11:32 28 / 04 /1405
در گفت و گو با آنا

روایت حاج‌رضایی از آواز قو و حسن یزدانی در شب فینال جام‌جهانی: از طرف من به او بگویید لطفا اول شو؛ باختت اذیتم می‌کند

امیر حاج‌رضایی
کارشناس ورزش و مربی اسبق فوتبال کار حسن یزدانی در المپیک بعدی که می‌خواهد در آن شرکت کند را «آواز قو» دانست و بار دیگر تاکید کرد که دوست ندارد قهرمانان بزرگ زمین بخورند.

به گزارش خبرگزاری آنا، در شبی که مسابقه رده‌بندی جام‌جهانی فوتبال بین دو تیم انگلیس و فرانسه برگزار می‌شد، با امیر حاج‌رضایی هم‌کلام شدیم. او در همه رشته‌های ورزشی استاد است و مثل فوتبال می‌تواند طوری از آن بگوید که عاشق آن رشته شوی. 

او کشتی را هم خیلی دوست دارد و از کودکی برای تماشای مسابقات به سالن‌های مختلف شهر رفته است. خاطرات بسیاری برایش مانده که هر بار به هر کدام‌شان اشاره می‌کند، یک داستان زیبا ساخته می‌شود.
او کشتی‎‌های کرمان، انتخابی‌های مهم سال را تماشا کرده، این روز‌ها هم جام‌جهانی را می‌بیند، اما همچنان دوست ندارد در مورد فوتبال مصاحبه کند، هرچند که ابتدای گپ دوستانه‌مان گفت که دوست دارد چه کسی قهرمان جام شود و اعتقادی هم به بازی رده‌بندی ندارد. تمجید او از مسی هم مثل «شعر» بود، یک شعر ناب.
گفت‎‌وگوی خبرنگار آنا با امیر حاج‌رضایی، را در زیر می‌خوانید:

آنا: قبلا در مورد حسن یزدانی بار‌ها با هم صحبت کرده بودیم. مطمئن هستم که کشتی‌های کرمان را تماشا کردید. مهم‌ترین مبارزه هم مربوط به ۹۷ کیلوگرم بود. جایی که حسن یزدانی برای یازدهمین بار و شاید یازدهمین مدال به عضویت تیم ملی کشتی آزاد ایران درآمد. این اتفاق هم در شرایطی افتاد که نظر خیلی از کارشناسان بر این بود که بهتر است چند سال قبل از دنیای قهرمانی خداحافظی می‌کرد، اما او آمد و دوباره ملی‌پوش شد.

خیلی‌ها نظرشان این بود که خداحافظی کند و برود، اما خب خودش می‌خواست ادامه دهد. او در خودش می‌بیند که می‌تواند کاری را انجام دهد.

آنا: او دیدگاه جالبی هم در مورد دوره قهرمانی‌اش دارد، از برد و باخت عبور کرده و می‌خواهد کشتی بگیرد، تا جایی که توانش را دارد. 

به نظر من تفکر خوبی دارد و همین باعث می‌شود که انگیزه بیشتری پیدا کند. منتها من نگرانی‌هایی راجع به او دارم. سالیان سال در استادیوم هفتم‌تیر فعلی کشتی‌گیران بزرگی می‌باختند و من خیلی ناراحت می‌شدم. باخت بزرگان همیشه خیلی خیلی ناراحتم می‌کرد. یادم می‌آید دوران قدیم، در وزن سوم ما چه کشتی‌گیرانی بودند، ابراهیم سیف‌پور، رضا قلیچ‌خانی، منصور سرداری، حاج‌کاظمی و... اینها واقعا کشتی‌گیران بزرگی بودند که بعدا آقای خادم هم به آنها اضافه شد. رقابت‌شان نزدیک و سخت بود و وقتی یکی که خیلی نامدار بود می‌باخت و من دوست داشتم ببرد، بسیار متاثر می‌شدم. یک بار دیگر هم با هم صحبت کردیم و به شما گفتم که آن صحنه ضربه شدن حسن یزدانی در جهانی ۲۰۲۳ که خوشبختانه همان هنگام تصویر تلویزیون ما رفت و من آن صحنه را ندیدم خیلی تلخ بود، افتادن یک قهرمان همیشه برایم بسیار سخت است.

آنا: استاد گفتید که در مورد حسن یزدانی نگرانی‌هایی دارید.

