ربع قرن جنایت جنگی آمریکا در عروسیها
به گزارش خبرگزاری آنا متن یادداشت دکتر سیدسعیدرضا عاملی رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی و استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهان دانشگاه تهران به شرح زیر است:
مقدمه: ربع قرن سابقه حمله به مراسم عروسی در جهان اسلام – ایجاد وحشت بزرگ بعنوان تاکتیک غلبه
تحولات دهههای اخیر غرب آسیا و دیگر نقاط جهان، گواهی روشن بر این حقیقت تلخ است که مداخلهجوییهای نظامی و راهبردهای مداوم قدرتهای سلطهگر، بهویژه رژیم تروریست آمریکا، همواره به قیمت جان هزاران انسان بیپناه تمام شده است. در بین اینها، پدیده شوم و غیرانسانی حملات هوایی و موشکی به مراسمهای جشن و عروسی، بهعنوان یکی از بارزترین نمونههای نقض حقوق بشر و جنایات جنگی، بیش از بیست و پنج سال است که در دستورکار ارتش تروریستی آمریکا و متحدانش قرار دارد. این حملات بخشی از یک رویه نظاممند، عمداً مخرب و مبتنی بر ایجاد ترور و ارعاب در جوامع محلی به شمار میرود. از افغانستان و عراق گرفته تا یمن و پاکستان هرجا که نظامیان تروریست آمریکایی حضور یافته یا دست به مداخله زدهاند، شادیِ جوامع محلی به سوگ تبدیل شده و خون غیرنظامیان بیگناه به زمین ریخته شده است. بررسی عمیق ابعاد این فجایع نشان میدهد که رژیم کودککش آمریکا با استناد به فناوریهای پیشرفته شناسایی و پهپادی، ضمن توجیه خطاهای مکرر خود، عامدانه زیرساختهای انسانی و فرهنگی جوامع را مورد هجوم قرار داده است تا با ایجاد رعب و وحشت بزرگ، جرئت ادامه مقاومت را بشکند و به نوعی ابهمت سازی از بیرحمی و تجاوز به حقوق ملتها و بی توجه به قواعد و قوانین بینالمللی را به نمایش بگذارد و روحیه استکباری خود را تعمیق بخشد.
در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ (۱ سپتامبر ۲۰۲۶)، نیروهای نظامی آمریکا در جریان حملات هوایی به جنوب ایران، یک مراسم عروسی در روستای کوهستک، شهرستان سیریک (استان هرمزگان) را هدف قرار دادند. این حمله دستکم ۵ کشته و نزدیک به ۷۰ مجروح برجای گذاشت که قربانیان آن غیرنظامیان از جمله یک کودک چهارساله بودند (ایرنا، ۱۴۰۵؛ تسنیم، ۱۴۰۵ الف). تحلیلهای تسلیحاتی از جمله گزارشهای نیویورکتایمز (۲۰۲۶) و رویترز (۲۰۲۶) نشان داد که این حمله با مهمات سنگین آمریکایی از نوع بمب سرشی (JSOW) یا موشک کروز «اسلمـایآر» (SLAM-ER) انجام شده است. این رویداد، تازهترین نمونه از الگوی طولانی حملات نیروهای آمریکایی و ائتلافهای تحت حمایت واشنگتن به مراسم عروسی در کشورهای مختلف از جمله افغانستان، عراق و یمن محسوب میشود. جمهوری اسلامی ایران این اقدام را جنایت جنگی خوانده و خواستار پاسخگویی آمریکا در مجامع بینالمللی شده است.
تمرکز ویژه بر فاجعه دردناک و فراموشنشدنی حمله ارتش تروریستی آمریکا به مراسم عروسی در روستای کوهستک واقع در شهرستان سیریک در استان هرمزگان در جنوب ایران، ابعاد تازه و تکاندهندهای از راهبرد کشتار جمعی این رژیم را آشکار میسازد. واکاوی این واقعه هولناک نشان میدهد که چگونه ماشین جنگی آن رژیم استکباری بدون کوچکترین پایبندی به اصول اخلاقی و انسانی، مناطق مسکونی و غیرنظامی را هدف آتش کینهتوزانه خود قرار داده است. در این یادداشت تلاش شده است ابعاد مختلف این جنایت، واکنشهای حقوقی و پیامدهای مرگبار ربع قرن تجاوزگری نظامیان تروریست آمریکایی مورد واکاوی قرار گرفته و پرده از ماهیت ضدبشری این اقدامات برداشته شود.
