روایت آموس گیتای از فلسطین و زخم‌های فراموش‌نشده جنگ/ مردم اسرائیل در شوک ناشی از سطح خشونت و بی‌رحمی هستند

آوارگان فلسطینی
جشنواره فیلم ونیز امسال میزبان چند اثر با تمرکز بر تحولات خاورمیانه است؛ در این میان، مستند «جاده اریحا» ساخته آموس گیتای، کارگردان باسابقه اسرائیلی، با محوریت روستای فلسطینی «خان‌الاحمر» در کرانه باختری اشغالی، روایتی از زندگی یک جامعه بدوی و سال‌ها تهدید برای تخریب مدرسه این منطقه ارائه می‌کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا به نقل از گاردین، روستای خان‌الاحمر در مسیر میان بیت‌المقدس و اریحا و در نزدیکی بزرگراه یک قرار دارد. در مرکز این روستا مدرسه‌ای قرار گرفته که به دلیل استفاده از لاستیک، چوب و خشت در ساخت آن به «مدرسه لاستیک‌ها» شهرت یافته است. حدود ۳۰۰ کودک و نوجوان از جامعه بدوی منطقه در این مدرسه تحصیل می‌کنند.

به نوشته گاردین، مقام‌های اسرائیلی برای ساخت این مدرسه مجوز رسمی صادر نکرده‌اند و کل سکونتگاه را نیز غیرقانونی اعلام کرده‌اند. مدرسه طی هشت سال گذشته با خطر تخریب روبه‌رو بوده و به نمادی از مقاومت در برابر خشونت شهرک‌نشینان تبدیل شده است.

گیتای معتقد است فشار‌های بین‌المللی تاکنون مانع از تخریب مدرسه شده است. او این مدرسه را نوعی آزمون برای جامعه جهانی می‌داند تا مشخص شود این جامعه تا چه اندازه برای حمایت از حقوق ساکنان خان‌الاحمر حاضر به اقدام است.

به گفته او، اروپا در این موضوع ایستادگی کرده و با تخریب مدرسه مخالفت کرده است، هرچند آینده آن همچنان نامشخص است.

مدرسه‌ای که به نماد مقاومت تبدیل شد

«مدرسه لاستیک‌ها» نقطه آغاز و محور اصلی مستند «جاده اریحا» است؛ فیلمی که گیتای در آن تلاش می‌کند تاریخ پرتنش سال‌های اخیر را از زاویه‌ای متفاوت روایت کند. این فیلم علاوه بر وضعیت کرانه باختری، به نقش خود گیتای به‌عنوان فیلمسازی می‌پردازد که چند دهه تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه را دنبال کرده است.

گیتای ۷۵ ساله برای ساخت این اثر به آرشیو چهار دهه فعالیت سینمایی خود نیز رجوع کرده است. تصاویر مربوط به مدرسه خان‌الاحمر با بخش‌هایی از آثار قدیمی او درهم آمیخته و از جمله تصاویری از آرتور میلر، نمایشنامه‌نویس آمریکایی، در فیلم «عدن» محصول سال ۲۰۰۱ و همچنین گفت‌و‌گو‌های آرشیوی با شیمون پرز و اسحاق رابین در دوره توافق‌های اسلو در دهه ۱۹۹۰ در فیلم دیده می‌شود.

گیتای می‌گوید آینده در آن دوران بسیار روشن‌تر به نظر می‌رسید، اما به باور او بسیاری از چهره‌های عاقل و میانه‌رو آن دوره دیگر از صحنه سیاسی کنار رفته‌اند.

ترور رابین؛ پایان گفت‌و‌گو

این کارگردان اسرائیلی ترور اسحاق رابین در سال ۱۹۹۵ به دست یک دانشجوی اسرائیلی وابسته به جریان راست افراطی را نقطه عطفی در شکست تلاش‌ها برای ایجاد گفت‌و‌گو می‌داند.

گیتای معتقد است رابین سیاستمداری واقع‌گرا بود که خواهان دستیابی به توافق بود و آمادگی داشت مسائل مختلف را روی میز مذاکره بگذارد، زیرا می‌دانست هیچ توافقی را نمی‌توان به طرف مقابل تحمیل کرد و توافق تنها زمانی معنا دارد که دو طرف بر سر آن به توافق برسند.

او درباره شرایط امروز می‌گوید آن دوره دیگر وجود ندارد و همه چیز بی‌ثبات شده است.

این فیلمساز شرایط کنونی را بدترین دوره‌ای توصیف می‌کند که در طول زندگی خود تجربه کرده و می‌گوید بسیاری از مردم اسرائیل طی سه سال گذشته در شوک ناشی از سطح خشونت و بی‌رحمی رخ‌داده قرار داشته‌اند.

