پروژه مأمون شکست خورد، اما تمدنسازی امام رضا(ع) ماندگار شد
حجتالاسلام حسین بصیری، کارشناس فقه سیاسی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا، هجرت تاریخی امام رضا (ع) از مدینه به مرو را یک «رویداد تمدنساز» در تاریخ ایران دانست و بیان داشت: اگر این هجرت فقط در چارچوب بازیها و توطئههای سیاسی مأمون تحلیل شود، لایههای عمیق تمدنی و آثار بلندمدت آن در جامعه ایرانی نادیده میماند.
وی با بیان اینکه هجرت امام رضا (ع) را باید بهمثابه یک پروژه تمدنی چندبعدی دید، افزود: سه رکن اصلی تمدن یعنی بنیان معرفتی، بنیان اجتماعی و بنیان نهادی را در این رویداد قابل شناسایی است
تمرکز نگاه تاریخنگاران بر مأمون؛ غفلت از عمق تمدنی هجرت
حجتالاسلام بصیری با اشاره به رویکرد رایج در منابع تاریخی ابراز داشت: وقتی به کتب تاریخی مراجعه میکنیم، میبینیم بیشتر مورخان، هجرت امام رضا (ع) را در چارچوب سیاستها و نقشههای مأمون بررسی کردهاند؛ یعنی همهچیز حول این میگردد که مأمون چه هدفی از آوردن امام از مدینه به مرو داشت و چگونه این برنامه را طراحی کرد.
وی ادامه داد: این رویکرد بهخودی خود لازم است، اما اگر به همین سطح اکتفا کنیم، قطعاً بخش مهمی از عظمت این هجرت و آثار ماندگار آن را از دست میدهیم؛ چون یک سلسله پیامدهای فکری، اجتماعی و تمدنی در دل این هجرت رخ داده که با نگاه صرفاً سیاسی دیده نمیشود.
تعریف «تمدن»؛ از تحول فکری تا نهاد پایدار
این کارشناس فقه سیاسی با اشاره به لزوم تعریف علمی تمدن برای تحلیل این رویداد اظهار داشت: در علوم انسانی، تمدن را معمولاً مجموعهای از تحولات فکری، فرهنگی، اجتماعی، نسلی و نهادی میدانند که یک جامعه را وارد مرحلهای جدید از تاریخ خود میکند؛ یعنی یک تراز تازه از حیات جمعی را رقم میزند.
وی گفت: بر اساس این تعریف، یک رویداد وقتی تمدنساز محسوب میشود که سه بنیان در آن شکل بگیرد؛ یک بنیان معرفتی و عقلانی که فکر و فرهنگ جامعه را دگرگون کند؛ یک بنیان اجتماعی و نسلی؛ یعنی شبکهای از انسانها و نسلها که به آن مکتب وفادار باشند؛ یک بنیان نهادی و مرکزی پایدار که استمرار تاریخی آن تمدن را تضمین کند.
حجتالاسلام بصیری تصریح کرد: مدعای ما این است که هجرت امام رضا (ع) به ایران، هر سه بنیان را در جامعه ایرانی آن روز ایجاد یا تقویت کرد.
خراسانِ ملتهب؛ بستر سیاسی ـ فکری هجرت امام رضا (ع)
وی در تبیین بستر تاریخی ـ جغرافیایی هجرت امام رضا (ع) افزود: خراسان در آن زمان منطقهای کاملاً استراتژیک و ملتهب بود. با کمک بخشی از مردم خراسان، مانند ابومسلم خراسانی، امویان ساقط شدند و عباسیان بر سر کار آمدند. اما مردم خراسان خیلی زود، همان ظلمها و بلکه بیشتر را از عباسیان دیدند و یک خستگی، ناامیدی و سرخوردگی عمیق نسبت به حاکمان جدید در آنان شکل گرفت.
این کارشناس فقه سیاسی خاطرنشان کرد: از جهت فکری و علمی نیز خراسان محل تجمع علما، اندیشهها و نحلههای گوناگون بود. بسیاری از بزرگان مکاتب مختلف رفتوآمد علمی به خراسان داشتند و این منطقه، جایگاه ویژهای در جریانهای فکری و کلامی جهان اسلام پیدا کرده بود. همین امر روحیهی علمدوستی، حقیقتجویی و عطش فکری را در مردم خراسان تقویت کرده بود.
وی ادامه داد: جامعهای با چنین التهاب سیاسی و عطش فکری، بیش از هر چیز نیازمند حضور چهرهای است که از یکسو عمق علمی و قدرت پاسخگویی به پرسشها را داشته باشد و از سوی دیگر، حامل یک پیام الهی و راهبردی برای آینده باشد و این دقیقاً همان زمینهای است که هجرت امام رضا (ع) را به یک رویداد تمدنی بدل کرد.