به عنوان یک تماشاگر از نظر من چند مسئله سر راه آقای یزدانی است. همانطور که خودتان هم اسم بردید، ۹۷ کیلوگرم وزن بسیار شلوغی است و نامداران جهان در این وزن کشتی می‌گیرند. تازه اینها که اسم بردید (عبدالرشید سعدالله‌یف، کایل اسنایدر، آرش یوشیدا و اخمد تاج‌الدینوف) اسمی‎‌ها هستند درحالیکه کشور‌های آذربایجان، قزاقستان و برخی از اروپایی‌ها هم می‌توانند مدعی باشند و در عین حال هم حسن یزدانی امسال رنک ندارد و هرکجای جدول ممکن است به این نفرات برخورد کند. از آن طرف او دو وزن بالاتر آمده، سال گذشته در تورنمنت رنکینگ کشتی بدی با بوچانان آمریکایی گرفت و اختلاف امتیاز خیلی زیاد بود. آنجا اصلا آماده نبود و به یک کشتی‌گیر کمتر شناخته‌‍شده باخت. البته ما از وضعیت بدنی و روحی و زندگی یک کشتی‌گیر خبر نداریم و صرفا می‌گوییم چرا باخت؛ بنابراین اینها در ذهنم بود و مسئله دیگر، کتف اوست. اینکه در چه شرایطی است و آیا در مسابقه سنگین برایش مشکل ایجاد نمی‌شود. تمام این مسائل احساسی‌ست، من کشتی را خیلی دوست دارم ولی آن را بلد نیستم. البته که یکی دو تا فیلم از او دیدم که چه تمرینات سنگینی انجام می‌دهد، چقدر پرفشار و زحمت می‌کشد. در عین حال هم سه ماه فرصت هست و او می‌تواند تا آبان ماه برای جهانی قزاقستان خودش را بسازد. جان کلام اینکه دلم نمی‌خواهد زمین بخورد.

آنا: همیشه در صحبت‌های‌تان روی همین موضوع تاکید داشتید، که دل‌تان نمی‌خواهد باخت او را ببینید. این وجه مشترک همه آنهایی بود که در کرمان تشویقش کردند.

دلم می‌خواهد آبرومند کشتی بگیرد و این حس من نسبت به حسن یزدانی‌ست. در عمرم تا به حال او را ندیدم، اما پای کشتی‌هایش خیلی حرص خوردم. 

آنا: این روز‌ها که باز هم نام علی دایی به واسطه موضعی که بیرانوند علیه او و چند بازیکن قدیمی گرفته، سر زبان افتاده، داشتم به این موضوع فکر می‌کردم که سال‌های آخر علی دایی نسبت به بازی کردن او هم موضع وجود داشت، از کارشناسان گرفته تا مردم ولی او ماند و حالا همه صرفا از بزرگ و اسطوره بودن علی دایی حرف می‌زنند و کسی اشاره‌ای به آن سال‌های آخر نمی‌کند. 

بله سال ۲۰۰۶ این فشار‌ها آنقدر زیاد و تاثیرگذار بود که برانکو یک بازی او را نگذاشت و خواست جو را آرام کند. این هم هست، متوجه می‌شوم چه می‌خواهید بگویید اینکه این دست از قهرمانان حتی اگر هم ببازند اسطوره می‌مانند.

آنا: در مرگ شاید «زمان» این کاربری را نداشته باشد که درد فراق دخترتان را هیچ واژه‌ای کم نمی‌کند، اما شاید در چنین مواردی واقعا زمان مرهم باشد.

زمان خیلی از مسائل را حل می‌کند. یادم می‌آید آن دوران بعضی آقایان که در کشتی دستی داشتند و بعدها، بعد از فوت آقای تختی گفتند او نباید به جهانی ۱۹۶۶ تولیدو می‌رفت. البته که آقا تختی داستانش جداست و در قلب مردم قرار دارد، اما مردم از باختش خیلی به هم ریختند. قرعه‌اش هم بد بود. المپیک ۱۹۶۴ توکیو بود، برای دیدم فیلم به سینما کریستال در لاله‌زارنو رفته بودم. آنجا فیلم‌های خیلی خوبی را اکران دوم داشتند. بلیت را گرفتم و بعد صدای رادیو آمد که دیدم گزارش کشتی است و آقا تختی با حریف بلغارش مساوی شده و از جدول خارج شد. حالم آنقدر بد شد که دیگر سینما هم نرفتم. او یک آدم خاص بود که احساسی خاص به او داشتیم. حتما آقای یزدانی فکرش را کرده و می‌خواهد شانس خود را امتحان کند که یک بار دیگر در المپیک شرکت کند. جان کلام اینکه دلم نمی‌خواهد زمین بخورد.