سینمایی درباره خاورمیانه در ونیز

«جاده اریحا» یکی از چند فیلم جشنواره فیلم ونیز امسال است که به شکل مستقیم به مسائل خاورمیانه می‌پردازد.

فیلم «نازا» که محصول مشترک با گاردین است و در بخش مسابقه اصلی جشنواره حضور دارد، نقش ارتش اسرائیل در کشتار گسترده غیرنظامیان فلسطینی را مورد توجه قرار می‌دهد. همچنین «راجین؛ ما بازخواهیم گشت» یک مستند واقعیت مجازی درباره پاک‌سازی قومی در کرانه باختری است که در بخش واقعیت مجازی جشنواره به نمایش درآمده است.

با این حال، رویکرد «جاده اریحا» با بسیاری از آثار سیاسی متفاوت است.

گاردین این فیلم را اثری شاعرانه و تأمل‌برانگیز توصیف می‌کند که به جای ارائه یک موضع‌گیری مستقیم و جدلی، با استفاده از تصاویر، خاطره و قطعاتی از تاریخ، مخاطب را با وضعیت منطقه مواجه می‌کند.

گیتای نیز درباره رویکرد خود می‌گوید فیلمسازی را نوعی کنش مدنی می‌داند و زمانی سراغ ساخت فیلم می‌رود که موضوعی او را تحت تأثیر قرار داده یا آشفته کرده باشد.

او حدود ۱۰ سال پیش و هنگام فیلمبرداری فیلمی دیگر برای نخستین بار به خان‌الاحمر رفت و پایداری و تعهد جامعه بدوی این منطقه او را تحت تأثیر قرار داد.

گیتای می‌گوید پس از آن تصمیم گرفت از فیلمسازی برای دفاع از مدرسه استفاده کند.

«هنر واقعیت را تغییر نمی‌دهد»

گیتای در عین حال نسبت به آثاری که با قطعیت کامل و دستورکاری کاملاً مشخص ساخته می‌شوند، محتاط است. او معتقد نیست هنر بتواند مستقیماً واقعیت سیاسی را تغییر دهد، اما بر این باور است که هنر می‌تواند خاطرات را زنده نگه دارد و ایده‌هایی را در ذهن مخاطب باقی بگذارد.

به اعتقاد او، سلاح و پول جهان را به حرکت درمی‌آورند، اما ایده‌ها نیز قدرت تغییر دارند و سینما می‌تواند ظرف مناسبی برای انتقال این ایده‌ها باشد.

این نگاه به آثار قدیمی گیتای نیز بازمی‌گردد. او در مستند «دفترچه میدانی» محصول سال ۱۹۸۲ که درباره غزه و در آستانه جنگ لبنان ساخته شده بود، با بسام شکا، شهردار وقت نابلس، گفت‌و‌گو کرده بود.

شکا پس از آنکه در حمله‌ای از سوی شهرک‌نشینان اسرائیلی یک پای خود را از دست داده بود، با ویلچر رفت‌وآمد می‌کرد. گیتای از او پرسیده بود که خود را خوش‌بین می‌داند یا بدبین و شکا در پاسخ گفته بود بدبینی تجملی است که نمی‌توان از عهده آن برآمد.

بیش از چهار دهه بعد، این جمله همچنان برای گیتای معنا دارد.

امید؛ تنها راه باقی‌مانده

گیتای می‌گوید نمی‌تواند خود را به‌سادگی خوش‌بین بداند، زیرا با توجه به شرایط کنونی چنین ادعایی می‌تواند ساده‌لوحانه باشد. با این حال، او برای توضیح دیدگاه خود به تاریخ اروپا در حدود ۸۰ سال پیش اشاره می‌کند؛ قاره‌ای که در جنگ جهانی دوم شاهد کشتار میلیون‌ها انسان بود، اما پس از آن توانست بازسازی شود.

از نگاه گیتای، تاریخ نشان می‌دهد که جوامع انسانی حتی پس از تجربه دوره‌های بسیار هولناک نیز می‌توانند دوباره کنار یکدیگر قرار بگیرند و خود را بازسازی کنند.

«جاده اریحا» نیز بر همین اساس، تنها روایتی درباره یک مدرسه در روستایی فلسطینی نیست، بلکه تلاشی برای پیوند دادن وضعیت امروز کرانه باختری با دهه‌ها تاریخ، خشونت، شکست مذاکرات صلح و خاطرات سیاسی است.

گیتای معتقد است سینما شاید نتواند به‌تنهایی واقعیت سیاسی را تغییر دهد، اما می‌تواند حافظه را زنده نگه دارد و امکان اندیشیدن به آینده‌ای متفاوت را حفظ کند.

او در نهایت بر ضرورت حفظ امید تأکید می‌کند و معتقد است امید و ایده‌ها همچنان از مهم‌ترین نیرو‌های ایجاد تغییر هستند.

انتهای پیام/

ارسال نظر