حجت‌الاسلام انوری در گفت‌وگو با آنا پاسخ داد

پروژه ناتمام مأمون؛ چرا نقشه سیاسی عباسیان درباره امام رضا(ع) شکست خورد؟

یک کارشناس فقه سیاسی، سیاست مأمون در قبال امام رضا(ع) را تلاشی چندلایه برای کاهش تنش‌های اجتماعی و شکستن جبهه مخالفان دانست.

حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی انوری کارشناس فقه سیاسی ضمن بررسی ابعاد سیاسی اقدام مأمون عباسی در انتخاب امام رضا (ع) به ولایتعهدی به سیره امام هشتم (ع) اشاره کرد و بیان داشت: اقدام مأمون در تعیین امام رضا (ع) به ولایتعهدی بیش از آنکه از سر اعتقاد باشد، یک مصلحت‌سنجی سیاسی برای حفظ و تثبیت حکومت عباسی بود. مأمون در شرایطی این تصمیم را گرفت که جامعه اسلامی با بحران‌های متعدد از جمله قیام‌های علویان و شورش‌های داخلی مواجه بود و حکومت او با چالش جدی مشروعیت روبه‌رو شده بود.

تنش‌زدایی از جامعه؛ نخستین هدف سیاسی مأمون

وی نخستین انگیزه مأمون را کاهش تنش‌های اجتماعی و سیاسی دانست و افزود: در آن دوره قیام‌های علویان و شورش‌های مختلفی علیه حکومت عباسی شکل گرفته بود. مأمون تلاش کرد با نزدیک کردن امام رضا (ع) به ساختار قدرت، از محبوبیت و جایگاه معنوی ایشان برای آرام کردن فضای جامعه استفاده کند.

حجت‌الاسلام انوری ابراز داشت: در ادبیات سیاسی معاصر، این رویکرد را می‌توان نوعی «همگرایی اجباری» یا «جذب و خنثی‌سازی مخالفان» دانست؛ روشی که برخی دولت‌ها برای کنترل جریان‌های معارض به کار می‌گیرند.

حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی انوری کارشناس فقه سیاسی

کسب مشروعیت با تکیه بر جایگاه امام رضا (ع)

وی ادامه داد:‌ دومین هدف مأمون، کسب مشروعیت دینی برای حکومت عباسی بود. اگرچه بنی‌عباس خود را به واسطه نسبت با عموی پیامبر (ص) به خاندان نبوت نزدیک می‌دانستند، اما همچنان از نظر دینی با چالش مشروعیت روبه‌رو بودند.

این کارشناس فقه سیاسی اظهار داشت: مأمون با قرار دادن امام رضا (ع) در جایگاه ولیعهد می‌کوشید از جایگاه معنوی و محبوبیت اجتماعی امام برای تقویت مشروعیت حکومت خود بهره بگیرد.

وی گفت: در دنیای معاصر نیز حکومت‌ها گاهی برای افزایش مقبولیت اجتماعی از نماد‌های ملی، چهره‌های محبوب فرهنگی یا شخصیت‌های اثرگذار استفاده می‌کنند.

تلاش برای کنترل امام و محدود کردن ارتباط با مردم

حجت الاسلام انوری سومین هدف مأمون را تحت نظر گرفتن امام رضا (ع) و محدود کردن فعالیت‌های اجتماعی ایشان دانست و تصریح کرد: انتقال امام رضا (ع) به مرو در واقع نوعی مدیریت و کنترل یک چهره کاریزماتیک و اثرگذار در جامعه بود.

وی افزود: مأمون فردی به نام «هشام بن ابراهیم» را مأمور کرد تا در کنار امام حضور داشته باشد و گزارش دیدار‌ها و ارتباطات حضرت با مردم و شیعیان را به دستگاه خلافت منتقل کند.

کارشناس فقه سیاسی خاطرنشان کرد: در تحلیل‌های سیاسی امروز، این اقدام را می‌توان نوعی «مدیریت چهره‌های تأثیرگذار» دانست؛ رویکردی که حکومت‌ها برای جلوگیری از شکل‌گیری جریان‌های معارض به کار می‌گیرند.

تلاش برای تخریب جایگاه امام رضا (ع) در افکار عمومی

وی همچنین به یکی دیگر از اهداف مأمون اشاره کرد و ادامه داد: دستگاه خلافت تلاش می‌کرد از طریق جاسوسان و جریان‌سازی رسانه‌ای، نارسایی‌های حکومت را به امام هشتم (ع) نسبت دهد و چهره ایشان را در افکار عمومی مخدوش کند.

شکستن جبهه مخالفان؛ راهبرد پیشگیرانه مأمون

حجت‌الاسلام انوری بیان داشت: مأمون با این اقدام در پی شکستن اتحاد مخالفان نیز بود. بسیاری از گروه‌های معترض به حکومت عباسی با امام رضا (ع) پیوند عاطفی داشتند و مأمون می‌کوشید با نزدیک کردن امام به ساختار قدرت، این جبهه را از درون تضعیف کند.

وی گفت: این اقدام در چارچوب راهبرد «اقدام پیشگیرانه» در سیاست می‌توان تحلیل کرد؛ یعنی اقدامی که پیش از تبدیل شدن یک تهدید به بحران جدی، برای مهار آن انجام می‌شود.

سیره امام رضا (ع)؛ خنثی‌سازی یک پروژه سیاسی

این کارشناس سیاسی با اشاره به رفتار هوشمندانه امام رضا (ع) ابراز داشت: حضرت (ع) با درک دقیق اهداف مأمون، تدابیری اتخاذ کردند تا این پروژه سیاسی به نتیجه مطلوب دستگاه خلافت نرسد.

وی افزود: امام رضا (ع) در سفر به خراسان خانواده خود را همراه نبردند و در مواضع مختلف نیز احتمال عدم بازگشت خود را مطرح کردند؛ مسائلی که نشان می‌دهد حضرت (ع) از ماهیت این طرح سیاسی آگاه بودند.

حجت‌الاسلام انوری اظهار داشت: روشنگری‌های امام رضا (ع) در میان اصحاب و مردم، در واقع اقدامی پیشگیرانه برای جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی مأمون از جایگاه ولایتعهدی بود.

وی ادامه داد: بررسی این رخداد تاریخی نشان می‌دهد که سیره سیاسی امام رضا (ع) همچنان می‌تواند الهام‌بخش تحلیل‌های راهبردی در عرصه سیاست و حکمرانی باشد.

انتهای پیام/

انتهای پیام/

ارسال نظر