زبانهای امروز تنها بخشی از تنوع زبانی بشر هستند
امروز در جهان حدود ۷۵۰۰ زبان با گفتار یا اشاره استفاده میشود؛ اما زبانهایی که امروز میشناسیم، تنها بخشی از تاریخ بسیار طولانی و پیچیده زبان انسان هستند. اینکه در هزاران سال گذشته چند زبان در جهان وجود داشته و چه زمانی تنوع زبانی به بیشترین میزان خود رسیده، پرسشی است که پاسخ دقیقی برای آن وجود نداشته است.
آناتک در گفتوگو با دکتر «دامیان بلاسی» (Damian Blasi)، نویسنده اصلی این پژوهش و استاد پژوهشی مؤسسه تحقیقات و مطالعات پیشرفته کاتالان (ICREA)، به بررسی تاریخ تنوع زبانی جهان، دلایل افزایش و کاهش تعداد زبانها و نقش جوامع و امپراتوریهای گذشته در این روند پرداخته است. بلاسی پژوهشگر مرکز مغز و شناخت دانشگاه پومپئو فابرا در بارسلونا، کارشناس تنوع زبانی در یونسکو و پژوهشگر همکار آزمایشگاه فرهنگ، شناخت و همتکاملی دانشگاه هاروارد است.
این پژوهش که با همکاری محققانی از اسپانیا، آمریکا و آلمان انجام شده و نتایج آن در مجله «ساینس» (Science) منتشر شده است، تلاش میکند تصویری از تغییرات تنوع زبانی جهان در ۱۲ هزار سال گذشته ارائه دهد؛ دورهای که بخش عمده آن با هولوسن، دوره زمینشناسی کنونی، همزمان است.
از آنجا که برای دوران پیش از شکلگیری سوابق مکتوب، تقریبا هیچ آمار مستقیمی از تعداد زبانهای موجود در جهان نداریم، پژوهشگران برای بازسازی این تاریخ از دادههای مربوط به ۱۷۱ جامعه شکارچی-گردآورنده و ماهیگیر، برآوردهای جمعیتی جهان در گذشته و مدلهای آماری و محاسباتی استفاده کردند.
نتایج این مدلسازی نشان میدهد در آغاز هولوسن احتمالا بین ۴۵۰۰ تا ۶۲۰۰ زبان در جهان وجود داشته است. با گذشت زمان، تعداد زبانها افزایش یافته و بر اساس برخی مدلها، تنوع زبانی جهان ممکن است در دورهای به دهها هزار زبان رسیده باشد.
نکته قابل توجه این است که این اوج احتمالا نه در دوران بسیار دور، بلکه حدود هزار تا سه هزار سال پیش رخ داده است. پس از آن، بهویژه در دو هزار سال گذشته، تعداد زبانها با سرعت بیشتری کاهش یافته است.
این یافته میتواند نگاه رایج درباره نابودی زبانها را نیز تغییر دهد. اگرچه استعمار اروپایی نقش مهمی در از بین رفتن بسیاری از زبانها داشته، اما مدلهای این پژوهش نشان میدهند روند کاهش تنوع زبانی احتمالا قرنها پیش از آغاز استعمار اروپایی شروع شده است.
در این گفتوگو، دکتر بلاسی درباره اینکه چرا تنوع زبانها با وجود افزایش جمعیت در مقطعی به اوج رسیده، چه عواملی باعث از بین رفتن زبانها شدهاند، امپراتوریهای عصر آهن چه نقشی در این روند داشتهاند و چرا نمیتوان ویژگیهای مشترک میان زبانهای جهان را لزوما نشانه برتری ذاتی یک زبان دانست، توضیح داده است.

دکتر «دامیان بلاسی» (Damian Blasi)
اگر بخواهید یافته اصلی این مطالعه را به زبان ساده برای عموم مردم توضیح دهید، مهمترین پیام آن چیست؟
تا همین گذشته نزدیک، یعنی فقط چند هزار سال پیش، زبانهای بسیار بیشتری ــ و احتمالا فرهنگهای بسیار بیشتری ــ نسبت به امروز وجود داشته است. این موضوع اهمیت دارد، زیرا احتمالا آنچه امروز از زبانهای انسانی میبینیم، تنها بخش کوچکی از گسترهای است که زبانها در طول تاریخ میتوانستهاند داشته باشند.
