یک پژوهشگر هوش مصنوعی در گفت‌و‌گو با آناتک

سازمان‌هایی که با هوش مصنوعی سازگار نشوند، از چرخه رقابت حذف می‌شوند

سازمان‌هایی که با هوش مصنوعی سازگار نشوند، در برابر ایجنت‌هایی (Agent) که خطا‌های انسانی را کاهش می‌دهند، وظایف تکراری را برعهده می‌گیرند و ساختار‌های مدیریتی را ساده می‌کنند، به‌تدریج از رقابت عقب می‌افتند. دگرگونی مهارت‌ها و تغییر انتظارات مدیریتی نشان می‌دهد آینده از آن سازمان‌هایی است که انعطاف بیشتری در پذیرش فناوری دارند.

در دهه‌های گذشته، سازمان‌ها با دیجیتالی شدن فرآیند‌ها توانستند بهره‌وری خود را افزایش دهند، اما همچنان نقش انسان در تصمیم‌گیری و نظارت پررنگ بود. اکنون هوش مصنوعی با قابلیت پردازش انبوه داده‌ها و ارائه پاسخ‌های سریع، مرز میان وظایف انسانی و ماشینی را کمرنگ کرده است. این تغییر، پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده مهارت‌ها، جایگاه مدیران و نقش کارکنان ایجاد کرده است.

پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که سازمان‌هایی که زودتر به سمت استفاده از هوش مصنوعی حرکت می‌کنند، نه تنها بهره‌وری بیشتری دارند، بلکه ساختار‌های چابک‌تری نیز ایجاد می‌کنند. اما این تحول بدون بازنگری در فرهنگ سازمانی، آموزش مهارت‌های جدید و حفظ نقش نظارتی انسان ممکن نیست.

محمدرضا زمانی، پژوهشگر هوش مصنوعی و مدیرعامل یکی از شرکت‌های فعال در این حوزه، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آناتک، درباره تاثیر هوش مصنوعی بر الگو‌های همکاری، ساختار سلسله مراتب، مهارت‌های انسانی و آینده فرهنگ کار سخن می‌گوید و تلاش می‌کند تصویری روشن از تغییراتی ارائه دهد که سازمان‌ها ناگزیر با آن روبه‌رو خواهند شد.

هوش مصنوعی چگونه الگو‌های سنتی همکاری، ارتباط و تصمیم‌گیری را در محیط‌های کاری تغییر می‌دهد؟

واقعیت این است که ارتباط میان اجزا و سلسله مراتب سازمانی با ورود ابزار‌های هوش مصنوعی دستخوش تغییر شده است. تعامل مستقیم با خود هوش مصنوعی نیست، بلکه با ایجنت‌هایی (Agent) است که از این فناوری منشعب می‌شوند و در سازمان وظایف مختلف را بر عهده می‌گیرند. بسیاری از تسک‌هایی که پیش از این توسط کارشناسان انجام می‌شد، اکنون به هوش مصنوعی سپرده می‌شود و این انتقال، پیامد‌های روانشناختی قابل توجهی دارد.

برای مثال، کاری که یک کارشناس انجام می‌دهد ممکن است به دلیل ویژگی‌های انسانی با تاخیر، خطا یا نواقصی همراه باشد. مدیر نیز نمی‌تواند بیش از حد در جزئیات کار مداخله کند، زیرا تغییرات مکرر ممکن است باعث خستگی یا واکنش منفی کارشناس شود. اما هوش مصنوعی بردباری فراانسانی دارد. شما می‌توانید ده بار فرمت گزارش را تغییر دهید یا حتی رنگ بخش‌های مختلف را عوض کنید و هوش مصنوعی بدون خستگی این کار را انجام می‌دهد.

این بردباری فراانسانی می‌تواند انتظارات مدیران را از کارکنان انسانی افزایش دهد. این فقط یک مثال است از اینکه چگونه مراوده با هوش مصنوعی می‌تواند الگو‌های سنتی تعامل انسان با انسان را تغییر دهد و حتی معیار‌های عملکرد را دگرگون کند.