آنا: او از منظر دیگری به موضوع نگاه می‌کند، انگار که مدالی ندارد و با همان انگیزه و عطش ادامه می‌دهد و اصلا به موضوع هم برد و باختی نگاه نمی‌کند.

می‎گویند کشتی یک سرش برد است و یک سرش باخت، این هم قبول. ولی من خودم از نظر احساسی صدمه می‌بینم. خدا کمکش کند کاری که می‌خواهد انجام دهد را انجام دهد.

آنا: علیرضا حیدری که خودش از بزرگان تاریخ کشتی ما بوده می‌گفت کاش دوره ما الگویی مثل حسن یزدانی بود که اینهمه مدال داشت و باز هم به دنبال مدال می‌رفت تا نسل ما هم با مدال‌های بیشتری کارش را تمام می‌کرد. 

کاری که حسن یزدانی می‌کند نیش و نوش دارد. نوش آن الگو شدن برای جوانترهاست. اینکه در تاریخ کشتی ایران ماندگار می‌شود و نیش آن هم باخت است که ان‌شاءالله اتفاق نیفتد. 

آنا: هر چه که بود، مهم این است که او انتخابی تیم ملی را برد و بار دیگر صاحب دوبنده تیم ملی شد. به خاطر اسم و رسمش انتصابش نکردند. همیشه هم همین بوده، در حالی که در کشتی ایران انتصاب کم اتفاق نیفتاده است.

البته من دلم می‌خواست آذرپیرای جوان که اوایل مدال گرفتنش هم هست، هم تیم ملی می‌شد. بخشی از این صحبت‌ها و تحلیل‌ها هم به خاطر تصمیمات اتحادیه جهانی است که صرفا ۶ وزن المپیکی داریم و خیلی‌ها در این مسئله متضرر می‌شوند مثل کامران قاسم‌پور که سوخت. اینکه او المپیک نرفته واقعا خیلی ناراحت‌کننده است. من کشتی‌های کرمان را دیدم، حسن یزدانی هر دو مبارزه‌اش با امیرعلی آذرپیرا را با اختلاف دو امتیاز برد. به هرحال او اسم دارد و همچنان هم اسمش کار می‌کند. یک مثال از فوتبال بیاورم. جام‌جهانی ۱۹۷۰، که در مکزیک برگزار شد. تیم آلمان جلوی ایتالیا ۴-۳ باخت و رفت‌رده بندی، در آن بازی بکن‌بائر مصدوم شد ولی اسم و وزنی داشت و همان اسم و وزنش باعث ایجاد یک بار روانی منفی در حریفان می‌شد. کادر پزشکی دست او را بانداژ کرده و به گردنش آویزان کرد و او با یک دست آمد بازی کرد. بکن‌بائر در این بازی به لحاظ سطح فنی شبیه قبل از مصدومیتش نبود ولی از نظر روحی بازی را مدیریت کرد و به تیمش وزن داد که آنها این بازی را بردند و سوم شدند. گاهی این اتفاقات می‌افتد یک کشتی‌گیر یا بازیکن یک جوری وزنه است که حتی وقتی از کیفیت کارش هم کم شده، اما اسمش هنوز بزرگ است و اثرش را می‌گذارد. من امیدوارم حسن یزدانی در این سه ماه باقی‌مانده آماده شود، کشتی اولش به حریفی معمولی بخورد و قرعه خوبی داشته باشد. به نظر من این به نوعی برای حسن یزدانی «آواز قو» ست. او به المپیک لس‌آنجلس فکر می‌کند و اگر به آنجا برسد دیگر قطعا ایستگاه آخرش می‌شود.
 

آنا: به وزن المپیکی آمد و سختی‌های این وزن پرترافیک را در شرایطی به جان خرید که می‌توانست در ۹۲ کیلوگرم خیلی راحت‌تر مدال بگیرد. قطعا به کسب دومین طلای المپیکش فکر می‌کند.

اگر یک روزی شما او را دیدید، بگویید که حس من به شما این است که قهرمان بسیار بزرگی هستید که همیشه دوست دارم فقط ببرید و اگر خدای ناکرده اتفاق دیگری رخ داد، کشتی برد و باخت دارد، اما آقای یزدانی! آدمی احساسی چون من، خیلی از باخت شما اذیت می‌شود. به خاطر من هم که شده، هر جا کشتی گرفتی، اول شو!

انتهای پیام/

ارسال نظر