نامهای «مایک لازاریدیس» و «داگلاس فرگین»، بنیانهای شرکتی را میریختند که قرار بود یک بار برای همیشه تعریف ارتباطات سیار را تغییر دهد.
آنها ابتدا شرکتی به نام «ریسرچ این موشن» را تأسیس کردند که نام امروزی اش، یعنی بلکبری، سالها بعد بر سر زبانها افتاد. جالب است بدانید که ایده اولیه آنها صرفاً ساخت یک گوشی معمولی نبود، بلکه توسعه دستگاههایی برای انتقال دادههای بیسیم بود. نخستین محصول قابل توجه این شرکت در سال ۱۹۹۶ به بازار آمد؛ دستگاهی شبیه به «پیجر» دوطرفه که دریافت ایمیل را ممکن میکرد. این دستگاه با استقبال کارمندان شرکتهای بزرگ مواجه شد، اما هنوز آن طعم واقعی شهرت چشیده نشده بود.
نقطه عطف بزرگ در سال ۱۹۹۹ رقم خورد؛ زمانی که این شرکت اولین دستگاه خود را که واقعاً نام «بلکبری» روی آن نصب بود، روانه بازار کرد. این دستگاه که شباهت زیادی به یک تقویم الکترونیکی داشت، توانست با قابلیت «فشار به پایین برای ایمیل» خود، تجربهای بینظیر از دسترسی همیشگی به صندوق پستی را ارائه دهد.
کلید معروف این دستگاهها که شبیه دانههای تمشک روی صفحه کلید کوچک قرار گرفته بودند، خیلی زود به یک نماد فرهنگی تبدیل شدند. اما رونق واقعی این فناوری با حادثه یازده سپتامبر ۲۰۰۱ در نیویورک رقم خورد؛ وقتی شبکههای تلفن همراه معمولی از کار افتادند، اما این دستگاهها همچنان در حال دریافت پیامهای اضطراری بودند. این اتفاق، بلکبری را از یک وسیله لوکس به یک ضرورت حیاتی برای دولتمردان و مدیران اجرایی تبدیل کرد.
سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ دوره طلایی این شرکت در عرصه سختافزار بود. مدلهایی مانند «بلکبری ۸۱۰۰» که با توپک ردیابی (ترک بال) معروف خود، کار با ایمیل را از یک رویا به واقعیت تبدیل کرد، تا مدل «بولد ۹۰۰۰» که به عنوان پرچمدار تجاری شناخته میشد، تمامی سلایق را پوشش میدادند. در اوج قدرت، این برند توانست سهمی بیش از ۵۰ درصد از بازار گوشیهای هوشمند آمریکای شمالی را در اختیار بگیرد.
مدل افسانهای «بلکبری کارو ۸۵۲۰» که صدای زنگ معروفش هنوز در خاطر بسیاری از کاربران دهه هشتادی ایران نقش بسته است و یا «بلکبری تورچ» با صفحه لمسی و کیبورد فیزیکی همزمان، از جمله پرفروشترینهایی بودند که بازار ایران هم سهم زیادی از فروش جهانی آنها را به خود اختصاص داده بود.
روایتِ انتحار صنعتی و اشتباه استراتژیک بلکبری
گاهی بزرگترین مانع برای پذیرش تغییر، موفقیتِ سرخوشکننده است. در حالی که این شرکت سرگرم حفظ برتری خود در ایمیلهای امن بود، انقلابی دیگر در سیلیکون ولی در حال شکل گیری بود. «استیو جابز» در سال ۲۰۰۷ دستگاهی به نام «آیفون» را معرفی کرد که تمام صفحه بود و کیبورد فیزیکی را به تاریخ میسپرد. مدیران بلکبری، اما در ارزیابی این تهدید، دچار اشتباهی محاسباتی شدند. آنها صفحه لمسی را یک بازیچه میدانستند و معتقد بودند کاربران حرفهای هرگز تایپ روی شیشه را به ضربه زدن روی کلیدهای فیزیکی ترجیح نمیدهند. این بزرگترین اشتباه در تاریخ مدیریت فناوری اطلاعات بود. غرورت میتواند باعث سقوط امپراطوریها شود.
