آخرین اخبار:
یک پژوهشگر «دانشگاه فنی دانمارک» در گفت‌وگو با آناتک:

حضور در یک موقعیت مشترک ضربان قلب افراد را هماهنگ می‌کند

هانلوهه
بدن انسان از حضور دیگران بی‌تأثیر نمی‌ماند. حضور در کنار دیگران می‌تواند روی ضربان قلب ما اثر بگذارد. وقتی افراد به هم نزدیک هستند یا با هم کاری انجام می‌دهند، ضربان قلبشان بیشتر شبیه هم می‌شود. این هماهنگی میان افرادی که یکدیگر را می‌شناسند بیشتر است و در محیط‌های شلوغ و پرسر‌وصدا کاهش پیدا می‌کند.

ضربان قلب انسان فقط به فعالیت‌های بدن واکنش نشان نمی‌دهد و ممکن است از حضور و تعامل با دیگران نیز تأثیر بگیرد. یک پژوهش جدید نشان می‌دهد وقتی افراد در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، فعالیت مشترکی انجام می‌دهند یا به یک موضوع واحد توجه می‌کنند، ضربان قلب آن‌ها می‌تواند الگوهای مشابهی پیدا کند؛ پدیده‌ای که «هم‌زمانی فیزیولوژیک بین‌فردی» (Interpersonal Physiological Synchrony) نام دارد.

پژوهش‌های قبلی نشان داده بودند که چنین هماهنگی‌ای ممکن است هنگام گفت‌وگو، همکاری یا تجربه‌های مشترک ایجاد شود، اما بیشتر این مطالعات در محیط‌های آزمایشگاهی انجام شده بودند. این بار پژوهشگران دانشگاه فنی دانمارک این پدیده را در زندگی روزمره بررسی کردند. آن‌ها در جریان سه سفر چندروزه به نیویورک، بیش از هزار ساعت داده مربوط به ضربان قلب، موقعیت مکانی و محیط صوتی ۷۲ دانشجو را جمع‌آوری و تحلیل کردند.

نتایج این مقاله علمی که گزارش آن پیش‌تر با عنوان «ضربان قلب انسان‌ها در فاصله نزدیک هماهنگ می‌شود» در آناتک منتشر شده است، نشان داد هرچه افراد به یکدیگر نزدیک‌تر باشند، فعالیت مشترکی داشته باشند و توجه آن‌ها بیشتر روی یک موضوع واحد متمرکز باشد، ضربان قلبشان نیز هماهنگ‌تر می‌شود.

این هماهنگی در میان افرادی که از قبل یکدیگر را می‌شناختند بیشتر بود و در محیط‌های شلوغ و پر سر و صدا کاهش پیدا می‌کرد. البته این یافته به معنای آن نیست که قلب افراد مستقیماً با یکدیگر «هماهنگ» می‌شود یا آن‌ها الزاماً احساسات یکسانی دارند؛ بلکه این هماهنگی می‌تواند بازتابی از تجربه و توجه مشترک افراد باشد.

به عبارت دیگر، تعاملات اجتماعی ممکن است علاوه بر رفتار و گفت‌وگو، در فعالیت‌های بدن ما نیز بازتاب پیدا کنند؛ حتی بدون اینکه خودمان متوجه آن باشیم. این یافته می‌تواند به پژوهشگران کمک کند تا ارتباط میان بدن انسان و تجربه‌های اجتماعی را در شرایط واقعی زندگی بهتر بررسی کنند.

برای بررسی بیشتر این موضوع و اینکه چه عواملی باعث هماهنگ شدن ضربان قلب افراد می‌شود، با «هانلو هه» (Hanlu He)، دانشجوی دکتری در گروه سامانه‌های شناختی، دپارتمان ریاضیات کاربردی و علوم کامپیوتر «دانشگاه فنی دانمارک» (DTU)، پژوهشگر و نویسنده این مطالعه گفت‌وگو کرده‌است.

Hanlu He

هانلو هه _ Hanlu He

چه عواملی باعث می‌شوند ضربان قلب افراد با یکدیگر هماهنگ شود؟

ما دریافتیم که ضربان قلب افراد در جریان تعاملات اجتماعی در دنیای واقعی، به یکدیگر شبیه‌تر می‌شود. این اتفاق به‌ویژه زمانی بیشتر رخ می‌دهد که افراد از نظر فیزیکی به یکدیگر نزدیک باشند، در فعالیتی مشترک مشارکت داشته باشند یا به موضوع واحدی توجه کنند و همچنین زمانی که از قبل یکدیگر را می‌شناسند. در مقابل، زمانی که افراد فاصله بیشتری از یکدیگر دارند یا محیط صوتی برقراری ارتباط را دشوارتر می‌کند، میزان همگامی ضربان قلب کمتر است.

چطور متوجه شدید که هماهنگی ضربان قلب در زندگی روزمره هم اتفاق می‌افتد و فقط مخصوص آزمایشگاه نیست؟

بیشتر مطالعات پیشین در آزمایشگاه و در شرایط کاملاً کنترل‌شده انجام شده‌اند. در مطالعه ما، بیش از هزار ساعت داده مربوط به ۷۲ دانشجو را در جریان سفر‌های چندروزه به شهر نیویورک تحلیل کردیم. در این مدت، ضربان قلب، موقعیت مکانی (GPS) و محیط صوتی را به‌طور پیوسته و هم‌زمان با فعالیت‌های روزمره افراد ثبت کردیم. مشاهده الگو‌های مشابه در سه سفر مستقل نشان می‌دهد که همگامی ضربان قلب می‌تواند به‌عنوان یک شاخص قابل‌اعتماد از میزان تعامل اجتماعی در زندگی روزمره عمل کند.

