روی ویلچر، اما رو به جلو؛ جوانی که از جامعه «فرصت» میخواهد نه ترحم
به گزارش خبرنگار گروه جامعه آنا، پشت هر صندلی چرخدار، فقط یک معلولیت جسمی نیست؛ گاهی ۲۱ سال تلاش، درمان، تحصیل، ورزش، شکست، دوباره برخاستن و جنگیدن برای اثبات توانمندی وجود دارد. جوان ۲۱ سالهای که از دوران کودکی روی ویلچر زندگی کرده، حالا دانشجوی مهندسی نرمافزار است و با وجود داشتن مدرک کاردانی در آستانه ادامه تحصیل برای مقطع کارشناسی قرار دارد؛ اما دغدغه اصلی وی نه ادامه تحصیل، بلکه پیدا کردن جایی برای کار و پذیرفته شدن در جامعه به عنوان یک نیروی توانمند است.
وی که از کودکی با مینیسل و بیرونزدگی نخاع مواجه بوده، امروز در مدرسهای حضور پیدا میکند که زمانی دانشآموز آن بوده است؛ نه به عنوان دانشآموز، بلکه از سر علاقه به بچهها و محیط مدرسه. حتی در تعطیلات تابستان نیز به مدرسه میآمده تا در کنار دانشآموزان باشد و هر کمکی از دستش برمیآید انجام دهد.
این جوان دارای معلولیت، مسیر تحصیلی خود را در رشته کامپیوتر در شاخه کاردانش آغاز کرده و پس از آن وارد رشته نرمافزار در دانشگاه علمی کاربردی شده است. اکنون ترم چهارم دوره کاردانی مهندسی نرمافزار را پشت سر گذاشته و یک ترم دیگر تا پایان این مقطع فاصله دارد؛ اما همزمان تلاش میکند مسیر ورود خود به آموزش و پرورش استثنایی را نیز باز کند.
از سهروزگی جراحی تا ۲۱ سال زندگی روی ویلچر
داستان زندگی او از پیش از تولد آغاز شده است؛ زمانی که در سونوگرافی دوران بارداری، پزشکان به خانواده اعلام کرده بودند جنین با مشکلی مرتبط با نخاع مواجه است و حتی به خانواده توصیه شده بود که از ادامه بارداری صرفنظر کنند.
اما پدرش تصمیم دیگری داشت؛ او فرزندش را هدیه خدا میدانست و با وجود توصیههای پزشکی، حاضر نشد از تولد او جلوگیری شود.
این جوان روایت میکند که پس از تولد، در سهروزگی تحت عمل جراحی قرار گرفته تا بخش بیرونزده نخاع به محل خود بازگردانده شود. پس از آن نیز در ۱۵ روزگی تحت عمل جراحی دیگری قرار گرفته و از ۶ ماهگی تا ۱۱ سالگی، بخش مهمی از زندگیاش با فیزیوتراپی، کاردرمانی و آبدرمانی گذشته است.
وی از روزهایی میگوید که ابتدا هر روز برای درمان مراجعه میکرده، سپس جلسات به سه روز در هفته و بعد به یک روز در هفته کاهش پیدا کرده است؛ مسیری طولانی که از کودکی آغاز شده و بخش مهمی از زندگی او را شکل داده است.
وی سومین فرزند خانواده و کوچکترین پسر از میان سه برادر است و میگوید در تمام این سالها تلاش کرده است محدودیتهای جسمی، مسیر تحصیل و زندگی اجتماعیاش را متوقف نکند.
از کامپیوتر تا رؤیای کار در آموزش و پرورش استثنایی
این جوان ۲۱ ساله دیپلم کامپیوتر در شاخه کاردانش دارد و اکنون در رشته مهندسی نرمافزار تحصیل میکند. با وجود اینکه هنوز یک ترم تا پایان دوره کاردانی باقی مانده، هدف دیگری را نیز دنبال میکند؛ اینکه بتواند در آموزش و پرورش استثنایی مشغول به کار شود.
وی حضورش در مدرسه را صرفاً به دلیل اشتغال نمیداند و میگوید علاقهاش به بچهها باعث شده حتی در تعطیلات تابستان نیز به مدرسه بیاید و در کنار دانشآموزان و کادر مدرسه حضور داشته باشد.
به گفته وی، مدیریت و کادر مدرسه با حضورش همراهی کردهاند و همین حمایت باعث شده بتواند ارتباط خود را با مدرسه حفظ کند.