۱. حمله به مراسم عروسی کوهستک
حمله به مراسم عروسی در کوهستک، یکی از تلخترین رویدادهای درگیری نظامی آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۲۶ بود. این جنایت تروریستی نه تنها به دلیل تلفات سنگین غیرنظامیان، بلکه به سبب ماهیت هدف (یک جشن عروسی) و اصابت مستقیم مهمات آمریکایی، واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی را برانگیخت. این مقاله به بررسی ابعاد این حمله و همچنین پیشینه اقدامات مشابه نیروهای آمریکایی در سایر کشورها میپردازد.
۱.۱. جزئیات ترور
در شامگاه ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ (۱۰ شهریور ۱۴۰۵)، نیروهای نظامی آمریکا حملات هوایی گستردهای را علیه مناطقی در جنوب ایران انجام دادند. در جریان این حملات، یک ساختمان مسکونی در روستای کوهستک شهرستان سیریک استان هرمزگان که محل برگزاری مراسم عروسی بود، هدف اصابت قرار گرفت. بر اساس تصاویر دوربینهای مداربسته، این ساختمان دست کم سه بار مورد اصابت موشک قرار گرفته است.
کارشناسان تسلیحاتی با بررسی بقایای سلاح در محل ترور، الگوی انفجار و تصاویر ویدئویی تأیید شده به این نتیجه رسیدند که این یک حمله مستقیم با مهمات آمریکایی بوده است. بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی نیز با بررسی موقعیت مکانی، هیچگونه تأسیسات نظامی در نزدیکی محل عروسی شناسایی نکرد و فاصله ساختمان با یک دکل مخابراتی را تنها ۱۱۲ متر گزارش داد (کوگلان و دیگران، ۲۰۲۶).
در این حمله، دستکم ۵ غیرنظامی کشته و نزدیک به ۷۰ نفر زخمی شدند که در این میان یک کودک خردسال ۴ ساله به نام امیرمحمد کریمی دیده میشد. قربانیان این ترور دولتی عبارتند از امیرمحمد کریمی، کودک ۴ ساله؛ محمد ملاحی، نوجوان ۱۶ ساله؛ کلثوم ملاحی نژندنیا، ۴۳ ساله؛ زرخاتون طاهری، ۵۰ ساله و یک زن ۲۲ ساله که پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. اورژانس هرمزگان اعلام کرد که ۱۹ نفر از مجروحان این مراسم، کودکان زیر ۱۰ سال بودهاند (تسنیم، ۱۴۰۵ ب).
۱.۲. واکنشهای رسانهای و حقوقی
جمهوری اسلامی ایران حمله به مراسم عروسی در کوهستک را بهشدت محکوم و آن را جنایت جنگی و نقض آشکار حقوق بینالملل توصیف کرد (خبرگزاری صداوسیما، ۱۴۰۵). نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز با ارسال نامهای به دبیرکل سازمان ملل متحد و رئیس شورای امنیت، ضمن تشریح حملات رژیم تروریست آمریکا به جنوب ایران، بر غیرنظامی بودن محل ترور و حضور زنان و کودکان در مراسم تأکید کرد و خواستار توجه نهادهای بینالمللی به ابعاد این حمله شد (خبرگزاری تسنیم، ۱۴۰۵الف). وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز این اقدام را جنایت جنگی و بخشی از سلسله اقدامات غیرقانونی رژیم تروریست آمریکا علیه ایران دانست و بر مسئولیت عاملان آن تأکید کرد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز خواستار پاسخگویی رهبران رژیم تروریست آمریکا در برابر افکار عمومی جهان شد (خبرگزاری مهر، ۱۴۰۵).
در مقابل، مقامات آمریکایی از جمله جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اعلام کردند که این جنایت تروریستی را بهاصطلاح «بررسی» میکنند و ادعا کردند که نیروهای آمریکایی هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهند. با این حال، سابقه حملات مشابه در گذشته نشان میدهد که چنین «بررسیهایی» معمولاً به پاسخگویی یا شفافسازی منجر نمیشود و صرفاً تاکتیکی برای عبور از فشار رسانهای است.
