گام بلند جهاددانشگاهی برای رفع ناترازی انرژی با بومیسازی اینورترهای توانبالا/ بازتعریف مشاغل؛ راهکار موثر برای خروج از بنبست اشتغال+ فیلم
به گزارش خبرنگار آنا، جهاددانشگاهی بهعنوان نهادی پیشرو در عرصههای علمی و فناوری، با عبور از رویکردهای صرفاً آماری، بر ایجاد «فرهنگ خودباوری» و «شبکهسازی نخبگان» متمرکز شده است. علی منتظری، رئیس جهاددانشگاهی، در گفتوگو با آنا ضمن تشریح برنامههای این نهاد برای کاهش هدررفت انرژی و توسعه فناوریهای نوین، از مدل مدیریتی «پیشگامیِ نخبگان و حمایتِ نهادی» بهعنوان رمز موفقیت پژوهشگاههای تراز اول کشور نظیر رویان و ابنسینا یاد کرد که مشروح گفتوگو را در ادامه خواهید خواند.
ورود جهاددانشگاهی به حوزه اینورترهای خورشیدی با چه هدفی صورت گرفت؟
در راستای رفع ناترازی انرژی کشور و کمک به برنامههای دولت، جهاددانشگاهی تصمیم گرفت به صورت تخصصی وارد حوزه طراحی و ساخت اینورترهای توانبالای خورشیدی شود. باید توجه داشت که اینورترها در واقع «قلب» یک نیروگاه خورشیدی هستند؛ آنها به عنوان مبدل و منبع تغذیه، برق تولیدی پنلها را مدیریت کرده و از طریق ترانسها به شبکه سراسری تزریق میکنند. با توجه به توانمندیهای جهاددانشگاهی در حوزههای برق، الکترونیک و مکانیک، ما پیشنهادی را به وزارت نیرو و سازمان انرژیهای تجدیدپذیر (ساتبا) ارائه دادیم که بر اساس آن، نه تنها اینورترها، بلکه استراکچر و ترانسهای این نیروگاهها نیز بهصورت بومی ساخته شود.
تاکنون چه دستاوردهای فنی در این مسیر حاصل شده است؟
خوشبختانه با همت متخصصان ما، اولین اینورتر ۲۵۰ کیلوواتی با دانش کاملاً ایرانی ساخته شد. در حال حاضر نیز در حال ساخت اینورترهای ۳۶۰ کیلووات و ۱۲۵۰ کیلووات (۱.۲۵ مگاوات) هستیم که بزرگترین اینورتر خورشیدی کشور محسوب میشود. ما با این اقدامات در حال تکمیل زنجیره ارزش تجهیزات نیروگاههای خورشیدی هستیم و با بومیسازی این فناوری، کشور را از واردات این تجهیزات حساس بینیاز میکنیم.
این بومیسازی چه تأثیری بر اقتصاد و امنیت کشور دارد؟
دو دستاورد اصلی این کار، جلوگیری از خروج ارز و ارتقای امنیت است. از یک سو، با ساخت تجهیزات در داخل، نیاز به واردات و خروج ارز کاهش مییابد. از سوی دیگر، از آنجا که اینورتر قلب نیروگاه است، طراحی و ساخت آن با نرمافزارهای کاملاً ایرانی، ضریب امنیت سایبری کشور را به شدت بالا میبرد و از هرگونه عملیات خرابکارانه سایبری احتمالی که ممکن است از طریق اینترنت و نرمافزارهای خارجی رخ دهد، جلوگیری میکند.
چشمانداز جهاددانشگاهی برای تامین نیازهای برق کشور چیست؟
دولت برنامههای کلانی برای تامین برق کشور دارد که شامل فاز اول ۸۰۰۰ مگاواتی و هدفگذاری نهایی ۶۰ هزار مگاواتی است. جهاددانشگاهی به عنوان سازنده و فناور در بخشهای «هایتک» این زنجیره ارزش، از جمله اینورتر و ترانس، نقش اصلی را ایفا میکند. با توجه به اقلیم ایران و توانمندی جوانان ما، امیدواریم در آینده بسیار نزدیک، نه تنها در بخش ساخت استراکچر و اینورتر، بلکه در کنار تولیدکنندگان پنلهای خورشیدی، به خودکفایی کامل در این ۶۰ هزار مگاوات برسیم و دغدغه ناترازی انرژی در حوزه نیروگاههای پاک را برای همیشه برطرف کنیم.
