حیدری: با حسن یزدانی همذاتپنداری کردم؛ بودنش برکت است/ فوتبال هنوز از حضور در جامجهانی دستاوردسازی میکند، یزدانی باید الگو شود
به گزارش خبرگزاری آنا، علیرضا حیدری از جمله قهرمانان بزرگ تاریخ کشتی ایران است. کسی که هم خوب کشتی میگرفت، هم خوب حرف میزد و جهانبینی خاص خودش را دارد و هم اینکه هیچگاه قهرمانی تکبُعدی نبود.
مدال المپیک، طلای جهانی، تکرار چند بارهی آن، سرمربیگری تیم ملی، دورخیز برای ریاست فدراسیون کشتی، بازیگری، بیزینس، آن هم یک بیزینس کاملا موفق؛ و این اخیرا قهرمانی در مسابقات پرورش اندام.
علیرضا حیدری در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری آنا در مورد حسن یزدانی گفت، قهرمانی که دوستش دارد. از همتِ بلند او در رسیدنِ دوباره به تیم ملی ایران و دورخیز برای مدال یازدهمش. او بودن یزدانی را برکت میداند، کسی که باید از او الگو ساخت، نه فوتبالی که هنوز از حضور در جامجهانی به دنبال دستاوردسازی است.
این گفتوگو را بخوانید:
**از 124 کیلو به 99 کیلو رسیدم، گفتند عضلههایت باید کتوشلواری باشد
آنا: همچنان ورزش میکنید؟
ورزش که برای ما به نوعی اعتیاد است.
آنا: همان پرورش اندام؟
نه، همان مقطع بود. قبلا هم گفتم یک چیزی پیش آمد. داستان از ابتدا اصلا جدی نبود. من میخواستم دوباره خودم را باور کنم و این رشته را شروع کردم. گفتند بیا مسابقهای هم بده، بعد گفتند باید یک مقدار باریکتر بشوی. این ورزش به نوعی مدلینگ است، آن موقع درشت بودم و عضلههایم بیرون بود، گفتند باید عضلههایت کت و شلواری باشد! ۱۲۴ کیلو بودم، طی دو ماه، شدم ۹۹ کیلو.
**اینجا وسواس هیکل میگیری، پرورش اندام ریاضت است
آنا: در دو ماه ۲۵ کیلو کم کردید؟ چه چالشی بود!
با رژیم کم کردم، تجربه خاصی بود، خصوصا این رژیم آخرش. میدانستم خیلی متفاوت از کشتی است. در کشتی برای کم کردن کیلوهای آخر، چند روز آخر را نمیخوری، ولی اینجا کاملا متفاوت است. کلا وسواس هیکل میگیری و همیشه به رژیمی. در تمام زندگی ورزشیشان همه چیز را کنترلشده میخورند، یک رژیم بیمزه و بسیار سخت. اینکه باید چربی بسوزانی ولی عضله را نگه داری. یک نوع ریاضت است.
**اینکه روی همهی اعتبارت قمار کنی، شجاعت میخواهد
آنا: کشتی را دنبال میکنید؟
درحد چند تا کشتی که دوست داشتم. مثلا حسن یزدانی را دیدم و کمی از مبارزه امیرمحمد یزدانی را. جایی بودم و فقط فرصت شد همین را ببینم، اما برایم جالب بود که حسن یزدانی چه میکند. به هرحال او قهرمان چند سالهی جهان و المپیک بود و به نوعی هم با او همذاتپنداری میکردم.
آنا: اتفاقا از شما مثالی برای حسن یزدانی آوردم که وقتی مدال برنز المپیک ۲۰۰۴ را گرفتید، گفتید بعد از این انگار با خرده پولهای داخل جیبتان کشتی میگیرید، اما او میگفت مثل یک بدونِ مدال، عطش مدال و مسابقه دارد.
در آن فضا کشتی گرفتن اساسا خیلی سخت است، واقعا تمام اعتبارت را وسط میگذاری. این شجاعت میخواهد. به نظر من این عین شجاعت است که روی همهی اعتبارت قمار کنی.
آنا: کشتیاش با امیرعلی آذرپیرا چطور بود؟
خیلی هوشمندانه گرفت. البته که باید بدنش شلاق بخورد و بریزد. مشخصا به لحاظ بدنی آماده نبود، به هرحال دو وزن بالاتر آمده، ولی با همهی اینها کارش ارزشمند بود، با دو عمل جراحی، دو وزن بالاتر کشتی گرفتن، این واقعا قابل ستایش است.
**تا چند ماه بعد چربیهایش میریزد، یزدانی لازم ندارد وزنش را پر کند
آنا: یعنی معتقدید که تا جهانی وضعیت او بهتر میشود؟
به نظر من هر ماهی که بگذرد اوضاعش بهتر خواهد شد. الان هم مرحله سختی بود که گذراند. در اردوها و تمرینات ماههای آیندهاش، چربیهایش میریزد و سبکتر هم میشود. به نظرم لازم هم ندارد که وزنش را پر کند. زیر وزن بهتر میتواند کشتی بگیرد و دنبال قدرت برود بهتر است.
