یک بنای تاریخی، یک لودر و چند روایت متناقض؛ چه کسی اجازه تخریب «پادگان روسها» را داد؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، یک لودر در چند ساعت کافی بود تا بخشی از چیزی را که سالها بخشی از حافظه تاریخی سبزوار بود، از بین ببرد؛ بنایی که برای مردم این شهر فقط چند دیوار قدیمی نبود و به واسطه پیشینهاش، با نام «پادگان روسها» شناخته میشد.
صبح چهارشنبه ۱۸ شهریورماه، تصاویری از تخریب این بنا با ماشینآلات سنگین در فضای مجازی منتشر شد. تصاویر خیلی زود دستبهدست شد و واکنش فعالان میراث فرهنگی و افکار عمومی را به دنبال داشت.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد. در فاصله کوتاهی، پای میراث فرهنگی، شهرداری و در نهایت دادستانی به پرونده باز شد؛ هر کدام روایتی از آنچه اتفاق افتاده ارائه کردند و حالا پرسش اصلی این است که چه کسی مسئول این تخریب است و چرا بنایی که میراث فرهنگی آن را واجد ارزش تاریخی میدانست، در مقابل لودر قرار گرفت؟
بنایی که «پادگان روسها» نام گرفت
این بنا با نام «خانه تومانیان» نیز شناخته میشود و عنوان «پادگان روسها» یا «کاروانسرای روسها» را از سابقه تاریخی خود گرفته است. معماری بنا به دوره پهلوی اول بازمیگردد و در مقطعی از تاریخ معاصر ایران، نیروهای ارتش شوروی در آن مستقر بودهاند. همین سابقه باعث شده بود این ساختمان در حافظه عمومی مردم سبزوار با عنوان پادگان روسها شناخته شود.
اما اهمیت بنا فقط به حضور نیروهای روسی محدود نمیشد.
علیرضا ایزدی، مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی، درباره این بنا گفته است که ساختمان در ابتدا به عنوان گاراژ مورد استفاده بوده و بعدتر با کاربری ژاندارمری و حضور نیروهای شوروی، سه مقطع تاریخی متفاوت را در خود جای داده است؛ از همین رو به گفته او، بنا بخشی از حافظه زیسته و هویت جمعی مردم منطقه محسوب میشده است. به بیان دیگر، مسئله فقط حفظ یک ساختمان قدیمی نبود؛ بحث بر سر بخشی از حافظه شهری سبزوار بود.

ثبت ملی نبود؛ اما بیارزش هم نبود
یکی از نکات مهم در این پرونده این است که «پادگان روسها» در فهرست آثار ملی ثبت نشده بود.
همین موضوع ممکن است این تصور را ایجاد کند که مالک یا مدیریت شهری اختیار کامل برای تخریب بنا داشتهاند؛ اما روایت وزارت میراث فرهنگی چنین نیست.
به گفته مسئولان این وزارتخانه، بنا در بازنگری محدوده بافت تاریخی سبزوار در سال ۱۴۰۳ به عنوان یکی از عناصر و «لکههای تاریخی» شناسایی شده بود و موضوع نیز به دستگاههای ذیربط از جمله شهرداری و مدیریت شهری ابلاغ شده بود.
از سوی دیگر، میراث فرهنگی شهرستان سبزوار اعلام کرده است که این بنا واجد ارزش تاریخی بوده و تخریب آن بدون هماهنگی و بدون مجوز میراث فرهنگی انجام شده است.
پس ثبت نشدن در فهرست آثار ملی، به معنای نداشتن ارزش تاریخی از نگاه متولیان میراث فرهنگی نبوده است.
لودر از کجا وارد ماجرا شد؟
تصاویر منتشرشده از محل نشان میدهد عملیات تخریب با یک دستگاه لودر انجام شده و بخشهایی از سردر و بدنه بنا از بین رفته است.
همین تصاویر کافی بود تا موضوع از یک عملیات ساختمانی محلی به یک پرونده عمومی تبدیل شود. اما سؤال مهم اینجا بود: لودر با چه مجوزی وارد ملک شده بود؟ اینجا روایتها از یکدیگر فاصله میگیرند.