جهاددانشگاهی «شبکه ارادهها» است، نه فروشگاه زنجیرهای/ الگوی ما حمایت از نخبگان برای حل مسائل ملی است
برنامه جهاددانشگاهی برای مدیریت ناترازی انرژی و کاهش هدررفت چیست؟
یکی از محورهای اصلی فعالیت ما، استفاده از فناوریهایی است که هدررفت انرژی را از «مبدأ تولید» تا «مقصد مصرف» کاهش دهد. بخشی از تلفات برق کشور مربوط به شبکه انتقال و توزیع است. ما در حوزههای فنی و الکترونیک، راهکارهایی را برای کاهش این هدررفتها شناسایی کردهایم. البته تأکید من این است که فراتر از اعداد و رقمها، باید به «اراده و عزم» پشت این کارها توجه کرد. فناوری بدون ارادهِ اجرایی، به نتیجه مطلوب نمیرسد. ما در حال بررسی دقیقترِ این فناوریها با تیمهای فنی و متخصصان حوزه برق هستیم تا سهم جهاددانشگاهی در کاهش تلفات انرژی نیروگاهی به شکل عملیاتی و ملموس مشخص شود.
در تمام حوزههای کاری، آمار و ارقام وجود دارد، اما من معتقدم فراتر از این آمارها، «فرهنگِ کار» است که اهمیت دارد. خدمت واقعی به کشور، گسترش فرهنگِ «ما میتوانیم» است. محدودیتهای کشور واقعی است، اما بنبست وجود ندارد. وقتی دانشجو و جوان ما باور کند که استعداد او از میانگین جهانی بالاتر است و همه چیز در دسترس است، بستر رشد فراهم میشود.
تجربه گذشته ما ثابت کرده است هرجا به نیاز کشور پاسخ دادیم، هم توفیق علمی و فرهنگی و فناوری حاصل شد، هم توفیق اقتصادی؛ اما اگر «هدف» را گم کنیم و جهاددانشگاهی را با یک «فروشگاه زنجیرهای» اشتباه بگیریم، هم منافع اقتصادی را از دست میدهیم و هم آبروی علمی خود را.
تفاوت مدل مدیریتی جهاددانشگاهی با سایر ساختارهای پژوهشی در چیست؟
تفاوت ما در ساختار «شبکهای» است، نه زنجیرهای. جهاددانشگاهی به برکت انقلاب، از دیوانسالاریهای مرسومِ نظام رسمی پژوهشی فاصله دارد و همین «چابکی» باعث میشود سریعتر تصمیم بگیریم و اجرا کنیم. مدل ما این است: «نخبه و فرد خلاق جلو میرود، ما پشت سرش میایستیم.» ما نمیگوییم «ما جلو میرویم و شما پشت سر بیایید.» ما بسترسازی میکنیم. پژوهشگاههای بزرگی مثل «رویان»، «ابنسینا» و «ملی سرطان» دقیقاً با همین الگو و بر اساس اعتماد به افراد خلاق شکل گرفتند. ما فقط مسیر را مشخص کردیم و حمایت کردیم.
در حوزههای نوظهور علمی، جهاددانشگاهی چه رویکردی دارد؟
در ماههای اخیر، تصمیمات جسورانهای در حوزههای هوش مصنوعی، علوم شناختی، کوانتوم و زیستمصنوعی گرفتهایم. ما افراد متخصص را پیدا کردیم، زیرساختها را در اختیارشان گذاشتیم و به آنها گفتیم «شما پیش بروید، ما پشت سر شما هستیم.» این رویکردِ حمایتِ پیشبرنده، به ما اجازه میدهد در حوزههایی که هیچکس ریسک ورود به آن را نمیپذیرد، وارد عمل شویم.
اشتغال را «تعریف مجدد» کردیم/ هزینهی استخدام نخبگان از محل «کاهش هدررفت» تأمین میشود
جهاددانشگاهی از چه زمانی به موضوع اشتغال فارغالتحصیلان ورود کرد؟
ما پیشدستانه عمل کردیم. زمانی که احساس کردیم اشتغال قرار است به یکی از چالشهای اصلی کشور برای فارغالتحصیلان تبدیل شود، «سازمان همیاری اشتغال فارغالتحصیلان» را تأسیس کردیم. جالب اینجاست که در آن مقطع، برخی دستگاههای اجرایی به جای همکاری، با رویکردهای دیوانسالارانه و ادعای متولیگری، مانع ادامه فعالیت گسترده ما شدند؛ در حالی که نگاه ما یک نگاه راهبردی و تسهیلگرانه بود، نه تصدیگرانه.