آنا: بعد از آنکه حسن یزدانی آذرپیرا را برد، همه در مورد رقابتش با سعداللهیف و اسنایدر و باقی مدعیان ۹۷ کیلوگرم که کم هم نیستند، صحبت کردند.
به نظرم یک مقدار با اسنایدر کارش سخت است.
آنا: از این دید میگویید که رزومهاش با کشتیگیران آمریکایی چندان خوب نیست؟
اینکه اسنایدر قدرتی کشتی میگیرد. حسن اگر زیرگیری کند راحت او را میبرد، اما اگر بخواهد به سبک خودش با هل دادن و بیرون کردن حریف از تشک و اساسا با قلدری ببرد، کارش سخت میشود.
**جنس ایستادن رشید من را یاد کورتانیدزه میاندازد؛ ولی از او هم میشود امتیاز گرفت
آنا: با رشید چطور، خیلیها بر این باورند که حسن یزدانی با روسها بهتر کشتی میگیرد.
جنس ایستادنش من را یاد کورتانیدزه میاندازد. اینکه دولا نمیشود و همین دولا نشدن باعث میشود که سختتر به پایش برسی، ولی میشود او را هم گرفت، باید از بغل بگیری. کلا اگر به فکر هل دادن باشی، کار را سخت میکند. سعداللهیف در عکسالعملها خوب است. اینکه فن بزنی در برگشت خوب فن روی فن تو میزند. خیلی هم البته نباید اینطور فکر کنی، باید در کشتی، مثل دارکوب عمل کنی، یک جایی برای نفوذ پیدا کنی و مثل دارکوب پشت سر هم ضربه بزنی. بخواهی روی یک چیز زوم کنی و یک جا را بپایی، خاصیت کشتی گرفتنت را از دست میدهی. یعنی اینکه یک جا را بگیری و ۱۰ جا را بپایی، دیگر ذهن یاری نمیکند.
** تاجالدینوف به درد یک وزن پایین میخورد؛ یزدانی با یوشیدا بهتر از آرش با سعداللهیف کشتی میگیرد
آنا: اخمد تاجالدینوف دو سال خوب پیش رفت، هرچند همان زمان هم مشخصا در کشتیاش اشتباهاتی داشت، مدتی است افتاده روی دور باخت، او را چقدر برای حسن یزدانی خطرناک میبینید؟
تاجالدینوف از نظر من به لحاظ فنی ایراداتی داشت. حالا آن سال (۲۰۲۳) به هر دلیلی که بود، سعداللهیف ضعیف شده بود، اسنایدر خوب نگرفت، طلا گرفت. حالا شاید کشتی اسنایدر به او نخورد، تاجالدینوف خوب است، اما به درد یک وزن پایینتر میخورد. الان که البته به خاطر جراحی کتفش ضعیف شده است.
آنا: و آرش یوشیدا که جز سعداللهیف، همه مدعیان درجه یک ۹۷ کیلوگرم را برد.
من فکر میکنم حسن یزدانی با آرش راحتتر کشتی بگیرد، آرش هم با سعداللهیف کارش شاید راحتتر باشد، چون رشید ایستا کشتی میگیرد ولی آرش زیاد تکان میخورد و سعداللهیف اذیت میشود. به نظر من حسن یزدانی زورش سر است و آرش که کشتی را شلوغ کند، او میتواند در کشتی سرش کلاه بگذارد و امتیازش را بگیرد.
**الگوی 10 مدالهای چون یزدانی دورهی ما بود، شاید خود من هم با 4-5 مدال راضی نمیشدم
آنا: گفتید حسن یزدانی قمار کرد، قمارش هم البته برای رسیدن به دوبنده تیم ملی نتیجه داد، ولی اگر نتیجه نمیداد تجربهی بسیار تلخی میشد، هم برای او و هم کشتی ایران؛ درعین حال که شاید برخی دنبال باختن او بودند، اما خیلیها دوست ندارند شکست حسن یزدانی را ببینند. او رکورددار کشتی ماست.
ما باید یاد بگیریم ناسپاس نباشیم، در جوانی ما فکر میکردیم گرفتن ۴-۵ مدال خوب است، کافیست. حسن یزدانی قهرمانیست که من میتوانم دوستش داشته باشم، چون ادامه دادن، بعد از یک مدتی ماندن، آسیب دیدن و گرم و سرد کشتی را چشیدن، سخت است. نمیدانم درست است این مثال را بزنم یا نه، اینکه چهرهی جنگجو با زخم زیباتر میشود. برای من فارغ از نتیجه، دیدن این عطش حسن یزدانی جالب است. من آذرپیرا را هم خیلی دوست دارم، همشهری هم هستیم، هرچقدر این برای ما جوان و ارزشمند است، اما از آن طرف حسن یزدانی منت دارد سر کشتی ما، برخی میگفتند کاش این دو قهرمان با هم کشتی نمیگرفتند، اما باید بگیرند. آذرپیرا حالا این کشتی را خوب نگرفت، ولی حسن یزدانی لیاقتش را دارد، کاری که او میکند ارزش الگو شدن را دارد. او بعد از این رکورد، الگویی برای قهرمانان ورزش است. اینکه بقیه هم او را نگاه کنند که باید زیاد مدال بگیرند. اینکه راضی شوی، خب طبعا مدال کمتری میگیری. حالا طرف به این فکر کند که بدون باخت برود، سراغ بیشتر مدال گرفتن نمیرود. چنین الگویی برکت است برای کشتی، اینکه سریع راضی نشوی. دوره ما تک مدالهها بودند، من فکر میکردم ۴-۵ مدال گرفتم، خوب است، اگر همعصر ما کسی بود که ۱۰-۱۱ مدال داشت، شاید من هم میخواستم به او برسم. حالا شاید همان ۴-۵ مدال هم خوب بود، ولی من هیچ موقع از نتایجم راضی نیستم. باز هم میگویم کاری که حسن یزدانی کرد، دستاوردی بزرگ برای کشتی بود، و دوباره تاکید میکنم که او بودنش برکت است.
