استفاده زودهنگام از هوش مصنوعی در کلاس درس خلاقیت و یادگیری را تضعیف می‌کند

هوش مصنوعی
پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد استفاده از هوش‌مصنوعی‌های مولد مانند ChatGPT در همان ابتدای فرایند حل مسئله، می‌تواند تنوع و خلاقیت ایده‌های دانشجویان را کاهش دهد، آنها را به سمت راه‌حل‌های مشابه سوق دهد و حتی رشد مهارت‌های فراشناختی را تضعیف کند. پژوهشگران می‌گویند این ابزار زمانی بیشترین سود را دارد که فکر کردن و ایده‌پردازی‌ها را خود دانشجویان قبل از استفاده از ابزار‌های هوش‌مصنوعی انجام دهند.

به گزارش خبرگزاری آنا، به نقل از «Psychology Today»؛ دیگر نمی‌توان ورود ابزارهای هوش‌مصنوعی به دانشگاه‌ها و مدارس را انکار کرد. این ابزار که حالا از دید بسیاری از دانشجوها و دانش‌آموزان به آنها کمک می‌کند، در واقع خطراتی دارد که شاید برای کاربران عیان نباشد. به باور بسیاری از کارشناسان، زمان ورود هوش‌مصنوعی می‌تواند مسیر شکل‌گیری ایده‌ها و حتی شیوه فکر کردن دانشجویان را تغییر دهد.

یکی از مطالعاتی که با این محور انجام شده، پژوهشی است که «رومرو» در سال ۲۰۲۵ انجام داده است. در این مطالعه، ۳۶ دانشجوی تحصیلات تکمیلی در قالب گروه‌های کوچک مأمور شدند برای یک مسئله پیچیده درباره مدیریت پایدار منابع آب در یک شهر گردشگری راه‌حلی ارائه کنند. گزینش راه‌حل برای این مسئله نیازمند ایجاد تعادل میان حفاظت از محیط‌زیست، توسعه اقتصادی و افزایش تقاضا برای منابع محدود آب بود.

دانشجویان به سه گروه تقسیم شدند. گروه نخست از همان ابتدای کار به «ChatGPT» دسترسی داشت. گروه دوم ۱۵ دقیقه نخست را بدون هوش‌مصنوعی صرف بحث، ایده‌پردازی و بررسی فرضیات کرد و سپس از ChatGPT کمک گرفت. گروه سوم نیز کل فعالیت را بدون استفاده از هوش‌مصنوعی انجام داد. طراحی این آزمایش به پژوهشگران اجازه داد صرفاً اثر «زمان استفاده از هوش‌مصنوعی» را بررسی کنند.

پاسخ‌هایی شبیه به هم که پژوهشگران را شوکه کرد

نتایج نشان داد دو گروهی که از همان آغاز از ChatGPT استفاده کرده بودند، با وجود آنکه هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند، در نهایت به راه‌حل‌هایی بسیار مشابه رسیدند. راه‌حل‌ها از لحاظ ساختاری و فرض‌های اولیه بسیار شبیه هم بودند، حتی گزینه‌هایی که این دو گروه در نظر نگرفته و حذف کرده بودند نیز به به هم شباهت داشت. پژوهشگران می‌گویند این الگو نشان می‌دهد اتکای زودهنگام به هوش‌مصنوعی، دامنه جست‌وجوی ذهنی دانشجویان را محدود کرده و آنها را به سمت مسیرهای فکری رایج هدایت می‌کند.

با تبدیل شدن ابزارهای هوش‌مصنوعی به بخشی جدایی‌ناپذیر از آموزش، مهم‌ترین وظیفه نظام‌های آموزشی این نیست که دانشجویان را از استفاده از این ابزارها منع کنند، بلکه باید به آنها بیاموزند پیش از نوشتن نخستین دستور برای هوش‌مصنوعی، ابتدا خودشان فکر کنند. از نگاه پژوهشگران، آینده آموزش بیش از آنکه به میزان استفاده از هوش‌مصنوعی وابسته باشد، به توانایی دانشجویان در حفظ استقلال فکری و استفاده آگاهانه از این فناوری بستگی خواهد داشت

در مقابل، گروهی که پیش از استفاده از ChatGPT ابتدا درباره مسئله بحث کرده و راه‌حل اولیه خود را شکل داده بود، ایده‌های متنوع‌تری تولید کرد و سپس از هوش‌مصنوعی برای نقد، گسترش و اصلاح آنها بهره گرفت. همچنین گروهی که اصلاً از هوش‌مصنوعی استفاده نکرد، بیشترین تنوع را در راه‌حل‌های ارائه‌شده داشت، هرچند کیفیت این پاسخ‌ها یکسان نبود و برخی از آنها ضعیف‌تر از سایرین ارزیابی شدند.

به گفته رومرو، این نتایج نشان می‌دهد هوش‌مصنوعی بیش از آنکه ابزار مناسبی برای آغاز فرایند تفکر باشد، در نقش یک دستیار برای پالایش و تکمیل ایده‌هایی که پیش‌تر خود دانشجویان آن را شکل داده‌اند، عملکرد بهتری دارد. البته او تأکید می‌کند که این پژوهش با مشارکت تنها ۳۶ دانشجو انجام شده و برای تعمیم نتایج به مطالعات گسترده‌تری نیاز است.

هوش‌مصنوعی و «تنبلی فراشناختی»

یافته‌های پژوهش دیگری که «فن» و همکارانش در سال ۲۰۲۵ روی ۱۱۷ دانشجو انجام دادند نیز از این نتیجه حمایت می‌کند. در این مطالعه، دانشجویان پس از انجام یک تکلیف خواندن و نوشتن، نوشته خود را با کمک ChatGPT، یک متخصص انسانی، یک چک‌لیست آموزشی یا بدون هیچ کمکی بازبینی کردند. هرچند استفاده از ChatGPT کیفیت نهایی نوشته‌ها را افزایش داد، اما بررسی رفتار یادگیری دانشجویان نشان داد آنها کمتر به ارزیابی عملکرد خود، بازنگری در مسیر و تصمیم‌گیری مستقل درباره مراحل بعدی پرداختند؛ فرایندهایی که از عناصر اصلی «فراشناخت» به شمار می‌روند.

پژوهشگران این وضعیت را «تنبلی فراشناختی» (Metacognitive Laziness) نامیده‌اند؛ مفهومی که معنای رایج تنبلی را ندارد، بلکه به کاهش تدریجی مشارکت ذهنی دانشجو در فرایند مدیریت یادگیری )self-regulated learning( اشاره دارد. آنها همچنین دریافتند زمانی که به جای کیفیت محصول نهایی، میزان یادگیری واقعی و توانایی انتقال آموخته‌ها به موقعیت‌های جدید سنجیده شد، برتری دانشجویانی که از ChatGPT استفاده کرده بودند، از بین رفت.

به اعتقاد نویسندگان این دو پژوهش، با تبدیل شدن ابزارهای هوش‌مصنوعی به بخشی جدایی‌ناپذیر از آموزش، مهم‌ترین وظیفه نظام‌های آموزشی این نیست که دانشجویان را از استفاده از این ابزارها منع کنند، بلکه باید به آنها بیاموزند پیش از نوشتن نخستین دستور برای هوش‌مصنوعی، ابتدا خودشان فکر کنند. از نگاه پژوهشگران، آینده آموزش بیش از آنکه به میزان استفاده از هوش‌مصنوعی وابسته باشد، به توانایی دانشجویان در حفظ استقلال فکری و استفاده آگاهانه از این فناوری بستگی خواهد داشت.

انتهای پیام/

ارسال نظر