اهداف مأمون؛ کنترل امام یا مهار علویان؟
حجتالاسلام بصیری درباره چرایی هجرت و نقش مأمون بیان داشت: بخش مهمی از چرایی این هجرت به سیاستهای مأمون برمیگردد. او میخواست با آوردن امام رضا (ع) به مرو، چند هدف را تأمین کند، از جمله کنترل شدید امام و قرار دادن ایشان در حصار امنیتی، جلوگیری از قیام علویان، بهرهبرداری از جایگاه امام در نزد مردم خراسان و حتی استفاده از محبوبیت ایشان برای سرکوب مخالفان عباسی خود.
وی گفت: نکته مهم اینجاست که امام رضا (ع) در برابر این اجبار سیاسی، منفعل نبودند. بله! هجرت از سر اجبار و فشار بود؛ اگر اختیار با خود حضرت (ع) بود، به این شکل وارد ایران نمیشدند؛ اما همانطور که میگوییم «تهدید را به فرصت تبدیل کردن»، در مورد امام رضا (ع) کاملاً صادق است.
از مأموریت اجباری تا فرصت انتشار معارف اهلبیت (ع)
این کارشناس فقه سیاسی ابراز داشت: امام رضا (ع) همین حرکت اجباری را به راهی برای انتشار معارف اهلبیت (ع) در خارج از مرزهای متعارف حجاز تبدیل کردند. ایشان معارف اهلبیت (ع) را وارد ایران و بهویژه خراسان آن روز کردند؛ جایی که بعدها به یکی از کانونهای اصلی تمدن شیعی تبدیل شد.
وی با اشاره به هوشمندی مأمون افزود: مأمون عباسی انسان زیرکی بود و جوانب کار را حساب کرده بود؛ اما چیزی را که در محاسباتش ندید، علم و تدبیر الهی امام بود؛ اینکه امام بتواند در دل همین طرح سیاسی، مسیری برای یک تحول تمدنی باز کند.
ولایتعهدی مشروط؛ حضور در حکومت بدون مشروعیتبخشی
حجتالاسلام بصیری بخش دیگری از ابعاد تمدنی هجرت را در ماجرای ولایتعهدی امام رضا (ع) دانست و اظهار داشت: مأمون میخواست با تحمیل ولایتعهدی، هم امام را تحت کنترل چندلایه قرار دهد و هم از شخصیت امام برای مشروعیتبخشی به حکومت عباسی بهره ببرد. امام رضا (ع) ابتدا در برابر ولایتعهدی امتناع کردند، اما در نهایت تحت فشار و تهدید آن را پذیرفتند؛ با این حال شروطی را مطرح کردند که اساس نقشه مأمون را برهم زد.
وی ادامه داد: امام رضا (ع) فرمودند که ولایتعهدی را به شرطی میپذیرم که در هیچ عزل و نصب و هیچ تغییری در سنتها دخالت نکنم و فقط در حد مشورت باشم. این یعنی: من حاضر نیستم در معاملهای شرکت کنم که در آن، تو بخشی از قدرت را به من بدهی و من در مقابل، مشروعیت دینی برای حکومتت تأمین کنم.
این کارشناس فقه سیاسی تصریح کرد: این موضعگیری امام رضا (ع) یک پیام تمدنی روشن دارد: میشود در درون یک ساختار حکومتی حضور داشت، اما ظلم نکرد؛ میشود تحت فشار بود، اما به دستگاه ظلم مشروعیت نداد. در نهایت، مأمون وقتی دید نه کنترل کامل امام ممکن است و نه بهرهبرداری مشروعیتی، در نقشههایش شکست خورد و این ماجرا به شهادت امام ختم شد.
مناظرات علمی امام رضا (ع)؛ نقطه آغاز بنیان معرفتی تمدن
وی به نقش مناظرات امام رضا (ع) در شکلگیری بنیان معرفتی تمدن اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین عرصههایی که هجرت امام رضا (ع) در آن اثر گذاشت، مجالس مناظرهای بود که با ابتکار مأمون شکل گرفت. مأمون که خود اهل علم بود، میخواست با دعوت از عالمان ادیان و مذاهب مختلف، امام را در میدان مناظره علمی قرار دهد و شاید جایگاه ایشان را تضعیف کند.
حجتالاسلام بصیری خاطرنشان کرد: در منابع روایی، از جمله کتاب «عیون اخبار الرضا (ع)»، مناظرات امام با متکلمانی مانند سلیمان مروزی و نیز گفتوگو با جاثلیق مسیحی، رأسالجالوت یهودی و دیگر اندیشمندان نقل شده است. امام در این مناظرات، بر اساس کتاب و مبنای ذهنی خود آنان استدلال میکردند و همین موجب میشد که طرف مقابل در منطق خود محکوم شود.