وی تأکید میکند که اگر فرصتی برای فعالیت در آموزش و پرورش استثنایی فراهم شود، با علاقه آن را خواهد پذیرفت و حتی در مراسم آغاز سال تحصیلی نیز این موضوع را با مسئولان مطرح کرده است.
وی میگوید اگر امکان فعالیتی برایش فراهم شود، ترجیح میدهد این فرصت در آموزش و پرورش استثنایی باشد؛ چراکه ارتباط عمیقی با دانشآموزان این حوزه دارد و حضور در مدرسه برایش صرفاً یک فعالیت شغلی نیست.
دو طلای کشوری و یک برنز؛ اما باز هم پشت در دانشگاه فرهنگیان
مسیر او برای ورود به حوزه آموزش و پرورش البته پیش از این نیز دنبال شده است. حدود یک سال پیش، در فرآیندی که برای جذب استعدادهای درخشان و افرادی با سوابق و مقامهای ورزشی در نظر گرفته شده بود، رزومه خود را بارگذاری کرد و مدارک ورزشیاش را نیز ارائه داد.
وی دارای دو مدال طلای کشوری در رشته پرتاب وزنه و یک مدال برنز کشوری در پرتاب نیزه است؛ با این حال، در نهایت پاسخ دریافتشده از سوی سامانه، عدم پذیرش او بود.
به گفته این جوان، دلیل مشخصی برای رد درخواستش اعلام نشده و تنها نتیجه بارگذاری مدارک به او اعلام شده است.
وی پس از آن نیز برای پیگیری موضوع با دانشگاه فرهنگیان تماس گرفته و حتی با رئیس دانشگاه و مسئولان مربوطه گفتوگو کرده است، اما پاسخ دریافتشده این بوده که باید منتظر بخشنامه و نتیجه فرآیند جدید بماند.
وی اکنون امیدوار است بتواند برای امسال نیز این موضوع را پیگیری کند و در صورت فراهم شدن شرایط، وارد مسیر آموزش و پرورش شود.
لیسانس ندارم؛ ساختمان مناسبسازی نیست؛ مدیر شرکت هم نیروی معلول نمیخواهد.
اما مسئله اصلی برای او فقط ورود به دانشگاه یا ادامه تحصیل نیست. دغدغهای که بارها در مسیر زندگی اجتماعی خود با آن مواجه شده، اشتغال است.
وی میگوید بسیاری از دانشآموزان دارای معلولیتی که از این مدرسه فارغالتحصیل شدهاند، امروز با مشکل بیکاری مواجهاند و خودش نیز در کنار بسیاری از همکلاسیهای سابقش هنوز نتوانسته وارد بازار کار شود.
به گفته وی، زمانی که برای پیدا کردن شغل اقدام کرده، با موانع مختلفی روبهرو شده است؛ یک جا نداشتن مدرک کارشناسی را بهانه کردهاند، جای دیگر مناسب نبودن ساختمان برای تردد فرد دارای معلولیت را مطرح کردهاند و در مواردی نیز با این پاسخ مواجه شده که مدیر مجموعه اساساً تمایلی به استخدام افراد دارای معلولیت ندارد.
وی میگوید این مشکلات فقط مختص خودش نیست و بسیاری از دوستان و همکلاسیهای سابقش نیز با شرایط مشابهی مواجه هستند.
این جوان مطالبه خود از مسئولان را روشن بیان میکند: فرصت کار.
او معتقد است افرادی که دارای معلولیت هستند، اگر فرصت اشتغال متناسب با تواناییهایشان در اختیار داشته باشند، میتوانند توانمندیهای خود را نشان دهند و نباید صرفاً به دلیل شرایط جسمی از بازار کار کنار گذاشته شوند.
وقتی معلولیت واقعاً محدودیت میشود
یکی از مهمترین بخشهای روایت این جوان، نگاه او به عبارت معروف معلولیت محدودیت نیست است؛ عبارتی که بسیاری از اوقات در توصیف زندگی افراد دارای معلولیت استفاده میشود، اما او بر اساس تجربه شخصی خود با آن موافق نیست.
وی میگوید ۲۱ سال است که با معلولیت زندگی کرده و محدودیتهای آن را به شکل واقعی و روزمره لمس کرده است.