مطالعه شما نشان میدهد که تنوع زبانها در آغاز هولوسن کمتر از امروز بوده، سپس برای هزاران سال بیشتر شده و در نهایت بهشدت کاهش یافته است. این یافته چه چیزی درباره گذشته و تاریخ زبانهای بشر به ما میگوید؟
یکی از پیامدهای این یافته آن است که برخلاف باور رایج، از دست رفتن زبانها در سراسر جهان نه اخیرا و با استعمار مدرن آغاز شده و نه به نخستین گسترش جوامع کشاورز بازمیگردد؛ بلکه ممکن است با ظهور نخستین امپراتوریهای بزرگ بینالمللی، مانند مادها و ...، مرتبط باشد.
چون از دوران پیشاتاریخ شواهد مستقیمی در دست نداریم، چطور میتوان تاریخ تنوع زبانها را بازسازی کرد؟ به زبان ساده، تیم شما چطور توانست این «بایگانی مفقود» از زبانها را مدلسازی کند؟
این مدل بر فرضیاتی درباره رابطه میان جمعیتها و زبانها استوار است. تا زمانی که بتوانیم فرض کنیم که ۱) تعداد گروههای شکارچی-گردآورنده با تعداد زبانها در اوایل هولوسن قابل مقایسه بوده است و ۲) این انسانها و نه زبانها، بودهاند که در طول هولوسن با شتاب بیشتری رشد کردهاند، میتوانیم درباره زبانها استنباطهایی داشته باشیم.
یکی از یافتههای جالب مقاله، وجود یک «عصر طلایی» زبانی حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش است. به نظر شما چرا این اوج در این دوره اتفاق افتاده، نه در دوران پیشاتاریخ؟
زیرا این اتفاق در یک نقطه مطلوب خاص رخ داد: انسانها و جمعیتهای کافی وجود داشتند تا امکان شکلگیری تعداد کافی از آزمایشهای متنوع زبانی را فراهم کنند، اما فناوری و سازمانهای اجتماعی هنوز به اندازه کافی کارآمد نبودند که بتوانند گروههای بسیار بزرگ انسانی را کنترل و به یکدیگر پیوند دهند.
یافتههای شما نشان میدهد که کاهش تعداد زبانها، پیش از گسترش استعمار اروپا آغاز شده است. به نظر شما چه عوامل تاریخی، مانند تغییرات سیاسی، جمعیتی، بیماریها یا تغییرات فرهنگی، بیشترین نقش را در این روند داشتهاند؟
[یکی از عوامل مهم میتواند]گسترش امپراتوریهای عصر آهن باشد؛ فرایندی که شاید تحت تأثیر شیوههای جدید و سلسلهمراتبی سازماندهی اجتماعی، فناوریهای جدیدی که به افزایش بازده کشاورزی منجر شدند ــ مانند گاوآهن دارای تیغه آهنی ــ و اهلیسازی اسبها و عوامل دیگری از این دست قرار گرفته باشد. همه این عوامل باعث ایجاد تفاوت قدرت میان این گروهها و گروههای دیگر شدند؛ بهگونهای که گروههای کوچکتر یا جذب شدند، چه بهصورت داوطلبانه و چه غیرداوطلبانه، یا شاید بهطور کامل از میان رفتند. این از میان رفتن میتوانست مستقیما رخ دهد، مانند نسلکشی، یا بهطور غیرمستقیم، از طریق گسترش عوامل بیماریزا.
شما معتقدید زبانهای امروزی نتیجه یک انتخاب تاریخی هستند. این دیدگاه چگونه میتواند توضیح دهد که چرا بعضی ویژگیهای زبانی رایجتر، طبیعیتر یا برای ذهن انسان مناسبتر به نظر میرسند؟
این گلوگاه در تنوع زبانی، به خودی خود بر اساس ماهیت زبانها عمل نمیکرد، اما توزیع زبانها را به شکل متفاوتی تحت تأثیر قرار داد. اگر گروهی که گسترش پیدا کرد دارای ویژگی A بود و با گروههایی دارای ویژگی B مواجه میشد، احتمال داشت ویژگی A در طول زمان باقی بماند. بنابراین، ویژگیهایی که امروزه در زبانهای سراسر جهان فراوان و بهطور گسترده قابل مشاهدهاند، تا حد زیادی میتوانند حاصل یک تصادف تاریخی باشند و ارتباط چندانی با ترجیحات ذاتی یا اکتسابی انسان برای انواع خاصی از زبانها نداشته باشند.
انتهای پیام/