به گزارش خبرگزاری آنا، دکتر سیدرسول موسوی معاون امور بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی در وبینار «مسیرهای مذاکرات ایران و آمریکا و تأثیر آن بر خاورمیانه» به میزبانی مرکز مطالعات چین و دولتهای عرب، دانشگاه نینگ شای اظهار کرد: مردم و کشور ایران در یکی از مقاطع بسیار حساس تاریخی خود قرار دارند و اکنون هر موضوعی را که بخواهیم مورد بحث قرار دهیم حتما موضوعی مهم خواهد بود و ابعاد مختلفی دارد و باید توجه داشته باشیم که در شرایط بسیار سیالی قرار داریم و سرعت تحولات بسیار زیاد است . سیالت امور و سرعت تحولات باعث می شود که تحلیلی که امروز از شرایط داریم شاید فردا فاقد اعتبار شود.
وی افزود: فهرست سوالات و موضوعات این وبینار را اگر یکبار مطالعه کنیم متوجه خواهیم شد که تمام موضوعات مهم هستند و هریک از آنها می تواند موضوع یک وبینار و نشست علمی مستقلی باشد. در پاسخ به این سوالها یک راه این است که من نظرات خود را به ترتیب درباره تک تک سوالات ارائه دهم و راه دیگر این است که یک بحث مستقلی را مطرح کنم و درضمن بحث خود به چند سوال پاسخ دهم.
موسوی ادامه داد: من روش دوم را انتخاب کرده و موضوع مستقلی را مطرح می کنم و در ضمن طرح آن به برخی از سوالات پاسخ می دهم. موضوعی که می خواهم مطرح کنم شاید برای شما موضوعی عجیب و خارج از تصور شما باشد و آن نقش افکار عمومی مردم خیابانهای ایران در آینده جنگ ایران و آمریکاست.
معاون امور بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی گفت: می دانم که از نظر خیلی از افراد دانشگاهی و مراکز مطالعاتی حتی آنها که اهمیت زیادی به نقش افکار عمومی در شکل دهی به تحولات اجتماعی و سیاسی جوامع قائل هستند در نهایت موضوع جنگ و صلح را موضوع راهبردی خاص می دانند و معتقدند که حلقه بسیار محدود و خاص رهبران یک کشور هستند که در این موضوع خاص تصمیم گیری می کنند و به نوعی معتقدند که افکار عمومی بیشتر توسط رهبران ساخته می شود تا این که راهبرد جنگ و صلح توسط مردم تعیین شود.
وی ادامه داد: آن چه می خواهم مطرح کنم همین نکته عجیب است که اکنون افکار عمومی خیابانها در ایران، راهبرد و خط و مشی تعیین میکند. این که چنین وضعیتی برای آینده جنگ و صلح مثبت است یا منفی و چقدر دوام خواهد یافت موضوع بحث من نیست بلکه می خواهم یک پدیده واقعی را درباره ایران مطرح کنم به گونه ای که شاید برای برخی باور کردن آن مشکل باشد.
موسوی اضافه کرد: ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و آمریکا و برقراری آتش بس غیر رسمی در آن با مجموعه ای از مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و امنیتی مختلفی مواجه شد که از نظر دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران بخش عمده ای از مسائل ناشی از اقدامات دستگاههای اطلاعاتی و تبلیغاتی اسرائیل و آمریکا بود که در نهایت به درگیریهای سخت خیابانی در ۱۸و ۱۹ دی ماه سال گذشته در شهرهای ایران منجر و جامعه ایران به شدت قطبی شد. آشنایان به تحولات ایران معتقد هستند که حوادث دی ماه زمینه ساز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در 9 مارس شد.
این کارشناس مسائل بینالملل بیان کرد: آمریکا و اسرائیل با این تحلیل غلط که ایران در جنگ ۱۲ روزه به شدت ضعیف شده و نیروهای متحد ایران در منطقه قدرت تاثیرگذاری خود را از دست داده اند و جامعه ایران به شدت قطبی شده و مخالفین جمهوری اسلامی ایران از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران استقبال کرده و با شروع حمله نظامی به خیابانها ریخته و جمهوری اسلامی ایران سقوط خواهد کرد حمله غافلگیرانه خود را به ایران در ۹ اسفند آغاز کردند.