برای اتصال دانشگاهیان به بازار کار چه ابزارهایی طراحی کردید؟
به صورت عملیاتی وارد شدیم. اولین قدم، تأسیس پایگاه اینترنتی «جاب ایران» بود تا فارغالتحصیلان را مستقیماً به صنایع و کارفرمایان نیازمندِ خدمات تخصصی متصل کنیم. گام بعدی، انتشار هفتهنامه «بازارکار» بود که هم محتوای نظری و محتوایی و آموزشی داشت و هم پلی بود برای معرفی فرصتهای شغلی. سمینارها و کتب منتشر شده در آن سالها، گواه آن است که ما پیش از هر چیز، به دنبال کار علمی و نظری در حوزه بازار کار بودیم تا «فرهنگِ اشتغال» را در کشور اصلاح کنیم.
منظور شما از «بازتعریف مشاغل» چیست؟ آیا شغلهای جدیدی تعریف کردهاید؟
دقیقاً همین است. ما معتقدیم بسیاری از مشاغل تعریفشده در ۶۰-۷۰ سال پیش، دیگر کارکردی ندارند و از بین رفتهاند. باید شغلهای جدید تعریف کرد. مثلاً ما پیشنهاد دادیم که در هر نانوایی، یک فوق دیپلم «مسئول بهداشت نان» با تحصیلات دانشگاهی حضور داشته باشد. این فرد با یک دوره آموزشی کوتاه، وظیفه نظارت بر پخت، سلامت و نظافت را بر عهده میگیرد.
چالش تامین هزینه این مشاغل را چگونه حل کردید؟
نکته کلیدی همینجاست؛ بسیاری فکر میکنند اشتغالزایی یعنی بارِ مالی اضافه بر دوش دولت. در حالی که ما ثابت کردیم اینطور نیست. آن «مسئول بهداشت نان» که گفتم، با جلوگیری از هدررفتِ گندم و بهبود کیفیت پخت، هزینهی خود را از محل «صرفهجویی در منابع» تأمین میکند. یعنی لازم نیست دولت هزینهای پرداخت کند؛ بلکه بهرهوریِ ناشی از حضور نیروی متخصص، هزینههای جاری را پوشش میدهد و این همان الگوی «اقتصادِ کارآمد» است که ما در جهاددانشگاهی به دنبالش هستیم.
جهاددانشگاهی «فرصت طلایی» برای تحول علمی/ منتظری: جهاد یک «انتخاب» است، نه یک شغل اداری
با وجود تجربیات گذشته در حوزه اشتغال که با موانع اداری مواجه شد، وضعیت کنونی چگونه است؟
ما در آن سالها، ایدههای نوآورانهای برای اشتغال داشتیم که به دلیل نبود اراده اجرایی یا نگاههای تصدیگرایانه در سایر دستگاهها، به طور کامل اجرا نشد. اما امروز مدل ما تغییر کرده و در چارچوب «اشتغال دانشبنیان» متمرکز شدهایم. هماکنون بیش از ۸۶۰ شرکت در پارکهای علم و فناوری ما فعال هستند که هرکدام دهها نیروی متخصص را به کار گرفتهاند.
یکی از مطالبات جدی شما پیوستن مجدد جهاددانشگاهی به شورای عالی انقلاب فرهنگی است. آخرین وضعیت پیگیریها به کجا رسید؟
تقریبا میتوانم بگویم که همه موافق هستند. یعنی، با رئیسجمهور، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و برخی اعضای این شورا صحبت کرده ام و مطالبه جدی خود را به گوش آنها رسانده ام که به عنوان یک مطالبه جدی در حال پیگیری است. چرا که مشروعیت ما از شورای عالی انقلاب فرهنگی است و احتمال دارد در برخی نهادهای دیگر صادق نباشد، اما در مورد ما این خواستهای به حق است و در این راستا موفقیتها صورت گرفته است، اما کشور با چالش جنگ و مشکلات پس از آن مواجهه شد. به هر حال امیدوارم این امر تحقق پیدا کند. چرا که نگاه مثبت برای حضور مجدد جهاددانشگاهی در شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود دارد و امیدواریم زودتر به سرانجام برسد.