از نگاه وی، محدودیت فقط به توانایی حرکتی فرد مربوط نمیشود؛ یک خیابان نامناسب، یک ساختمان بدون آسانسور، یک ورودی غیراستاندارد یا حتی نگاه جامعه میتواند یک فرد دارای معلولیت را با مانعی جدی روبهرو کند.
وی تأکید میکند که اگر قرار است از نبود محدودیت برای افراد دارای معلولیت صحبت شود، ابتدا باید زیرساختهای جامعه برای حضور مستقل آنها فراهم شود.
از پلههای دانشگاه تا ساختمانهایی که هنوز برای همه ساخته نشدهاند
این دانشجوی مهندسی نرمافزار تجربه حضور در دانشگاه را نیز از همین زاویه روایت میکند.
به گفته وی، در دانشگاههایی که مناسبسازی شدهاند، شرایط بسیار بهتر است، اما همچنان برخی دانشگاهها و ساختمانهای آموزشی برای حضور افراد دارای معلولیت مناسب نیستند و همین موضوع دانشجویان را با چالشهای جدی مواجه میکند.
وی معتقد است مناسبسازی نباید یک اقدام موردی یا محدود به چند ساختمان خاص باشد، بلکه باید به یک استاندارد عمومی در تمام ساختمانهای کشور تبدیل شود.
وی میگوید هر فرد دارای معلولیت باید بتواند بدون اینکه برای ورود به یک ساختمان یا استفاده از امکانات آن با مانع مواجه شود، در جامعه حضور داشته باشد.
از نگاه او، دانشگاهی که قرار است محل رشد علمی و اجتماعی دانشجو باشد، نباید خودش به یک مانع تبدیل شود.
مطالبهای فراتر از مناسبسازی؛ حذف نگاه ترحمآمیز
این جوان در کنار مطالبه مناسبسازی، بر مسئله دیگری نیز تأکید دارد؛ نوع نگاه جامعه به افراد دارای معلولیت.
وی میگوید گاهی افراد دارای معلولیت نه به عنوان یک انسان توانمند، بلکه از زاویه ترحم دیده میشوند و این نگاه نیز باید از جامعه حذف شود.
به باور وی، فرد دارای معلولیت بیش از آنکه نیازمند ترحم باشد، نیازمند فرصت است؛ فرصت تحصیل، فرصت کار، فرصت حضور اجتماعی و امکان استفاده برابر از امکانات عمومی.
وی تأکید میکند که نگاه جامعه باید از ترحم به توانمندی تغییر کند و افراد دارای معلولیت باید بتوانند بدون اینکه شرایط جسمیشان به عنوان یک مانع دائمی دیده شود، تواناییهای خود را نشان دهند.
کار میخواهم؛ نه امتیاز ویژه
روایت این جوان در نهایت به یک مطالبه ساده، اما جدی ختم میشود؛ اشتغال.
وی میگوید بسیاری از جوانان دارای معلولیت پس از پایان تحصیل، با وجود داشتن توانایی و تخصص، در جامعه سرگردان میمانند و نمیتوانند شغل متناسب با تواناییهایشان پیدا کنند.
برای او نیز ادامه تحصیل در رشته نرمافزار تنها بخشی از مسیر است و آنچه امروز بیش از هر چیز به دنبال آن است، پیدا کردن جایگاهی برای استفاده از تواناییهایش است.
وی یک ترم دیگر تا پایان دوره کاردانی فاصله دارد و برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی نیز برنامه دارد، اما در کنار تحصیل، چشمانداز اصلیاش ورود به بازار کار و در صورت فراهم شدن شرایط، فعالیت در آموزش و پرورش استثنایی است.
این جوان ۲۱ ساله که از سهروزگی با جراحی و از ششماهگی با سالها فیزیوتراپی و کاردرمانی مسیر زندگی خود را آغاز کرده، امروز نه از ناتوانی، بلکه از فرصتهایی میگوید که هنوز برای بسیاری از افراد دارای معلولیت فراهم نشده است.
وی میخواهد جامعه به جای اینکه ابتدا ویلچر را ببیند، توانایی فردی را ببیند که روی آن نشسته است؛ جوانی که دیپلم کامپیوتر دارد، در رشته مهندسی نرمافزار تحصیل میکند، سابقه کسب مدالهای کشوری در ورزش را دارد، برای ادامه تحصیل برنامهریزی کرده و در کنار همه اینها، یک مطالبه مشخص دارد: اینکه برای کار کردن، فقط به دلیل معلولیت از او عبور نکنند.
انتهای پیام/