وی گفت: حمله غافلگیرانه ۹ مارس آمریکا و اسرائیل به ایران بسیار سخت بود و در اولین ضربات خود رهبرعالی جمهوری اسلامی ایران را به همراه اعضای شورایعالی دفاع کشور و چند فرمانده عالی نیروهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی را به شهادت رساندند و حملات سنگین خود را به مقرهای اصلی نیروهای پلیس و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ایران ادامه داده و با نیروهای مسلح تجزیه طلب ارتباط برقرار کردند تا جایی که شخص ترامپ اعتراف کرد که درست در زمانی که آمریکا با ایران مشغول مذاکره بود به تروریستهای تجزیه طلب ایران اسلحه و تجهیزات می فرستاد.
معاون امور بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی اظهار کرد: کسانی که از نزدیک تحولات ایران را دنبال می کردند می توانند شهادت دهند که ایران در ۷۲ ساعت اول حملات سخت آمریکا و اسرائیل که به اعتراف ارتش امریکا به بیش از ۹۰۰۰ هدف نظامی و غیرنظامی از ترور رهبر عالی کشور تا قتل عام دانش اموزان مدرسه میناب حمله کرد چه فشار سنگینی را پشت سر کذاشت.
وی بیان کرد: به عنوان یک شاهد عینی تحولات آن روزها معتقدم آن چه توانست تمام این فشارهای فوق سنگین نظامی آمریکا و اسرائیل را در ۷۲ ساعت اولیه جنگ که رهبری نظام و فرماندهان عالی شهید شده بودند و بسیار از مراکز اطلاعاتی و امنیتی کشور بمباران شده بودند خنثی نموده و کشور را از افتادن بدست تروریستهای مسلح نجات دهد حضور خودجوش مردم در خیابانها بود.
موسوی گفت: وقتی مرکز فرماندهی پلیس کشور و ایستگاههای متعدد پلیس و دیگر مراکز اطلاعاتی و امنیتی در شهرهای مختلف بمباران شد و رسانه های آمریکایی و اسرائیلی تروریستها را دعوت به حضور در خیابانها کردند، آنچه از افتادن خیابانها بدست تروریستها جلوگیری کرد، حضور مردم در خیابانها وکنترل میادین اصلی شهرهای توسط مردم از روز اول تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران بود. آنها توانستند کنترل شهرها بدست گیرند وهیچوقت خیابانها و میدانها را ترک نکرده و روز به روز بر تعداد آنها افزوده شده است و اکنون تجمعات شبانه مردم تبدیل به یک نهاد شده است.
این مسئول اضافه کرد: با عبور از شرایط به شدت بحرانی روزهای اول حملات آمریکا و اسرائیل به مرور نوعی رابطه تعاملی بین مردم در خیابانها و نیروهای مختلف دفاعی کشور بوجود آمد و نیروهای امنیتی، اطلاعاتی و پلیس از شرایط بحرانی روزهای اول بیرون آمده و دستگاه بروکراتیک دولت علیرغم ترورهای هدفمند امریکا و اسرائیل تسلط کامل خود را بر کشور اعمال کرد.
معاون امور بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی، نیروهای موثر در فرایندهای تصمیم گیریهای استراتژیک جمهوری اسلامی ایران را می توان به سه گروه؛ فرماندهان عالی نظامی، امنیتی و تمام نیروهای مسلح ایران، دستگاه بروکراتیک دولت و نیروهای بسیج شده مردمی حاضر در میدانها تقسیم کرد و گفت: این سه نیرو دراطاعت از رهبر عالی سوم جمهوری اسلامی ایران آیت الله سیدمجتبی خامنه ای به یک نقطه مشترک می رسند، بهخصوص نیروهای مردمی حاضر در میدان که اساساً باور دارند که حضور آنها بود که موجب بقای جمهوری اسلامی ایران شد؛ بنابراین به صورت جدی مواضع خاص خود را دارند.
موسوی توضیح داد: در یک مطالعه میدانی که شخصاً از دیدگاههای مردم حاضر در میدانها و خیابانها درباره مسائل اصلی جنگ بدست آورده ام می توانم این دیدگاهها را در ۱۰ بند خلاصه کنم؛ تنگه هرمز قبل از جنگ باز بود و آمریکا با حمله خود به ایران باعث بسته شدن آن شد، رهبر عالی ایران در فتوایی داشتن سلاح هسته ای را حرام اعلام کرده بود اکنون با شهادت وی معلوم نیست رهبر جدید در مورد سلاح هسته ای چه فتوایی داشته باشد، ایرانیان دچار تفرقه شده بودند حمله آمریکا و اسرائیل موجب وحدت دوباره مردم شد، ترامپ تصور می کرد ناتو و کشورهای غربی در حمله به ایران با او متحد خواهند شد اما در عمل در کمپ غرب و ناتو اختلاف پیدا شد، تصور می شد پایگاههای آمریکا درکشورهای عربی خلیج فارس دارایی های آمریکا هستند اما معلوم شد آنها فقط اوراق بدهی های آمریکا هستند.