نگاه جهاددانشگاهی به مقوله «نگهداشت نخبگان» و تفاوت آن با سازمانهای دیگر چیست؟
جهاددانشگاهی برای اعضایش یک «انتخاب» است؛ نه جایی برای پست و مقام. منطق ما با دیوانسالاریهای مرسوم سازگاری ندارد. البته آسیبهایی هم بر پیکره جهاد وارد شده، اما ساختار جهاد، «آنتیبادیهای» خاص خود را دارد که اجازه نمیدهد این آسیبها عمیق شود. من پس از ۴۶ سال خدمت، هنوز با همان شوقِ روزهای اول، برای کار سر از پا نمیشناسم؛ این یک فرهنگ تربیتی است که در جهاد نهادینه شده. برای کسی که با این روحیه زندگی میکند، «نگهداشت» به معنایِ اداریِ آن، اصلاً معنا ندارد؛ زیستِ ما خدمت است.
برای تأمین رفاه و انگیزه نیروهای نخبه، آیا با محدودیتهای قانونی حقوق و دستمزد مواجه نیستید؟
ما ۳۰ سال پیش این مسئله را پیشبینی کرده بودیم. در آن زمان، مصوبهای از هیئتامنای جهاددانشگاهی اخذ کردیم که همچنان اعتبار دارد. طبق این مصوبه، به رئیس جهاددانشگاهی اجازه داده شده است برای پژوهشگران و اعضای برجستهای که دارای خدمات «منحصر به فرد» و «فاخر» هستند، خارج از مقرراتِ محدودکننده حقوق و دستمزد، پرداختی داشته باشد. ما ۳۰ سال پیش اینگونه مترقی فکر میکردیم تا نخبگانمان در رفاه و آرامش باشند؛ چرا که میدانیم برای حفظ سرمایههای انسانی، باید «زندگی شرافتمندانه و عزتمندانه» فراهم کنیم.
فراتر از حقوق و دستمزد؛ «کرامت سازمانی» و «آزادی بیان»، محورِ اصلی نگهداشتِ نخبگان در جهاددانشگاهی
آقای دکتر، شما معتقدید برای نگهداشت نیرو، «همه چیز پول نیست». در جهاددانشگاهی چه مؤلفههایی برای این موضوع اولویت دارد؟
دقیقاً همینطور است. ما در جهاددانشگاهی، علاوه بر مسائل معیشتی و مصوبات حمایتی، به «فضای ذهنی و فکری» نیروها اهمیت میدهیم. نخبگان نیاز دارند در سازمانی باشند که به شخصیت آنها بها داده شود، صدایشان شنیده شود و احساس کنند «دیده میشوند». همه تلاش من و همکارانم در این دوره، احیای بخشهای فراموششدهی این فرهنگِ ارزشمند، حفظِ سنتهای خوب گذشته و تقویتِ آنهاست. ما میخواهیم جهاددانشگاهی محیطی باشد که فرد در آن احساس آرامش کند و بداند که برای هویت انسانی او ارزش قائل هستیم.
ما اصرار داریم محیطی بسازیم که دانشجو و استعداد جوان در آن احساس کند اینجا با سایر نهادهای اداری متفاوت است. در فرهنگ سازمانیِ مطلوب ما، جوانان نباید در مقابل رؤسا لکنت زبان پیدا کنند. اتفاقاً ما از ارائهی نظراتِ مخالف استقبال میکنیم و آن را تشویق میکنیم. بدیهی است که نمیتوان تمام نظرات را عملیاتی کرد، اما «ابراز نظر» حقِ هر عضو است و جرم نیست. این آزادیِ بیان، یکی از ستونهای اصلیِ نگهداشتِ نخبگان است.
خروجیِ این «زیستِ متفاوت» در جهاددانشگاهی چیست؟
کافی است نگاهی به تجربه زیسته کسانی بیندازید که در گذشته در جهاددانشگاهی بودند و اکنون به عنوان دانشمندان، محققان و مدیران ارشد در بخشهای مختلف کشور خدمت میکنند. آنها میگویند آموختهها و ارزشهایی که در جهاد دیدند، هیچگاه در زندگی حرفهایشان فراموششدنی نیست. اینکه ما نیروهایی تربیت کردیم که اکنون در سراسر کشور نقشآفرینی میکنند و منشأ اثر هستند، برای ما افتخار است. ما نمیخواهیم همه به اجبار در جهاد بمانند؛ هدف ما تربیتِ انسانهای مؤثری است که چه در جهاد و چه در سایر بخشهای کشور، خدمتگزار مردم و نظام باشند.
انتهای پیام/