۲. پیشینه حملات رژیم تروریست آمریکا و متحدانش به مراسم عروسی
مطمئنا اگر سابقه آمریکا را در ۳۰۰ سال گذشته یعنی از آغاز حملات به بومیان آمریکا دنبال کنیم، سابقه کودک کشی و حمله به شادیهای مردم در جشنها و عروسیها یک قدمت حداقل ۳۰۰ ساله دارد. در عین حال آنچه در بررسی حدود یک ربع قرن گذشته برجسته میشود، مجموعهای از حوادث در افغانستان، عراق و یمن است که در آنها مراسم عروسی یا کاروانهای مرتبط با عروسی در جریان عملیات نیروهای تحت فرماندهی یا حمایت رژیم تروریست آمریکا هدف حمله قرار گرفتهاند یا در معرض حملات هوایی بودهاند. در افغانستان، از حمله هوایی ژوئیه ۲۰۰۲ به مراسم عروسی در روستای کاکراک در ولایت ارزگان، یکی از شناختهشدهترین نمونههاست. سازمان عفو بینالملل گزارش کرد که حمله هواپیماهای ارتش تروریستی آمریکا دهها غیرنظامی را کشت و بیش از صد نفر نیز زخمی شدند. مقامهای رژیم تروریست آمریکا ابتدا روایت دیگری از علت حمله ارائه کردند و آن را واکنشی به تیراندازی عنوان کردند، در حالی که شهادت شاهدان محلی نشاندهنده کذب بودن این ادعا است (سازمان عفو بینالملل، ۲۰۰۳).
این الگو در سالهای بعد نیز تکرار شد. در ژوئیه ۲۰۰۸، حمله هوایی در منطقه دهبالا در ننگرهار یک کاروان عروسی را هدف قرار داد و بر اساس تحقیقات انجامشده در افغانستان، ۴۷ عضو مراسم عروسی کشته شدند. در بین قربانیان، عروس نیز حضور داشت. سازمان دیدهبان حقوق بشر این حمله تروریستی را مستند کرد و به اختلاف جدی بین روایت اولیه نیروهای ائتلاف و یافتههای محلی درباره ماهیت غیرنظامی قربانیان اشاره کرد (دیدهبان حقوق بشر، ۲۰۰۸). چند ماه بعد، در نوامبر ۲۰۰۸، حمله هوایی در وِچباگتو در قندهار به مرگ ۳۷ غیرنظامی انجامید و ۳۵ نفر نیز مجروح شدند. روستاییان شمار قابل توجهی از قربانیان را زنان و کودکان حاضر در مراسم عروسی اعلام کردند (گاردین، ۲۰۰۸ الف و ب).
در ژوئن ۲۰۱۲ نیز در ولایت لوگر، حمله هوایی نیروهای ائتلاف به خانهای که مراسم شادی در آن جریان داشت، ۱۸ غیرنظامی را کشت. گزارشهای منتشرشده شمار زیادی از زنان و کودکان را در بین قربانیان ثبت کردند و حتی ژنرال جان آلن، فرمانده نیروهای تروریستی آمریکا در افغانستان، این حمله را تأیید کرد (واشینگتن پست، ۲۰۱۲).
در عراق نیز در اکتبر ۲۰۰۴، حمله هوایی ارتش تروریستی آمریکا در فلوجه به خانهای که محل برگزاری عروسی بود، ۱۳ کشته و ۱۷ زخمی برجای گذاشت. داماد در بین کشتهشدگان و عروس در بین زخمیها بود. مقامهای نظامی رژیم تروریست آمریکا در آن زمان مدعی شدند هدف حمله افراد مسلح بودهاند، اما پزشکان محلی و شاهدان، از حضور تنها اعضای یک خانواده و میهمانان عروسی در محل سخن گفتند (سی. بی. اس نیوز، ۲۰۰۴).
در یمن، شواهد مستندتری از استفاده از سلاحهای ساخت آمریکا در حملات تحت حمایت رژیم تروریستی آمریکا وجود دارد. در دسامبر ۲۰۱۳، یک پهپاد ارتش تروریستی آمریکا چهار موشک هلفایر را به سوی کاروانی شلیک کرد که در آن مراسم عروسی در جریان بود. دیدهبان حقوق بشر پس از بررسی شواهد اعلام کرد دستکم ۱۲ نفر کشته و دستکم ۱۵ نفر زخمی شدند (دیدهبان حقوق بشر، ۲۰۱۴).