از سویی دیگر، شرکتهایی مانند «اپل» و بعدها «گوگل» با سیستم عامل «اندروید»، مدل کسب و کار خود را فروش نرمافزار و جذب توسعهدهندگان قرار دادند. اپ استور اپل در سال ۲۰۰۸ و متعاقباً بازار اندروید، صدها هزار برنامه کاربردی را در اختیار کاربران قرار دادند که زندگی با گوشی را از «ارسال ایمیل» به «انجام هر کاری» تبدیل کرد. اما بلکبری هنوز روی مفهوم «نوشتن ایمیل» متمرکز بود و محیط نرمافزاری بستهای داشت که نه تنها جذابیتی برای برنامهنویسان نداشت، بلکه استفاده از مرورگر اینترنت آن نیز بسیار ضعیف و آزاردهنده بود. کاربران خسته از صفحه نمایش کوچک و سرعت پایین، یکی پس از دیگری به سمت رقبا مهاجرت کردند.
اوایل دهه ۲۰۱۰، شکاف عمیق بود. مدلهای لمسی معرفی شده توسط این شرکت، مانند «بلکبری استورم» که دارای صفحه لمسی قابل کلیک بود (فناوری SurePress)، با واکنش منفی شدید منتقدان مواجه شد و حتی کاربران وفادار را نیز ناامید کرد. تلاش نهایی آنها برای بازگشت، عرضه سیستم عامل «بلکبری ۱۰» و گوشی «بلکبری Z۱۰» در سال ۲۰۱۳ بود. این محصول از نظر تکنیکی نرمافزاری بسیار روان و نوآورانه داشت، اما دیگر دیر شده بود. بازار کاملاً بین اندروید و آیفون تقسیم شده بود و هیچ جای خالی برای رقیب سوم وجود نداشت. در سال ۲۰۱۶، پس از سالها ضرر و زیان، مدیران بلکبری رسماً اعلام کردند که تولید سختافزار گوشی را متوقف کرده و این حوزه را به شرکتهای کوچک دیگر در چین و هند واگذار میکنند. فروش این شرکت از حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۱ به کمتر از یک میلیارد دلار سقوط کرد.
نفوذ خاموش بلکبری در ۲۳۵ میلیون خودرو
در حالی که رسانهها بر روی مرگ تدریجی گوشیهای بلکبری تمرکز کرده بودند، تیمی دیگر در این شرکت مشغول کار بر روی فناوری بود که آینده را متحول میکرد. سیستم عامل بلکبری که همیشه به خاطر «امنیت صفر و یک» و پایداری بینظیرش معروف بود، شکلی از آن به نام «کیوانایکس» داشت. کیوانایکس یک سیستمعامل بلادرنگ بود که در خودروها، تجهیزات پزشکی، سیستمهای صنعتی و حتی ادوات نظامی نصب میشد. جالب است بدانید که این شرکت سالها پیش از اینکه نامی در گوشیهای هوشمند داشته باشد، روی این سیستمعامل خودرویی کار کرده بود. اما در سالهای افول، این واحد به ناجی اصلی شرکت تبدیل شد.
امروزه، بیش از ۲۳۵ میلیون خودرو در جهان، از برندهای معروفی مانند «فورد»، «جنرال موتورز»، «فولکسواگن»، «بیامدبلیو» و حتی خودروهای برقی چینی، از سیستم عامل بلکبری کیوانایکس برای اجرای سیستمهای کمکی رانندگی، سرگرمیهای داخل خودرو و کنترل موتور استفاده میکنند. یعنی هر بار که شما ترمز اضطراری خودکار خودروتان را تجربه میکنید یا صفحه نمایش پشت فرمان تغییر حالت میدهد، بلکبری در حال ارائه سرویس به شما است.
این شرکت دیگر یک تولیدکننده گوشی نیست؛ بلکه قلب نرمافزاریِ تحرک مدرن (پایداری) را تامین میکند. در واقع، وارونگی جالبی رخ داده: «بلکبری» که روزی نماد یک ابزار دستی بود، اکنون به صورت نامرئی در حال اداره کردن «شهر هوشمند» و «صنعت ۴.۰» است.
علاوه بر بخش خودرو، این شرکت دو بخش اصلی دیگر نیز دارد: «ارتباطات امن» و «سایبری». بخش امنیت سایبری بلکبری که حاصل خرید شرکت «سایبر سولوشنز» است، تمرکز خود را بر روی حفاظت از دستگاههای پزشکی، زیرساختهای حیاتی و دولتها گذاشته است. قراردادهای محرمانه با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و دولتهای غربی برای تامین امنیت ارتباطات در بالاترین سطح، نشان میدهد که بلکبری هنوز اعتبار خود را در حوزه رمزنگاری و امنیت حفظ کرده است.