وی با تأکید بر جنبه روششناختی این مناظرهها افزود: شیوه امام رضا (ع) در مناظره، نمونهای از گفتوگوی عقلانی، مداراجویانه، بدون تعصب و در عین حال استوار بر استدلال است. محصول این مناظرات، اثبات حقانیت اندیشه شیعه و تثبیت جایگاه علمی امام و شیعیان در میان نخبگان آن عصر بود.
این کارشناس فقه سیاسی بیان داشت: این مناظرات یک تحول معرفتی و عقلانی در جامعه ایجاد کرد؛ یعنی همان حلقه اول تمدن که گفتیم باید یک نظام فکری و عقلانی بهعنوان زیربنای تمدن شکل بگیرد.
موج هجرت سادات و علویان؛ شکلگیری شبکه انسانی تمدن شیعی
وی در تشریح بنیان دوم تمدنی؛ یعنی بنیان اجتماعی و نسلی ادامه داد: بعد از هجرت امام رضا (ع) به ایران، گروههای متعددی از سادات و علویان بهدلیل ظلمهایی که در سرزمینهای خود میدیدند و نیز بهخاطر محبت به امام رضا (ع)، راهی ایران شدند. این موج را امروز در قالب تعداد فراوان امامزادگان در شهرها و روستاهای ایران مشاهده میکنیم.
حجتالاسلام بصیری ابراز داشت: بسیاری از این امامزادگان از اولاد امام موسی بن جعفر (ع) هستند؛ چهرههایی مانند حضرت معصومه (س)، احمد بن موسی (ع)، محمد بن موسی (ع) و صدها امامزاده دیگر. اینها یک “موج انسانیِ شیعه” را به سمت ایران گسیل کردند.
وی گفت: البته پیش از آن هم شیعیان در ایران حضور داشتند، اما بسیار پراکنده و در اقلیت بودند. حضور این سادات و علویان، به شیعیان پراکنده انسجام بخشید. هر کدام از این امامزادگان، در منطقهای که سکونت داشتند، بهنوعی مرجع، ملجأ و محور دینی مردم شدند.
این کارشناس فقه سیاسی اظهار داشت: این حرمها و شخصیتها پس از رحلت یا شهادتشان نیز تا امروز نقش مرکز فرهنگی و دینی را حفظ کردهاند و این یعنی شکلگیری یک شبکه انسانی وفادار به مکتب اهلبیت (ع) در اقصی نقاط ایران؛ این همان بنیان دوم تمدن است؛ یعنی وجود یک جمعیت منسجم که حامل و حافظ یک مکتب فکری باشد.
حرم امام رضا (ع)؛ نهاد مرکزی و نماد پایدار تمدن
وی در توضیح بنیان سوم تمدنی افزود: خلاصهی آن دو بنیان قبلی؛ یعنی تحول معرفتی ناشی از حضور و مناظرات امام رضا (ع) و انسجام اجتماعی شیعیان بهواسطه حضور علویان نیاز به یک مرکزیت و نهاد پایدار داشت تا در طول تاریخ استمرار پیدا کند. اینجاست که باید به حرم مطهر امام رضا (ع) توجه کنیم.
حجتالاسلام بصیری تصریح کرد: با شهادت امام رضا (ع)، خداوند اراده فرمود نور اهلبیت (ع) در ایران باقی بماند. امروز حرم مطهر امام رضا (ع) یکی از بزرگترین، پرزائرترین و اثرگذارترین مراکز معنوی جهان اسلام، بلکه جهان است. این حرم صرفاً یک محل زیارت نیست؛ یک “نماد تمدنی” و یک مرکز معرفتی و فرهنگی است.
وی ادامه داد: تا وقتی این نماد زنده و پویا باقی است، معارف اهلبیت (ع) و هویت شیعی در ایران زنده میماند. همین نهاد مرکزی است که به ما اجازه میدهد بگوییم: هجرت امام رضا (ع) نهفقط یک حادثه تاریخی، بلکه یک رویداد تمدنساز در تاریخ ایران است.
هجرت امام رضا (ع)؛ از یک سفر اجباری تا آغاز یک تمدن
این کارشناس فقه تربیتی خاطرنشان کرد: اگر هجرت امام رضا (ع) را فقط در سطح یک انتقال اجباری از مدینه به مرو و یک بازی سیاسی مأمون ببینیم، بخش عظیمی از حقیقت را ندیدهایم. این هجرت، با ایجاد تحول معرفتی از طریق مناظرات و نشر معارف، ایجاد انسجام اجتماعی از طریق موج هجرت علویان و سادات و شکلگیری یک مرکزیت نهادی پایدار در قالب حرم رضوی زمینههای یک تمدن شیعی را در ایران پایهگذاری کرد.
وی گفت: امروز که در حرم امام رضا (ع) و در پرتو این مرکز تمدنی نفس میکشیم، باید این هجرت را بهعنوان یک «نقطه عطف تمدنی» در تاریخ ایران، بازخوانی و بازشناسی کنیم.
انتهای پیام/