همچنین، در سپتامبر ۲۰۱۵، حمله هوایی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی به یک مراسم عروسی در نزدیکی المخا در استان تعز یمن، بنا بر گزارشهای منتشرشده، بیش از ۱۳۰ غیرنظامی را کشت. گزارش رسمی وزارت خارجه رژیم تروریست آمریکا نیز وقوع این حمله و شمار بالای تلفات غیرنظامی را ثبت کرده است. از این رو، حتی در مواردی که بمب را مستقیماً یک هواپیمای ارتش تروریستی آمریکا پرتاب نکرده، مسئله نقش تأمینکننده تسلیحات، پشتیبانی و حمایت سیاسی رژیم تروریست آمریکا از مهاجم همچنان موضوعیت دارد (رویترز، ۲۰۱۵).
به عنوان نمونهای دیگر، حمله ۲۲ آوریل ۲۰۱۸ در بنیقیس یمن قابل اشاره است. در آن ترور، حمله هوایی رژیم تروریست آمریکا به یک مراسم عروسی دستکم ۲۲ نفر، از جمله هشت کودک، را کشت و ۵۴ نفر، از جمله ۲۶ کودک، را زخمی کرد. دیدهبان حقوق بشر در بررسی بقایای مهمات، وجود کیت هدایت ماهوارهای ساخت رژیم کودککش آمریکا را شناسایی کرد (دیدهبان حقوق بشر، ۲۰۱۸).
در سپتامبر ۲۰۱۹ نیز در افغانستان، عملیات نیروهای دولتی با پشتیبانی هوایی ارتش تروریستی آمریکا در ولایت هلمند به کشتهشدن دهها غیرنظامی انجامید و گزارشهای حقوق بشری اعلام کردند شماری از قربانیان در حال بازگشت از مراسم عروسی بودند. این مورد نیز از نظر الگوی خطرآفرین عملیات هوایی در پیرامون تجمعات خانوادگی، در همین دسته قرار دارد (رویترز، ۲۰۱۹).
قرار گرفتن حمله کوهستک در چنین توالی تاریخی، اهمیت یک تحقیق مستقل و فنی را دوچندان میکند. در این اقدام تروریستی، گزارشهای منتشرشده از اصابت مستقیم مهمات ساخت آمریکا و حضور گسترده زنان و کودکان در ساختمان محل عروسی حکایت دارند. گزارش رویترز اصابت مستقیم مهمات آمریکایی را نشان میدهد (رویترز، ۲۰۲۶) و گزارش اسوشیتدپرس نیز بر شواهد مربوط به مهمات هدایتشونده ساخت آمریکا و حضور حدود ۱۵۰ زن و کودک در محل تأکید کرده است (اسوشیتدپرس، ۲۰۲۶).
جمعبندی: ضرورت پیگرد حقوقی و قضائی جنایت جنگی آمریکا در کشتار کودکان و تبدیل عروسی به عزا
آمریکائیها متوجه تغییر شرایط افکار عمومی در مقایسه با جنگ اول و دوم جهانی نیستند و تصور میکنند با جنایت جنگی بر علیه کودکان و تبدیل مراسم عروسی به عزا و دروغگویی میتوانند هم ابهامآفرینی کنند و هم هدف و غرض خود یعنی ایجاد ترس عمومی را محقق سازند. حمله به مراسم عروسی کوهستک در ایران، بخشی از یک الگوی تکراری در عملیات نظامی آمریکای تروریست و متحدان کوردلاش در منطقه است.
مسئله کوهستک نباید صرفاً به یک مجادله خبری درباره شمار کشتهشدگان یا نوع بمب فروکاسته شود. مهمترین اقدام در این مرحله، تبدیل جنایت تروریستی از یک روایت متعارض رسانهای به یک پرونده مستند و قابل ارجاع بینالمللی است که در آن زمان، مکان، بقایای مهمات، الگوی تخریب، تصاویر محلی، تصاویر ماهوارهای، شهادت شاهدان، سوابق بیمارستانی و مسیر احتمالی حمله در یک زنجیره ادله منسجم کنار یکدیگر قرار گیرند.