میراث فرهنگی اعلام کرده که تخریب بدون هماهنگی با این نهاد انجام شده و علیه عوامل تخریب اعلام جرم خواهد کرد. مجتبی کاویان، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی سبزوار، نیز بر غیرقانونی بودن تخریب تأکید کرده است.
شهرداری: دستور تخریب ندادیم
بر اساس توضیحات منتشرشده از سوی شهرداری، این مجموعه برای برخی قسمتهای ملک اخطاریه صادر کرده بود، اما شهرداری مدعی است دستور تخریب سردر و بخش غربی بنا را صادر نکرده است.
طبق این روایت، شهرداری از اداره میراث فرهنگی استعلام گرفته و پاسخ دریافت کرده که ملک در محدوده بافت تاریخی قرار ندارد و صرفاً سردر بنا دارای «رده حفاظتی» است.
شهرداری همچنین گفته است اخطاریه صادرشده مربوط به دیوارهای جنوبی و شرقی ملک بوده و مالک خارج از محدوده اخطاریه، اقدام به تخریب بخش غربی و سردر کرده است. اگر این روایت را مبنا قرار دهیم، مسئولیت مستقیم عملیات تخریب متوجه مالک خواهد بود، نه شهرداری. اما این تمام ماجرا نیست.
میراث فرهنگی: شهرداری در جریان ارزش تاریخی بنا بود
در مقابل، وزارت میراث فرهنگی معتقد است موضوع نمیتواند به اقدام مالک تقلیل پیدا کند. علیرضا ایزدی گفته است در بازنگری محدوده تاریخی سبزوار، عناصر تاریخی بنا شناسایی شده و این موضوع از سوی وزارتخانه به دستگاههای ذیربط از جمله شهرداری و شهرداری منطقه ابلاغ شده بود.
ایزدی همچنین تخریب بنا را نقض قانون دانسته و اعلام کرده است که وزارت میراث فرهنگی موضوع را از مسیر حقوقی و قضایی پیگیری خواهد کرد؛ بنابراین اکنون با دو روایت روبهرو هستیم؛ شهرداری میگوید دستور تخریب نداده و مالک خارج از محدوده اخطاریه اقدام کرده است. میراث فرهنگی میگوید بنا واجد ارزش تاریخی بوده و دستگاههای شهری نیز از این موضوع اطلاع داشتهاند. تشخیص اینکه کدام روایت با واقعیت حقوقی و اجرایی ماجرا منطبق است، حالا بر عهده مراجع رسیدگیکننده است.
دادستانی وارد شد؛ لودر متوقف و توقیف شد
ماجرا، اما با انتشار تصاویر و رد و بدل شدن مسئولیت میان دستگاهها متوقف نماند. دادستانی عمومی و انقلاب سبزوار به پرونده ورود کرد و دستور توقف ادامه عملیات تخریب را صادر کرد. بر اساس اعلام دادستانی، ادوات و تجهیزات مورد استفاده در عملیات نیز توقیف شده و پرونده قضایی تشکیل شده است.
همچنین آمران و عاملان دخیل در عملیات برای ارائه توضیحات احضار شدهاند و دستگاه قضایی بررسی نحوه انجام عملیات و مسئولیت اشخاص دخیل را در دستور کار قرار داده است. به این ترتیب، پرونده از سطح اختلاف میان مالک، شهرداری و میراث فرهنگی خارج شده و اکنون در مسیر قضایی قرار دارد.
وزارت میراث فرهنگی: بنا باید عیناً بازسازی شود
واکنش وزارت میراث فرهنگی، اما تنها به اعلام جرم و پیگیری قضایی محدود نشده است. علیرضا ایزدی تأکید کرده است که شهرداری باید این بنای تاریخی را عیناً بازسازی و احیا کند. او گفته است مدارک و الگوهای تاریخی لازم برای بازآفرینی بنا وجود دارد و وزارت میراث فرهنگی بر بازسازی بنا بر اساس مستندات تاریخی تأکید دارد.