داستان بازگشت به سودآوری؛ چگونه بلکبری دوباره سود ده شد؟
برخلاف تصور عموم که این شرکت را تعطیل شده میپندارند، بلکبری امروز نه تنها فعال است، بلکه در مسیر رشد سودآور نیز قرار دارد. آخرین گزارشهای مالی منتشر شده در سال ۲۰۲۵ و سه ماهه نخست ۲۰۲۶ نشان از تکمیل فرآیند نجات شرکت دارد. مدیرعامل این شرکت، «جان جی. جیاماتئو»، در گزارش سه ماهه دوم سال مالی ۲۰۲۶ که در سپتامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، اعلام کرد که این شرکت موفق شده برای دومین فصل متوالی به سود خالص طبق استانداردهای حسابداری برسد. این موفقیت حاصل تغییر استراتژی از فروش سختافزار به نرمافزار با حاشیه سود بالا (بیش از ۷۵ درصد) است.
بر اساس دادههای منتشر شده، درآمد کل شرکت در سال مالی ۲۰۲۵ (که در فوریه ۲۰۲۵ به پایان رسید) حدود ۵۳۴.۹ میلیون دلار بوده است. با این حال، سال مالی ۲۰۲۶ رشد چشمگیری را نوید میدهد. پیشبینی این شرکت برای پایان سال مالی ۲۰۲۶ (فوریه ۲۰۲۶) درآمدی در محدوده ۵۳۱ تا ۵۴۱ میلیون دلار است. اما نکته مهمتر، ارزش سفارشات معوقه بخش کیوانایکس است. این شرکت اعلام کرده که «سفارشات قطعی» (Backlog) این بخش بالغ بر ۹۵۰ میلیون دلار است؛ یعنی درآمدی که تا سالهای آینده تضمین شده و تنها منتظر تحویل و نصب روی خودروهای جدید است.
مقایسه درآمدهای فصلی نشان از ثبات نسبی دارد. در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۵ (میلادی)، درآمد بخش خودرویی کیوانایکس حدود ۶۳.۱ میلیون دلار بود که نسبت به سال قبل ۱۵ درصد رشد داشت. بخش ارتباطات امن نیز در این بازه ۵۹.۹ میلیون دلار فروش داشت. اما جهش اصلی در سه ماهه سوم سال ۲۰۲۶ (منتهی به نوامبر ۲۰۲۵) رخ داد. طبق گزارش نوامبر ۲۰۲۵ (منتشر شده در دسامبر ۲۰۲۵)، درآمد بخش کیوانایکس به رکورد ۶۸.۷ میلیون دلار رسید. در مجموع، درآمد سال ۲۰۲۵ در مقایسه با سال ۲۰۲۴ کاهش داشته (نزول ۳۷ درصدی به دلیل خروج از بازار تلفن)، اما سیر صعودی در نیمه دوم ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ کاملاً مشهود است. ارزش فعلی شرکت در بازار بورس نیویورک و تورنتو در ماه مه ۲۰۲۶ با رشد قابل توجهی همراه بوده است.
رتبه اول در یک طاقچه طلایی
اگر روزی بلکبری نتوانست با اپل و سامسونگ رقابت کند، امروز هیچ رقیبی برای آن در حوزه «سیستم عامل بلادرنگ خودروهای مدرن» وجود ندارد. میزان فروش یا «سهم بازار» در حوزه گوشی برای این شرکت صفر است، اما در حوزه نرمافزارهای نهفته (Embedded)، رتبه اول را در اختیار دارد. برنامههای آتی این شرکت فراتر از خودرو است. همکاری با شرکت «انویدیا» برای توسعه هوش مصنوعی لبهای (Edge AI) در رباتها و جراحیهای از راه دور، نشان میدهد که قلمرو جدید بلکبری، «فیزیکال هوشمند» است. این شرکت برنامههایی برای خریدهای کوچک تاکتیکی (M&A) برای شتاب بخشیدن به رشد خود دارد.
بلکبری مانند ققنوسی از خاکستر بلند شده است. درآمدش در حال افزایش است، حاشیه سودش بینظیر است و دیگر خبری از ضررهای میلیاردی نیست. تنها راه نجات آن، نادیده گرفتن خاطرات گوشیهای فیزیکی و تمرکز روی فناوریهای پنهان صنعتی بود. امروز، تمشک سیاه دیگر در دست کاربران نیست، بلکه در قلب ماشینهایی میتپد که دنیای فردا را میسازند.
انتهای پیام/