وی درباره 5 دیدگاه دیگر تشریح کرد: متحدین آمریکا در خلیج فارس تصور می کردند ایالات متحده از آنها حمایت خواهد کرد در حالیکه مشخص شد ایالات متحده فقط از اسرائیل حمایت می کند، آمریکا با ترور رهبرعالی جمهوری اسلامی ایران ثابت کرد که هیچ حد و مرزی برای حفاظت از حاکمیت کشورها وجود ندارد، مذاکرات صلح قبلا مقدس بودند و مذاکره کنندگان صلح، امنیت داشتند. اکنون آمریکا به صراحت اعلام می کند که هیئتهای مذاکره کننده صلح اگرنظرات ایالات متحده را قبول نکنند ترور می شوند، شهروندان آمریکایی قبلا هیچ هزینه ای برای ایران نمی دانند حالا می فهمند که دشمنی با ایران برای آنها هزینه دارد و حقوق بین الملل از بین رفته و در جهان، قانون جنگل به جای حقوق بین الملل حاکم شده است.
معاون امور بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی ادامه داد: حال با توجه به چنین تفاسیری از تحولات جنگ توسط مردم خیابانهای ایران می توان حدس زد که این مردم مخالف آتش بس و مذاکرات صلح باشند و تجربه دوبار حمله آمریکا به میز مذاکره باعث شده تا بدبینی زیادی برای هرگونه مذاکره مجدد با آمریکا در بین مردمی که در میدانهای جمع می شوند وجود داشته باشد. این طرز فکر خیابانها عملاً دولت و وزرات خارجه را در برنامه های مذاکراتی خود تحت فشار قرار می دهد.
این مسئول گفت: یکی از اتفاقات جالب توجه این روزها در تجمعات مردم، ثبت نام از داوطلبان جنگ با آمریکاست که رقم داوطلبان ثبت نام شده از 28 میلیون نفر گذشته است؛ اگر از هر ۱۰ داوطلب حتی یک نفر هم عملاً در جنگ حاضر شود باید بگوییم که ایران چند میلیون نفر آماده جنگ علیه آمریکا دارد.
موسوی با بیان اینکه اصلاً نمی خواهم این مطالب را به عنوان یک تبلیغات توسط من ببینید؛ بلکه می خواهم نکته دیگری را مطرح کنم، عنوان کرد: تیم کاخ سفید فکر می کند در جنگی که علیه ایران آغاز کرد، پیروز شده و ایران آماده پذیرش شرایط آمریکاست در حالی که تصور وجه غالب افکار عمومی در ایران برعکس است. مردم خیابانهای ایران خود را پیروز جنگ دانسته و با آتش بس و مذاکره با آمریکا مخالفند.
وی افزود: اینکه آمریکا درست می گوید یا ایران؟ مسئله اصلیِ این سخنرانی نیست، بلکه هدف اینجانب از طرح این موضوعات، نشان دادن پیچیدگی سخت شرایط موجود است که اجازه نمی هد به راحتی مذاکرات آتش بس پیش رود؛ بنابراین هر دو هیئت آمریکایی و ایرانی باید به تحلیل ها و نظرات موجود در عرصه های داخلی خود توجه ویژه ای داشته باشند. این مسئله باعث می شود از هرگونه خوشبینی برای نتیجه زود رس در مذاکرات خودداری کنیم.
معاون امور بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی گفت: البته واقعیت دیگری هم وجود دارد که به نظر می رسد هر دو کشور ایران و آمریکا هر کدام با تحلیل ویژه خود به این جمع بندی رسیده اند که با جنگ و اقدام نظامی هم نمی توانند به اهداف خود برسند؛ بنابراین شاید بتوان گفت که فعلاً احتمال اینکه جنگ بین آمریکا و ایران به نوعی آتش بس بلندمدت بدون توافق جامع صلح برسد بیشتر ازهر سناریوی دیگری است.