**شجریان و یزدانی روی استیج خودشان بینظیرند؛ چرا کسی که از باختن نمیترسد را از باخت بترسانیم
آنا: قطعا خودش هم به برد و باختش فکر نمیکرد که آمد. هرچند صرفا به نیت برد به میدان آمده و از سبک کشتی گرفتنش هم کاملا پیدا بود، اما باخت هم یک روی سکه بود.
خیلی نباید به این موضوع برد و باختی نگاه کنی. شجریان یک جا در هنر، شجریان است و بینظیر، حسن یزدانی هم در جای خودش، برای همیشه حسن یزدانی است. انگار دو درویش سماع میکنند هر کسی روی استیج خودش بهترین است. حالا یکی نمیترسد ببازد چرا باید او را بترسانیم که از ترس باختن، کار بزرگ را رقم نزند.
**همه آخرِ کار سنشان بالا میرود میبازند؛ خوب است تا تهِ چیزی که دوست داری بروی
آنا: آنهایی که با باخت رفتند، تاثیری روی فردای دوره قهرمانیشان داشت؟
همه این باختها را فراموش میکنند، ولی تو باید با تمام وجودت آن چیزی که میخواهی را زندگی کنی. این راضیات میکند. بعدا که به گذشته برگردی وقتی احساس کنی تهِ یک کاری که در آن تخصص داشتی را رفتهای، از خودت راضی هستی. به هرحال همه در سن بالا میبازند، مسئلهای نیست.
**آن طرف دنیا زندگی یک شکل دیگر است؛ ایرانِ ما امکانات خوبی به ورزشکار میدهد
آنا: اینکه اصرار بود حسن یزدانی به ۹۲ کیلوگرم برود، اما خودش کارِ سخت که رفتن به وزن المپیکی و پرترافیک ۹۷ کیلوگرم بود را انتخاب کرد و پای این انتخابش هم ماند، از او قهرمانی بیبدیل ساخت.
به نظر من کار خوبی کرد. این آدمها باید در جامعه الگو شوند. اینها به جوانترها خودباوری میدهند. این کار بزرگ است، اما فوتبال ما را ببینید، اینقدر دنیا را بزرگ میکند که هنوز در رفتن به جامجهانی و حضور در همین مرحله مقدماتی گیر کردهاند و از این دستاوردسازی میکنند. باور کنید آن طرف دنیا زندگی یک شکل دیگر است، زندگی را اینطور نمیبینند که حضور در جامجهانی دستاورد بزرگی است. ایرانِ ما امکانات خیلی خوبی به ورزشکارانش میدهد، آنجا هرگز اینطوری نیست. آنجا بچه میخواهد فوتبال بازی کند، پدر و مادرش باید حتما کلی هزینه کنند، من در کشتی حتی یک بار هم شهریه ندادم. هیچ موقع امکاناتی که اینجا برای بچهها وجود دارد، آنجا رایگان در اختیارشان قرار نمیگیرد. حالا در سطح ملی البته برایشان فرق میکند، اما از نظر من، در این سطح اوضاع در ایران خیلی بهتر است. من جای درجه یکی زندگی میکنم، این چیزی که میگویم حرف و شعار و ادعا نیست. واقعیت است. نه تنها در ورزش، که در هنر هم همین است، اینجا میتوانی بهترین مربی را برای بچهات بگیری ولی آنجا این شکل نیست. فقط بحث خودباوری است، که ما خودمان را قبول داشته باشیم. نه آن فوتبال که هنوز حضور در جامجهانی را دستاورد میبیند، که چنین آدمی که برای مدال یازدهمش دورخیز میکند و قمارش هم جواب میدهد، خودباوری است.
آنا: علیرضا حیدری همیشه دنبال تجربههای جدید در زندگیاش بوده، اینکه صرفا یک قهرمان کشتی باقی نماند و خیلی چیزها را تجربه کرد. هنوز هم به دنبال چالشهای جدید در زندگیتان هستید؟
یک چیز ارضا نشده انگار در وجودم هست که باید کاری بکنم، شاید یک نوع بیماری است که دنبال دستاورد هستم و همیشه هم ترجیحم مملکت خودم بوده است. من اینجوری فکر میکنم.
انتهای پیام/