گام دوم، تشکیل یک هیئت حقیقتیاب مستقل و چندرشتهای است که کارشناسان حقوق بشردوستانه، مهمات، پزشکی قانونی، تحلیل تصاویر ماهوارهای و راستیآزمایی دیجیتال را دربرگیرد. این هیئت باید بتواند بین وجود یک هدف نظامی در منطقه و قانونی بودن حمله به ساختمانی مملو از غیرنظامیان مرز روشنی ایجاد کند. همچنین لازم است همه اسناد مربوط به هدفگیری، زمانبندی عملیات، ارزیابی خسارت غیرنظامی و هشدارهای پیش از حمله، در صورت دسترسی، مطالبه و ثبت شوند.
قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران در اینگونه جنایات جنگی یک ماموریت جدی مستندسازی حقوقی و تشکیل دادگاه ملی و ارجاع به نهادهیا حقوقی کیفری بین المللی را بر عهده دارد و نباید در اینگونه امور تاخیر ایجاد کند. در سطح دیپلماتیک نیز جمهوری اسلامی ایران میتواند پرونده کوهستک را از اعتراض موردی به یک پرونده مستمر درباره مصونیت غیرنظامیان، حقوق کودکان و مسئولیت دولتها در قبال حملات هوایی تبدیل کند و آن را در اختیار دبیرخانه سازمان ملل، شورای امنیت، نهادهای تخصصی حقوق بشردوستانه و سازمانهای بینالمللی مرتبط قرار دهد. درخواستهای حقوقی نیز باید بهگونهای تنظیم شوند که صرفاً بر محکومیت سیاسی متکی نباشند، بلکه خواست مشخص برای تحقیق، حفظ ادله، شناسایی مسئولان تصمیمگیری، جبران خسارت قربانیان و جلوگیری از تکرار حملات را مطرح کنند.
در برابر تلاش احتمالی برای تقلیل این اقدام تروریستی به خطای عملیاتی، راهبرد مؤثر، مقابله با روایتسازی با ادله قابل آزمون است. حتی در صورت اثبات نشدن قصد ایجاد رعب بهعنوان نیت کیفری، اثر اجتماعی حمله به یک مراسم خانوادگی، بهویژه هنگامی که کودکان در بین قربانیان باشند، میتواند در ارزیابی پیامدهای انسانی و روانی عملیات اهمیت اساسی داشته باشد. از این رو، مستندسازی شهادت خانوادهها، ثبت پیامدهای اجتماعی و روانی این ترور و حفظ یاد قربانیان نیز بخشی از مسئولیت ملی و تاریخی در برابر این جنایت جنگی خواهد بود.
در شرایطی که جنایات تاریخی مشابه نشان میدهد این شیوه جنایت به روشی استاندارد در برنامه نظامی رژیم کودککش آمریکا تبدیل شده است و جامعه جهانی نسبت به مهار این سبعیت ناتوان است، تنبیه جنایتکار و پشیمانسازی وی جزو اهداف نظامی تراز اول ایران مقتدر خواهد بود تا به حول و قوه الهی این سنت شوم شیطانی و این وجود منحوس از هستی ساقط شود. به لحاظ حقوقی نیز، هدف نهایی بایستی ایجاد هزینه حقوقی، سیاسی و اعتباری برای چنین اقداماتی و تبدیل کوهستک به نمونهای مستند از ضرورت حمایت واقعی از غیرنظامیان بهگونهای باشد که هیچ روایتسازی رسانهای یا تغییر نام این جنایت نتواند بر ضرورت قاطع تنبیه جنایتکار خدشه وارد سازد.
درس مهم دیگری که اینگونه جنایاتهای جنگی به ما میدهد، تعمیق شناخت روحیه و منش آمریکای پلید و جنایتکار است که استکبار و زورگوئی به تعبیر امام شهید روحیه ذاتی آن شده است. آمریکا بدنبال روشهای استعماری از جنس استعمار اول یعنی توسعه سرزمین و تسخیر منابع اقتصادی و موقعیتهای راهبردی سایر ملت هاست. سیاست هایکبکی و نادیده انگاشتن خباثت آمریکا، شوکهای بزرگی را برای سرنوشت یک ملت رقم میزند که خسارت آن جبران ناپذیر است. در این مقطع تاریخی، برای جمهوری اسلامی ایران، راهی جز پیشیمان سازی آمریکا از مسیر اقتدار دفاعی و نظامی وجود ندارد، در عین حال تهاجم و پوشش فراگیر رسانهای، فعالیت گسترده پیگری حقوقی مردمی و رسمی نظام یک امر ضروری است.
انتهای پیام/