یک استادیار معماری دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

مصالح ساختمان‌ها پس از تخریب دوباره ارزش می‌یابند

معماری چرخه‌ای
ساختمان‌ها سال‌ها پس از پایان عمرشان هم می‌توانند بر محیط‌زیست اثر بگذارند؛ از کوه‌های نخاله‌های ساختمانی تا مصرف دوباره منابعی که در دیوارها، سازه‌ها و مصالح دفن شده‌اند. معماری چرخه‌ای تلاش می‌کند این مسیر را تغییر دهد و ساختمان را نه پایان یک مصرف، بلکه آغاز چرخه‌ای تازه از استفاده بداند.

صنعت ساختمان یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان منابع طبیعی و تولیدکنندگان پسماند در جهان است. هر ساختمان از لحظه استخراج مواد اولیه تا ساخت، بهره‌برداری و تخریب، ردپایی محیط‌زیستی بر جای می‌گذارد؛ اما نگاه سنتی به معماری، اغلب پایان عمر بنا را با ویرانی و دور ریختن مصالح یکی می‌داند.

در برابر این رویکرد، مفهوم «معماری چرخه‌ای» مطرح شده است؛ رویکردی که می‌خواهد ساختمان‌ها را بخشی از یک چرخه مداوم استفاده از منابع طراحی کند؛ به‌گونه‌ای که مصالح پس از پایان یک دوره استفاده، دوباره به چرخه ساخت بازگردند، بناها قابلیت تغییر کاربری داشته باشند و ارزش مواد به جای از بین رفتن حفظ شود. این نگاه، معماری را از ساختن بناهای یک‌بارمصرف به سمت طراحی فضاهایی قابل‌تغییر، قابل‌بازگشت و سازگارتر با آینده اقلیمی سوق می‌دهد.

خبرنگار «آناتک» برای بررسی نقش معماری چرخه‌ای در مواجهه با بحران تغییرات اقلیمی و اینکه چگونه می‌توان ساختمان‌ها را از یک محصول مصرفی به منبعی برای استفاده‌های آینده تبدیل کرد، با دکتر فهیمه معتضدیان، استادیار گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و فناوری پردیس، گفت‌وگو کرده‌ است.

ردپای اقلیمی ساختمان‌ها از مرحله تولید مصالح آغاز می‌شود

او درباره نقش معماری چرخه‌ای و طراحی برای جداسازی در مواجهه با بحران تغییرات اقلیمی، ابتدا به جایگاه صنعت ساختمان در مصرف منابع اشاره کرد و گفت: «صنعت ساختمان‌سازی یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان منابع و تولیدکنندگان پسماند در جهان است. بحران تغییرات اقلیمی نشان داده است که دیگر نمی‌توان معماری را صرفا از منظر کاهش مصرف انرژی در دوره بهره‌برداری ساختمان ارزیابی کرد؛ زیرا بخش قابل توجهی از انتشار گازهای گلخانه‌ای به مرحله استخراج مواد اولیه، تولید مصالح، ساخت، تخریب و دفع ضایعات ساختمانی مربوط می‌شود.»

ساختمان‌ها می‌توانند منبعی برای ساخت آینده باشند

فهیمه معتضدیان: بحران تغییرات اقلیمی نشان داده است که دیگر نمی‌توان معماری را صرفا از منظر کاهش مصرف انرژی در دوره بهره‌برداری ساختمان ارزیابی کرد

او در ادامه بیان کرد: «معماری معاصر به سمت مفهوم «معماری چرخه‌ای» (Circular Architecture) حرکت کرده است؛ رویکردی که هدف آن حفظ ارزش مصالح و اجزای ساختمان در طول چرخه عمر و جلوگیری از تبدیل آن‌ها به پسماند است. به گفته این استاد معماری، در این نگاه ساختمان دیگر محصولی با عمر محدود نیست، بلکه به منزله «بانک مصالح» تلقی می‌شود؛ مجموعه‌ای از اجزا که پس از پایان عمر یک بنا نیز می‌توانند دوباره مورد استفاده قرار گیرند. او تاکید کرد که در این رویکرد باید از مدل خطی «ساخت، تخریب و دورریزی» به سمت مدل چرخه‌ای حرکت کرد؛ مدلی که در آن مصالح دوباره وارد چرخه ساخت، استفاده مجدد، بازیافت و نوسازی می‌شوند.»

فهیمه‌ معتضدیان: بخش قابل توجهی از انتشار گازهای گلخانه‌ای به مرحله استخراج مواد اولیه، تولید مصالح، ساخت، تخریب و دفع ضایعات ساختمانی مربوط می‌شود

معتضدیان در ادامه با اشاره به یکی از مفاهیم نوین این حوزه گفت: «در سال‌های اخیر، «گذرنامه مصالح» (Material Passport) نیز به یکی از ارکان معماری چرخه‌ای تبدیل شده است.»

او توضیح داد: «در این رویکرد، برای هر یک از اجزای ساختمان اطلاعاتی مانند نوع ماده، محل استفاده، روش اتصال، قابلیت جداسازی، طول عمر و امکان استفاده مجدد ثبت می‌شود. به گفته او، این شناسنامه دیجیتال به معماران و بهره‌برداران کمک می‌کند تا در پایان عمر ساختمان، به جای تخریب و تولید نخاله، اجزای ارزشمند را بازیابی و دوباره وارد چرخه ساخت کنند و در واقع فناوری‌های دیجیتال را در خدمت اقتصاد چرخشی قرار دهند.»