چرا بدن ما در تعامل با دیگران، حتی بدون اینکه متوجه باشیم، با آن‌ها هماهنگ می‌شود؟

ما فکر نمی‌کنیم که قلب افراد مستقیماً مانند یک مترونوم با یکدیگر هماهنگ شود. در عوض، مشاهده کردیم که ضربان قلب افراد زمانی که در فعالیتی مشترک مشارکت دارند یا به موضوع واحدی توجه می‌کنند، تمایل دارد به شیوه‌هایی مشابه افزایش یا کاهش پیدا کند. بنابراین، به نظر می‌رسد همگامی ضربان قلب بازتابی از تجربه‌های مشترک باشد؛ یعنی زمانی که افراد در یک موقعیت اجتماعی یکسان قرار دارند، آن موقعیت را به شیوه‌هایی مشابه پردازش می‌کنند.

آیا هماهنگ شدن ضربان قلب افراد می‌تواند به درک بهتر ارتباط و تعامل میان آن‌ها کمک کند؟

یافته‌های ما نشان می‌دهد که چنین امکانی وجود دارد. حتی بدون اینکه افراد از این موضوع آگاه باشند، الگو‌های قابل‌اندازه‌گیری در ضربان قلب آنها وجود دارد که نشان می‌دهد چه زمانی با یکدیگر یا با یک رویداد مشترک درگیر و همراه هستند. البته این به آن معنا نیست که افراد از نظر عاطفی به معنای واقعی کلمه «با یکدیگر هماهنگ» هستند، بلکه به نظر می‌رسد تعاملات اجتماعی یک نشانگان فیزیولوژیک قابل‌اندازه‌گیری بر جای می‌گذارند.

آیا در آینده می‌توان از این روش برای شناسایی و درک بهتر مشکلات ارتباطی میان افراد استفاده کرد؟

این حوزه هنوز در مراحل ابتدایی پژوهش قرار دارد، اما فکر می‌کنیم ظرفیت چنین کاربردی را دارد. اگر همگامی ضربان قلب بازتابی از میزان تعامل اجتماعی در زندگی روزمره باشد، در نهایت می‌تواند به ما کمک کند موقعیت‌هایی را که در آن برقراری ارتباط دشوارتر است یا میزان تعامل اجتماعی میان افراد متفاوت است، بهتر درک کنیم. با این حال، پیش از آنکه بتوان از این روش در کاربرد‌های عملی استفاده کرد، به پژوهش‌های بسیار بیشتری نیاز است.

محیط‌های پرسر‌وصدا چگونه بر ارتباط ما با دیگران و هماهنگی بدنمان با آن‌ها تأثیر می‌گذارند؟

ما دریافتیم که در محیط‌های صوتی چالش‌برانگیزتر، میزان همگامی ضربان قلب کمتر بود. یکی از توضیح‌های احتمالی این است که محیط‌های پر سروصدا، برقراری ارتباط و توجه مشترک را دشوارتر می‌کنند و در نتیجه، میزان همسویی فیزیولوژیک افراد کاهش می‌یابد. با این حال، از آنجا که مطالعه ما از نوع مشاهده‌ای است، نمی‌توانیم بگوییم که سروصدا مستقیماً باعث این کاهش می‌شود.

آیا این روش می‌تواند به ما کمک کند تا نقش ارتباطات اجتماعی در سلامت و حال خوب انسان را بهتر بفهمیم؟

به‌طور بالقوه، بله. می‌دانیم که ارتباطات اجتماعی برای سلامت و بهزیستی اهمیت دارد، اما اندازه‌گیری آن در زندگی روزمره می‌تواند دشوار باشد. همگامی ضربان قلب ممکن است در آینده روشی عینی برای مطالعه نحوه تعامل افراد با یکدیگر در محیط‌های طبیعی فراهم کند؛ هرچند پیش از آنکه بتوان درباره ارتباط آن با سلامت نتیجه‌گیری کرد، به پژوهش‌های بسیار بیشتری نیاز است.

آیا در آینده می‌توان از اندازه‌گیری همگامی فیزیولوژیک برای مطالعه بهتر روابط و تعاملات اجتماعی استفاده کرد؟

این یکی از ظرفیت‌های هیجان‌انگیز این رویکرد است. با ترکیب حسگر‌های پوشیدنی با اطلاعات مربوط به محیط و زمینه اجتماعی افراد، ممکن است بتوانیم تعاملات اجتماعی را به‌طور پیوسته در محیط‌های واقعی زندگی مطالعه کنیم، نه اینکه این بررسی‌ها فقط به آزمایشگاه محدود باشند. ما این روش را مکملی برای معیار‌های رفتاری و گزارش‌های شخصی موجود می‌دانیم، نه جایگزینی برای آنها.

این پژوهش درباره تأثیر روابط و تعاملات اجتماعی بر بدن انسان چه چیزی به ما می‌آموزد؟

مطالعه ما نشان می‌دهد که تجربه‌های اجتماعی روزمره نه‌تنها در افکار و رفتار ما، بلکه در تغییرات ظریف ضربان قلب نیز بازتاب پیدا می‌کنند. به نظر می‌رسد نحوه نوسان ضربان قلب ما می‌تواند جنبه‌هایی از توجه مشترک و تعامل اجتماعی را در جریان تعاملات روزمره ثبت کند. این یافته نشان می‌دهد که فیزیولوژی بدن ما تا چه اندازه با دنیای اجتماعی پیرامونمان پیوند نزدیکی دارد.

انتهای پیام/

ارسال نظر