هوش مصنوعی معمولا با اعتماد به نفس پاسخ می‌دهد، اما وقتی وارد جزئیات می‌شویم، برخی پاسخ‌ها ممکن است اشتباه یا ناقص باشد. اینجاست که حضور انسان ضروری است. عامل انسانی باید نظارت کند، صحت نتایج را بررسی کند و مطمئن شود خروجی با درخواست واقعی سازمان همخوانی دارد. بنابراین، تعادل میان اتوماسیون و تجربه انسانی یک ضرورت است و انتخاب اختیاری نیست

آیا ورود هوش مصنوعی می‌تواند ساختار سلسله مراتب سازمانی را دگرگون کند و نقش‌های مدیریتی را بازتعریف کند؟

بله، و این روند پیش‌تر نیز با ورود فناوری اطلاعات آغاز شده بود. زمانی که سیستم‌های اطلاعاتی وارد سازمان‌ها شدند، هرم سازمانی تخت‌تر شد. سطوح میانی که وظیفه هماهنگی داشتند کاهش یافتند و ارتباط میان مدیریت عالی و کارکنان خط مقدم بیشتر شد.

هوش مصنوعی این روند را تسریع می‌کند. برخی از سطوح میانی که برای هماهنگی ایجاد شده بودند، ممکن است به‌طور کامل حذف شوند و ارتباط مستقیم میان مدیران و کارکنان برقرار شود. حتی وظایف مدیریتی تکراری در سطوح عالی نیز می‌تواند به هوش مصنوعی سپرده شود؛ اتفاقی که شاید برای نخستین بار در تاریخ مدیریت رخ دهد.

چه عواملی تعیین می‌کند که یک سازمان بتواند فرهنگ کاری خود را با حضور هوش مصنوعی سازگار کند؟

این موضوع به ماهیت سازمان بستگی دارد. سازمان‌هایی که مبانی دانشی قوی دارند و از ابزار‌های روز استفاده می‌کنند، آمادگی بیشتری برای پذیرش هوش مصنوعی دارند. اما سازمان‌هایی که بر رویه‌های سنتی تکیه دارند، با موانع بیشتری روبه‌رو می‌شوند و تغییر فرهنگ در آنها دشوارتر است.

با ورود نسل جدید کارکنان، فرهنگ استفاده از ابزار‌های فناورانه به‌طور طبیعی وارد سازمان می‌شود. تغییر فرهنگ سازمانی معمولا یک برنامه‌ریزی رسمی نیست، بلکه فرآیندی است که ناگزیر رخ می‌دهد. حتی سازمان‌هایی که مقاومت می‌کنند، با ورود نیرو‌های جدید به سمت استفاده از ابزار‌های تکنولوژی محور سوق داده می‌شوند. در غیر این صورت، بهره‌وری آنها قابل مقایسه با سازمان‌هایی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند نخواهد بود و در نهایت از رقابت حذف می‌شوند.

آیا استفاده گسترده از هوش مصنوعی می‌تواند فاصله مهارتی میان کارکنان را افزایش دهد یا کاهش دهد؟

یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های هوش مصنوعی، دموکراتیک کردن دانش و مهارت است. در گذشته برای یادگیری یک مهارت، نیاز به حضور در دوره‌های آموزشی یا دسترسی به متخصصان بود. حتی گاهی لازم بود برای یادگیری یک مهارت خاص به خارج از کشور سفر کنید یا هزینه‌های سنگینی بپردازید.

اما اکنون هوش مصنوعی یک منبع دانشی شخصی‌سازی شده در اختیار افراد قرار می‌دهد. هر کس با اراده یادگیری می‌تواند به دانش مورد نیاز دسترسی پیدا کند. این دسترسی برابر، فاصله مهارتی میان کارکنان را کاهش می‌دهد و یکی از مزیت‌های مهم هوش مصنوعی محسوب می‌شود.

سازمان‌ها چگونه باید تعادل میان اتوماسیون و حفظ ارزش تجربه انسانی را مدیریت کنند؟

بهره‌وری بالا و ظاهر جذاب خروجی‌های هوش مصنوعی باعث شده برخی سازمان‌ها به سمت سپردن کامل تسک‌ها به این فناوری حرکت کنند. اما در شرایط فعلی، حذف عامل انسانی نه ممکن و نه منطقی است.

هوش مصنوعی معمولا با اعتماد به نفس پاسخ می‌دهد، اما وقتی وارد جزئیات می‌شویم، برخی پاسخ‌ها ممکن است اشتباه یا ناقص باشد. اینجاست که حضور انسان ضروری است. عامل انسانی باید نظارت کند، صحت نتایج را بررسی کند و مطمئن شود خروجی با درخواست واقعی سازمان همخوانی دارد. بنابراین، تعادل میان اتوماسیون و تجربه انسانی یک ضرورت است و انتخاب اختیاری نیست.

انتهای پیام/

ارسال نظر