طراحی برای جداسازی، عمر دوباره ساختمان‌ها را ممکن می‌کند

استاد معماری دانشگاه آزاد سپس به مفهوم طراحی برای جداسازی یا Design for Disassembly (DfD) پرداخت و آن را یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق معماری چرخه‌ای دانست.

 او گفت: «در این روش، ساختمان به گونه‌ای طراحی می‌شود که اجزای آن در آینده بدون تخریب و با حداقل اتلاف منابع از یکدیگر جدا شده و در پروژه‌های دیگر دوباره مورد استفاده قرار گیرند.»

او برای توضیح این ایده، ساختمان را به لگو تشبیه کرد و گفت: «معمار، ساختمان را مانند یک سازه لگو و سامانه‌های مدولار طراحی می‌کند، نه یک قطعه یکپارچه و چسبیده.» به گفته او، اتصالات به جای چسب و جوش با پیچ و مهره و اتصال‌های قابل رؤیت انجام می‌شوند تا جداسازی آسان باشد. او تأکید کرد این نگرش، نقطه مقابل شیوه‌های متداول ساخت است که معمولا پایان عمر ساختمان را با تخریب کامل و تولید حجم زیادی از نخاله‌های ساختمانی همراه می‌دانند.

معتضدیان در ادامه مزایای این رویکرد را فراتر از کاهش پسماند دانست و گفت: «مصرف منابع طبیعی، انرژی مصرف‌شده برای تولید مصالح جدید و میزان انتشار کربن نیز به شکل محسوسی کاهش می‌یابد و در عین حال ارزش‌آفرینی اقتصادی ایجاد می‌شود. او افزود که افزایش قابلیت تعمیر، تعویض و ارتقای اجزای ساختمان، عمر مفید بنا را افزایش می‌دهد و انعطاف‌پذیری آن را در برابر نیازهای آینده بیشتر می‌کند.»

معماری چرخه‌ای ریشه در تجربه‌های سنتی ایران دارد

فهیمه معتضدیان: پژوهش‌های محلی نشان می‌دهد که در معماری سنتی گیلان، مصالح چوبی با نرخ بازاستفاده بالایی عمل می‌کردند. آجرها و کاشی های بناهای تخریب‌شده دوباره در ساختمان‌های جدید استفاده می‌شد، یا تیرهای چوبی، درها و پنجره‌ها و حتی سنگ‌های بناهای تخریبی به ساختمان‌های دیگر منتقل می‌شدند

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو به تجربه معماری سنتی ایران اشاره کرد و گفت: «هرچند این رویکرد در ایران امروز چندان شناخته‌شده نیست؛ اما ریشه‌های آن را می‌توان در معماری گذشته کشور یافت.»

 به گفته وی، پژوهش‌های محلی نشان می‌دهد که در معماری سنتی گیلان، مصالح چوبی با نرخ بازاستفاده بالایی عمل می‌کردند. همچنین آجرها و کاشی‌های بناهای تخریب‌شده دوباره در ساختمان‌های جدید استفاده می‌شدند و تیرهای چوبی، درها، پنجره‌ها و حتی سنگ‌های بناهای تخریبی به ساختمان‌های دیگر منتقل می‌شدند.

معتضدیان تأکید کرد: «بازخوانی این تجربه‌های ارزشمند می‌تواند الگویی بومی و کم‌کربن برای مواجهه با بحران اقلیم امروز در اختیار ما قرار دهد. معماری چرخه‌ای برای ایران مفهومی کاملا وارداتی نیست، بلکه بازخوانی علمی بخشی از خرد نهفته در معماری سنتی ایران است؛ با این تفاوت که امروز این تجربه بومی با ابزارهای نوین، فناوری دیجیتال و ارزیابی چرخه عمر ساختمان تکمیل شده است.»

ساختمان‌های آینده هرگز به زباله تبدیل نمی‌شوند

او همچنین با اشاره به شرایط کنونی کشور گفت: «با توجه به حجم بالای تخریب و نوسازی ساختمان‌ها در ایران، معماری چرخه‌ای می‌تواند به یکی از راهکارهای مهم مدیریت منابع و کاهش آثار زیست‌محیطی صنعت ساختمان تبدیل شود. البته به اعتقاد او، تحقق این تحول مستلزم بازنگری در آموزش معماری، اصلاح مقررات ملی ساختمان، تدوین مشوق‌های اقتصادی و ارتقای فرهنگ نگهداری و بازاستفاده از ساختمان‌ها است.»

معتضدیان در پایان، مهم‌ترین وظیفه معماری در عصر تغییرات اقلیمی را چنین جمع‌بندی کرد: «به اعتقاد من، در عصر تغییرات اقلیمی، موفق‌ترین ساختمان‌ها الزاماً آن‌هایی نیستند که فقط انرژی کمتری مصرف می‌کنند؛ بلکه ساختمان‌هایی هستند که مصالح آن‌ها نیز بتواند چندین بار در چرخه ساخت‌وساز زندگی دوباره پیدا کند. آینده معماری، آینده ساختن کمتر و استفاده هوشمندانه‌تر از آن چیزی است که پیش‌تر ساخته‌ایم؛ تلاش برای خلق ساختمان‌هایی که هرگز زباله نمی‌شوند».

انتهای پیام/

ارسال نظر