این موضع البته یک پرسش مهم دیگر ایجاد میکند؛ آیا میتوان بنایی تاریخی را با لودر تخریب کرد و بعد با ساختن دوباره دیوارها، تاریخ از دسترفته را برگرداند؟
پاسخ روشن است: بازسازی میتواند شکل بنا را تا حدی برگرداند، اما اصالت و ماده تاریخی بنا چیزی نیست که به سادگی با ساخت دوباره جایگزین شود.
از همین رو، ماجرای سبزوار فقط درباره ساخت دوباره یک سردر یا دیوار نیست؛ درباره شیوه مواجهه با بناهایی است که ممکن است هنوز ثبت ملی نشده باشند، اما برای یک شهر ارزش تاریخی و هویتی دارند.
یک بنا، چند دستگاه متولی و یک سؤال بزرگ
ماجرای پادگان روسها بار دیگر یکی از چالشهای قدیمی حوزه میراث فرهنگی را مقابل چشم گذاشت؛ فاصله میان «ارزش تاریخی» و «ثبت ملی».اگر یک بنا هنوز در فهرست آثار ملی ثبت نشده باشد، آیا میتوان آن را مانند یک ملک معمولی دید؟
اگر میراث فرهنگی آن را واجد ارزش تاریخی تشخیص داده و در محدوده یا نقشههای تاریخی شهر برای آن جایگاه مشخص کرده باشد، شهرداری و مالک تا چه اندازه اختیار مداخله در آن را دارند؟ و اگر میان مالک و دستگاههای متولی اختلافی وجود داشته باشد، چه نهادی باید پیش از رسیدن لودر، تکلیف بنا را روشن کند؟ این پرسشها حالا در پرونده پادگان روسها اهمیت بیشتری پیدا کردهاند؛ چرا که آنچه از دست رفته، دیگر صرفاً یک احتمال تخریب نیست. تخریب اتفاق افتاده است.
حالا پادگان روسها در چه وضعیتی است؟
در حال حاضر، عملیات تخریب متوقف شده، ماشینآلات مورد استفاده توقیف شده و پرونده قضایی برای بررسی مسئولیت آمران و عاملان تشکیل شده است. از سوی دیگر، وزارت میراث فرهنگی پیگیری قضایی موضوع را دنبال میکند و بر بازسازی و احیای عینبهعین بنا تأکید دارد. اما تصاویر منتشرشده از وضعیت بنا نشان میدهد که بخشهایی از آن در جریان عملیات تخریب از بین رفته و حالا موضوع فقط «جلوگیری از ادامه تخریب» نیست؛ بلکه باید درباره سرنوشت بقایای بنا و امکان احیای آن تصمیمگیری شود.
سؤال اصلی هنوز بیپاسخ است
حالا همه نگاهها به پروندهای است که باید مشخص کند لودر دقیقاً با چه مجوزی وارد این بنا شد، چه کسی دستور یا زمینه انجام عملیات را فراهم کرد، نقش مالک چه بوده و آیا شهرداری در انجام وظایف نظارتی خود کوتاهی کرده است یا خیر. دادستانی باید درباره مسئولیت افراد و نهادهای دخیل تصمیم بگیرد و میراث فرهنگی نیز باید مشخص کند برای بقایای بنا چه برنامهای دارد. اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت.
پادگان روسها پیش از ورود لودر هنوز یک بنای تاریخی واجد ارزش بود؛ حالا بخشی از آن به آوار تبدیل شده است. قرار است این بنا دوباره ساخته شود، اما مسئله فقط بازگرداندن دیوارها نیست. مسئله این است که چرا باید ابتدا یک بخش از حافظه تاریخی شهر تخریب شود تا بعد دستگاههای متولی درباره حفظ آن به توافق برسند؟
پرونده قضایی شاید در نهایت مشخص کند چه کسی باید پاسخگو باشد؛ اما پرسش بزرگتر برای مدیریت میراث فرهنگی باقی میماند: چرا حفاظت از یک بنای تاریخی باید بعد از رسیدن لودر آغاز شود، نه پیش از آن؟
انتهای پیام/